حميد رسايي
اکنون با توجه به موضع آقایان هاشمی رفسنجانی ، ناطق نوری و علی لاریجانی و دیگر نیروهای انقلاب که بر پیروی از نقطه نظرات رهبری در گام برداشتن برای تحقق دولت وحدت ملی تاکید دارند ، چنانچه این بزرگان در تکاپوی تحقق وحدت ملی با تعریف رهبری هستند، باید دید که تلاش هایشان در تقویت دولت وحدت ملی مورد تایید رهبری متمرکز خواهد شد یا در تغییر و زوال آن ؟!
در روزهای اخیر طرح موضوع تلاش برای تحقق وحدت ملی و در کنار آن سخن گفتن از طرح تشکیل دولت وحدت ملی به یکی از مهم ترین سوژه های خبری رسانه ها تبدیل شده است .
لاریجانی که قبل از تشکیل مجلس هشتم از لزوم تصویب قوانینی برای تحقق این ایده سخن گفته بود
رهبری انقلاب اما از همان آغاز انحراف این جریان ، لب به هشدار گشودند و در نماز جمعه تهران (26 آذر 78) با اشاره به غفلت برخی از نیروهای خودی در باره نقشه دشمن برای تخریب وحدت ملی فرمودند : "سه تخریب، مورد نظرِ دشمن است: تخریب وحدت ملی، تخریب باورهای کارساز ومقاومتبخش، و تخریب روح امید. اسم این تخریب ها را هم «اصلاح» میگذارند! من کاری به این دوستان و خودی های غافل ندارم؛ بحثِ من برسر دشمن است که سلسله جنبان این حرکت، به بیرون از این مرزها مربوط است. در داخل مرزها هم کسانیکه اساس کار دست آنهاست، جزو دشمنانند ... غم بزرگ این است که - همانطور که قبلاً اشاره کردم
چندماه پس از این ، رهبری انقلاب دقیقا در زمانی که وحدت ملی مورد هدف قرار گرفته بود و دشمن برای کم رنگ کردن آن در هر سطحی تلاش می کرد ، ضمن دعوت مجدد از شخصیت های سیاسی ، احزاب و گروه ها در اجتماع مردم قم (14 مهر 79) از لجبازی برخی سیاسیون و قربانی کردن وحدت ملی برای اغراض سیاسی خبر دادند : "بنده از روی دلسوزی کامل، بارها در نماز جمعه - که مقدّسترین مکان هاست - و در سایر جاها، جناح های سیاسی را دعوت کردم؛ گفتم بیایید بنشینید با هم صحبت کنید، با هم مذاکره کنید. بیایید مواردی را که بر روی آن با هم اتفّاق نظر دارید، اصل قرار دهید و اختلافات را براساس اینها حل کنید. اگر بر روی اصول پافشاری کنید، موارد جزئی اختلافی و سیاسی اهمیتی هم ندارد. عدّهای قبول کردند؛ عدّهای لجاجت کردند و میکنند. این لجاجت چه معنا دارد؟! چرا باید کسانی وحدت ملت را، وحدت ملی را، امنیت ملی را، منافع ملی و مصالح این کشور را قربانی اغراض جناحی کنند؛ که اگر بدون نفوذ دشمن باشد، بسیار بد است و اگر با نفوذ دشمن باشد، چند برابر بدتر است؟"
همانطور که ملاحظه شد ،
با همین نگاه به نظر می رسد که چنانچه وحدت ملی از نگاه اصولگرایان طراح این ایده نیز به توافق برای رسیدن به قدرت تعریف شود - که متاسفانه این تعریف بیشتر به ذهن متبادر است - سرنوشتی جز اصلاحات و اصلاح طلبان در انتظار آنها نخواهد بود و اگر وحدت ملی را با همان نگاه رهبری انقلاب تعریف کنیم ، باید بپذیریم که بنا به تشخیص ایشان در دولت نهم به دلیل توجه به اصول و آرمان های انقلاب اسلامی و امام راحل (ره) وحدت ملی تحقق عینی تری یافته تا جایی که مهم ترین دلیل تخریب های دولت نهم از سوی رهبری انقلاب ، پایبندی این دولت به اصول و آرمان های انقلاب و امام (ره) عنوان شد و البته همچنان دشمنان انقلاب اسلامی در انتظارند که بتوانند وحدت ملی با این تعریف را به مرز تهدید و نابودی برسانند.
بدون تعارف باید گفت که در سایه رهبری های حکیمانه و تبعیت دولت نهم از خط ولایت ، وحدت ملی و دولت آن وجود دارد، تنها باید مراقب بود تا همچون عده ای که به تعبیر رهبری در گذشته به خاطر غفلت ، ضعف ، عقده ، کینه شخصی،
اکنون با توجه به موضع آقایان هاشمی رفسنجانی ، ناطق نوری و علی لاریجانی و دیگر نیروهای انقلاب که بر پیروی از نقطه نظرات رهبری در گام برداشتن برای تحقق دولت وحدت ملی تاکید دارند، چنانچه این بزرگان در تکاپوی تحقق وحدت ملی با تعریف رهبری هستند، باید دید که تلاش هایشان در تقویت دولت وحدت ملی مورد تایید رهبری متمرکز خواهد شد یا در تغییر و زوال آن ؟!