هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
چهارشنبه، 29 اسفند 1397
ساعت 23:52
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

جمعه 8 خرداد 1394 ساعت 23:32 2015-5-29 23:32:53
شناسه خبر : 213177
گویند مرحوم مغفور حاج عبید زاکانی در رساله ی تعریفات خود لغاتی را برای مردمان قرن هشتم تعریف کرده است که گویی برای مردمان این زمان بوده است. برخی نیز احتمال آن را میدهند که حاج عبید از اجداد یکی از نمایندگان پزشک مجلس بوده باشد که البته ما به این شایعاتی که خود میسازیم واقفیم که صحت ندارد...
حاج عبید زاکانی از همان قدیم الایام میدانست که وکیل یا همان حقوق دان به آنی گویند که حق را باطل گرداند و یا المیانجی (همان علامت + در 5+1) یعنی: آن که خدا و خلق از او راضی نباشند.
حال پیش بینی ما این است که این شاعر گران قدر، اگر زنده می بود و شاهد توافقات مختلف دولت می بود، قبل از زدن سکته ناقص خود چه کلماتی را به چه معانی تعریف میکرد. برای شادی روح این شاعر عزیز و روح توافقات قبلی و بعدی و جمیع انسان هایی که با خواندن این تعریفات به آن دنیا تشریف فرمایی میکنند، الفاتحه... 
 
الدیپلمات :آن که از کیسه خلیفه بخشد.
الوزیر: آن که سر کیسه را شل کند.
الرئیس :آن که وزیر را بیاورد.
البِده: آن واحدی که بخشندگان کیسه، پاس کرده باشند.
البِستاندن: آن واحدی که بخشندگان کیسه، پاس نکرده باشند.
الفکت شیت : آن که وزیر در زیر درخت آلبالو گم کرده باشد.
التحریم: آن که تَرَک اش را مردمان نبینند.
الدلال : آن که به ژنرال نفتی، سود رساند.
الدبه : آن که بزرگش، باعث بیماری رئیسان شود.
الپلوتونیم: آن که به علت زیادی سود و منفعتش، تقدیم کدخدا شود.
البازطراحی : آن چیز که محبت گرگها را نشان دهد.
الکدخدا : آنکه گاو نرش، به الدیپلمات ها شیر ندهد.
المدیریت: الدبه دیپلماتیک.
الخطوط القرمز : آن که کور رنگان  توان دیدن نداشته باشند.
الکوررنگان : آن چیز که، بیماری سیاسیون باشد.
التفاهم : آن چیز که الزام آور باشد.
التوافق: آن چیز که دروغ باشد.


کلیدواژه ها »

دیدگاه کاربران

انصافا طنز هات مسخرس

انصافا نظرت از روی کینه است

الچفیه : آن چیز که گاها الدیپلمات بر گردن انداخته و هرچه خواهد بگوید و انجام دهند
الدلواپس: آنانکه باید به جهنم روند
الکرگدن: پوست و گردن الدیپلمات و حامیان ایشان را به پوست آن مثال زنند
السنگ پای قزوین: روی الدیپلمات و حامیان ایشان را به آن مثال زنند
الدسمال : آن چیز که اول یکی بود و بعد دوتا شود و شاید هم چند تا شود و کلا جهت شیره مالیدن سر خلق استفاده میگردد
و....................

البی مزه الخنک: آن که اسم خودش را نویسنده طنز نهاده است.همچون تو

نیش این طنز بدجور کاریه آخه خوب جایی نشسته!بیست!

قشنگ بود, زد تو گل. تیتر ها جور بودند.