87/6/3 - 02:10 1970-1-1 03:30:00
شناسه خبر : 524
رسيدن ايران به چنين وضعيتي در

فرار از واقعیت اولین حربه ای است که متهم در دادگاه به آن پناه می برد، حتی وکلا هم معمولاً به موکلانشان آموزش می دهند که چگونه از پذیرش ارتکاب جرم طفره بروند و به نظر می رسد در مورد ناکامی ورزش ایران نيز چنین روشی در پيش گرفته شده است.

جدول رده بندی اداوار المپیک نشان می دهد که از نظر رده بندی، ایران يكي از بدترین نتایج تاریخ المپیک خود را تجربه می کند. حتی در سال 1988كه كشورمان به تازگی جنگ تحمیلی را پشت سرگذاشته بود، باز هم رتبه سي و هشتم به ایران رسيد اما این بار درشرایط صلح وثبات سیاسی کشور و در حالی که بیشترین هزینه های تاریخ برای کاوران المپیک ایران صرف شده است، يكي از ضعيف ترين نتايج به بار آمده است.

رییس سازمان تربيت بدني حدود 2 سال قبل، اکثر رؤسای فدراسیون ها را برکنار و به جای آنها سرپرست انتخاب کرد. این اتفاق تا برگزاری انتخابات هر فدراسیون سبب می شد که حتی امور روزانه فدراسیون ها، بعضاً از روال برنامه قبلی فاصله بگيرد. یعنی در فاصله دو سال از المپیک به جای اینکه رؤسای فدراسیون ها به فکر کسب سهمیه های بیشتر و حضور قدرتمندتر در المپیک باشند، به فکر لابی و رأی جمع کردن در انتخابات بودند. بدتر از همه اینکه سرپرست های جدید بعضاً تخصصی در اداره آن ورزش نداشتند. به طور مثال، رییس فدراسیون والیبال با دو دهه سابقه در این فدراسیون و زمانی که زحماتش به نتیجه رسیده بود، مأمور به ترک والیبال و قبول سرپرستی فدراسیون کشتی شد. این تغییرات شاید در آن روزها به اسم ایجاد هماهنگی بیشتر و اميد به كسب نتایج بهتر انجام می شد اما عدم راهيابي والیبال به المپیک و ناكامي کم سابقه کشتی در اين رقابت ها ثابت کرد که اغلب اين تغییرات زیانبار بوده است.

"تمام استانهای کشور باید صاحب ورزش اول ودوم و سوم شوند و طبق این ورزش ها، امکانات و اعتبارات دریافت کنند." این قسمتی از طرح آمایش ورزش است که توسط رئيس سازمان تربيت بدني ابلاغ و اجرا شد. زمانی که دو سال پیش رییس سازمان، طرح آمایش ورزشی را ابلاغ می کرد، کمتر کسی تصور مي كرد، طرحی ناقض آن هم در دست اجرا قرار گیرد. در حال حاضر سازمان تربیت بدنی حامی انتقال تیم های فوتبال لیگ برتری به شهرستان ها به حساب می آید. انتقالی که در استان همدان سبب شده است تمامی اعتبارات استانی از ورزش های دیگر به فوتبال منتقل شود. اگرچه مسلماً طرح انتقال تیم ها و بلعیده شدن اعتبارات استانی، تأثیری در نتیجه کاروان ایران در مسابقات المپیک نداشته است اما نشان می دهد که سازمان ورزش عملاً برنامه ای خلاف گسترش ورزش هاي دیگر در استانها دارد. این مسأله مخصوصا در انتقال راه آهن به شهرری خود نمایی می کند، چون راه آهن به شهرستانی نقل مکان کرده که مدال آورانی چون دبیر، سوریان و ساعی در رشته های غیر فوتبالی دارد و عملاً برای درخشش نیازی به فوتبال و مصرف بودجه اش نيست.

"ساخت سازه ها با ساختن و تربیت کردن ورزشکار تفاوت دارد." این جمله را رسول خادم درکنفرانس مطبوعاتی دو سال قبل خود در مورد سازمان تربیت بدنی گفت. نگاهی به سوابق عمرانی رییس سازمان نشان می دهد که وي در ساخت وساز صاحب ایده ونظر است. تعداد زیاد ساخت و سازهای اماکن ورزشی –فارغ از بحث کیفیت آنها- نشاندهنده توانايي هاي عمراني است. اکثر پروژه های تحت نظر هم با کمی تأخیر به بهره برداری رسیده است. اما مشکل اساسی نگاه یک بعدی در ورزش است. هر چند در حال حاضر ساخت وساز اماکن ورزشی طبق پیش بینی جلومی رود اما پیش بینی ها در مورد نتایج ورزشی اکثراً اشتباه از آب درمی آید، چه پیش بینی نتایج تیم ملی در جام جهانی، چه پیش بینی از تعداد سهمیه های ایران در المپیک و چه پیش بینی در مورد نتایج کاروان ایران.

رسیدن ایران به چنین وضعیتی در جدول مدال ها تنها ناشي از ضعف برنامه ريزي است. وقتی که طي چند سال گذشته هیچ سند راهبردی برای توسعه ورزش وجود نداشته است، انتظار كسب نتایج برتر از کاروان ورزشی ایران فاقد منطق است. با این همه، در رأس هرم ورزش ایران کسی قرار گرفته که طی 3 سال گذشته توانایی خود را در برنامه ریزی و اجرا به نمایش گذاشته است. پس حداقل اگر بحث ناکامی و عذرخواهی از مردم را کنار بگذاریم، ورزش ایران به مديريت و برنامه ريزي جدیدي احتیاج دارد که المپیک بعدی رانجات دهد. این، شايد بهترين دليل براي مديران ارشد ورزش كشور باشد تا با استعفايشان به ورزش كشور خدمت كنند.