هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
يكشنبه، 1 ارديبهشت 1398
ساعت 11:47
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

دوشنبه 5 آذر 1397 ساعت 17:43 2018-11-26 17:43:38
شناسه خبر : 299803
حضور کاراکتر زن خارجی و شوخی‌های جنسی و مبتذل کم کم به یک فرمول پرفروش در سینمای ایران تبدیل شده است. فرمولی که زیر سایه غفلت مدیران وزارت ارشاد موج جدیدی از ابتذال را به نمایش می گذارد.فیلم‌هایی که صدها برابر از فیلم‌های توقیفی وزارت ارشاد تاثیر گذاری بیشتری در رواج ابتذال دارند و هیچ کس مزاحم کارشان نمی‌شود.
حضور کاراکتر زن خارجی و شوخی‌های جنسی و مبتذل کم کم به یک فرمول پرفروش در سینمای ایران تبدیل شده است. فرمولی که زیر سایه غفلت مدیران وزارت ارشاد موج جدیدی از ابتذال را به نمایش می گذارد.فیلم‌هایی که صدها برابر از فیلم‌های توقیفی وزارت ارشاد تاثیر گذاری بیشتری در رواج ابتذال دارند و هیچ کس مزاحم کارشان نمی‌شود.
گروه فرهنگی-رجانیوز: یکی از ژانرهای محبوب در سینمای ایران، ژانر کمدیست؛ ژانری که در غفلت سینمای بدون قهرمان و خنثی و در بین انبوه فیلم‌های بی سرو ته که گویا قرار است پز روشنفکری اهالی هنر باشد، به قابل اعتمادترین گزینه برای هزینه کردن و وقت گذاشتن در بین مخاطبین تبدیل شده است. 
 
به گزارش رجانیوز تنها کافیست به آمار فروش فیلم‌های اکران شده توجه کنید، پرفروش ترین فیلم‌ها در این سال‌ها فیلم‌های کمدی بوده. فیلم‌هایی که به علت عدم نظارت درست ارشاد، تبدیل به یک ضد فرهنگ شده‌اند. از ابتدای دهه 90 اما یک موج جدید در ژانر کمدی به راه افتاده و آن ساخت فیلم‌هایی در لوکیشن‌های خارج از کشور بوده که رویکردی تماما جنسی دارند. 
 
می‌توان فیلم «ردکارپت» ساخته رضا عطاران را شروع کننده این موج بی‌محتوای جنسیت‌زده در سینما دانست. در این فیلم عطاران که عاشق سینماست به جشنواره کن در فرانسه می‌رود تا بزرگان سینما را از نزدیک ببیند، فیلمی بدون فیلمنامه و متکی به شوخی‌های غالبا جنسی عطاران. این فیلم با وجود ضعف‌های بیشمار توانست به فروش خوبی در گیشه دست پیدا کند، اتفاقی که باعث شد مابقی کارگردان‌ها نیز به فکر ساخت فیلم در کشورهای خارجی بیافتند. حضور کارکتر زن خارجی و شوخی‌های جنسی و مبتذل کم کم به یک فرمول پرفروش در سینمای ایران تبدیل شد. 
 
 
 
من سالوادور نیستم با بازی رضا عطاران یکی دیگر از نمونه‌های کمدی سخیف و جنسی است که با پیروی از همین فرمول در نهایت ضعف و عدم قصه‌گویی به یکی از پر فروش‌های اکران تبدیل می‌شود. 
 
 
 
 
 
 
فیلم‌های تگزاس، خانم یایا، لس آنجلس تهران، مصادره همگی در این اواخر به روی پرده رفته‌اند و به فروش نسبتا زیادی دست پیدا کردند. علاوه بر این‌ها فیلم‌های تگزاس2 و کلمبوس هم فیلم‌های درحال ساخت و آماده اکرانی هستند که آن‌ها هم احتمالا همان مسیر فیلم‌های سابق را پیش گرفته‌اند.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
از طرف دیگری علاوه بر ابتذال موجود در فیلم‌هایی که در خارج از کشور ساخته می‌شود، با افزایش چشمگیر ساخت این نوع فیلم‌ها، مقادیر هنگفتی ارز از کشور خارج می‌شود که این هم در نوع خود اتفاق نادرستی محصوب می‌شود.
 
 
در وزرات ارشاد چه خبر است؟
 
در این بین اما مشخص نیست که دقیقا نقش وزارت ارشاد چیست! فیلم‌های مبتذلی که در خارج از کشور ساخته می‌شوند با رشد قارچی خود سالن‌های سینما را اشغال می‌کنند و با فروش‌های میلیاردی، هم انگیزه ساخت چنین فیلم‌هایی را در مابقی کارگردانان ایجاد می‌کنند و هم با قدرت در مقابل فرهنگ ایرانی اسلامی مردم می‌ایستند. وظیفه وزارت ارشاد و مدیران آن دقیقا مقابله با ضد فرهنگ‌هایی است که از طریق سالن‌های سینما به بدنه جامعه منتقل می‌شود. فیلم‌هایی که صدها برابر از فیلم‌های توقیفی وزارت ارشاد تاثیر گذاری بیشتری در رواج ابتذال دارند و هیچ کس مزاحم کارشان نمی‌شود.
 
گویا وزارت ارشاد تنها بر فیلم‌های سیاسی آن هم به خاطر حواشی بعد آن نظارت دارد، و از پروسه اخذ مجوز تا اکران، حواسش بالکل از مابقی آثار خنثی از لحاظ سیاسی و مبتذل از لحاظ فرهنگی پرت است. 
 
البته با نگاه به بدنه مدیریتی وزارت ارشاد می‌توان متوجه آن شد که از لحاظ فرهنگی دغدغه خاصی در آن‌ها یافت نمی‌شود و اتفاقا در برخی موارد آن‌ها با آثار مبتذل همراهی نیز می‌کنند. 
 
برای مثال حسین پارسایی مدیر دفتر نمایش خانگی وزارت ارشاد خود لاکچری‌ترین تئاترها را آن هم با بلیت‌هایی با قیمت نجومی به روی صحنه می‌برد و از فیلم‌های مبتذل منتشر شده در نمایش خانگی حمایت نیز می‌کند. با وجود مدیرهایی از این جنس، توقع پاسداشت از ارزش‌ها و ایجاد محدودیت در ساخت آثار مبتذل فرهنگی که با فرمول جدید ساخت در خارج از کشور آن هم با چاشنی شوخی‌های جنسی و رقص و آواز، امری بیهوده است.
 
نکته قابل تامل این است که وزارت ارشاد، با عدم توجه به تاثیرات فرهنگی آثار مبتذل و سخیفی که کم کم دارد به سندرمی در سینمای ایران تبدیل می‌شود، خواه یا ناخواه به وزارتی خنثی و منفعل و اصولا غیرکاربردی تبدیل خواهد شد؛ چراکه یکی از مهم‌ترین وظایف وزارت ارشاد جلوگیری از بروز بحران‌های فرهنگیست. اگر قرار باشد بحرانی اتفاق بیوفتد و بعد به دنبال راه حل برای جلوگیری از آثار سو و تبعات جبران ناپذیر آن صورت بگیرد پس اصلا وجود نهادهایی چون وزارت ارشاد به چه دردی خواهد خورد. وزارت ارشاد به عنوان نهادی فرهنگی که مهم‌ترین وظیفه‌اش حفظ و صیانت از فرهنگ ایرانی اسلامیست باید شاخک‌هایش بیشتر از بقیه به تهاجم‌های فرهنگی حساس باشد و با مدیریت صحیح و به موقع جلوی جریان‌سازی‌های مبتذل فرهنگی را بگیرد؛ اما این روزها از وزارت ارشاد جز انفعال و بعضا همراهی با آثار مبتذل چیز دیگری به چشم نمی‌آید.