هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
شنبه، 19 ارديبهشت 1405
ساعت 02:12
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

جمعه 18 ارديبهشت 1405 ساعت 14:41
جمعه 18 ارديبهشت 1405 14:38 ساعت
2026-5-8 14:41:49
شناسه خبر : 388999
وقتی مسیو نوز بلژیکی تعرفه‌های گمرکی را به ضرر کسبه‌ی جزء تغییر داد، این توده‌های فرودست بودند که کانون‌های اولیه اعتراض را شکل دادند. شورش‌های نان در تهران و تبریز، پیش‌درآمد مشروطه بودند.
وقتی مسیو نوز بلژیکی تعرفه‌های گمرکی را به ضرر کسبه‌ی جزء تغییر داد، این توده‌های فرودست بودند که کانون‌های اولیه اعتراض را شکل دادند. شورش‌های نان در تهران و تبریز، پیش‌درآمد مشروطه بودند.
گروه تاریخ-رجانیوز: در روایت‌های رسمی و کلاسیک از انقلاب مشروطه، قاب تصویر غالباً با چهره‌ روشنفکران فرنگ‌رفته، روحانیون تراز اول و تجار ثروتمند پُر شده است. گویی مشروطه، میوه‌ی گفتگوهای نخبگانی در انجمن‌های سری، مجامع روشنفکری و سفارتخانه‌ها بوده است. اما واقعیت تاریخی که در لایه‌های زیرین اسناد و خاطرات پراکنده دفن شده، حکایت دیگری دارد. مشروطه، پیش از آنکه یک جابجایی حقوقی در ساختار قدرت باشد، یک انفجار اجتماعی بود که سوخت اصلی آن را «فراموش‌شدگان» تأمین کردند؛ همان کسانی که در تواریخ رسمی، تنها به عنوان «عوام‌الناس» یا «سیاهی‌لشکر» از آن‌ها یاد شده است.
 
از «نان» تا «قانون»؛ ریشه‌های معیشتی یک خواسته
نخستین لایه تحلیلی در درک حضور فرودستان، پیوند ناگسستنی بحران معیشت با مطالبات سیاسی است. در اواخر عصر ناصری و دوران مظفری، قحطی‌های پیاپی، احتکار غله توسط حکام و کاهش ارزش پول، کارد را به استخوان طبقات فرودست رسانده بود. برای شاگرد-بزاز، حمال بازار و نانوای محله، «عدالت‌خانه» نه یک مفهوم انتزاعی حقوقی، بلکه تنها راه نجات از ظلم گزمه‌ها و بی‌ثباتی قیمت‌ها بود.
 
وقتی مسیو نوز بلژیکی تعرفه‌های گمرکی را به ضرر کسبه‌ی جزء تغییر داد، این توده‌های فرودست بودند که کانون‌های اولیه اعتراض را شکل دادند. شورش‌های نان در تهران و تبریز، پیش‌درآمد مشروطه بودند. در واقع، فرودستان با تبدیل «درد نان» به «مطالبه‌ی نظم»، بستری را فراهم کردند که نخبگان سیاسی توانستند بر روی آن، بنای مشروطیت را پایه‌گذاری کنند. بدون فشار خردکننده‌ی طبقات پایین، استبداد قاجاری هرگز تن به امضای فرمان مشروطه نمی‌داد.
 
یکی از شگفت‌انگیزترین بخش‌های تاریخ مشروطه، به‌ویژه در دوره اول، شکل‌گیری انجمن‌هایی است که در آن‌ها برای نخستین بار، اصناف جزء و طبقات پایین حق اظهارنظر پیدا کردند. در تبریز، این انجمن‌ها عملاً به دولت‌های محلی تبدیل شدند که در آن‌ها کارگران و پیشه‌وران درباره‌ی امنیت شهر و قیمت اقلام ضروری تصمیم می‌گرفتند.
 
این حضور، لرزه بر اندام اشرافیت قاجاری و حتی برخی مشروطه‌خواهان محافظه‌کار می‌انداخت. فرودستان با حضور در این انجمن‌ها، از «رعیت بی‌زبان» به «شهروند مطالبه‌گر» تبدیل شدند. آن‌ها بودند که در لحظات حساس، با بستن بازار و تجمعات انبوه، از ابتر ماندن مذاکرات سیاسی جلوگیری می‌کردند. «تاریخ فراموش‌شدگان» نشان می‌دهد که دموکراسی در ایران مشروطه، نه از بالا، بلکه در کوچه‌پس‌کوچه‌های محلات فقیرنشین تمرین می‌شد.
 
مجاهدان گمنام؛ بازوی انقلاب در محاصره‌ تبریز
اوج نقش‌آفرینی طبقات فرودست را باید در مقاومت یازده‌ماهه تبریز جستجو کرد. ستارخان و باقرخان خود از دل همین طبقات برخاسته بودند؛ یکی لوطی محله و دیگری بنای ساده. نیروهای تحت فرمان آن‌ها، نه سربازان حرفه‌ای، بلکه باربران، پینه‌دوزان و کارگران مهاجری بودند که از قفقاز بازگشته بودند.
 
در حالی که بسیاری از نخبگان تهران در حال سازش با محمدعلی‌شاه بودند، این مجاهدان تبریز بودند که با شکم گرسنه در سنگرها ماندند تا مشروطه از بین نرود. فداکاری طبقات فرودست در این دوران، ماهیتی کاملاً آرمان‌گرایانه داشت. آن‌ها نه به دنبال پست و مقام بودند و نه سهمی از قدرت آتی می‌خواستند؛ آن‌ها برای مفهومی می‌جنگیدند که در ذهن ساده و بی‌آلایش خود، آن را «پایان ظلم» تعبیر می‌کردند. این فداکاری گمنام، ضامن بقای فیزیکی مشروطیت در برابر استبداد صغیر بود.
 
در پژوهش‌های جدید تاریخی، نقش زنان طبقات پایین در مشروطه به عنوان یکی از درخشان‌ترین فصول این جنبش مطرح شده است. زنان نانوا، رخت‌شوی و همسران کارگران، نه تنها در تشویق مردان به پایداری نقش داشتند، بلکه خود نیز در صفوف مقدم اعتراضات حاضر بودند.
 
گزارش‌هایی از زنان مسلح با لباس مردانه در سنگرهای تبریز وجود دارد که تا دم مرگ هویت خود را پنهان کرده بودند. همچنین، در جریان تحریم کالاهای خارجی، زنان طبقات پایین با شکستن قلیان‌ها و تحریم قند و چای، ستون فقرات اقتصادی مقاومت را شکل دادند. این زنان، برخلاف زنان اشراف که دغدغه‌های روشنفکرانه داشتند، با غریزه‌ی بقا و عدالت‌خواهی خود، مشروطه را به درون خانه‌های فقیرترین لایه‌های جامعه بردند.
 
تراژدی اصلی در «تاریخ فراموش‌شدگان» در سال‌های پس از استقرار مشروطه رخ داد. با تدوین قانون اساسی و نظام‌نامه‌ی انتخابات، بسیاری از طبقات فرودست به دلیل «شرط دارایی و سواد» از حق رأی محروم شدند. نخبگانی که با تکیه بر بازوی این مردم به قدرت رسیده بودند، به سرعت مرزهای طبقاتی را بازسازی کردند.
 
فرودستان که بیشترین هزینه‌ی جانی را در راه مشروطه داده بودند، در ساختار جدید قدرت جایگاهی پیدا نکردند. این سرخوردگی باعث شد که توده‌های مردم به تدریج از فرآیندهای سیاسی کناره‌گیری کنند؛ امری که فضا را برای ظهور مجدد استبداد در قالب‌های نوین فراهم کرد. مطالعه‌ی این بخش از تاریخ، درس بزرگی برای تحلیل جنبش‌های اجتماعی در ایران است که «هرگاه پیوند میان آرمان‌های نخبگان و نیازهای فرودستان قطع شود، زوال جنبش آغاز می‌گردد.»
 
انقلاب مشروطه، تابلوی شکوهمندی است که رنگ‌های اصلی آن را خون و عرق جبین طبقات فرودست ساخته است. اگرچه نام آن‌ها در ذیل فرامین و معاهدات نیست، اما رد پای آن‌ها در تمام سنگرهای آزادی‌خواهی دیده می‌شود. فراموش کردن نقش این طبقات، نه تنها بی‌انصافی تاریخی، بلکه نوعی کوری تحلیلی است که مانع درک درست تحولات تاریخی ایران می‌شود.
 
انتهای پیام/


1
پسندیدم

-