هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید

 

 

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

يكشنبه 21 خرداد 1396 ساعت 18:59 2017-6-11 18:59:58
شناسه خبر : 271895
تورم وقتی ایجاد می¬شود که رشد سالیانه نقدینگی از رشد سالیانه تولید، بالاتر باشد. مطابق آمارهای رسمی  در فاصله سال¬های 1352 تا 1393 (یعنی در طول 41 سال)، تولید ناخالص داخلی واقعی در کشور فقط 2 برابر شده ، اما نقدینگی در همین فاصله زمانی 15103 برابر شده است . این عدم تناسب بین رشد تولید و رشد نقدینگی باعث شده است که سطح عمومی قیمت¬ها بیش از 1000 برابر شود.  مطابق داده¬های مذکور، هر 3 سال نقدینگی در کشور دو برابر می¬شود، اما تولید هر 41 سال، 2 برابر می¬شود!
 
البته این موضوع را نیز باید درنظر داشت که در طول این چهل و یک سال، جمعیت ایران 2.5 برابر شده که به تبع آن، نیروی کار شاغل افزایش یافته است. یعنی باید رشد جمعیت را دلیلِ مهمی برای افزایشِ 2.08 برابری در تولید دانست.دو برابر شدن تولید را باید بیشتر، مدیون مادران ایرانی بود. 
 
مسئولین اقتصادی کشور در طول سال¬های گذشته جهت رفع مشکلات اقتصادی، مدام بر طبل پرداخت وام-های بانکی به بنگاه¬های تولیدی کوبیده¬اند. به¬دلیل ماهیت نظام بانک¬داری در ایران، نقدینگی، رشد بسیار زیادی داشته است. نظام بانک¬داری در ایران براساس اصلی به¬نام «اصل ذخیره جزئی» فعالیت می¬کند. هم-اکنون نظام بانک¬داری متعارف در ایران با استفاده از قدرت خلق پول و ترکیب آن با نرخ بهره پول، در روند رشد و توسعه اقتصادی کشور موانع جدی ایجاد می¬کند. ارتباط بسیار دقیقی بین تورم در کشور و عملکرد نظام بانکی وجود دارد. از لحاظ علمی، هیچ تردیدی وجودندارد که نظام بانک¬داری در ایران متهم ردیف اول در ایجاد، تورم، رکود و فاصله طبقاتی است. 
 
 برای پی بردن به اهمیت موضوع مدیریت نقدینگی، می¬توان داده¬های آماری آمریکا را قاضی قرار داد. در همین فاصله زمانی که تولید و نقدینگی در ایران به¬ترتیب 2 برابر و 15103 برابر شده است، آمریکا، افزایش 12 برابری در تولید و 13.5 برابری نقدینگی را ثبت کرده است، درحالی¬که جمعیت در آمریکا 1.5 برابر شده است. وجود همین تناسب، توضیح دهنده ثبات سطح عمومی قیمت¬ها در آمریکا است. 
 
وقتی تولید ناخالص داخلی در ایران دو برابر و در آمریکا 12 برابر می¬شود، معنایش آن است که هم¬¬اکنون شکاف بین قدرت اقتصادی آمریکا و ایران، 6 برابر بیشتر از قبل شده است! 
 
مدیریت بلندمدت نقدینگی یک مسأله بسیار دقیق علمی است. دانش این مسأله در شبکه مدیریت اقتصادی کشور وجودندارد. اساساً آمریکایی¬ها از انتقال این تکنولوژی به مخالفین خود به¬طورجدی پرهیز می¬کنند. معمولاً رؤسای فدرال رزرو (بانک مرکزی آمریکا) و معاونین آنها از بین اقتصاددانان طراز اول پولی و مشهور در سطح بین¬الملل انتخاب می¬شوند. رئیس سابق فدرال رزور (2004 الی 2014)، بِن بِرنانکه نام دارد. او یک اقتصاددان مشهور و استاد دانشگاه پرینستون و برنده چندین جایزه علمی در اقتصاد است. براساس گزارش سایت (Repec.org)، برنانکه 70 مقاله علمی منتشر کرده است. 
 
رئیس فعلی فدرال رزرو، خانم ژانِت یِلن است. او نیز استاد اقتصاد دانشگاه (هاروارد و برکلی) و صاحب نظریه است (52 مقاله علمی). همسر خانم یلن، آقای جورج آکرلوف برنده نوبل اقتصاد است. 
 
معاون خانم یلن در فدرال رزرو، استانلی فیشر نام دارد. استانلی فیشر از 2014 معاون فدرال رزرو شده است. استانلی فیشر، استاد راهنمای رساله دکتری بن برنانکه بوده است. تألیفات فیشر در دانشگاه¬های جهان، دستمایه پژوهش و تدریس است. نام استانلی فیشر برای استادان و دانشجویان ایرانی نیز آشنا است. دو منبع درسی در مقطع دکتری در درس اقتصاد کلان پیشرفته، و همچنین در مقطع کارشناسی، تألیف همین نویسنده است. نکته جالب این است که آقای استانلی فیشر تا قبل از 2014 به مدت 9 سال رئیس بانک مرکزی اسرائیل بوده است! اساساً همه این اقتصاددانانی که در بالا نام برده شده¬اند، یهودی هستند. خانم یلن رساله دکتری¬اش را با آقای جیمز توبین برنده نوبل اقتصاد دفاع کرده است. جیمز توبین نظریات مشهوری در دفاع از بهره و بانک¬داری ارائه نموده است. توبین برای با اهمیت نشان دادن سیاست پولی (Effectiveness of Monetary Policy) جهت ورود پول به مدل¬های تعادل عمومی، در دانش اقتصاد پولی انحراف ایجاد کرده است. جیمز توبین یک نیوکینزی است و معتقد است پول در اقتصاد مؤثر است. توبین نظریه رشد پولی که نظریه¬ای موافق بانک¬داری است، ارائه نموده است. 
 
استاد راهنمای رساله دکتری آقای توبین، یوزف شومپیتر است. شومپیتر طراح نظریه کارآفرینی است. کارآفرین ازنظر شومپیتر کسی است که فرایند تخریب خلاق را راهبری می¬کند. رشد ازطریق تخریب خلاقانه و مبتکرانه وضع موجود حاصل می¬شود و کارآفرین کسی است که این امر را ممکن می¬سازد. ازنظر شومپیتر و پیروان او، کارآفرین کسی است که ایده دارد، اما پول ندارد و لازم است ازطریق خلق وام از هیچ (خلق پول) به او پول برسانیم تا بتواند ایده¬اش را عملیاتی کند. ازنظر شومپیتر و پیروانش، پول موجود برای این کار کفایت نمی¬کند و باید پول جدید ازطریق فرایند وام¬دهی خلق شود (نظریه موافق بانک¬داری). شومپیتر رئیس بانک خصوصی بیدرمن در اتریش بود. اوهمچنین عضو هیأت مدیره بانک کافمن نیز بوده است. او مدتی نیز وزیر دارایی اتریش بوده است. در محافل آکادمیک ایران، واژه کارآفرینی شومپیتر، به¬طور ناقص مورد استعمال قرار می¬گیرد. کارآفرین ترجمه فارسی برای عبارت آنترپرونور است. آنترپرونور (که به¬نظر می¬رسد گرفته شده از کلمه اینترست انگلیسی و یا اَنتِقه فرانسوی به معنای بهره باشد) کسی است که می¬تواند بهره بدهد (بهره ده). در ایران هم¬اکنون نهادهای آموزشی و پژوهشی تأسیس شده است که سعی در گسترش نظریات این شخص دارند! 
 
از شومپیتر که بگذریم به استاد راهمنای تز دکترایش می¬رسیم: بوم باورک! ایدئولوگ بهره. بوم باورک نیز برای دوره¬ای وزیر مالیه بوده است. این شخص استدلال¬های محکمی را در جهت تفاوت بهره از ربا برای اولین بار به¬صورت علمی مطرح می¬کند. ازنظر او بهره به سه دلیل از ربا متفاوت است. خداوند در طبیعت و ذات انسان، ریشه¬هایی را برای ایجاد بهره آفریده است و نمی¬توان آنها را انکار کرد. ربا بد است اما بهره خوب است!
 
بد نیست بدانیم که کلمه بهره معادل فارسی کلمه لاتین اینترست (Interest) است. اینترست که در اصل به¬معنای علاقه، جذابیت و مفیدیت است، با تلاش اقتصاددانان، معنای بهره پول را نیز به¬عنوان یک معنای اضافه، یدک می¬کشد تا بتوان آن¬را مقابل یوژری (Usury) که در انجیل حرام تلقی شده است، قرارداد. 
 
آقای شومپیتر شاگرد دیگری نیز در کنار توبین، به نام پل ساموئلسن تربیت کرده است. ساموئلسن نیز برنده نوبل اقتصاد است. ایشان در یک مقاله علمی با ترکیب ریاضیات و منطق نشان می¬دهد که بهره یک ریشه چهارمی نیز غیر از سه ریشه بوم باورک (استاد بزرگ) دارد. 
 
بنابراین با تلاش این اقتصاددانان یهودی، بهره چهار ریشه دارد (سه ریشه به نام بوم باورک و یک ریشه به نام ساموئلسن). 
 
می¬دانیم که در دین یهود (کتاب تورات) گرفتن ربا از غیر یهود جایز شمرده شده است. چه ارتباطی بین این توجیهات و آن جایز شمرده شدن وجود دارد؟ 
 
دانشمندان دیگری هم هستند که به توسعه این فرایند کمک¬ها نموده¬اند. معمولاً اجازه داده نمی¬شود که اقتصاددانی بخواهد با این جریان اصلی مخالفت کند. در برخی موارد، مخالفین این جریان اصلی، به دلایل نامعلوم و مشکوک حذف می¬کنند. مثلاً دو سال پس از این¬که جیمز توبین نوبلیست در 1965 نشان داد که پول مهم است، یک دانشجوی دکتری که نابغه بود، با روش¬های ریاضی پیشرفته در رساله دکتری¬اش، اثبات کرد که پول مهم نیست و نظر توبین را رد کرد. این فرد که نامش سیدراسکی است، چند ماه بعد و در سن 29 سالگی فوت شد. همچنین پس از این¬که بوم باورک (استاد بزرگ)، در مورد دلایل تفاوت بهره و ربا استدلال¬هایش را توسعه داد، یک نابغه ریاضی انگلیسی به نام فرانک رمزی که البته مسیحی هم بود، استدلال¬های بوم باورک و پیروانش را مردود اعلام کرد و به آنها به شدت تاخت. اما این فرد نیز دو سال بعد از انتشار مقاله¬اش در سن 27 سالگی درگذشت! همچنین یک نابغه هندی (آیاگری) در سال 1994 فرایند بالا را در چارچوب اقتصاد ریاضی پیشرفته به چالش کشید و بانکداران را به مبارزه طلبید. او نیز مدتی بعد در سن 46 سالگی در 1997 درگذشت!
 
 البته گزارش فوتی¬های مشکوک، اندکی فراتر از این است.    
 
شاید تصور عموم بر این باشد که مخوف¬ترین سازمان آمریکایی، سازمان سیا باشد، اما به¬نظر می¬رسد فدرال رزرو، مرموزترین است. فدرال رزرو یک سازمان کاملاً مستقل از دولت و کنگره آمریکا است. فدرال رزرو نه درمقابل دولت فدرال و نه درمقابل کنگره، پاسخ¬گو نیست، اما سازمان سیا به حکم سلسله مراتب سازمانی و ساختار بودجه¬ای، مانند هر سازمان دولتی دیگری در آمریکا باید پاسخ¬گو باشد. فدرال رزرو یک سازمان دولتی نیست. برای تأمین مالی¬اش، هیچ وجهی از کنگره یا دولت دریافت نمی¬کند . فدرال رزرو به معنای واقعی کلمه، یک بانک مرکزی مستقل است. ایده استقلال بانک مرکزی که امروزه مطرح می¬شود، زاییده ساختار سازمانی مذکور بوده و اغراض سیاسی را دنبال می¬نماید .     
به¬نظر می¬رسد که آمریکایی¬ها، داده¬های اقتصادی ایران درخصوص میزان رشد نقدینگی و تورم در ایران را با دقت بالا رصد می¬کنند. 
 
جالب است بدانیم هم¬اکنون در اقتصاد اسلامی، برخی از ما اقتصادی¬ها از همین دلایل بوم باورک و پیروان او (البته ناقص) استفاده می¬کنیم برای این¬که نشان دهیم سود از بهره متفاوت است!! یعنی ازهمان دلایلی که بوم باورک و پیروانش مانند ایروینگ فیشر، فون مایزز (شاگرد بوم باورک) و ... برای دفاع از بهره (Interest) درمقابل ربا (Usury)  استفاده می¬کنند، هم¬اکنون برخی از ما اقتصادخوانده¬های مسلمان که محلل ربا شده-ایم، برای دفاع از سود (Profit) درمقابل بهره استفاده می¬کنیم.
قریب به یقین شما مطالب بالا را باور نخواهید کرد.  این است قدرت بنکرهای اقتصاددان! 
 


 

 

 

 

 

دروپال طراحی سایت