هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
پنجشنبه، 17 ارديبهشت 1405
ساعت 04:11
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

پنجشنبه 21 اسفند 1404 ساعت 23:55
پنجشنبه 21 اسفند 1404 23:40 ساعت
2026-3-12 23:55:34
شناسه خبر : 388754
روز گذشته قطعنامه پیشنهادی بحرین، به نمایندگی از کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و کویت، در شورای امنیت سازمان ملل تصویب شد. این قطعنامه غیرالزام‌آور، بدون اشاره به ریشه ناامنی در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز ــ یعنی حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران ــ حملات ایران به پایگاه‌های آمریکا در این کشورها را محکوم می‌کند و از ایران می‌خواهد ضمن احترام به تمامیت ارضی این کشورها، این حملات را سریعاً متوقف کند.  
 
همچنین در این قطعنامه بر حق این کشورها برای دفاع از خود طبق ماده ۵۱ منشور سازمان ملل تأکید شده است. موضوع تردد در تنگه هرمز نیز مورد اشاره قرار گرفته و اقدام ایران در بستن تنگه هرمز محکوم شده است.
 
نکات قابل توجه درباره این قطعنامه: 
قطعنامه ۲۸۱۷ نشان می‌دهد کشورهای عرب منطقه خلیج فارس همچنان بر این معادله رفتار می‌کنند که امنیت پایگاه‌های آمریکا در خاک خود را معادل امنیت خود می‌دانند؛ به همین دلیل نسبت به حملات ایران به این پایگاه‌ها اعتراض دارند. برای شکل‌گیری نظم جدید در منطقه، باید این معادله در ذهن حکام عرب تغییر کند و آنها متوجه شوند که حضور آمریکا عامل ناامن است و ایران با خود آنها بر اساس حسن همجواری رفتار می‌کند.
 
در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از حمله روسیه به اوکراین، در محافل بین‌المللی از پایان «نظم مبتنی بر قانون» سخن گفته می‌شود. یکی از نشانه‌های این وضعیت، بی‌خاصیت شدن نهادهای بین‌المللی از جمله شورای امنیت سازمان ملل است. بنابراین صدور یک قطعنامه غیرالزام‌آور را نمی‌توان اقدامی مؤثر و جدی دانست؛ هرچند برخی آن را نشانه‌هایی از شکل‌گیری نوعی همگرایی در فضای بین‌الملل تلقی می‌کنند.
 
عدم طرح این قطعنامه ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل نکته قابل توجهی است. با آنکه ماهیت این موضوع مستقیماً به «صلح و امنیت بین‌الملل» مربوط می‌شود، اما قطعنامه ذیل فصل هفتم مطرح نشده است. این موضوع نشان می‌دهد آمریکا و متحدانش امید چندانی به موفقیت در این مسیر نداشته و نگران مخالفت بازیگران مؤثری مانند چین و روسیه بوده‌اند؛ بنابراین قطعنامه را به‌صورت عادی مطرح و دنبال کرده‌اند. البته بعید نیست در آینده تلاش شود قطعنامه‌های بعدی ذیل فصل هفتم مطرح شوند؛ ازاین‌رو دستگاه دیپلماسی باید فعالیت خود را افزایش دهد. هرچند حتی قطعنامه فصل هفتمی نیز برای کشوری مانند ایران که تحت تحریم شدید و در حال تقابل با آمریکا و متحدانش است، عملاً چیز بیشتری به همراه نخواهد داشت.
 
رأی ممتنع چین و روسیه را می‌توان بر اساس منافع مشترک این دو کشور با کشورهای عرب منطقه خلیج فارس تحلیل کرد.چین سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی در این کشورها دارد و اختلال در تنگه هرمز برای آن نامطلوب است؛ هرچند در سطح راهبردی و ژئوپلتیک، چین با تضعیف حضور و نفوذ آمریکا در منطقه همراه است. از این رو رأی ممتنع را می‌توان رفتاری میانه از سوی چین دانست که با توجه به ماهیت غیرالزام‌آور قطعنامه قابل فهم است.
 
روسیه نیز منافع مشترکی با کشورهای عرب دارد. به‌ویژه پس از مواجهه با تحریم‌های غرب، از فضای امارات برای دور زدن تحریم‌ها استفاده کرده و سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی در این کشور انجام داده است. مقامات روس از ابتدای جنگ نیز اشاره کرده‌اند که حملات ایران متوجه پایگاه‌های آمریکایی بوده و اگر این پایگاه‌ها در کشورهای منطقه وجود نداشتند، هدف حمله قرار نمی‌گرفتند.
 
به نظر می‌رسد چین و روسیه با توجه به ماهیت غیرالزام‌آور قطعنامه ــ که آن را بیشتر به یک بیانیه سیاسی تبدیل می‌کند ــ *ترجیح داده‌اند موضعی میانه اتخاذ کنند و از حق وتوی خود برای مقابله با آن استفاده نکنند.این رفتار سیاسی در چارچوب مواضعی است که پیش‌تر نیز در بیانیه‌های مشترک آنها با شورای همکاری خلیج فارس دیده شده است. با این حال، این رفتارها در حافظه ما باقی خواهد ماند و در تنظیم مناسبات آینده حتماً تأثیرگذار خواهد بود؛ نه باید آن را بزرگ‌نمایی کرد و نه کوچک شمرد.


-