دوشنبه 26 مهر 1395 12:40 ساعت
شناسه خبر : 257843
خاطرات خواندنی احمد چلبی از رژیم صدام، ایران، آمریکا و اشغال عراق/13
ماجرای انتشار گزارش محرمانه گاز VX صدام و عصبانیت آمریکاییها/هواپیماهایی که برای بمباران عراق رفتند و در وسط راه با دستور کلینتون بازگشتند
این تبدیل شد به قانون و کلینتون هم بعد از امضای آن، در تاریخ 13 نوامبر هواپیماهایی برای بمباران عراق فرستاد، ولی هواپیماها همان روز برگشتند و بمبارانی صورت نگرفت. برای آنکه این مسئله را توجیه کند، اعضای مجلس نمایندگان و سنا که قانون آزادسازی عراق را امضا کرده بودند به کاخ سفید دعوت کرد و به آنها گفت که سیاست دولت اقتضا میکند که این قانون اجرا شود، ولی عبارت «PIVOT AND STRIKE» را به کار بردند که نمیدانم منظورشان چه بود.
گروه بینالملل رجانیوز: در قسمت قبلی این سلسله مطالب (که ترجمهایست از مصاحبهی تفصیلی احمد چلبی درباره پشت پردهی سیاست عراق و آمریکا و ایران در سالهای اخیر) جریان تصویب قانون آزادسازی عراق (در کنگرهی آمریکا) و تلاشهای مخفیانه برای تفاهم کلینتون و صدام را خواندیم و رسیدیم به پاسخهای چلبی دربارهی اتهاماتی که او را مسئول اطلاعات غلط دربارهی سلاحهای کشتار جمعی عراق میداند. همچنین دربارهی بدقولی آمریکاییها و عدم پایبندیشان به توافقاتشان با طرفهای خارجی و راه علاج آن مطالبی ذکر شد. اینک قسمت سیزدهم:
-احمد چلبی: آن روز 4 شبکهی آمریکایی صحبتهای من در سنا را به عنوان خبر اول بخش اخبارشان پخش کردند. این ماجرا صدام را دیوانه کرد. اینطور حساب کرد که آمریکا دارد با او بازی میکند، یعنی در وقت و حالی که او به آمریکاییها اجازه انجام بازرسی داده، آنها اجازه دادهاند احمد چلبی در سنا و در شبکههای آمریکایی ظاهر شود و درخواست کند که آمریکا به سرنگونی صدام کمک نماید.
موقع تشکیل جلسهی کنگره، طارق عزیز در نیویورک بود. بعدش دولت [آمریکا] سعی کرد آنچه رخ داده بود را کماهمیت جلوه دهد، ولی نمیتوانستند به صورت رسمی کنگره را کم اهمیت بخوانند. بعد از آن جلسه برگشتیم سر کار و باعث شدیم صدام بیشتر [در مسیری که با آمریکا پیش گرفته بود] شک نماید و احساس کند که در توافق با کوفی عنان اشتباه کرده است.
بازرس اسکات ریتر (که بعدا شروع کرد به نوشتن و بد و بیراه گفتن به ما. ما در نیویورک با او آشنا شده بودیم. و اصلا برخوردش دوستانه نبود) در واشنگتن آمد سراغمان و گفت: «دولت دست به اقدامی خواهد زد و صدام ماجراهای مهمی دارد که لازم است دولت از آنها خبر داشته باشد، میخواهم [با استفاده از ارتباطاتتان] مرا به کنگره بفرستید تا این مسئله را شرح دهم.» شب را در منزل من در واشنگتن ماند. به او گفتیم: باشد.

[اسکات ریتر]
یک نسخه از گزارشش را به من داد. این گزارش را یک آزمایشگاه سلاح، وابسته به ارتش آمریکا، در مریلند تهیه کرده بود. سازمان ملل جایی را پیدا نکرده بود تا [کلاهک عراقی] را آزمایش کند لذا آن را به آمریکا آورده و از این آزمایشگاه درخواست کرده بود تا آن را بررسی کند. بعد از بررسی، گزارشی به سازمان ملل داد که در آن آمده بود: در این کلاهکها آثاری از گاز VX دیده میشود که یک گاز شیمیایی خطرناک است، کما اینکه بر روی آن آثار پودر [خاص] برای پاک کردن آثار وی ایکس هم پیدا کرده بودند. این یعنی آنکه صدام نه تنها وی ایکس دارد، بلکه تلاش هم کرده تا آثار آن را مخفی کند.
گزارش آزمایشگاه مهم بود، ولی سری نبود چون قرار بود به سازمان ملل ارائه شود نه طرفهای آمریکایی. بازرس [ریتر] یک نسخه از گزارش به ما داد، بعد هم دیداری داشت با سناتور و بعد هم رفت. من گزارش را برداشتم و رفتم پیش دوستانمان در کنگره. گزارش را خواندند و گفتند: میتوانید این گزارش را در نشریات آمریکایی منتشر کنید؟ گفتم: بله.
گزارش را گرفتند و نامه به کلینتون نوشتند. این نامه را سناتور لوت (رئیس اکثریت مجلس سنا) و سناتور جیسی هولمز (رئیس کمیتهی روابط خارجی سنا) و نیوت گینگرچ (رئیس مجلس نمایندگان) و بنیامین گیلمان (رئیس کمیتهی روابط بینالملل مجلس نمایندگان) امضا کرده بودند. در آن نامه چند سوال از کلینتون پرسیده بودند که جواب آنها در آن گزارش وجود داشت. مثلا اینکه: آیا دلیلی در اختیار دارید که صدام گاز وی ایکس دارد؟
نسخهای از این گزارش را برداشتیم و به واشنگتن پست دادیم که هم آن را و هم گزارش سازمان ملل را منتشر کرد و گفت که کنگرهی ملی عراق این اطلاعات را در اختیار آنها قرار داده است.
ماجرا سر و صدای زیادی به راه انداخت. نیروهای واشنگتن پست برای اینکه از درستی گزارش مطمئن شودد با کسی که امضایش پای گزارش بود تماس گرفته و از او پرسیدند: چیزی در این موضوع پیدا کردهاید؟ او هم جواب داده بود: اصل بر این است که شما نباید این مسئله را بدانید.
بعد با سفارت فرانسه تماس گرفته بودند. سفیر فرانسه هم شدیدا عصبانی شده و از آنها پرسیده بود: چطور به این اطلاعات دست پیدا کردهاید؟ آنها گفته بودند: از طریق کنگرهی ملی [عراق].
*چرا با سفیر فرانسه تماس گرفته بودند؟
-تا مطمئن شوند که این مسئله به سازمان ملل رسیده است. واشنگتن پست بعد از آنکه مطمئن شد، آن را منتشر کرد.
بعد مارتین اندیک (که بعدا سفیر آمریکا در اسرائیل و بعد معاون وزیرخارجه در امور خاورمیانه شد) با من تماس گرفت.

[مارتین اندیک]
رفتم پیشش و پرسید: چطور این گزارش را بدون اینکه با ما هماهنگ کنی منتشر میکنی؟
پرسیدم: مگر چه شده؟
گفت: فرانسه و روسیه ما را متهم کردهاند که ما گزارش را در اختیارت گذاشتهایم.
گفتم: تو یا شخص دیگری از حکومت آمریکا این گزارش را به من داده است؟
گفت: نه
گفتم: پس تو از این اتهام مبرایی. این را به آنها بگو.
پرسید: گزارش را از کجا به دست آوردی؟
به او نگفتم از کجا. پرسید: چرا قبل از انتشارش به ما خبر ندادی؟
گفتم: اگر به تو خبر میدادم، نمیگفتی که منتشرش نکنم؟
گفت: بله.
گفتم: در آن صورت اگر منتشرش میکرد اینطور حساب میکردی برای مخالفت با حرف تو و ضد توصیهات این کار را کردهام و عصبانی میشدی. اما الان آن را منتشر کردهام بدون اینکه به تو خبر داده باشم، درست است که میدانستم بعدا عصبانی میشوی، ولی الان با حرفت مخالفت نکردهام.
گفت: ما چه کار کنیم؟
گفتم: ملت عراق تا وقتی صدام سرنگون نشود به جایی نمیرسد. باید در سرنگونیاش تعجیل کنیم.
گفت: طرحتان چیست؟
گفتم: طرحمان این است که کاری کنیم تا کنگره در سرنگونی صدام از ما حمایت کند.
کفت: ولی سیاستها را دولت تعیین میکند.
گفتم: من با کنگره کار میکنم. شما در دولت نمیخواهید کاری کنید.
شروع کردند به فرستادن خبرهایی برای من (از طرف گروهی که در بخش خارجی کار میکردند).
میگفتند: چطور میخواهی بر دولت کلینتون پیروز شوی؟ درحالیکه کلینتون محبوب است و بحث عراق هم برای امریکا در اولویت اول قرار ندارد؟
من هم جواب دادم: من میخواهم کار کنم، منفعتی هم در اینکه روابطی برقرار کنم ندارم. مسئلهی اساسی برای من منفعت و مصلحت عراق است. این حرف برای ماه ژوئن سال 1998 بود.
بعدش بحث «نظر کنگره» مطرح شد. نظر کنگره یک مصوبهی غیرالزامآور برای دولت است. در ابتدای آن مصوبه آمده بود: از آنجا که صدام به عراق لشکر کشید و از آنجا که انقلاب مردم عراق [پس از لشگرکشی به کویت] را سرکوب کرد و پیش از آن نیز در سال 1998 در حلبچه ضد کردها از سلاح شیمیایی استفاده کرد و از آنجا که ضد ایران نیز از سلاح شیمیایی استفاده کرده بود و از آنجا که مصوبات شورای امنیت را نیز زیر پا گذاشته است، به همین جهت معتقدیم صدام تهدیدی برای امنیت ملی ایالات متحده آمریکاست و به صورت واضحی قطعنامهی آتشبس 687 را زیر پا گذاشته است.
کلینتون پیش از امضای این مصوبه متحیر بود، ولی به سوالهایی که از او دربارهی گاز وی ایکس شده بود جواب داد و آن را تایید کرد، در نتیجه بعد از آن مصوبه را هم امضا کرد. صدام هم شدیدا عصبانی شد و بازرسان را بیرون کرد.
بعد از آن برگشتیم به کنگره و شروع کردم به کار روی «قانون آزادسازی عراق» با راندی شونمن و استیو رادامایکر (که متن [پیشنهادی؟] قانون را هم او نوشت).

*قانون کی تصویب شد؟
-در اکتبر 1998. در ابتدا سنا با اجماع با آن موافقت کرد، لذا نیازی به تصویبش نبود. جو بایدن (که بعدها شد معاون اوباما) هم با آن موافقت کرد. در مجلس نمایندگان هم این قانون با 360 رأی موافق در مقابل 38 رأی مخالف تصویب شد. این رأی گیری همزمان شد با قضیهی مونیکا لوینسکی.
*چه کسانی از این قانون حمایت میکردند؟
-همه به نفع این قانون رأی دادند، هم جمهوریخواهان و هم دموکراتها به آن رأی مثبت دادند. 6 اکتبر قانون تصویب شده به دست کلینتون رسید و کلینتون آن را امضا نکرد تا روز 31 اکتبر. بعد از امضای او، این مصوبه تبدیل شد به یک قانون الزامآور برای آمریکا و اجرای آن تبدیل شد به بخشی از وظایف دولت. این قانون پولهایی را برای بخش رسانهای در نظر گرفته بود، یعنی سه میلیون دلار برای تاسیس «صدای عراق آزاد» و همچنین نود و هفت میلیون دلار که البته نقدا پرداخت نمیشد بلکه این قیمت تجهیزات مازادی بود که وزارت دفاع آمریکا در اختیار نیروهای مخالف عراقی قرار میداد. دولت آمریکا مکلف بود که جدولی نیز تهیه کند از اسامی سازمانهایی که شایستگی دریافت کمکهایی از این قبیل را دارند.

[بیل کلینتون]
من اصرار داشتم که این کمکها، طرفهای کرد و مجلس اعلا به رهبری [آیت الله] سید محمد باقر حکیم را و جنبش الوفاق به رهبری ایاد علاوی و همهی طرفهای موجود را در بر بگیرد. این تبدیل شد به قانون و کلینتون هم بعد از امضای آن، در تاریخ 13 نوامبر هواپیماهایی برای بمباران عراق فرستاد، ولی هواپیماها همان روز برگشتند و بمبارانی صورت نگرفت. برای آنکه این مسئله را توجیه کند، اعضای مجلس نمایندگان و سنا که قانون آزادسازی عراق را امضا کرده بودند به کاخ سفید دعوت کرد و به آنها گفت که سیاست دولت اقتضا میکند که این قانون اجرا شود، ولی عبارت «PIVOT AND STRIKE» [چرخش و ضربه] را به کار بردند که نمیدانم منظورشان چه بود.
*چرا هواپیماها را به عراق فرستاد و بعد آنها را برگرداند؟
-شاید حس کرد این مسئله [بمباران] مناسب نیست. در آن زمان [در این باره] صحبتی نکرد که بتوانیم ماجرا را بفهمیم. شاید حساب کردند که این مسئله باعث میشد ضد آنها تبلیغات به راه بیفتد و در مقابل چیزی هم به دست نخواهند آورد.
در همان حین، کنگره داشت بودجهی سال 1999 را تصویب میکرد و به عنوان کمک به عراق آن 25 میلیون دلار را برای مخالفین عراقی در نظر گرفتند. دولت آمریکا یک هماهنگ کنندهی ویژه برای مخالفین عراقی نیز تعیین کرد به نام فرانک ریچاردونی (که بعدها سفیر آمریکا در فیلیپین و بعد سفیر آمریکا در قاهره شد). ریچاردونی مرد توانمند و باهوشی بود.
*همهی این کارها را خودت تنها انجام دادی؟
-به عنوان عراقی بله. البته دو دستیار داشتم که یکیشان آمریکایی بود به نام فرنسیس بروک و دیگری پاکستانی-آمریکایی به نام بهزاد سفنا. این دو نفر به من کمک میکردند و با هیچ کدام از عراقیها همکاریای نداشتم. از زمان تصویب قانون [آزادسازی] عراق، تقریبا همهی رهبران مخالفین عراقی در موضوع انتقاد از من مشترک شدند.
*چرا؟
-نمی دانم. دلیلش را نمیفهمم. موضع شان برایم عجیب بود. بیانیههایی منتشر کردند و مقالههایی [در انتقاد از من] نوشتند ولی خوشبختانه بازتابی در آمریکا نداشت. بعد از آن بود که دولت آمریکا ریچاردونی را برای هماهنگی با مخالفین تعیین کرد. مشاور امنیت ملی وقت آمریکا ساندی برگر را پیش او فرستادند. برگر به او گفته بود: مأموریت تو این است که احمد چلبی را از ویترین رسانهای پایین بکشی.
ریچاردونی آمد سر کارش و میخواست مرا از سر راه کنار بزند. این ماجرا برای سال 1999 است. آن زمان اعلام کرده بودم که میخواهیم جلسهای بین مخالفین عراقی در واشنگتن برگزار کنیم. ریچاردونی عصبانی شد و از من خواست برای جلسه با او به واشنگتن بروم. [در جلسه] گفت: پول این جلسه را چه کسی تأمین خواهد کرد؟ چه کسی آن را خواهد پذیرفت و چه کسی ویزاهای ورود را به شما خواهد داد؟
گفتم: شماها.
گفت: چطور ممکن است، درحالیکه با ما هماهنگ نکردهای؟
گفتم: پس ردش کن و اعلام کن نمیخواهی به جلسهی مخالفین دعوت شوی.
*میتوانست رد کند؟
-نه، تصمیم کنگره وجود داشت. بعد شروع کردن به سوالپیچکردن ما. سناتور ایالت نبراسکا باب کری (که باقدرت از ما حمایت میکرد) موضوع پیگیری بحث وزارت خارجه را به عهده گرفت. درخواست کرد جلسه با من و ریچاردونی تشکیل شود. ساعت چهار به ما وقت داد. نیم ساعت قبل از جلسه از دفتر کری با ما تماس گرفتند و گفتند جلسه به وقت دیگری موکول شده [چون ریچاردونی نمیآید]. انتقاد کردیم و گفتیم چطور یک کارمند وزارت خارجه میتواند جواب یک سناتور را ندهد؟ کارمندان کری هم با ریچاردونی تماس گرفته و با او با تندی حرف زده بودند، در نتیجه او هم آمد. باب کری میخواست شوخی کند، از ما پرسید: «تا حالا با هم بگومگو داشته اید یا تا الان مشاجره نداشتهاید؟»
ریچاردونی گفتی: هیچ اختلافی بین ما نیست.
بعد من گفتم: من حاضرم با همهی طرفهای مخالف عراقی همکاری کنم تا صفوفمان را یکی کنیم.
ریچاردونی گفت: تو یک کنفرانس رسانهای در لندن ترتیب بده تا کنگرهی ملی [عراق] احیا شود تا ما هم حمایت را از سر بگیریم.
گفتم: پس تو هم باید با طرفهای مهم در مخالفین عراقی تماس بگیری و بگویی که باید کنگرهی ملی را فعال کنند، بعد جلسهای ترتیب میدهیم که در حضور خود شما همهی طرفها در آن شرکت کنند، خصوصا طرفهای کرد. (چون روابطمان با حزب دموکرات کردستان [عراق، به رهبری بارزانی] متشنج بود).
قبول کرد. با هم از جلسه با کری بیرون آمدیم و شروع کردم به قدم زدن با ریچاردونی. گفت: به کسی نگو که بر ما پیروز شدی و بقیه را اذیت میکنی.
گفتم: نه، ما کارها را تسهیل میکنیم.
گفت: فردا جلسهای در دفتر من برقرار است، هوشیار زیباری و برهم صالح را دعوت خواهم کرد و آنها را در جریان این تصمیم خواهم گذاشت.

[هوشیار زیباری]
[روز بعد] رفتیم به دفتر [ریچاردسون] هوشیار و برهم هم آمدند. با یکدیگر سلام کردیم و نشستیم. کری [البته در متن کری آمده که باید ریچاردسون صحیح باشد] آنها را در جریان کنفرانس مطبوعاتی کنگرهی ملی در لندن گذاشت. اول، مقداری تردید و تأنی داشتند و بعد مسئله را تایید کردند.
برگشتم به لندن. ریچاردسون درخواست کرد که من به عنوان رئیس کنگرهی ملی دعوت را انجام ندهم. من هم قبول کردم که دعوت کردنها را بسپارم به نایب رئیس کنگره، لطیف رشید. او هم دعوتها را صورت داد و جلسهی کنگره در ویندسور در بیرون لندن برپا شد. باب کری و دانیل بلیتکا هم برای نظارت بر خوب عمل کردن وزارت خارجه در جلسه شرکت کردند.
ادامه دارد ...
--------------------------------------
مترجم: وحید خضاب
بخشهای پیشین:
[مطالب مندرج در این سلسله مطالب لزوما مورد تأیید رجانیوز و مترجم نیست و تنها به جهت حفظ امانت به صورت کامل نقل شده است. خصوصا مطالب مرتبط با نیروهای ایرانی، نیازمند تأیید از سوی مراجع ذی صلاح است.]

لینک کوتاه »
http://rajanews.com/node/257843
لینک کوتاه کپی شد
کلیدواژه ها »
هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید













