هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
پنجشنبه، 17 ارديبهشت 1405
ساعت 09:11
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

دوشنبه 24 فروردين 1405 ساعت 19:12
دوشنبه 24 فروردين 1405 18:35 ساعت
2026-4-13 19:12:10
شناسه خبر : 388832
محمدجواد مولوی

دلم برای جلیلی سوخت

تیم مذاکره‌کننده اخیر، منافع ملی را به وعده‌های نسیه دشمن نفروخت و نتیجه‌اش «هیچ» بود؛ نه چیزی داده شد و نه چیزی ستانده شد. با این حال جریان رسانه‌ای که سال‌ها «امتیاز ندادن» را شکست و «به بن‌بست کشاندن دیپلماسی» می‌نامید، این «هیچ» را پیروزی می‌خواند و برای دفاع از آن، دلایل قطار می‌کند.
 
یک دهه زمان لازم بود تا جماعتی بفهمند دیپلماسی همیشه به معنای گوش سپردن به طرف مقابل نیست. گاهی دیپلماسی یعنی همین که سفت و محکم بر سر منافع ملی بایستی و حتی یک قدم هم عقب ننشینی. همان‌هایی که روزی بازی «برد-باخت» و «تسلیم کردن طرف مقابل» را استراتژی شکست‌خورده تیم دکتر جلیلی می‌خواندند و برای بازی «برد-برد» و گردن‌آویز انداختن بر گردن معماران برجام سینه چاک می‌کردند، حالا «امتیاز ندادن» را به عنوان فتح‌الفتوح جشن گرفته‌اند.
 
این تغییر نگاه مبارک است، اما هزینه‌اش گزاف بود. هزینه این فهم جدید، دوازده سال از عمر و فرصت یک ملت بود؛ هزینه آن، تحمیل دو جنگ و شهادت هزاران انسان بی‌گناه بود که شاید اگر آن روزها، منطق «مقاومت فعال» به جای «دیپلماسی انفعالی» خریدار داشت، سرنوشت دیگری برای منطقه رقم می‌خورد.
 
البته که باید واقع‌بین بود. در مذاکرات اخیر نیز، با وجود مقاومت قابل تقدیر تیم مذاکره‌کننده، حتی دو پیش‌شرط اعلامی هم محقق نشد. پس این پیروزی، از جنس «از دست ندادن» بود، نه لزوماً «به دست آوردن». این همان منطقی است که سال‌ها سعید جلیلی بر آن پای می‌فشرد و به خاطرش ملامت می‌شد.
 
و درست در همین نقطه است که باید گفت: چه دیر فهمیدند و چه هزینه سنگینی برای این دیرفهمی پرداخت شد. دلم برای جلیلی سوخت.
 
انتهای پیام/


-