هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
شنبه، 28 شهريور 1405
ساعت 14:05
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

شنبه 28 شهريور 1405 ساعت 13:57
شنبه 28 شهريور 1405 13:52 ساعت
2026-9-19 13:57:04
شناسه خبر : 390335
اخیراً خانم بهروزآذر، معاون امور زنان و خانواده رئیس‌جمهور، گزارشی از عملکرد این معاونت و دولت چهاردهم در حوزه مسائل زنان ارائه کردند. اما بخش‌های فرهنگی این گزارش، بیش از آنکه بازتاب‌دهنده رویکردها و مواضع دولت جمهوری اسلامی ایران باشد، به عملکرد دولت‌های خنثی و لیبرال و حتی ضداسلامی شباهت دارد. به‌گونه‌ای که اگر عناوین پرطمطراق و تشریفاتی را کنار بگذاریم، مع‌الاسف تفاوت محسوسی میان دولت چهاردهم و یک دولت سکولار در عرصه فرهنگی به چشم نمی‌خورد.
 
این شباهت نگران‌کننده، تنها یک داوری سطحی یا سیاسی نیست؛ بلکه ریشه در یک نگاه خاص به فرهنگ دارد. نگاهی که فرهنگ را نه عرصه‌ای برای تربیت انسان و تعالی جامعه، بلکه صحنه‌ای برای مدیریت افکار عمومی و تأمین منافع جناحی می‌بیند. در چنین نگاهی، ارزش‌های دینی تا آنجا محترم‌اند که با نظرسنجی‌ها و محاسبات انتخاباتی در تعارض نیفتند. نتیجه این رویکرد آن است که دولت، به‌جای پیشگامی در هدایت فرهنگی، به دنبال هم‌رنگی با موج‌ها و جریان‌های غالب رسانه ای می‌رود، حتی اگر آن موج‌ها در تضاد با مبانی انقلاب اسلامی باشند.
 
مهم‌ترین بخش گزارش خانم بهروزآذر، که بیش از هر موضوع دیگری و در نخست صحبت به آن پرداخته شد، مسئله عفاف و حجاب بود. امروز وضعیت پوشش، بدحجابی و بی‌حجابی در جامعه ایران در مقایسه با دوره‌های مختلف تاریخی کم‌نظیر است و فرهنگ عمومی دچار بحرانی عمیق شده است. با این حال، هر بار که معاونت امور زنان دولت میخواهد در این حوزه موضعی اتخاذ کند، به بی‌عملی و هیچ‌کاری نکردن خود افتخار می‌کند. گویی سکوت و انفعال در قبال ارزش های الهی، خود به فضیلت تبدیل شده است.
 
دولتی‌ها همواره بر این نکته اصرار دارند که حجاب مسئله‌ای فرهنگی است و نباید در این عرصه به‌صورت سلبی وارد شد. اما پرسش جدی اینجاست که دقیقاً خودشان کدام رویکرد و برنامه ایجابی و فرهنگی را در این زمینه در پیش گرفته‌اند؟ وقتی دولتیان پیوسته بر نفی اقدامات قانونی در حوزه حجاب پافشاری می‌کنند و در همان حال تقریباً هیچ حرکتی از سوی آنان حتی در عرصه‌های ایجابی و فرهنگی دیده نمی‌شود، روشن می‌شود که این اصرار بر نفی قانون‌گذاری، دلیلی دیگر می‌تواند داشته باشد. این پافشاری‌های نابجا در کنار بی‌عملی عینی، تنها می‌تواند نشانه سیاسی‌کاری دولت در این زمینه باشد. وقتی برخی از خود کارگزاران از بن دندان به مبانی فکری و فرهنگی انقلاب و شریعت اسلامی باور نداشته باشند، نتیجه آن می‌شود که احکام الهی را قربانی منافع زودگذر حزبی و سیاسی خود می‌کنند.
 
آیا این سخنان دولتی‌ها که هر جا می‌روند، یکی از افتخارات خود را زمین‌گیر کردن لایحه عفاف و حجاب می‌دانند، دلیلی غیر از این دارد که همان فعالیت‌های ایجابی و فرهنگی را نیز به حاشیه برانند؟ آیا اگر واقعاً این افراد باور به لزوم اجرا و گسترش شرایع دینی توسط نظام اسلامی در جامعه داشتند، همین‌گونه رفتار می‌کردند؟ قطعاً این‌طور رفتار نمی‌کردند. اما مع‌الاسف برخی افراد، قدرت و منافع انتخاباتی و حزبی را بر هر چیز دیگری ارجحیت می‌دهند و در این مسیر، از هیچ اقدامی که نتیجه ای جز تضعیف ارزش‌های دینی دارد، دریغ نمی‌کنند.
 
خانم بهروزآذر در گزارش خود اذعان می‌کنند تا زمانی که شرایط فرهنگی مناسب ایجاد نشده، باید تمام تلاش ما و همه هم و غم ما این باشد که دو گروهی که حجاب دارند یا ندارند، همچنان خواهر و برادر هم باقی بمانند. این سخن در برخی مواضع و موقعیت‌ها و در خصوص پاره‌ای از اقشار جامعه صادق است، اما عمومیت و کلیت ندارد. چرا که محور وحدت و برادری و خواهری، هم‌عقیدگی و هم‌دلی و اعتصام به حبل‌الله است. شاید افرادی در جامعه وجود داشته باشند که علی‌رغم نقص ظاهری، با جبهه حق و ایمان همدل و هم‌عقیده باشند. قاعدتاً آن نقص ظاهری مانع ایجاد وحدت و برادری با این افراد نیست و باید با آنان با مدارا رفتار کرد و معنای جذب حداکثری هم در بیانات امام شهید انقلاب همین است. اما عده‌ای دیگر در جامعه اسلامی حضور دارند که نه‌تنها با جبهه مؤمنان هیچ همدلی و هم‌عقیدگی ندارند، بلکه آرزوی شکست جبهه حق را در دل خود می‌پرورانند. تجربه نشان داده و منطق دینی نیز همین را تأیید می‌کند که به هر نسبتی که افراد در زمینه فرهنگی و سبک زندگی از حکومت اسلامی فاصله می‌گیرند، به مهلکه عناد و دشمنی با جبهه حق نزدیک‌تر می‌شوند و بیشتر مستعد وحدت‌شکنی و فقدان هم‌دلی با اهل ایمان می‌گردند. بنابراین نمی‌توان مسئله حجاب و موضوعات فرهنگی را با سخن گفتن از وحدت به حاشیه راند و از زیر بار مسئولیت آن شانه خالی کرد.
 
 
معاونت امور زنان دولت چهاردهم در بخش دیگری از صحبت‌هایشان بیان می‌کنند که همه کسانی که در مسئله حجاب و پوشش نقص دارند، ایران را دوست دارند و قلبشان برای کشور می‌تپد. همچنین ایشان اذعان دارند که ما قبل از جنگ ندیده بودیم (و بعد از جنگ فهمیدیم) که دختران ایران چه‌قدر دل‌های پاکی داشتند و چه‌قدر ایران‌دوست بودند. فارغ از اینکه این سخنان کلیشه‌ای و سطحی‌انگارانه است و ارزش تحلیلی و محتوایی چندانی ندارد، اما در همین جنگ اخیر معلوم شد آن کسانی که به‌جد پای میهن اسلامی ایستادند و نقششان در دفاع مقدس سوم از همه بیشتر بوده و بیش از دویست روز است که خود عرصه خیابان را حفظ کرده‌اند و فرزندانشان در خط مقدم جنگ شهید می‌شوند، همین قشر متدین جامعه ایران و کسانی‌ هستند که به دین و شریعت خود پایبندند. بنابراین فرهنگ و سبک زندگی در جهت‌گیری‌های کلان اقشار نقشی بنیادین دارد و عرصه سیاسی و عملی از عرصه فرهنگی قابل تفکیک نیست. کسی که در سبک زندگی خود به ارزش‌های دینی بی‌اعتناست، نمی‌توان انتظار داشت که در لحظه‌های حساس، از کیان نظام و ایران دفاع کند. حتی آنهایی که با وجود نقص ظاهر، در جبهه دفاع از ایران اسلامی می ایستند، عموماً از دل خانواده ها و پدر و مادرهایی متدین رشد و نمو پیدا کرده اند و دارای بسترهای پیشینی بوده اند. خیلی کم پیش می آید که کسی نه دارای خانواده  مذهبی بوده و نه التزام دینی شخصی داشته باشد و همزمان پای کار نظام و انقلاب هم ایستاده باشد.  
 
خانم بهروزآذر در بخشی دیگر ادعا می‌کنند که لایحه عفاف و حجاب تنش‌زا و دوقطبی‌ساز بوده و قابلیت اجرا ندارد. فارغ از صحت این ادعا، نحوه عملکرد دولت در برخی دیگر از زمینه‌ها نشان می‌دهد که این ادعا نیز ناشی از همان سیاسی‌کاری برخی کارگزاران دولت چهاردهم است. با طرح این ادعا، یک پرسش جدی که از مسئولان دولتی می‌توان پرسید این است که مگر اقداماتی مانند حذف ارز ترجیحی که باعث پاس گل دادن به دشمنان و معاندین و برپایی فتنه و جنگ شد، تنش‌زا نبود؟ مگر گران کردن مجدد بنزین و حذف یارانه‌ها و عبرت نگرفتن از حوادث دی‌ماه در این شرایط حساس، تنش‌زا نیست؟ این تناقضات و تضادهای ۱۸۰ درجه‌ای در دو حوزه اقتصاد و فرهنگ چگونه قابل پاسخ دادن است؟ چرا دولتی که در حوزه اقتصاد از اجرای سیاست‌های تنش‌زا ابایی ندارد، در عرصه فرهنگ به‌ناگاه دغدغه تنش‌زدایی پیدا می‌کند؟ پاسخ این پرسش را باید در همان نگاه گزینشی و سیاسی به فرهنگ جست‌وجو کرد؛ نگاهی که فرهنگ را نه عرصه مسئولیت، بلکه میدان مانور سیاسی می‌بیند.
 
آنچه از این گزارش و مواضع معاونت امور زنان دولت چهاردهم برمی‌آید، تنها یک ضعف مدیریتی یا کم‌کاری اجرایی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از یک عقب‌نشینی راهبردی در عرصه فرهنگ است. دولتی که خود را دولت اسلامی می‌داند، نمی‌تواند در برابر مسئله حجاب و عفاف، یا با سکوت و انفعال عبور کند و یا با ادبیات نادرست، احکام الهی را به حاشیه براند. وحدت واقعی آن‌گاه معنا دارد که بر محور ایمان و اعتصام به حبل الله شکل بگیرد، نه بر محور بی‌تفاوتی نسبت به ارزش‌ها و مصلحت‌اندیشی حزبی. اگر دولت در حوزه اقتصاد، سیاست‌های تنش‌زا را با قاطعیت اجرا می‌کند، اما در حوزه فرهنگ از هر اقدام ایجابی و قانونی می‌گریزد، ریشه این تناقض را باید در همان نگاه گزینشی و سیاسی به فرهنگ جست‌وجو کرد. انتظار از دولت جمهوری اسلامی این است که به‌جای هم‌رنگی با موج‌های ضد فرهنگی، پرچمدار ترویج عفاف و حجاب و اجرای قانون و برنامه‌های فرهنگی و ایجابی باشد. در غیر این صورت، فاصله میان دولت و بدنه متدین و انقلابی جامعه روزبه‌روز بیشتر می‌شود و هزینه آن را نه فقط یک دولت، بلکه فرهنگ عمومی و آینده انقلاب اسلامی خواهد پرداخت.
 
 


-