هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

پنجشنبه 2 ارديبهشت 1400 ساعت 00:18
چهارشنبه 1 ارديبهشت 1400 22:08 ساعت
2021-4-22 00:18:28
شناسه خبر : 346641
دولت با پیش خوانی کردن نتایج مذاکرات، آن را به نفع خود می پندارد، در صورتی که تاکنون هیچ لغو تحریمی صورت نگرفته که بتوان آن را از توفیقات مسیر مذاکره دانست.
وارونگی عمل دولت در مورد فعالیت در سایت نطنز

چرا غنی سازی ۶۰ درصد نباید تنها پاسخ به اقدام تروریستی در نطنز باشد؟

دولت با پیش خوانی کردن نتایج مذاکرات، آن را به نفع خود می پندارد، در صورتی که تاکنون هیچ لغو تحریمی صورت نگرفته که بتوان آن را از توفیقات مسیر مذاکره دانست.
گروه سیاسی-فائزه سادات یوسفی: دو روز بعد از حمله تروریستی به تاسیسات هسته ای نطنز که به نقل از رسانه ها توسط رژیم صهیونیستی صورت گرفت، دولت در اقدامی اعلام کرد که غنی سازی 60 در صد را در تأسیسات نطنز آغاز خواهد نمود و بدین منظور هزار سانتریفیوژ دیگر با ۵۰ درصد ظرفیت بیشتر به ماشین‌های موجود در نطنز،  علاوه بر جایگزینی ماشین‌های صدمه دیده، اضافه می شود.
 
همچنین دولت همانند گذشته با معرفی این رژیم به عنوان تنها عامل این اقدام تروریستی در کشور، امریکا را از دست داشتن در آن تبرئه کرد تا بتواند مسیر دلخواه مذاکرات را با مصون نگه داشتن از انتقادات حفظ کند. این در حالی است که همواره تحرکات تروریستی اسرائیل در راستای اهداف امریکا و اروپا و همراه با آنان بوده است.
 
به طور کلی نکاتی در اقدامات صورت گرفته پیرامون غنی سازی وجود دارد که  آنها را بررسی می کنیم:
 
1- وارونگی عمل دولت در مورد فعالیت در سایت نطنز
سایت هسته ای نطنز در تیرماه سال گذشته هم مورد حمله قرار گرفت و حادثه مذکور دومین حادثه ایجاد شده در آن است. این موضوع نشان می دهد که این مکان در حال حاضر دارای ضریب امنیت پایینی است و انتقال تجهیزات پیشرفته تر تا حصول اطمینان از امنیت آن مناسب نیست. اما دولت دقیقا به صورت وارونه عمل می کند و با بی توجهی به این مسئله با انتقال سانتریفیوژهای پیشرفته تر به نطنز آنها را در معرض خطر قرار می دهد و به نوعی شمارش گر معکوس برای تخریب این تجهیزات پیشرفته را فعال می کند.
 
این رفتار ابهام آمیز دولت در زمان برجام نیز وجود داشت چنانکه انتقال تجهیزات از فردو به نطنز که دارای امنیت کمتری است طبق بند برجام صورت گرفت. اکنون نیز ادامه فعالیت در همین قالبِ ابهام آمیز، جای تردید باقی می گذارد.
 
2- عدم وجود عامل "دست برتر" در مذاکرات
دولت بعد از غنی سازی 60 درصد، از آن به عنوان عاملی برای پر بودن دست در مذاکرات یاد کرد. این در حالی است که با توجه به مشاهدات صورت گرفته این عنوان در عمل کاربردی نداشته و به عنصری خنثی می ماند.
 
دولت  با اعلام پیشرفت هسته ای به عنوان تنها پاسخ درخور برای خرابکاری رژیم صهیونیستی، وجود انفعال در تیم مذاکره کننده ایرانی در قبال هر اقدام تخریبی علیه منافع کشور را به نمایش می گذارد و در وهله اول این پیام را به طرف غربی می رساند که ایران تحت هر فشار و هزینه ای حاضر به ادامه مذاکره خواهد بود . این انفعال در زمان برجام هم موجود بود، به عنوان نمونه می توان به ماجرای بازگرداندن کشتی های ایران در سفر به یمن، طی تماس تلفنی دستوری جان کری به ظریف اشاره کرد، در صورتی که این موضوع خارج از قالب مذاکره بود ولی دولت برای راضی نگه داشتن طرف امریکایی به آن تن داد. بنابراین استفاده از دست برتر در قامت رفتار منفعلانه محلی از اعراب ندارد. 
 
گروسی مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی که نقش نماینده طرف غربی مذاکره را در داخل کشور ایفا می کند نیز با بیان آگاهی قبلی از این غنی سازی و ابراز امیدواری برای حصول پیشرفت در مذاکرات، به طرف غربی اطمینان خاطر داد که مذاکرات در مسیر مقبول واقع است و از موضع ضعیف غنی سازی در جریان مذاکره پرده برداشت.  
 
از طرفی صنعت هسته ای کشور قبل از مذاکرات برجام به دلیل مسیر رو به پیشرفت آن و عدم تخریب برجامی در موقعیت بسیار بالاتری نسبت به اکنون قرار داشت. اگر قرار دولت بر استفاده از غنی سازی 60 درصد برای موضع قوی تر در مذاکرات باشد، بایستی پیشتر در زمان مذاکرات برجام، از موقعیت بالای هسته ای برای این منظور استفاده می کرد. اما تیم مذاکره کننده با بی اعتنایی به دستاوردهای هسته ایی هیچ بهره ای از این موقعیت نبرد و نهایتا خروجی مذاکرات به یک متن دیکته شده همراه با تثبیت تحریم ها ختم شد.
 
بنابراین وجود غنی سازی 60 در صد به مثابه ابزار فشار و قدرت چانه زنی در روند مذاکرات صرفا یک تبلیغ رسانه ای است و عملا کارکردی ندارد و طرف غربی به خوبی آن را دریافت کرده است.
 
3- مشروعیت بخشی به مذاکرات سلسله وار و همراه کردن مخالفان به ادامه آن
دولت با بیان غنی سازی به عنوان دست برتر یا موضع قوی تر در مذاکرات سعی می کند با ایجاد انگیزه بُرد در افکار عمومی توانایی خود را برای حصول نتیجه از لغو تحریم ها بالا نشان دهد و بدین منظور به ادامه مذاکرات به شکل کنونی مشروعیت بخشد. او در تلاش است با استحاله موضع مخالفانِ ادامه مذاکره از "توقف" و یا "تعلیق" جریان مذاکره به "انتظار" از مذاکره آنها را با خود در این مسیر همراه کند و سرپوشی بر اقدامات خود در روند آن گذارد. 
 
4- پاسخی برای اسراییل و اقناع افکار عمومی جهت استمرار مذاکره
 حسن روحانی در واکنش به حادثه نطنز و اعلام موضع ایران برای پاسخ به آن بیان کرد که غنی سازی ۶۰ درصد پاسخی به شرارت ‌های صهیونیست‌ها ست. ظریف هم در همین راستا بیان داشت که: "صهیونیست‌ها پاسخ خود را در پیشرفت‌های بیشتر هسته‌ای خواهند گرفت" و در ادامه گفت:" صهیونیست‌ها می‌خواهند انتقام توفیقات در مسیر لغو تحریم‌های ظالمانه را از مردم ایران بگیرند، ولی ما اجازه نخواهیم داد و انتقام این اقدامات را از خود صهیونیست‌ها خواهیم گرفت". 
 
آنچه مشخص است دولت با پیش خوانی کردن نتایج مذاکرات، آن را به نفع خود می پندارد، در صورتی که تاکنون هیچ لغو تحریمی صورت نگرفته که بتوان آن را از توفیقات مسیر مذاکره دانست و نهایتا رژیم صهیونیستی هم بخواهد بر طبق آن اقدامی انجام بدهد. بلکه اقدامات صهیونیستها طی چند ماه گذشته ناشی از نبود برخورد از سوی دستگاه دیپلماسی ایران و یا برخورد غیر تراز (در حد نامه نگاری) در قبال اقدامات خرابکارانه گذشته است که موجبات جراتمندی و ایجاد سپر امنیتی برای هر گونه توطئه را فراهم کرده و در نهایت کشور را در موضع ضعف قرار داده است. بنابراین اراده دولت برای شروع غنی سازی 60 در صد و در خطر قرار دادن تجهیزات پیشرفته تر صرفا جایگزینی جهت اقناع افکار عمومی داخلی برای پاسخ گویی به خرابکاری های اسراییل و در امان نگه داشتن مسیر مذاکرات از اعتراضات داخلی جهت توقف مذاکره به عنوان پاسخ مناسب است. 
 
5- ترمیم خسارت های برجام جهت بازسازی چهره انتخاباتی اصلاح طلبان 
واعظی طی سخنانی مدعی شد که "غنی سازی 60 درصد  پاسخی است به همه افرادی که در چند سال گذشته برای عوام فریبی همواره می‌گفتند، صنعت هسته‌ای کشور بعد از توافقنامه برجام تعطیل شده است در حالی که دولت بارها گفته است و می‌گوید، برجام مانع پیشرفت صنعت هسته‌ای نشده و نخواهد شد."
 
در صورتی که با پیمایش سابقه تخریب صنعت هسته ای -که تنها یکی از وجوه تخریبی برجام است- می توان به راحتی به کذب بودن این ادعا پی برد. به طور نمونه جمع آوری تمام سانتریفیوژهای نسلهای 2، 3، 4، 5، 6 و 8 و اکتفا به نسل 1،کاهش 19 هزار سانتریفیوژ به 6 هزار سانتریفیوژ نسل اول (که به گفته حسین آب‌نیکی رئیس سابق مرکز توسعه سازمان انرژی اتمی تسریع در جمع آوری سانتریفیوژها باعث شد که بخش قابل توجهی از آنها از بین برود)، پلمپ سایت هسته ای فردو، خارج کردن قلب رآکتور اراک و پر کردن کانال های آن با بتن ریزی ، نداشتن حق تولید هیچ نسلي از سانتريفيوژ و از همه مهمتر تخریب نرم افزاری با دلسرد کردن و اخراج نیروهای متخصص تنها گوشه ای از خسارات هسته ای برجام است. حتی اکنون نیز همانند گذشته احتمال قربانی شدن غنی سازی 60 درصد در جریان مذاکرات وجود دارد.
 
در ثانی اگر دولت از سال 92 همان مسیر پیشرفت هسته ای قبل را طی می کرد اکنون در این صنعت گام های بسیار بزرگی برداشته می شد و شاهد افزایش سایت های هسته ای نیز می بودیم. اما امروزه نه تنها این صنعت در جایگاه سال 92 نیست بلکه با عقبگرد در استفاده از ظرفیت محدودِ باقی مانده قرار دارد.
 
در این میان اظهارات حمید ابوطالبی مشاور اسبق روحانی مبنی بر این که استفاده ارزشمند غنی سازی 60 در صد در مذاکره منوط به مذاکره مستقیم با امریکا است، بسیار قابل تامل است. چرا که تیم مذاکره کننده خود را در یک ایزوله ضد خبری قرار داده و هنوز مشخص نیست که عملکرد اعضای آن تا چه اندازه به این منظر نزدیک است. 
 
در نتیجه دولت و به تبع آن اصلاح طلبان می کوشند در ایام نزدیک به انتخابات با بروزرسانی اتهامات گذشته علیه مخالفان و با ابزار غنی سازی 60 درصد و مذاکرات، از آنها برای ترمیم چهره خود استفاده کند و با خرید اعتبار برای دولت شانس خود را در انتخابات افزایش دهد.