چهارشنبه 16 ارديبهشت 1405 18:38 ساعت
شناسه خبر : 388983
فضای رسانهای داخل کشور در این روزها، دو خبر متفاوت و البته به هم پیوسته را روایت میکند: «جلیلی را به جلسات راه نمیدهند» و «صداوسیما بلندگوی تندروهای جنگطلب وحدتشکن شده است».
گروه سیاست-رجانیوز: فضای رسانهای داخل کشور در این روزها، دو خبر متفاوت و البته به هم پیوسته را روایت میکند: «جلیلی را به جلسات راه نمیدهند» و «صداوسیما بلندگوی تندروهای جنگطلب وحدتشکن شده است».
درباره اینکه هر یک از این خطوط خبری را کدام جریان فکری و سیاسی و با چه اهدافی دنبال میکند سخنی نیست چرا که از دقایقی پس از انتشار این متن، بلندگوهای اجارهای، اصحاب سررسید و تجمعبلاگرها برای فریاد «وحدت وحدت» به صف خواهند شد، بدون آن که گفتههای خودشان -که علت نگارش این متن شده - را مصداق وحدتشکنی بدانند.
تجربه مذاکرات اسلامآباد باعث میشود که گفتگوهای دور دوم با دستور مستقیم رهبر انقلاب ممنوع شود. متنی غیررسمی درباره اتفاقات پشت پردهای که منجر به این ممنوعیت شده منتشر میشود و برخی نواصولگرایان، بدون تبعات رسمیت دادن به وجود چنین نامهای خطاب به رهبر انقلاب، اصل وجود نامه را تایید میکنند، به دروغ و خلاف، درز آن را به جلیلی نسبت میدهند و البته گویا هیچ مخالفتی با محتوا و لحن موهن آن نامه - در صورت صحت - ندارند.
ناگهان چند هفته بعد، لشکر سایبری معلومالحالی خیلی راحت به خود اجازه میدهند خبر دروغ برکناری نماینده رهبری در شعام را بالا بیاورند، شایعه تغییر رئیس صداوسیما را - به همراه لیست گزینههای جایگزین! - پروموت کند و همزمان، تجمعبلاگرهای مدعی وحدت با ژست از مد افتاده «اطلاع دقیق دارم»، در تجمعات مردمی همان خط خبری را با الفاظ دیگری دنبال کنند.
حیرتانگیز آن است که در همان زمانی که تجمعبلاگرها مشغول تکمیل پازل غربگرایان و نواصولگرایان هستند و ادعای «درز دادن اخبار سری» را با دروغ به نماینده رهبری در شعام منتسب میکنند، و دقیقا در زمانی که افکار عمومی انتظار دارد نهادهای امنیتی با دروغ بستن به منصوبان رهبری برخورد کنند، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس از فشار شعام به رسانههای انقلابی خبر میدهد!
در این وضعیت عجیب، کسی با محتوای موهن و نقض خطوط قرمز رهبری در آن نامه احتمالی مشکلی ندارد و متهم ردیف اول جلیلی است که نه در نگارش و امضای نامه نقشی داشته و نه قصور و تقصیری در درز کردن آن! در این صحنهسازی مضحک، اعتراض به نقض آتشبس در آنتن صداوسیما و پافشاری بر خطوط قرمز رهبری جُرم است و ساکت کردن مردم در خیابان عین بصیرت!
این کمپین البته آنقدر ضریب هوشی کمی دارد که حتی با خود فکر نمیکند راه ندادن نماینده رهبری به جلسات توسط سایرین، پس از تایید ضمنی وجود نامه از سوی حامیان همین جریان، آن هم با ادعای اینکه علت این راه ندادن، درز نامه بوده، چه معنای بدی به مخاطب منتقل میکند! این سیرک مبتذل حتی در این حد توان ظاهرسازی ندارد که وقتی خودش مکررا دیگران را بابت نقل اخبار پشت پرده سرزنش کرده، اینقدر ساده در دام اخبار دروغ «برکناری جلیلی» و «عزل جبلی» نیفتد یا حداقل با تایید ضمنی نامه و اعتراض به درز آن و نه حتی مخالفت با محتوای موهن آن، خودش را در نقش ضد ولایت تعریف نکند!
این عملیاتهای رسانهای شاید برای برخی تریبوندارانِ تازهکار این شبها جدید باشد، اما برای کسانی که ماجرای برجام و نمایشهای دروغین «وحدت برای قدرت» در انتخاباتها را به خاطر داشته باشند، همزمانی پروژههای رسانهای علیه سعید جلیلی و پیمان جبلی معنای مشخصی دارد: هر زمان که قرار باشد «بدیم بره» باید با دلیل و بیدلیل علیه این دو کمپین کنیم و مطمئن باشیم کسانی از درون جریان انقلابی هستند که مفت و مجانی در نقشه ما بازی کنند.
تکلیف غربگراها که معلوم است؛ اما گویا برای برخی از توییتبازها و میکروفونبدستهای این روزها و شبها، منصوبان مستقیم رهبری شهید، شان و منزلت کمتری از منصوبان پزشکیان در مذاکرات دارند و «اهانت» به آنها، بر خلاف «نقد» به تیم مذاکرهکننده هیچ هزینهای در پی ندارد.
انتهای پیام/

هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید













