هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
چهارشنبه، 22 مرداد 1399
ساعت 17:13
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

چهارشنبه 19 اسفند 1388 ساعت 14:10
چهارشنبه 19 اسفند 1388 17:40 ساعت
2010-3-10 14:10:17
شناسه خبر : 30742
در ايران نيز بعد از انقلاب سفيد و پس از سيطره فکر سروش درانقلاب فرهنگي و ظهور علوم انساني اومانيستي در دانشگاه هاي ايران طبقه تکنوکرات طرفدار ليبراليسم را شاهد هستيم که ايدئولوژي خود راعمدتا از سروش مي گيرد.

شهريار زرشناس استاد دانشگاه گفت: درجريان انقلاب فرهنگي، سيطره انديشه پوزيتيويستي ليبراليستي سروش برستاد انقلاب فرهنگي و پس از آن شوراي عالي انقلاب فرهنگي، موجب عقيم شدن حرکت وبازتوليد مدل غرب زده شبه مدرنيستي مروج علوم انساني مدرن و ناديده گرفتن ضرورت حرکت به سمت نقد علوم انساني غربي شد.

دکتر شهريار زرشناس پس از پايان نشست "نگاهي انديشه اي به فتنه پس از انتخابات" که با همت جامعه اسلامي دانشگاه ها با حضور جمعي از دانشگاهيان برگزار شد، در گفت و گوي تفصيلي، نظرات خود را در باب جريان فتنه بيان داشت. در ذيل مشروح اين گفت و گو را ملاحظه مي کنيد.

* اگر بخواهيد تحليلي انديشه اي، فرهنگي و جامعه شناختي از جريان ها و وقايع پس از انتخابات ارائه دهيد، به چه ابعاد و اضلاعي از آن اشاره مي کنيد؟ نسبت اين ماجرا با تحول در علوم انساني چيست؟

زرشناس: بنده قائل به تکثر اين جريان انحرافي هستم. به نظر من جريان فتنه در حوادث اخير اضلاع مختلفي داشت، ضلع اول آن جاسوس ها و عوامل بيگانه بودند که نهايت تلاش خود را در به آشوب کشاندن و حمايت مالي و نظامي ازاين جريان به خرج دادند.

ضلع ديگر آن خواص فريب خورده بودند که البته بعضي از ايشان همچنان بررفتار خود لجاجت مي کنند اما اکثرخواص ازجريان فتنه فاصله گرفتند.

ضلع سوم، هجوم همه جانبه و تمام عيار نظام رسانه اي امپرياليستي بود که در تمام تاريخ پيدايي رسانه مدرن کاملا بي سابقه بود.

اما به نظر من مهمترين ضلع اين مربع شرايط تاريخي فرهنگي بود که زمينه بازسازي ساختارهاي فرهنگي و اقتصادي شبه مدرن درکشور را پيد آورد و موجب ظهور يک طبقه سرمايه داري سکولار و نيز تقويت و گسترش فوق العاده کمي و کيفي طبقه متوسط شبه مدرن گرديد. اين طبقه متوسط شبه مدرن (به ويژه لايه هاي مرفه آن) زير چتر سرمايه داري سکولار عملا به پياده نظام فتنه بدل شدند.

* اين جريان غرب زده شبه مدرن در چه بستري شکل گرفته است؟

زرشناس : غرب زدگي شبه مدرن، فورماسيوني است که با ظهور مشروطه بر حکومت مسلط مي شود و بعد از قاجار در زمان پهلوي اوج اقتدار اجتماعي را به دست مي آورد. تدريجا بسط و گسترش مي يابد و به تاسيس ساختارهاي مختلف فرهنگي و اقتصادي و... مي پردازد.

اين فورماسيونها بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ابتدا دچار انفعال مي شود. چون اساسا يکي از جهات وجودي اصلي و بسيار مهم انقلاب اسلامي، عليه همين جريان و جهت عبور از آن بود.

اما بعد از چندي با خيانت افرادي مثل سروش در به انحراف کشاندن مسير حرکت انقلاب فرهنگي، ساختار فرهنگي غربزده شبه مدرن، مجددا بر نظام آموزش عالي کشور حاکم مي شود و از انقلاب فرهنگي چيزي برجاي نمي ماند، مگر برخي سخت گيري هاي آزار دهنده ي ظاهرگرايانه که هيچ مبنايي نداشت.

* به نظر شما دانشگاهها علت بروز و پيدايي طبقه شبه مدرن بودند؟

زرشناس: عملکرد دولتهاي گذشته درعرصه اقتصادي به بازسازي سرمايه داري شبه مدرن در ايران منتهي شد. نظام آموزش عالي اي که مدل علوم انساني حاکم برآن، مدرن و سکولاريستي است، طبعا به پرورش و تقويت گروه تکنوکرات - بروکرات و طبقه متوسط "خرده روشنفکر" مي پردازد که فرهنگ اين طبقه ذاتا سکولار است.
ذات دانشگاهي که درآن انقلاب فرهنگي اساسي در قلمرو علوم انساني رخ نداده باشد، مولد اين طبقه اجتماعي است. البته همانطور که گفتم دولت هايي که عملا به بازسازي و بسط اين نظام سرمايه داري شبه مدرن درايران پرداختند، بستر زيستي مناسبي براي قدرت يابي کمي و کيفي اين جريان فراهم کرده است. اگر نقش آنها از دانشگاه ها بيشتر نباشد کمتر نيست.

* دانشگاهها تعمداً چنين جرياني را پيگيري مي کردند؟

زرشناس : بنده نمي گويم قصدي در کار بوده و يا عده اي برنامه ريزي کرده اند. ولي وقتي علوم انساني شما مبتني سکولاريسم است، وقتي روح حاکم بر نظام فرهنگ دانشگاهي شما برداشتي سطحي از فرهنگ اومانيستي غرب دارد، نفوذ سکولاريسم گسترش مي يابد.
طبقه تکنوکراتي که کعبه آمال خود را در ناکجا آباد غرب پيگيري مي کند، زماني که آقاي سروش مبناي آموزش عالي کشور ما را پوزيتيويستي بنا گذاشت و اين ساختار در دولت هاي بعدي گسترش کمي پيدا کرد معلوم است سرمايه داري سکولار موفق شده است نيروي انساني خود را تربيت کند، دانشگاه هاي خصوصي حتي در روستاهاي ايران طبقه تکنوکرات توليد کرد.

* مي خواهيد بگوييد طبقه متوسط شبه مدرن، ضلع مهم جريان فتنه است؟

زرشناس: بله، طبقه متوسط شبه مدرن مولود نظام آموزش عالي سکولار است. و مهم تراز آن برساخته سياست هاي اقتصادي دولت هاي سرمايه محور است.

دولت هاي قبلي با اجراي طرح خصوصي سازي به شيوه نامناسب زمينه گسترش اين طبقه را فراهم کردند. البته لايه مرفه طبقه متوسط هم در اين ميانه حضورداشتند که از موسوي، تصوير نخست وزير امام (ره) را داشتند که آنها به تدريج از جريان فتنه تبري جستند.

* آيا چنين طبقه اي در غرب هم مسبوق به سابقه است؟

زرشناس: طبقه متوسط شبه مدرن درجهان غرب پس ازانقلاب صنعتي به عنوان پايگاه اجتماعي ليبراليسم پديد آمد وقدرت هاي امپرياليستي درکشورهاي که پروژه غرب زدگي مدرن وشبه مدرن رابراي اجرا مي کردند درزمره وظايف اصلي ايجاد چنين طبقه اي بودند.

ايجاد اين طبقه درايران تا حدودي به دوران رضا شاه برمي گردد اما اصل آن به عنوان يک طبقه اجتماعي اقتصادي وسياسي برمي گردد به انقلاب سفيد محمد رضا شاه؛ درزماني که والتر استو پيشنهاد دگر گوني دروضعيت اقتصادي ايران را مي دهد.

درنيمه دوم قرن بيستم روشنفکري که ميراث دار جريان روشنگري بود در تکنوکراسي مستحيل مي شود. شما ديگر روشنفکري مثل سارتر را نمي بينيد.

در ايران نيز بعد از انقلاب سفيد و پس از سيطره فکر سروش درانقلاب فرهنگي و ظهور علوم انساني اومانيستي در دانشگاه هاي ايران طبقه تکنوکرات طرفدار ليبراليسم را شاهد هستيم که ايدئولوژي خود راعمدتا از سروش مي گيرد.

* مولفه اين سرمايه داري شبه مدرن درايران چيست؟

زرشناس: من سرمايه داري شبه مدرن را درايران داراي 10 مولفه مهم مي دانم:
1- ناکار آمد است.
2 -غير مولد است.
3- قادر به توليد انبوه سرمايه و جريان دادن آن نيست.
4- متکي به نفت است،اگر نفت نداشته باشد نابود مي شود تمام ساختار خود رابر مبناي درآمدهاي نفتي تنظيم کرده است.
5- مرکز ثقل سرمايه آن خارج از کشور است.
6- به بخش کشاورزي هيچ توجهي ندارد.
7- دربخش خدماتي وتجاري قوي است اقتصاد دلالي و انگل گونه اي دارد.
8- ذاتا در بحران است، از همان زمان که متولد شد دربحران بود چرا که فرزند ناقص الخلقه اقتصاد سرمايه داري است.
9- مبتني بر بي عدالتي عميق است، بي عدالتي درذات و بنياد آن است.
10- سرآغاز تاسيس آن در دولت رضا شاه است به گونه اي که بعد از انقلاب سفيد محمد رضا به قدرت قالب بدل مي شود

* چه راهکاري در جهت مقابله با فورماسيون شبه مدرن وجود دارد؟

زرشناس : به نظر من بايد تحول عميقي درسه ساختار سياسي، فرهنگي و اقتصادي کشور ايجاد شود.

1- اصلاح در ساختار سياسي کشور؛ يعني به سمت يک دست کردن ساختار سياسي کشور با محوريت ولايت فقيه و مدل مديريت ولايي برويم وجريان هاي مزاحم ليبرال را حذف کنيم.

2- اصلاح ساختار اقتصادي؛ اگر چه ممکن است نتوانيم به صورت تام و تمام اقتصاد اسلامي را اجرا کنيم ولي بايد به يک سلسله اصلاحات بنيادين عدالت طلبانه دست بزنيم که جهتش تحقق عدالت اقتصادي باشد. يک اقتصاد معنويت گرا. اين مدل اقتصادي بايد به جاي صنعت بزرگ به سمت صنايع کوچک برود البته به غير از‌صنايع نظامي .اما ترويج صنايع غيره نظامي بزرگ ما را به چرخه اقتصاد جهاني مي برد. همان مداري که ذاتا بيمار گونه است.

3-اين مدل اقتصادي بايد به سمت تقويت کشاورزي برود نه بستري شود براي دلالي انگل هاي اقتصادي. استراتژي سياسي ما به جاي تبادل با جهان بايد مبناي خود کفايي داشته باشد و خود کفايي هم با صنايع کوچک و کشاورزي به دست مي آيد.

* پس شما راهکار مقابله با اين طبقه را اصلاح ساختاري در سيستم مي دانيد؟

زرشناس: متاسفانه ما دچار تضاد سيستمي هستيم. به اين معنا که قالب سيستم بر مبناي ولايت فقيه استواراست اما متاسفانه ليبرال ها هم دراين سختار حضور دارند که اين بيشتر به ساختار آموزش عالي ما مرتبط مي شود. تا وقتي اين تضاد مرتفع نشود طبقات مستضعف آماج فشارهاي اقتصادي هستند و عدالت محقق نمي شود.

* شما چه تعريفي از عدالت داريد؟

زرشناس: عدالت يعني هر چيز در جاي خود بودن به نوعي که موجب کمال شود.اين تعريف من از عدالت است،پس عدالت درنسبت با توحيد وقرب الهي است که اصلا تعريف مي شود اما اين تعريف نظري است براي اينکه بتوانيم شئون مختلف را تعريف کنيم بايد به يک فرمول عملي براي آن برسيم.
ولايت فقيه درشرايط کنوني مهمترين سنگر اسلام است که بايد بکوشيم با تمام توان به پاسداري از آن وتقويت آن همت بگماريم.