هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
شنبه، 4 مهر 1405
ساعت 06:43
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

سه شنبه 1 اسفند 1396 ساعت 19:53
سه شنبه 1 اسفند 1396 19:04 ساعت
2018-2-20 19:53:08
شناسه خبر : 284177
شاید بتوان شاه‎کلید نامه او را آنجا دانست که تصریح می‎کند:«علم و جامعه با هم قوام می‌یابند.» و آن‎گاه به وضعیت جامعه ایرانی که می‎پردازد که از نظر او مردمانش گرفتار "سودای مصرف آخرین تکنولوژی‌های ساخته جهان توسعه‌یافته"‎اند نه در جستجوی "روح دینی" و "معاش توأم با اخلاق"...
شاید بتوان شاه‎کلید نامه او را آنجا دانست که تصریح می‎کند:«علم و جامعه با هم قوام می‌یابند.» و آن‎گاه به وضعیت جامعه ایرانی که می‎پردازد که از نظر او مردمانش گرفتار "سودای مصرف آخرین تکنولوژی‌های ساخته جهان توسعه‌یافته"‎اند نه در جستجوی "روح دینی" و "معاش توأم با اخلاق"...
رجانیوز - گروه اندیشه: داوری اردکانی با ارسال نامه‎ای از شرکت در نشست علم دینی عذرخواست؛ نامه‎ای که فراتر از یک عذرخواهی می‎نمود و بیانگر دیدگاه‎های استاد در خصوص وضعیت کنونی "علم دینی" از یک سو و "جامعه ایرانی" از سوی دیگر بود. 
 
به گزارش رجانیوز شاید بتوان شاه‎کلید نامه او را آنجا دانست که تصریح می‎کند:«علم و جامعه با هم قوام می‌یابند.» و آن‎گاه به وضعیت جامعه ایرانی که می‎پردازد که از نظر او مردمانش گرفتار "سودای مصرف آخرین تکنولوژی‌های ساخته جهان توسعه‌یافته"‎اند نه در جستجوی "روح دینی" و "معاش توأم با اخلاق". از نگاه داوری به واسطه‎ی پیوستگی میان علم و جامعه، در چنین وضعیتی نمی‎توان امیدوار نضج گرفتن علم دینی یا تجدید عهد دینی و بنای یک جامعه اسلامی بود.
 
بیان او از متدولوژی تولید علم آغاز می‎شود و این فرازها نیز در واقع درون‎مایه‎ای جز تبیین متدولوژی صحیح از نگاه او ندارند. لذاست که او در پایانِ نامه پیشنهاد می‎کند به جای سخن گفتن از علم دینی در خصوص شرایط امکان آن به بحث و گفت‎و‎گو بنشینیم. 
 
محور پیشنهادی رییس فرهنگستان علوم برای گفت‎و‎گو اگر چه پیش از این نیز مورد توجه برخی صاحب‎نظران قرار داشته اما همچنان می‎تواند در جای خود قابل درنگ باشد.
 
برخی در مقابل بر این باورند که با وجود واقعیت داشتن سیطره مدرنیته و غیر قابل انکار بودن آن، نفس ظهور انقلاب اسلامی ایران در این مقطع تاریخی و شکل‎گیری ایران اسلامی به نوبه‎ی خود بستری برای حرکت به سمت علم دینی و تحقق جامعه اسلامی است. از این منظر، دغدغه متدولوژیک رضا داوری همچنان ارج نهاده می‎شود با این تفاوت که قضاوت در خصوص وضعیت جامعه ایرانی شرایطی متفاوت می‎یابد و طبعاً نتیجه‎گیری نیز به کلی دگرگون می‎شود. امروز کم نیست حوزه‎هایی که در آن عطش ارائه الگوی جایگزین حس می‎شود و این عطش برخواسته از همان عطشی است که روزگاری انقلاب اسلامی ایران را سامان داد و اسلام را مطالبه‎ای ملی کرد. وانگهی اگر سخن در خصوص عطش است و امکان از این باب موضوعیت می‎یابد، چرا تمامی همت نخبگان به جای سخن گفتن از امتناع یا عدم امتناع در شرایط کنونی، به توسعه این عطش منجر نشود؟ آیا توسعه این عطش نیز ممتنع است؟! و نکته آخر اینکه آیا مسیر اخیر داوری در طی این سال‎ها در مسیر توسعه این عطش قلمداد می‎شود یا در مقابل آن؟
 
در خصوص این موضوع البته دیدگاه‎های دیگری نیز قابل طرح است و طبیعتاً کسانی می‎توانند در اصل این سطح از پیوستگی میان جامعه و علم خدشه کنند یا طرحی دیگر در ذهن بپروارنند. به هر حال محور مورد اشاره‎ی داوری فراتر از دعواهای قدیمی‎ای است که اصل علم دینی را به انکار می‎نشیند و فرسنگ‎ها با داعیه‎داران در انداختن طرحی نو و عهدی نو فاصله دارد. از این جهت گفت‎و‎گو بر سر آن خالی از لطف نیست.
 
متن کامل این نامه خطاب به دبیرخانه هم‌اندیشی اسلامی بدین شرح است: 
 
«باسمه تعالی؛ دبیرخانه محترم هم‌اندیشی اسلامی، با سلام و درود،
 
از دعوتی که فرموده‌اید، تشکر می‌کنم. متأسفانه من توفیق شرکت در نشست علم دینی و علوم انسانی اسلامی را ندارم. کسی را هم نمی‌توانم به عنوان نماینده معرفی کنم. این بحث چنانکه توجه دارید 30  سال است که به نتیجه نرسیده است و به نظر نمی‌رسد که در آینده نیز به نتیجه‌ برسد.
 
وقتی مطلب سیاسی با مساله علمی خلط می‌شود، هر چه بکوشند به نتیجه نمی‌رسند. علم ماهیتی متفاوت با دین دارد و به این جهت آن را به صفت دینی نمی‌توان متصف کرد. به عبارت دیگر وصف دینی نمی‌تواند صفت ذاتی علم باشد. البته وجود علوم دینی محرز است و این علوم در همه جا و بخصوص در کشور ما جایگاه ممتاز دارند؛ اما آنها علومی هستند که مسائلشان مسائل دینی است.
 
علوم فقه و اصول فقه و حدیث و تفسیر و کلام و حتی فلسفه اسلامی در زمره علوم اسلامی‌ هستند. علم‌های دیگر هر یک مسائل خاص خود را دارند و با روش خاص به تحقیق و پژوهش در مسائل می‌پردازند و ملاک درستی و نادرستیشان رعایت روش است.
 
هیچ علمی را با ملاک بیرون از آن نمی‌توان سنجید. چنانکه حکم در باب فقه و حدیث با ملاک و میزان متدولوژی علم جدید اعتبار و وجهی ندارد. البته دین و دینداران می‌توانند نسبت به مسائل همه علوم و بخصوص علوم معروف به علوم انسانی و اجتماعی نظر انتقادی داشته باشند و پس از مطالعه و آشنایی کافی که البته به آسانی حاصل نمی‌شود، در مباحث آن علوم چون و چرا کنند؛ اما این چون و چرا در نقد علم است، نه اینکه علم تازه باشد. ما هنوز به این مرحله نرسیده ایم.
 
توجه داشته باشید که علم اجتماعی علم نظم جامعه مدرن است. در 300 سال اخیر در غرب علوم اقتصاد و تاریخ و حقوق و جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی و ... به وجود آمده و تحقیقات عظیمی در مسائل آن علوم صورت گرفته است که بی‌اطلاع وسیع و دقیق از آنها و بدون نقد و تحقیق نمی‌توان درباره آنها حکم کرد و مثلاً تصمیم گرفت که علم دیگری جانشین آنها شود.
 
علم اجتماعی جدید با نظم تجدد تناسب دارد. ما اگر نظم دیگری جز نظم تجدد در نظر داریم و به چگونگی قوام و به راه تحقق آن می‌اندیشیم و برای رسیدن به آن می‌کوشیم شاید در راه علمی متناسب با نظم تازه قرار بگیریم. در این مورد هم توجه داشته باشیم که علم و جامعه با هم قوام می‌یابند. جامعه کنونی ما جامعه توسعه‌نیافته است. این جامعه همه نیازهای جامعه مدرن را دارد، بی‌آنکه از توانایی‌های آن برخوردار باشد.
 
اگر می‌توانستیم خود را از این وابستگی نجات دهیم و راه رسیدن به جامعه‌ای را بیابیم که در آن روح دینی یعنی اعتقاد به توحید و عالم غیب و معاد حاکم باشد و مردمانش از سودای مصرف آخرین تکنولوژی‌های ساخته جهان توسعه‌یافته آزاد باشند و با همدلی و هماهنگی برای معاش توأم با اخلاق بکوشند، شاید افقی پیش رویمان گشوده می‌شد.
 
توجه داشته باشیم که علم یک طرح مهندسی ساختنی نیست، یافتنی است.
 
من حرف دیگری ندارم و چیز دیگری نمی‌توانم بگویم، جز اینکه خوبست که اگر می‌توانیم به جای بحث درباره علوم اجتماعی اسلامی، در باب شرایط امکان تجدید عهد دینی و بنای یک جامعه اسلامی بیندیشیم و در این راه به لطف پروردگار علیم امیدوار باشیم.
 
رضا داوری اردکانی».

 



-