هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
يكشنبه، 1 ارديبهشت 1398
ساعت 23:56
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

يكشنبه 20 فروردين 1396 ساعت 15:28 2017-4-9 15:28:57
شناسه خبر : 268818
وقتی ثروت اندوزی و مال روی مال گذاشتن ارزش مکاتبی می شود که داعیه رساندن بشر به ساحل آرامش را دارند، تنها راه بطلان جادوی آنها ارائه نسخه اصیل و بی بدیلی است که خداوند برای بشر به ارمغان فرستاده است. این یعنی اسلام و قرآن که به عنوان دین خاتم و معجزه جاویدان راه بهره مندی بهینه و مفید از همه مواهب الهی را نشان داده اند.
در گفت و گو با رییس بنیاد فقهی مدیریت اسلامی مطرح شد؛

اسلام با اقتصاد قارونی مخالف است

وقتی ثروت اندوزی و مال روی مال گذاشتن ارزش مکاتبی می شود که داعیه رساندن بشر به ساحل آرامش را دارند، تنها راه بطلان جادوی آنها ارائه نسخه اصیل و بی بدیلی است که خداوند برای بشر به ارمغان فرستاده است. این یعنی اسلام و قرآن که به عنوان دین خاتم و معجزه جاویدان راه بهره مندی بهینه و مفید از همه مواهب الهی را نشان داده اند.

وقتی ثروت اندوزی و مال روی مال گذاشتن ارزش مکاتبی می شود که داعیه رساندن بشر به ساحل آرامش را دارند، تنها راه بطلان جادوی آنها ارائه نسخه اصیل و بی بدیلی است که خداوند برای بشر به ارمغان فرستاده است. این یعنی اسلام و قرآن که به عنوان دین خاتم و معجزه جاویدان راه بهره مندی بهینه و مفید از همه مواهب الهی را نشان داده اند. از این رو در گفت و گو با حجت الاسلام والمسلمین صمصام الدین قوامی؛ مجتهد نظریه پرداز در مدیریت اسلامی و رییس بنیاد فقهی مدیریت اسلامی نگاه اسلام به مسئله توزیع ثروت و فقر و تکاثر را به بحث و بررسی گذاشته ایم.

 

آیا کسب ثروت و تلاش برای به دست آوردن مال در ابعاد فردی و اجتماعی، مورد پذیرش اسلام است یا با آن مخالفت شده؟

اسلام با فقر و فلاکت مبارزه می کند و فقر را شیطانی می داند، این یعنی اسلام بر وجود ثروت در جامعه تاکید دارد. چنان که در سوره مبارکه «نحل» ثروت به «جمال» توصیف شده: «وَ لَکُمْ فیها جَمالٌ» یا در سوره مبارکه «ص» از ثروت به «خیر» تعبیر می شود و اینها نشان می دهد اسلام جامعه فقیر را نمی پسندد، البته در مورد فرد به قناعت سفارش می کند که این درباره مصرف است نه درباره تولید.

یعنی اگر در ادبیات دینی، اخلاقی و معنوی ما بر قناعت توصیه شده و از آن به گنج تعبیر می شود «القناعةُ کنزٌ»، منظور مصرف بهینه است که به تولید ثروت کمک می کند.

از این رو، جهت گیری کلی اسلام این است که می فرماید: «وَلَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً» که در اصطلاح به «قاعده نفی سبیل» شهرت دارد و بدین معنا است که کفّار نباید بر مسلمین سلطه داشته باشند و از جمله راه های این نفی سبیل، داشتن ثروت و قدرت اقتصادی است که با آن به علم هم دست می آید همانطور که غرب دانش و دانشمندان را متمرکز کرده و با ثروت خود، جوامع اسلامی را اسیر می کند!

لذا سیاست ها و راهبردهای عمومی و کلی اسلام تاکید می کند که جامعه اسلامی باید ثروت داشته باشد اما ثروت مشروع و مفید، یعنی درآمد و ثروت از هر راهی به دست نیاید و مفیدفایده هم باشد و بتواند دردی را درمان کند و به سرمایه تبدیل شده و در خدمت تولیداتی که جامعه را به مسیر پیشرفت کشانده و از انحطاط نجات می دهد، در آید.

به عبارت بهتر در نگاه اسلام با ثروت می توان لذت برد و کامیاب بود و به تمدن بشری خدمت کرد و مدنیت را توسعه داد و عوامل تعالی جوامع را تامین کرد.

 

شما به نگاه اسلام در حوزه تولید ثروت اشاره کردید. این نگاه تا حدود زیادی مثبت و لازم است. اما نگاه اسلام درباره توزیع این ثروت چگونه است؟

خداوند در سوره مبارکه انفال و با طرح حکم خمس، می فرماید انفال برای خدا و رسول(ص) و فقرا است تا این ثروت در یک قشر سرمایه دار ماندگار، متمرکز و متراکم نشود و دیگر افراد جامعه فقیر باقی بمانند.

این یک راهبرد کلی است که تدوام یعنی تمرکز ثروت دست اقشار خاصی نباشد و رابطه ۹۹ درصدی اقلیت فقیر و یک درصدی ثروتمند در جامعه شکل نگیرد که اصطلاحاً در ادبیات دینی از این مهم به عدالت اجتماعی یاد می شود.

عدالت ابعادی دارد همچون عدالت اخلاقی، اجتماعی و ... عدالت اجتماعی یعنی ثروت و عوامل تولید به درستی توزیع و فرصت مساوی به همه برای تولید و توزیع  ثروت داده شود؛ باید توجه داشت اسلام با تمرکز ثروت در دست گروه خاص موافق نیست چنان که شهید صدر در کتاب «اقتصادنا» هم نظام سرمایه داری و هم مارکسیسم را به بحث می گذارد که یکی دچار افراط و دیگری دچار تفریط است. یعنی مارکسیسم می گوید هیچ سرمایه داری نباید باشد و نظام سرمایه داری هم فقط به اقلیت ثروتمند توجه دارد و دیگران را عمله آنها می داند اما عدالت اجتماعی اسلام با هیچ یک از این دو دیدگاه موافق نیست و بر این تاکید دارد که همه افراد عالِم و مستعد می توانند ثروت بیشتری داشته باشند چنان که کسی با استعداد علمی و هوش خود و دیگری با قدرت کاری و ... ثروت به دست می آورد و لذا اسلام در اینجا مخالفت نمی کند که استعدادها کشته شود اما انسان ها نیز نباید با این هوش و استعداد به دیگران ظلم کنند مثل قارون که در سوره مبارکه قصص داستانش ذکر شده، گردن کشی کرد و همراه با ثروتش زیر خاک مدفون شد!

 

یعنی اسلام با کسب ثروت موافق است اما برای توزیع و هزینه آن راهکار دارد؟

بله، اسلام می گوید کسی نمی تواند مانع ثروتمند شدن دیگری شود اما کسی که ثروت به دست آورد، باید این ثروت را برای تولید کالاهای مفید یا صنایع مفید هزینه و کارآفرینی کند و دیگران را نیز متنعم سازد و به رفع فقر دیگران کمک کند از این رو، در اسلام با این نگاه ثروتمند شدن یک عده خوب هم است تا دست دیگران را بگیرند؛ یعنی همانطور که همه نمی توانند مرجع تقلید، اندیشمند، دانشمند هسته ای و ... شوند همه هم نمی توانند ثروتمند باشند اما اغنیاء می توانند زمینه تنعمشان از ثروت را فراهم کنند.

از این رو، عدالت اجتماعی، آفات و آسیب های ثروت را کاهش می دهد و اغنیاء را موظف می کند تا ثروت شان را برای تعالی جامعه هزینه کنند نه آنکه فقط به مال اندوزی بپردازند وگرنه بنابر تصریح قرآن در سوره مبارکه توبه به عذاب الیم مبتلا می شوند: «وَالَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا یُنْفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ.»

این یعنی اسلام سازوکارهایی برای مهار ثروتمندان دارد، چیزی که در جامعه سرمایه داری نیست و اغنیاء بر گُرده فقرا سوار شده و عدالت اجتماعی از بین می رود.

بنابراین، در نگاه اسلام فرد مستعد باید رها باشد تا ثروت کسب کند اما با عدالت اجتماعی مهار و تشویق شود تا از ثروت خود در راه خدا استفاده کند یعنی همه عوامل مصرف ثروت در خدمت تعالی جامعه باشد به ویژه در حوزه تولید درون زا و متکی بر ذخایر و معادن الهی، چنانکه در قرآن تصریح شده است: «هُوَ الَّذی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فی مَناکِبِها وَ کُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَ إِلَیْهِ النُّشُورُ».

 

تکاثر در فرهنگ و ادبیات اسلام چگونه تعریف شده و چه عواقب سوئی را به جامعه تحمیل می کند؟

تکاثر در قرآن بشدت نهی شده است، چه بسیارند انسان هایی که تا لحظه مرگ بر ثروت خود می افزایند، که این تکاثر صرفا با هدف کثرت و ازدیاد مال است اما در مقابل خداوند و اسلام به کوثر تشویق می کنند که آنهم نوعی کثرت است اما توام با زمینه سازی برای رشد و تعالی؛ از این رو، تکاثر، کثرتی است که فرد را شقی می کند و کوثر، کثرتی است که سبب رشد و تعالی انسان می شود.

تکاثر با هدف کسب مال و مال اندوزی باعث تجمل گرایی، تجمل پرستی و تفاخر می شود و نوعی بیماری اقتصادی است، چنان که بسیارند انسان های شقی، بخیل و خسیس که می ترسند با مصرف مال شان دچار توطئه دیگران شوند لذا به خود و دیگران حتی به نزدیک ترین اعضای خانواده اجازه استفاده از این اموالشان را نمی دهند: «الَّذِی جَمَعَ مَالا وَعَدَّدَهُ»؛ که این مسئله در اسلام بشدت نهی شده اما در مقابل کوثر، ثروتی است که به محرومیت زدایی و فقرزدایی کمک می کند.

 

نسخه اسلام برای مبارزه با تکاثر و انحصار ثروت به اقلیتی خاص و محدود چیست؟

ادبیات اسلام در مهار ثروتمندان بسیار قوی و موثر است یعنی اگر ثروت همچون چشمه به سمت دشت های محروم برود آنگاه فقرا و نیازمندان و گورخوابان و دردمندان (که به هر دلیل در جامعه زیادند) مشکلاتشان رفع می شود، لذا اسلام تاکید دارد که ثروت به سمت ترمیم شکستگی ها و نقطه ضعف ها میل کند نه آنکه مایه فخر برای ثروتمندان و مایه فقر برای نیازمندان شود.

در جامعه ما که مورد تحریم، جنگ و انقلاب و هجمه نرم دشمن است و دشمن می کوشد از خاکریز اقتصاد به ما ضربه بزند اقتصاد مقاومتی در این راستا بسیار کمک کننده است. همچنین، اگر اغنیاء خمس، زکات و مالیات شان را داده و سراغ مستحباتی مثل انفاق و خیرات بروند، هم به رفع مشکلات افراد جامعه کمک می کنند و هم خود حال بهتری می یابند.

بنابر نگاه اسلام همانطور که در آیه ۱۰ سوره مبارکه منافقون آمده: «وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ»، محرومیت زدایی بر عهده ثروتمندان است و این حقی است بر گردن آنها «وَفی أَموالِهِم حَقٌّ لِلسّائِلِ وَالمَحرومِ». اگر این مهم تبدیل به فرهنگ شود و بدانیم آنچه داریم و در کارت هایمان از این حساب به آن حساب می شود فقط اسماً برای ما است و به محرومان تعلق دارد و باید برای رفع نیاز آنها صرف شود، آنگاه بسیاری از مشکلات ما رنگ می بازد.

اما متاسفانه امروز شاهدیم بسیاری از مردان و زنان و ایتام جامعه از اولیات زندگی هم محرومند!