هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
جمعه، 3 مهر 1405
ساعت 07:08
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

جمعه 4 اسفند 1396 ساعت 15:41
جمعه 4 اسفند 1396 15:02 ساعت
2018-2-23 15:41:36
شناسه خبر : 284275
 اگر تمدن مدرن فعلا گریز ناپذیر باشد،  علوم انسانی اش هم کم و بیش ناگزیر است گرچه باب نقد این علوم و بعضا ارائه بدیل هایی هم می تواند و باید همیشه مفتوح باشد...
اگر تمدن مدرن فعلا گریز ناپذیر باشد، علوم انسانی اش هم کم و بیش ناگزیر است گرچه باب نقد این علوم و بعضا ارائه بدیل هایی هم می تواند و باید همیشه مفتوح باشد...

رجانیوز - گروه اندیشه: مهدی نصیری نیز دست به قلم شد تا پیرامون نامه دکتر رضا داوری نکاتی را یادآور شود.

 

به گزارش رجانیوز پیش از این داوری طی نامه‎ای خطاب به دبیرخانه هم‌اندیشی اسلامی ضمن اعلام انصراف از شرکت در نشست علم دینی، پیشنهاد داده بود به جای سخن گفتن از علم دینی و تمدن اسلامی، از امکان آن گفت‎و‎گو شود. او با این تأکید که "علم و جامعه با هم قوام می‎یابند"، از اینکه "علم یک طرح مهندسی ساختنی نیست، یافتنی است." سخن به میان آورده بود و با توجه به وضعیت جامعه ایران که گرفتار سودای تکنولوژیک است، به نوعی به امتناع علم دینی و تمدن‎سازی اشاره کرده بود.

 

مهدی نصیری طی یادداشتی با عنوان "حاشیه‎ای بر نوشته تازه دکتر داوری اردکانی درباره علوم انسانی اسلامی" کوشید نکاتی را حول محور این یادداشت فهرست کند. او نیز اگر چه جانب امتناع را گرفت اما به جای آنکه کورسوی امید را آنجا قرار دهد که "روح دینی" به بیان داوری بار دیگر رخ‎نمایی کرده، تأسیس تمدن را تنها در سایه حذف مدرنیته که ممکن است با جنگی ویرانگر محقق شود، ممکن دانست. او البته خواسته یا ناخواسته در پایان یادداشت انگار بحث را باز به چیستی علم دینی که به نوعی موضوع نشست قرار گرفته است بازگرداند و از ضرورت دستیابی به تعریفی واحد از علم دینی سخن گفت.

 

رجانیوز پیش از این یادداشتی از حجت الاسلام خسروپناه و یک سخنرانی تفصیلی از آیت الله میرباقری ناظر به برخی محورهای مورد بحث منتشر کرده بود. حجت الاسلام خسروپناه در آن یادداشت از مدیریت‎پذیر بودن تولید علم سخن گفته بود چنانکه در غرب نیز علم مدیریت شده و می‎شود. آیت‎الله میرباقری نیز روند دستیابی به تمدن نوین را نه برپایه‎ی ایجاد خودآگاهی با کتاب نوشتن که بر پایه‎ی یک نزاع تاریخی، دامنه‎دار و گام به گام تصویر کرده بود که در آن جوششی بر پایه‎ی درونی‎ترین لایه‎های الهی جامعه رخ می‎دهد. از این منظر شاید نتوان افول یک تمدن و ظهور تمدنی دیگر را به مثابه‎ی روندی دیالکتیکی مشابه آنچه کمونیست‎ها برای روند رسیدن به جهان مطلوبشان تصویر می‎کردند، تصویر کرد.

 

متن یادداشت مهدی نصیری بدین شرح است:

 

اخیرا یادداشتی از  استاد ارجمند و متخلق دکتر رضا داوری اردکانی در باره عدم امکان علوم انسانی اسلامی و عدم صلاحیت ورود دین به این عرصه منتشر شد (http://rezadavari.ir) که در باره آن نکاتی را عرضه می دارم: 
 
 اگر دست دین و وحی را از ارائه و تعلیم علومی که مربوط به ساحت هدایت انسان و مدیریت جامعه انسانی است کوتاه بدانیم دیگر جایی برای حضور و مداخله دین نمی ماند. 
 
در حالی که منشا و مولد همه علوم مثبت و مفید ماقبل دوران مدرن، حتی علوم مربوط به ساحت مادی و معیشتی بشر، وحی و تعالیم انبیای الهی بوده است و بر خلاف نظریه  مورخان  علم مدرن، تاریخ بشر نه با جهل و صباوت و توحش که با علم و بلوغ و کمال آغاز می شود (و علم ادم الاسماء کلها و علم الانسان ما لم یعلم و  ...) و تمدن در بعد مادی و معنوی آن با تعالیم مستقیم آدم ابوالبشر علیه السلام و انبیای بعدی  شکل می گیرد و هیچ دلیلی بر نقش تجربه مستقل بشری (جز مواردی اندک) در تمدن سازی ماقبل مدرن حتی در جهت ابزار سازی وجود ندارد و جز دهریین تقریبا هیچ عالمی قائل به تجربی بودن تمدن مادی ماقبل مدرن نبوده است.  (به قول مولوی: این نجوم و طب وحی انبیاست/ عقل و حس را سوی بی سو ره کجاست /  جمله حرفتها یقین از وحی بود...)
 
 بر این اساس به نحو اولی آنچه مربوط به ساحت معنوی و فکری و اعتقادی انسان بوده از سوی انبیا به بشر ارائه شده و به تجربه و تولید فکری و عقلی او واگذار نشده است.
 
اما آنچه در دوران مدرن در عرصه علم و تکنیک رخ داده،  انحراف از نقشه راه تمدنی انبیا با تکیه بر اندیشه خود مختار بشری است (اگر چه در این تغییر مسیر تمدنی از میراث تمدنی ما قبل مدرن بهره گرفته و در خلا آغاز نکرده) که محصول آن،  تمدن بحران آفرین و ویرانگر مدرن کنونی بوده است. 
 
البته این که امروز با این تمدن چه نحو مواجهه ای باید داشت، حتما توصیه به هدم و انهدام آن و حتی فرار از آن نیست و این که آیا باید دست به تاسیس تمدنی دیگر زد نیز بحث دیگری است که به نظر می رسد تنها در صورت حذف  مدرنیته که ممکن است با یک جنگ ویرانگر مدرن رخ دهد، قابل طرح و بررسی است، اگر چه اساسا تحقق تمدن تراز دین منوط به حضور مبسوط الید امام معصوم علیه السلام است. 
 
در زمینه اسلامی کردن علوم انسانی نیز با مفروض گرفتن نقش انحصاری وحی و دین در این عرصه، به راحتی نمی توان سخن از تغییر تمام عیار آنها به خصوص با توصیه و بخش نامه و ... گفت و اگر تمدن مدرن فعلا گریز ناپذیر باشد،  علوم انسانی اش هم کم و بیش ناگزیر است گرچه باب نقد این علوم و بعضا ارائه بدیل هایی هم می تواند و باید همیشه مفتوح باشد. 
 
و اما نکته قابل توجه در این میان این است که اکنون عمدتا پیروان حکمت متعالیه منادیان این تحول هستند و از نقش کلیدی این فلسفه در این پروژه سخن می گویند در حالی که بر اساس دیدگاه مخالفان، اسلامی بودن خود این فلسفه مورد سئوال و بلکه انکار است و به قول خود آقایان فاقد شئ چگونه می تواند معطی شئ باشد. 
 
بنا بر این سزاوار آن است که اول حوزویان تعریف شان را از علم دینی و غیر دینی و اسلامی و غیر اسلامی در بین خود روشن و منقح کنند و بعد به سراغ علوم انسانی موجود در دانشگاهها بروند و قبل از این امر حتما چنین تلاشی فایده چندانی در بر نخواهد داشت بلکه بر تعارضها و تنشهای موجود فرهنگی و اجتماعی و سیاسی می افزاید در حالی که به نظر می رسد جامعه بیش از این تحمل این همه تعارضات نظری و عملی و فلسفی و کلامی و سیاسی و ... را ندارد.
 
مطالب قبلی:
 
 
 


دیدگاه کاربران


بالاخره آقای نصیری هم تسلیم مدرنیته شد. یقینا این یادداشت با استقبال
شدید لیبرالها و اصلاح طلبان مواجه خواهد شد. اما چندکلام با آقای نصیری:

اولا آیا زمانی که انبیا برای پایی حکومت حق قیام کردند بستر تمدنی در
جهت دین بود یا بر عکس، ذهنیت حاکم و ارزشهای تمدنی کاملا علیه انبیا
بود؟ بدیهی است که همیشه این شیطان بوده که دعوتش اجابت شده و تمدنها را
بنا کرده است. لهذا حتی اعراب جاهلی و حتی بسیار قبلتر از آنها قوم نوح
علیه السلام وقتی به دین دعوت می شدند می گفتند این حرقفها قدیمی شده و
افسانه پیشینیان است! ان هذا الا اساطیر الاولین! چرا که در هر دوره
مردم آن عصر خود را مدرن و پیشرفته و سخن گفتن از توحید و خداپرستی را
امل بازی می دانسته اند. با تفکر جدید آقای نصیری العیاذ بالله تمام
انبیا در غفلت بوده اند!
اما انبیا آمدند تا بازی تمدنی شیطانها را به هم بریزند و و به آن نه
بگویند و آنچه مردم هر زمان مدرنیته و پیشرفت نامیدند را در هم بکوبند.
البته در این راه با مشکلاتی مواجه شدند بسیار شبیه مشکلاتی که ما الان
داریم. اما مطلقا کوتاه نیامدند.

ثانیا ایشان رسما ادعا می کند در زمان غیبت امام باید 70 درصد قرآن و
احکام را تعطیل کرد که حتی تفکر انجمن حجتیه هم که اینقدر افراطی نبود.
اما آقای نصیری! اگر معتقد هستید اسلام دین جاودانه نیست و می شود
انسانها تصمیم بگیرند که آن را تعطیل کنند چرا خود را مسلمان و پیرو این
دین تلقی می کنید؟
ثالثا: اگر امام زمان علیه السلام همین الان ظهور بفرمایند چه خواهند
کرد؟ آیا آقای نصیری فکر می کند که امام زمان با یک اشاره معجزه می کند و
همه دنیا بهشت می شود؟ یا آنکه بر عکس، به جنگ همین مدرنیته و مظاهر کفر
می رود و همان طور که امام صادق علیه السلام فرمود در پس از طی دوره ای
از غرقاب خون و عرق پرچم توحید را در جهان مستقر می نماید. اما شرط این
مساله مردمی هستند که بپذیرند که باید در مقابل نظم اهریمنی موجود
بایستند و برایش هزینه بدهند.
یقینا اگر همین الان امام ظهور کند امثال آقای نصیری به ایشان خواهند گفت
که آقا شرایط مناسب نیست و باید خود را و دین را با مدرنیته هماهنگ کنید!
و تا این تفکر باقیست بدانید که از ظهور خبری نیست که نیست

البته این مساله هم که چرا یک سایت پیرو یک فیلسوف مانند آقای مصباح است چرا جولانگاه نظرات تفکیکی هایی مانند نصیری می شود جای تامل بسیار دارد.

-