هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
جمعه، 13 شهريور 1405
ساعت 21:05
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

شنبه 2 آذر 1387 ساعت 23:37
يكشنبه 3 آذر 1387 03:07 ساعت
2008-11-22 23:37:15
شناسه خبر : 4947

اصلاحات: اخیراً تعدادی از دوستان اصلاح طلب از رویه یک جانبه سایت اصلاحات در دفاع از نامزدی سید محمد خاتمی انتقاد کرده اند و این رویه را خلاف مشی اصلاح طلبی خوانده اند . آنان در تماس با مدیر سایت خواستار طرح دیدگاه های مخالفان نامزدی سید محمد خاتمی شده اند . چرا که از دید آنان ، مخالفان اصلاح طلب نامزدی خاتمی فاقد تریبون هستند و این انصاف نیست که یک رسانه اصلاح طلب دست به سانسور آنان بزند . سایت اصلاحات در همین زمینه اعلام می کند هر چند دست اندرکاران آن از حامیان جدی و قاطع نامزدی خاتمی هستند اما قطعاً می توانند تریبون منتقدان حضور خاتمی نیز باشند . لذا از یادداشت ها ، مقالات و تحلیل های این دوستان نیز یقیناً استفاده خواهیم کرد .

این یادداشت در صفحه 2 روزنامه هم میهن 2/3/1386 منتشر شده و از سوی منقدان نامزدی خاتمی در اختیار سایت قرار گرفته است . به عقیده اصلاح طلبان مخالف خاتمی ، حامیان امروز خاتمی در حالی مخالفان نامزدی وی را متهم به انواع اتهامات می کنند که خود تا چند ماه پیش همین حرفها را می زده اند .

« اصلاحات » بدون وارد شدن به دعوای لفظی اخیر میان برخی روزنامه نگاران اصلاح طلب موافق و مخالف حضور خاتمی و بدون هیچ قضاوتی این یادداشت را به درخواست مخالفان حضور خاتمی منتشر می کند :

من منادی درستی و حقیقت بودن را بر رییس جمهور بودن ترجیح می دادم.

هنری کلی (1852-1777) سیاستمدار آمریکایی

این روزها بحث ضرورت بازگشت خاتمی به عرصه قدرت از طریق نامزدی مجلس در رسانه ها و نیز در سطح پاره ای سیاسیون مطرح شده است. این یادداشت مخالف این نظر است و کوشش می کند در این راه استدلال های خود را عرضه کند.

پیشنهاد نامزدی خاتمی دو خاستگاه دارد که دو زاویه کاملا متفاوت را نسبت به موضوع می گشاید: خاستگاه اول اگرچه پراکنده و نوعا از موضع شخصی، ولی از اردوگاه اصلاح طلبان برمی خیزد. برخی از چهره های اصلاح طلب با این استدلال که اوضاع فعلی نامطلوب است و تنها کسی که می تواند محور اجماع اصلاح طلبان باشد و از ادامه روند کنونی جلوگیری کند؛ خاتمی است عنوان می کنند که خاتمی اگر نامزد مجلس شود می تواند شوری برانگیزد و با اقبال عمومی به لیستی که او در صدر آن است می توان به اکثریت در مجلس آینده دست یافت و او را بر صدر مجلس آینده نشاند. تصور این است که این روند به پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری بعد نیز منجر خواهد شد.

خاستگاه دوم این پیشنهاد از اردوگاه جناح مخالف بر می خیزد. آنان با دامن زدن به این پیشنهاد اهداف ضد اصلاحی را دنبال می کنند و چنین تحلیل می کنند که اگر این انتظار در میان طرفداران اصلاحات در لایه های مختلف رفته رفته به یک مطالبه عمومی تبدیل شود و خاتمی علی رغم مشاهده آن، از پذیرش حضور خودداری کند، استنکاف او به یک یاس و نارضایتی مسری و پیش رونده تبدیل خواهد شد که منافع جناح مقابل را تامین خواهد کرد. از سوی دیگر چنانچه او در نهایت تسلیم درخواست های عمومی طرفدارانش شود آنگاه است که پروژه هاشمی شدن درباره او کلید خواهد خورد و موج تخریب ها علیه او آغاز می گردد و به این ترتیب منفعت دیگری شامل حال آنها خواهد شد. گو اینکه فرصتی یافته اند تا نمادی را که محبوبیت و جایگاهش نزد افکار عمومی به طور روز افزونی بالاتر می رود؛ به چالش بکشند و این اعتبار را مخدوش سازند.

در باره مصلحت اندیشی های دوستان اصلاح طلب به دو نکته مهم و اساسی اشاره می کنم: اول اینکه پیشنهاد حضور خاتمی در انتخابات آینده مجلس، نگاهی تنزل طلبانه نسبت به او دارد. خاتمی با اینکه فردی صادق و صاحب تجربه و اندیشمند و اصلاح طلب واقعی و با پشتوانه قوی افکار عمومی است ولی به نظر من خاتمی فراتر از همه اینهاست. خاتمی پس از گذراندن دوره های پیشین اصلاحات –با همه فراز و نشیبش و باهمه کاستی ها و امتیازاتش- اینک یک نماد و یک سرمایه مهم اجتماعی است که می تواند نقشی فراتر از یک سیاستمدار عادی در جایگاه نمایندگی مجلس و یا ریاست مجلس ایفا کند. او اگر در نقشی که شایسته اوست بنشیند می تواند سازنده همه این جایگاه ها باشد به جای اینکه از او توقع کنیم شخصا آن نقش ها را ایفا کند. بارها گفته شده و من نمی خواهم تکرار کنم که چهره های ماندگار و موفق افرادی هستند که در هنگام اوج از جایگاه های خود کنار می روند. نلسون ماندلا شاید یکی از گویاترین این نمونه هاست. نمونه معاصر دیگر ماهاتیر محمد است. روشن است که اگر هر کدام از این رهبران اراده می کردند امکان حضور دراز مدت آنان در بالاترین پست اجرایی کشور برایشان مقدور بود ولی آنان ترجیح دادند کنار روند و کار را به دیگران بسپارند. حالا آنها اگرچه رییس جمهور نیستند ولی جایگاه هیچیک از آنها نیز در افکار عمومی نه تنها تقلیل نیافته بلکه بارها و بارها ترفیع هم پیدا کرده و راه و یادشان تبدیل به نماد و چراغ حرکت دیگران گردیده است، ضمن اینکه محدوده نقش آفرینی آنها هم از حدود مرزهای جغرافیایی کشورشان فراتر رفته و ابعاد منطقه ای و حتی جهانی یافته است.

نگرانی ها و تلاش دوستان برای تضمین دادن به تغییر وضع موجود قابل درک و مستوجب ستایش است ولی این تلاش نباید به قیمت از دست دادن بخش مهمی از سرمایه ای شود که جایگاهی منحصر به فرد دارد.

نکته دیگری که مایلم به آن تاکید کنم در مذمت ساده سازی غیر واقعگرایانه مسائل است. متاسفانه یکی از مهمترین اشکالات سیاسیون ما –به طور کلی؛ این اشکال در عین حال در جبهه مخالفین اصلاحات بیشتر قابل مشاهده هست- ساده سازی مسائل به گونه ای است که نسبت به بخشی از واقعیات گریز ناپذیر غافل می ماند. به استدلال دوستان اصلاح طلبی که پیشنهاد حضور خاتمی در انتخابات مجلس را داده اند دوباره دقت کنیم. با اینکه در اقبال عمومی نسبت به شخص خاتمی کمترین تردید هست ولی چه کسی تضمین می کند که حضور خاتمی در صدر یک لیست به معنای رای آوری اکثریت افراد باقیمانده در لیست نیز خواهد شد؟ این نکته با یادآوری اعمال نظارت استصوابی و احتمال ریزش بسیاری از افراد وجیه در لیست اصلاح طلب بیشتر قابل درک خواهد بود. از سوی دیگر اگر فرض دوستان را برای تهران بپذیریم در باره 260 کرسی باقیمانده در شهرستان ها چه؟ دوستان می دانند که مناسبات رقابت در شهرستان ها به ویژه در شهرهای کوچک با شهرهای بزرگ و مراکز استان ها متفاوت است و این تنها موجی مثل دوم خرداد می طلبد تا بتوان پیامی را مثل یک بهمن فرو ریزنده به تمام شهرها و نقاط رساند و نتیجه لازم را از آن انتظار داشت. با این توضیح می خواستم به این نتیجه برسم که با وجودی که تاثیر حضور خاتمی در انتخابات مجلس برای اصلاح طلبان غیر قابل انکار است ولی تحصیل همه نتایجی که پاره ای دوستان از این حضور انتظار می کشند محل تردید و سوال است. این گزاره با یادآوری شرایط و حاکمیت مخالفان اصلاحات بر مقدرات امور و نیز عدم دراختیار داشتن رسانه های فراگیر قابل درک تر است.

در این صورت چنانچه سرمایه بزرگ خاتمی بیهوده صرف امری شود که از آن لزوما و ضرورتا نتایج حداکثری میسر نیست آیا جز اتلاف این سرمایه غیر قابل بازگشت و جبران ناپذیر و هزینه کردن سخاوتمندانه و کم بهره از آن نیست؟ دقیقا به همین دلیل هم هست که مخالفان اصلاحات با وجودی که آشکارا از اصل بازگشت اصلاحات در هراسند ولی نسبت به دامن زدن به این مطالبه کمتر تردید می کنند. برای آنها فرو ریختن یک نماد در هر میزانی یک گام اساسی به جلو و موفقیتی راهبردی است.

در پایان این نوشته بار دیگر به سخن هنری کلی که در ابتدا به آن اشاره شد باز می گردم. خاتمی اینک بر موضع راستین خود نشسته است. این موضع برای او والاتر و ارزنده تر از کرسی ریاست جمهوری است. او محور اجماع اصلاح طلبان و معتمد مردم و در آینده به طور روزافزونی گواه خلل ناپذیری در اندیشه اصلاحی میان افکارعمومی خواهد بود. از سرمایه های خود به قدر شان و اعتبارشان طلب کنیم و جایگاه آنها را به خاطر منافع آنی و کوتاه مدت فرونکاهیم که این در میان مدت و درازمدت به نفع همه ما و کشور خواهد بود.



-