سه شنبه 19 اسفند 1404 22:52 ساعت
شناسه خبر : 388733
نقل قول بسیار شنیده شدهای از فیلسوف مارکسیست ایتالیایی آنتونیو گرامشی وجود دارد که «نظم کهن در حال احتضار است و نظم نو هنوز به دنیا نیامده». آنچه امروز بر سر نظم محتضر این منطقه میرود، مهندسی معکوس چیزی است که کاندولیزا رایس، وزیر خارچه اسبق آمریکا در رابطه با خاورمیانه در میانۀ جنگ بزرگ سال ۲۰۰۶ گفت؛ درد زایمان.
جمهوری اسلامی پس از نیم قرن تلاش، اکنون درحال تلاش برای قابلگی نظم جدید است. قابلگی این نظم عینیتی دارد که در میدان دیده و لمس میشود؛ اما باید کوشید تا «تخیل سیاسی» عمومی و دکترین امنیت ملی دهههای آینده را برهم منطبق کرد.
دکترین امنیت ملی ایران دههها بر ستونهایی استوار بود که بیشک یکی از آن ستونها را میتوان «اخراج آمریکا از غرب آسیا» دانست. اکنون در دورنمای تخیل آن نظم در افق سوسو میزند. حالا وقت آن است تا شعلههای فروزان آن آتشِ در دورنما شعلهور را بدل به تخیل سیاسی و سپس راهبرد میدانی کرد.
هر میدان نبردی ناگزیر به یک ترجمان سیاسی ختم میشود؛ منظور از ترجمان سیاسی، آن ققنوسی است که از دل خاکسترهای جنگ برمیخیزد و خود را تحمیل میکند. ترجمان سیاسی این جنگ، باید ویرانی و از نو بازسازی حداقل سه رژیم سیاسی در منطقه باشد.
رژیم بحرین سالها یکی از اصلیترین نظامهای آسیبزا علیه امنیت ملی ایران بوده است. نظام سیاسی بحرین که بر پایۀ سرکوب اکثریت شیعیان همسو با جمهوری اسلامی استوار شده، سالها فضای دریایی خود را بدل محیط اقدام علیه امنیت ملی ایران کرده است. یکی از دستاوردهای سیاسی این میدان باید کمک به برآشوبیدن علیه رژیم آلخلیفه در بحرین باشد.
حتی به قیمت هزینههای سیاسی و میدانی چشمگیر و فعالیت عمدۀ میدانی، حزبالله لبنان باید کاملکنندۀ ضلع دیگری از کمربند امنیتی منطقه باشد. در پایان این نبرد، حزبالله باید بتواند بدل به نیروی هژمونیک سیاسی و نظامی در لبنان شود. چشمانداز تغییر در پساجنگ لبنان نباید تنها به ساقطکردن دولت صهیونیستی و آمریکایی فعلی در لبنان منحصر باشد، بلکه طرح مطلوب باید بهسمت بیشینهسازی سهم حزبالله از کیک سیاسی و هژمونیک لبنان حرکت کند.
مرزهای شمالی عراق با ایران سالها منبع تهدید و ناامنی علیه امنیت ملی ایران بوده است. در زمان سست شدن تعریفها از مرز، بهترین زمان برای از بین بردن تهدیدهای امنیتی این منطقه و زیر و زبرسازی رژیم تقسیم قدرت در عراق است. در زمان زیر ضرب رفتن قدرتِ سختِ حامی نظم فعلی در عراق، یعنی آمریکا، فقدان ترجمۀ سیاسی تغییر در بافتار قدرتِ عراق، از مطلوبیت چشمانداز سیاسی پساجنگ میکاهد.
گامهای «تخیل سیاسی» اکنون کمی فراتر از دکترین امنیت ملی ایران میرود. اکنون و تنها در زمان فقدان تصلب و بیشکل شدن قواعد پیشین است که میتوان دکترینها را به قوارۀ تخیل سیاسی و چشمانداز آینده کش داد. نباید بدون بیشینهسازی سهم این تخیلهای سیاسی از کیک استراتژیها و دکترینهای امنیت ملی در آینده، به پایان جنگ اندیشید. نباید از یاد برد که این سه تغییر، فقط تخیل سیاسی نیستند، بلکه تضمینهای حداقلی برای حصول اطمینان از عدم بازگشت آمریکا به منطقهاند. بدون این تغییرات، اخراج آمریکا از منطقه، چشمانداز لرزانی دارد.

لینک کوتاه »
http://rajanews.com/node/388733
لینک کوتاه کپی شد
هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید













