00/2/1 - 18:01 1970-1-1 03:30:00
شناسه خبر : 346638
اگر دروغ نمی‌گویند و واقعاً دولت ۱۵ درصد بیشتر اختیار ندارد، چرا وعده‌های پرسروصدا در انتخابات دادند و خود را تضمین دولت اعلام کردند؟ چرا زمان انتخابات نمی‌گفتند اختیارات دولت و رئیس‌جمهور کم است؟
اگر دروغ نمی‌گویند و واقعاً دولت ۱۵ درصد بیشتر اختیار ندارد، چرا وعده‌های پرسروصدا در انتخابات دادند و خود را تضمین دولت اعلام کردند؟ چرا زمان انتخابات نمی‌گفتند اختیارات دولت و رئیس‌جمهور کم است؟
گروه سیاسی - رجانیوز: روز ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ سرنوشت سیاسی ایران به دست مردم رقم خواهد خورد و قوه اجرایی کشور به یکی از رجال سیاسی سپرده خواهد شد.
​در آستانه این واقعه مهم جریان‌های مختلف سیاسی، با پیکربندی جدیدی در حال برنامه‌ریزی برای کنش انتخاباتی هستند. اما امسال جبهه‌بندی چهره‌های دو جریان  اصلی سیاسی کشور تفاوت‌های عمده‌ای با وضعیت هر باره خود دارد. جناح اصلاحات که سال ۹۶ حول ایده برجام توانسته بود دولت را تصاحب کند، حالا چند پاره شده است‌. عدالت محوری، ادعای بهبود وضعیت اقتصادی، احیای برجام و ایده‌های بی‌ربط اینچنینی، نشان از عدم انسجام این جریان سیاسی دارد. 
همچنین انحلال شورای سیاست‌گذاری اصلاحات و بالا گرفتن حواشی در رابطه با کاندیدای احتمالی چند پارگی اصلاحات را تقویت کرده است. از کاندیدای احتمالی اصلاحات می‌توان به محمد جواد ظریف، اسحاق جهانگیری، پزشکیان، محمد رضا عارف، عباس آخوندی و علی لاریجانی اشاره کرد. 
 
معادلات جریان اصولگرایی به نحو دیگری است. حضور آیت‌الله رئیسی در راس قوه قضاییه شرایط را پیچیده کرده است اما تا به امروز کاندیدای احتمالی جریان اصولگرا سعید جلیلی، عزت الله ضرغامی،رستم قاسمی، پرویز فتاح و سعید محمد هستند.
 
مطبوعات دیروز:
عباس آخوندی: دولت روحانی نبود، قحطی ایران را گرفته بود/ مدل انتخاباتی ۹۶ در دستور کار اصولگرایان/ سه شرط اصلی قالیباف برای حضور در انتخابات/ آشفتگی حزب کارگزاران از زبان روزنامه اصلاح‌طلب
 
 
تاجزاده کاندیدا می‌شود!
روزنامه اعتماد مطلبی در رابطه با وضعیت انتخاباتی کشور نوشته است. در این مطلب با اشاره به ریشه دوگانگی دو جریان اصلی اصلاحات آمده: -سال ۸۴- مطبوعات پُر شر و شور عصر اصلاحات، گاه در توصيف اين جريان سياسي پيش‌رو، به عقابي تيزپر ارجاع مي‌دادند كه بالِ راستش كارگزاراني‌ها به عنوان حزبي برآمده از طيفي از وزرا و مديران كمتر محافظه‌كارِ دولت سازندگي و نزديكان هاشمي‌رفسنجاني بودند.
 
در این متن عنوان شده: -کارگزاران- با تفكرات عمدتا مبتني بر سياست‌هاي اقتصادي بازار آزاد و ليبراليستي‌شان درپي توسعه اقتصادي و بالِ چپ اين پرنده در اختيار مشاركتي‌ها بود كه همراه با چند تشكل و دسته و گروه ديگر همچون تشكيلات به‌مراتب كهنه‌كارتر و قديمي‌تر سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي يا تشكيلات دانشجويي آن سال‌ها يعني دفتر تحكيم وحدت، خود را داعيه‌دار گفتمان اصلاحات مي‌دانسته و درپي توسعه سياسي و مفاهيمي چون آزادي بيان، حقوق شهروندي، حقوق زنان، اقوام و مذاهب، مطبوعات آزاد، تكثر سياسي و اعتلا و توسعه جامعه مدني بودند كه آن روزها هنوز نزد جامعه ايراني، مفاهيمي نوپديد به حساب  مي‌آمد. 
 
در این مطلب با اشاره به اختلاف کارگزاران و اتحاد ملت آمده: كارگزارانی‌ها كه برخلاف اتحادی‌ها و البته اغلب احزاب اصلاح‌طلب، در جريان انتخابات مجلس يازدهم در اسفند ماه 98 با انتشار فهرستي نصفه و نيمه، سعي كردند حتي اگر شده صرفا روي كاغذ، يكي از اضلاع چندضلعي انتخابات باشند، اكنون نيز در آستانه انتخاباتي ديگر، پيش و بيش از اغلب احزاب اصلاح‌طلب از حضور در انتخابات رياست‌جمهوري مي‌گويند. 
 
در ادامه این نوشته آمده: چنان‌كه طي اين ماه‌هايي كه گذشت، درحالي كه بحث از احتمال تكرار راهبردِ ائتلاف و حمايت از گزينه بد نسبت به بدتر، به ‌اتفاق آرا مورد مخالفت اصلاح‌طلبان از اتحاد ملت تا اعتماد ملي و ديگران قرار گرفته، برخي ناظران از اين گمانه مي‌گويند كه كارگزاران حتي در صورت ردصلاحيت تمامي كانديداهاي تماما اصلاح‌طلب، پشت يكي از گزينه‌هاي ميانه‌روتر جريان رقيب خواهد ايستاد. 
 
در این مطلب در رابطه با محسن هاشمی به کنایه آمده: مدعي بود كه دشواري شرايط مملكت در حال حاضر به ميزاني است كه نه‌تنها مگر «بسيار عاشق» باشي كه اعلام كانديداتوري كني، بلكه علي‌الزوم بايد اندكي «مجنون» هم باشي كه خود را به اين دام  گرفتار كني! همين محسن هاشمي‌رفسنجاني اما ديروز در اظهاراتي كه اگرچه شايد نتوان اعلام كانديداتوري قطعي و صريح برداشت كرد.
 
 
اعتماد در رابطه با عملکرد هاشمی نوشته: قطعا و صراحتا با آنچه يكم آذر ماه 99 و ماه‌هاي بعد از آن مي‌گفت، تفاوت است، گفته كه به عنوان كانديداي حزبي كارگزاران به «جبهه اصلاحات ايران»، پيشنهاد شده و البته تاكيد كرده كه اين به معناي پذيرش يا عدم‌پذيرش كانديداتوري نيست؛ «بلكه تنها اسم بنده نيز به عنوان يك نامزد احتمالي مطرح شده است.»
 
در این متن پیرامون اختلاف این دو جریان اصلاح‌طلب در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آمده:  ماجرا البته سوي ديگر جريان اصلاحات به‌مراتب پيچيده‌تر است. جايي كه اتحادي‌ها از چند ماه پيش، از لزوم حضور در انتخابات، صرفا با كانديدايي تماما اصلاح‌طلب گفته و در اين مسير نيز تحركاتي را آغاز كردند. تحركاتي كه ازقضا همان حول و حوش پاييز سالي كه گذشت و حدود 15روز پيش از رونمايي كارگزاران از فهرست 19 كانديداي احتمالي اين تشكل سياسي، «اعتماد» در گزارشي با اشاره به رايزني‌هايي كه ميان اعضاي طيف‌هاي مختلف حزب اتحاد و چند حزب اصلاح‌طلب نزديك به اين تشكل سياسي صورت گرفته، از اين خبر داد كه سيدمحمدرضا خاتمي، برادر رييس دولت اصلاحات گزينه اصلي اتحادي‌هاست.
 
 در این مطلب اضافه شده: طيفي ديگر با اشاره به غائله شيوع كرونا، از لزوم حمايت از يك پزشك سياستمدار گفته و در ادامه زمزمه‌هايي درمورد محمد ظفرقندي، رييس سازمان نظام پزشكي به گوش رسيد و حتي عجيب‌تر از اين اما طيفي بود كه به‌لحاظ ديدگاه‌هاي اقتصادي به سياست‌هاي ليبراليستي باور دارند و ظاهرا وارد گفت‌وگو با عباس آخوندي شده‌ بودند.
 
در ادامه آمده: درمجموع اما اولويت بدنه حزب اتحاد، همان حمايت از كانديداتوري سيدمحمدرضا خاتمي بود كه نه‌تنها نمي‌توان در تفكرات اصلاح‌طلبانه‌اش ترديد كرد، بلكه پزشكي سياستمدار نيز هست و به اين دليل نيز مناسب براي كانديداتوري در انتخاباتي كه هنوز و همچنان درگير كروناست. با اين همه اما تنها پاسخ خاتمي به اصرار اصلاح‌طلبان، پاسخي منفي بود و انكار اين احتمال. 
 
نویسنده افزوده: درنتيجه اتحادي‌ها دست به دامان علي شكوري‌راد، پزشك اصلاح‌طلب ديگري شدند كه دبيركل‌شان هم بود. اما بيماري نابهنگام و سخت اين روياي اصلاح‌طلبانه را نيز نقش بر آب كرد.
 
در ادامه با اشاره به کاندیداتوری تاجزاده آمده: نام‌نويسي تاجزاده حتي اگر منتج به تاييدصلاحيت و كانديداتوري رسمي او نيز نشود، اتفاقي بسيار مهم در انتخابات خواهد بود و در عين حال فرصتي مغتنم براي او و البته ديگر اصلاح‌طلبان براي استفاده از فضاي سياسي-رسانه‌اي حاكم بر كشور در آستانه انتخابات. فرصتي كه در عين حال مي‌تواند به كار رايزني‌هاي پشت پرده اصلاح‌طلبان نيز بيايد و آنها حتي اگر بخواهند درنهايت سراغ كانديدايي با احتمال تاييدصلاحيت بالاتر نيز بروند.
 
لیلاز: اگر اختیارات دولت را چوب خشک داده بودند، وضعیت اقتصاد بهتر بود
کیهان امروز نوشت: مدعیان اصلاحات- اعتدال از یک سو با فریبکاری مدعی‌اند که رئیس‌جمهور و دولت اختیار ندارند اما از سوی دیگر برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری به خط شده‌اند! محمدرضا عارف، بیژن زنگنه، اسحاق جهانگیری، محمدجواد ظریف، مسعود پزشکیان، مصطفی کواکبیان، محسن‌ هاشمی، محمدعلی افشانی، محمدصادق خرازی، مصطفی معین، سورنا ستاری، محمد صدر، علی طیب‌نیا، محمود صادقی، محمدباقر نوبخت، عباس آخوندی، محسن رهامی، علی مطهری، محسن مهرعلیزاده، رامین مهمانپرست، محمدجواد آذری جهرمی و... بخشی از قطار نامزدهایی‌اند که اردوگاه اصلاحات برای کسب کرسی ریاست جمهوری مطرح کرده است.
 
در ادامه آمده: افراطیون مدعی اصلاح‌طلبی بی‌تدبیری، بی‌کفایتی و کم‌کاری خود را گردن کمی ‌اختیارات می‌گذارند و حال آنکه بیش از 40 سال در پست‌های مختلف اجرایی و تقنینی بوده‌اند و با ضوابط و مقررات و سازوکارها آشنا هستند و اگر ادعا دارند که رئیس‌جمهور فاقد اختیارات است، باید پرسید چرا برای کاندیداتوری در انتخابات به جوش و خروش می‌افتند؟
 
 
در این‌مطلب افزوده شده: طیف مدعی اصلاحات نهاد اجماع‌ساز موسوم به ناسا هم تشکیل داده و مشغول برنامه‌ریزی برای انتخابات است و جالب و قابل تأمل این است که در همین حال، بهزاد نبوی رئیس این نهاد و عضو سازمان منحله مجاهدین (انقلاب) در گفت‌وگو با روزنامه حزب‌اشرافی کارگزاران مدعی شده بود که دولت حداکثر 15 درصد قدرت را در کشور در دست دارد!
 
در ادامه این مطلب عنوان شده: اگر دروغ نمی‌گویند و واقعاً دولت 15 درصد بیشتر اختیار ندارد! چرا وعده‌های پرسروصدا در انتخابات دادند و خود را تضمین دولت اعلام کردند؟ چرا زمان انتخابات نمی‌گفتند اختیارات دولت و رئیس‌جمهور کم است؟
 
در این متن اضافه شده: سعید لیلاز، عضو کارگزاران به یورونیوز گفته بود: اگر اختیاراتی که به دولت داده شد، به چوب خشک داده بودند، وضعیت اقتصاد بهتر از وضعیت فعلی بود. ناصر قوامی، فعال اصلاح‌طلب گفته بود: اینکه بعضا گفته می‌شود اختیارات رئیس‌جمهور کم است و محدودیت‌هایی برای رئیس‌جمهور وجود دارد، اتفاقا رئیس‌جمهور اختیارات زیادی دارد.
 
رئیسی باید ظریف را هم کاندیدا کند!
روزنامه کيهان در اخبار ویژه خود مطلب دیروز روزنامه کارگزاران را بررسی کرده است. در این مطلب آمده: روزنامه حزب کارگزاران می‌گوید: روزنامه سازندگی در تیتر یک خود با ایجاد تردید علیه نامزدی رئیسی و طرح این سوال که «رئیسی بیاید یا نیاید» نوشت: سید ابراهیم رئیسی نامزد انتخابات بشود یا نشود؟» این شاید مهم‌ترین پرسشی است که نه فقط در جبهه اصولگرایی بی‌پاسخ مانده است، بلکه در جبهه اصلاح‌طلبان نیز به آن می‌اندیشند که آیا رئيس قوه قضائیه باید ردای قضاوت را کنار نهد و پا در انتخابات ریاست‌جمهوری و کار اجرایی بگذارد یا در همان مسند بماند؟
 
کیهان به نقل از کارگزاران ادامه داده: واقعیت این است که با آنکه دو ماه بیشتر به انتخابات ریاست‌جمهوری نمانده است، هم جبهه اصلاح‌طلبان آشفته حال است و هم جبهه اصولگرایان. اصلاح‌طلبان به واسطه آنکه فیلترینگ و رد صلاحیت شورای نگهبان، بی‌نامزد مانده‌اند و در مانده‌اند که چه فردی را معرفی کنند تا از فقیهان و حقوقدانان آن شورای 12 نفره عبور کند. کفه اصلا برابر نیست. با این حال این در آشفته‌بازار سیاسی، تنها یک نامزد است که به نظر می‌رسد که قدرت رای‌آوری او بیش از دیگران است: «سیدابراهیم رئيسی.
 
کارگزاران در ادامه این مطلب نوشته: حضور اصلاح‌پذیر رئيسی در قوه قضائیه، آنچنان امیدوارکننده بود که او توانست نظرهای بسیاری را به خود جلب کند. او که 16 میلیون رای از خرداد 96 در توشه خود داشت، نه تنها آنها را حفظ کرد بلکه به زعم برخی از هواداران و اصولگرایان توانسته است که آن را نیز ارتقا دهد. با این حال، اگرچه به نظر می‌رسد راه برای او هموار است، اما مخاطراتی هم پیش‌رو دارد.
 
در این متن ادعا شده: مهم‌ترین رقیب ابراهیم رئيسی در انتخابات ریاست‌جمهوری 1400، هیچ‌یک از نامزدهای انتخاباتی (البته به جز ظریف) نیستند. رقیب اصلی او مشارکت پایین مردم در انتخابات است.
 
 
در ادامه کارگزاران عنوان کرده: نگرانی، ناراحتی و بی‌اعتمادی مردم که حاصل تحریم بسیار سنگین آمریکا، ناکارآمدی دولت و ضربه‌های پی‌درپی اصولگرایان و کارشکنی‌های آنها بوده، وضعیت را به آن مرز رسانده است که بسیاری ابایی از اینکه بگویند در انتخابات آتی رای نمی‌دهند، ندارند.در چنین وضعیتی، آیا ابراهیم رئیسی با توشه 16 میلیونی و عملکردی که قابل دفاع بوده، می‌تواند پا در رقابتی بگذارد که چشم‌انداز محکم و روشنی برایش متصور نیست؟ اگر او کمتر از 16 میلیون رای سابق نصیبش شود، وضعیت او بهتر خواهد شد؟
 
در ادامه آمده: اگر ابراهیم رئیسی قصد آن دارد که در انتخابات شرکت کند، برای کمک به خود، باید رقیب خود را نیز به میدان رقابت ترغیب کند و پای محمدجواد ظریف را نیز به این میدان باز کند.
 
کیهان در تحلیل مطلب کارگزاران نوشته: تحلیل ارگان کارگزاران از یک‌سو، از هراس فراگیر مدعیان اصلاح‌طلبی درباره افزایش چشمگیر محبوبیت آقای رئيسی و از طرف دیگر، از تهیدستی جبهه اصلاح‌طلبان حکایت می‌کند.
 
در ادامه کیهان عنوان کرده: روزنامه سازندگی و گردانندگان کارگزارانی آن باید توضیح دهند چگونه یک دیپلمات (با کارنامه پرحاشیه و ضعیف) را برای ریاست‌جمهوری پیشنهاد می‌کنند و حال آنکه او فاقد کمترین سابقه گذشته در مدیریت اقتصادی و برنامه‌ریزی است؟ آنها چطور ظریف را پیشنهاد می‌کنند در حالی که در دو سال اخیر، بارها روحانی را - با کارنامه و سوابقی به مراتب نزدیک‌تر به کار دولت - فاقد کفایت و تجربه خواندند.
 
 محمود صادقی: روحانی پیگیر وعده هایش نبود
محود صادقی وی در گفتگو با شرق عنوان کرده: بخشی از این شرایط به نظام انتخاباتی ما بازمی‌گردد. واقعیت این است که سیاست‌ورزی در ایران سازوکارهای دقیق خود را ندارد که مهم‌ترین آن تحزب است!
 
در ادامه صادقی گفته: احزاب در انتخاب مردم نقش ویژه‌ای ایفا نکرده‌اند و رأی مردم چندان مبتنی‌بر وجه ایجابی که ناشی از برنامه‌های حزبی نامزدها باشد، نبوده است. 
 
وی در رابطه با عملکرد روحانی گفته: او پس از پیروزی‌اش در دور دوم در چینش وزرا بسیار منفعلانه عمل کرد و در مسیر اداره کشور هم پیگیر وعده‌هایی که داده بود در همه حوزه‌ها اعم از سیاست داخلی، سیاست خارجی، اقتصاد و فرهنگ نبود. قبول داریم که بخشی از این انفعال ناشی از محدودیت‌های بیرونی و خارج از اراده مانند تحریم‌ها بود اما نمی‌شود انکار کرد که بخش مهمی از آن هم به محدودیت‌های خودخواسته دولت بازمی‌گردد. به‌هرحال چه خوشمان بیاید یا نیاید چنین تصوری در جامعه وجود دارد.
 
صادقی در پاسخ به این سوال که: اصلاح‌طلبان همیشه انتظار دارند که اکثریت به آنها رأی دهد اما هیچ برنامه‌ای ارائه نمی‌کنند و صرفا پیش از انتخابات می‌گویند به نفرات ما رأی دهید تا شرایط بدتر از این نشود. آیا جامعه با چنین سخنانی قانع می‌شود؟ گفته: من صادقانه اذعان می‌کنم همه این‌ ضعف‌هایی که شما گفتید وجود دارد. من با ذکر مثالی از مجلس دهم بحث را ادامه می‌دهم. وقتی وارد مجلس شدیم همه می‌خواستیم که تحولی مهم ایجاد کنیم اما برنامه‌ای وجود نداشت. تقریبا 100 نفر از نمایندگان اصلاح‌طلب بودیم و حتی برنامه‌ای روی کاغذ هم نوشته بودیم اما واقعیت این بود که تحرک مناسبی برای اجرائی‌کردن آن برنامه وجود نداشت.
 
 
وی در رابطه با اختیارات رئیس جمهور اظهار داشته: اختیارات رئیس‌جمهور با همه محدودیت‌ها بسیار زیاد است. او وزرا، استانداران و فرمانداران را تعیین می‌کند، نظارت تام بر تمام دستگاه‌های اجرائی دارد، بودجه یک سال کشور را به مجلس ارائه می‌کند و بسیاری اختیارات دیگر که بحث مفصلی است. اگر رئیس‌جمهور عزم کافی برای سامان‌دادن امور داشته باشد، با همین اختیارات موجود هم می‌تواند کار کند. 
 
وضعیت آخرین نظر سنجی‌های انتخاباتی
روزنامه جوان مطلبی با عنوان «نظرسنجی‌های انتخاباتی چه می‌گویند؟» منتشر کرده است. در این مطلب آمده: نتایج آخرین نظرسنجی مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران نشان می‌دهد اغلب کاندیدا‌هایی که رأی منفی بالا و رأی مثبت پایین دارند، به لحاظ فکری نزدیک به طیف دولت مستقر هستند. در این نظرسنجی رأی منفی علی لاریجانی، جواد ظریف و علی مطهری بالاتر از کاندیدا‌های دیگر است. همچنین رأی مثبت سید ابراهیم رئیسی که در انتخابات سال ۹۶ رقیب اصلی حسن روحانی محسوب می‌شد، از سایر نامزد‌های احتمالی بالاتر و رأی منفی او نیز کم بوده و می‌توان در مورد این نظرسنجی از عبارت «صدرنشینی» برای رئیسی استفاده کرد. 
 
در این مطلب عنوان شده: مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران در آخرین نظرسنجی خود (فروردین ۱۴۰۰) با جامعه آماری افراد بالای ۱۸ سال و اندازه نمونه ۱۵۶۹ از طریق تلفنی میزان رأی احتمالی مردم به شخصیت‌های سیاسی (در صورت کاندیدا شدن در انتخابات ریاست جمهوری) را مورد سنجش قرار داده است. از مردم پرسیده شد «من اسم چند شخصیت سیاسی را می‌خوانم؛ اگر هر کدام کاندیدای ریاست جمهوری شوند تا چه حد احتمال دارد شما به هر یک از این افراد رأی بدهید؟» نتایج در قالب نمودار ارائه شده است. اسامی برخی کاندیدا‌های احتمالی در این لیست نیست و دلیل آن هم محدودیت تعداد پرسش‌ها در گفت‌وگوی تلفنی ذکر شده است. چه آنکه این نظرسنجی تلفنی انجام شده است و امکان انجام پرسش‌های زیاد در نظرسنجی تلفنی وجود ندارد بنابراین نمی‌توان محبوبیت همه افرادی را که در گمانه زنی‌های رسانه‌ای نام آن‌ها مطرح است مورد سنجش قرار داد. 
 
 
در ادامه آمده: بر اساس نظرسنجی این مرکز، ۳/ ۴۳ درصد از مردم گفته‌اند که قطعاً در انتخابات ۱۴۰۰ شرکت می‌کنند و ۷/ ۴ درصد نیز گفته‌اند که به احتمال زیاد شرکت خواهند کرد. ۸/ ۲۰ درصد گفته‌اند که هنوز تصمیمی نگرفته‌اند و ۸/ ۵ درصد گفته‌اند که احتمال کمی دارد که شرکت کنند. ۳/ ۲۵ درصد مردم نیز اعلام کرده‌اند که به هیچ وجه شرکت نمی‌کنند. جالب آنکه در بین افرادی هم که قطعاً شرکت نمی‌کنند، رأی مثبت به رئیسی بالاتر از سایر کاندیداهاست. در واقع از این افراد خواسته شده که بگویند بر فرض شرکت در انتخابات به چه کسی رأی خواهند داد.
 
در رابطه با نظر سنجی‌ها عنوان شده: درصد نشناخته بودن کاندیدا‌ها برای مردم هم درصد کمی نیست و به نظر می‌رسد رسانه‌های رسمی در این زمینه کم کار بوده‌اند. حتی در مورد کسانی مثل علی لاریجانی یا ابراهیم رئیسی هم که سال‌ها در حلقه مدیران عالی رتبه بوده‌اند، ۱۴ درصد گفته‌اند که شناختی ندارند. این آمار در مورد حسین دهقان، سعید محمد، مسعود پزشکیان، علی مطهری و سعید جلیلی به بالای ۵۰ درصد می‌رسد!
 
چند دستگی احزاب اصلاح‌طلب در آستانه انتخابات
روزنامه آرمان ملی امروز برای در مصاحبه‌ای با یکی از فعالین سیاسی اصلاحات، وضعیت فعلی این جریان را بررسی کرده است. در ابتدای این مطلب آمده: برخی از احزاب اصلاح‌طلب و از جمله کارگزاران سازندگی در شورای مرکزی خود به گزینه محم‌جواد ظریف برای حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری رسیده‌اند. 
 
 در مصاحبه آرمان ملی با یک فعال اصلاح‌طلب عنوان شده: نمی‌توانیم عنوان کنیم کنش‌های نهاد اجماع‌ساز کنش‌هایی کاملأ دموکراتیک است. واقعیت این است که شیوه‌های عمل شیوه‌های قابل‌ راستی‌آزمایی نیست که آیا کسی که به عنوان کاندیدا مطرح می‌شود به دلیل شایستگی یا عدم‌شایستگی واقعی مورد تحلیل قرار می‌گیرد یا اینکه تصمیم‌گیری در این زمینه با توجه به دلایل دیگری صورت می‌گیرد. بنده معتقدم شکل ماجرا اگرچه تغییر کرده اما در محتوا تغییر چندانی مشاهده نمی‌شود.
 
 فعال اصلاح‌طلب در پاسخ به اینکه:  آیا در چنین شرایطی این خطر وجود ندارد که احزاب قدرتمند جریان اصلاحات مانند کارگزاران سازندگی، اتحاد ملت یا اعتماد ملی تأثیر‌گذاری بیشتری روی تصمیم‌گیری‌های نهاد اجماع‌ساز بگذارند؟ این در حالی است که کارگزاران سازندگی در تازه ترین تصمیمات نود به اجماع روی ظریف رسیده است. دیدگاه شما در این زمینه چیست؟گفته: این رویکردها می‌توانست زودتر به رأی گذاشته شود تا به جمع‌بندی جدیدی برسند. به عنوان مثال این شرایط وجود داشت که اصلاح‌طلبان با چند گزینه مطرح و با محوریت این سه حزب وارد گفت‌وگو شوند.
 
 
در ادامه گفته: البته دیدگاه بنده در این زمینه براساس پیش‌گفتار شماست؛ وگرنه من دیدگاه حزب ر ا بیان نمی‌کنم. با این وجود می‌توان شرایطی را در نظر گرفت که هر کدام از این سه حزب یک گزینه به نهاد اجماع‌ساز معرفی کند. پس از آن یک سازوکار قابل راستی‌آزمایی برای نظر‌سنجی تدوین کنند تا بتوانند از مردم نظرخواهی کنند. در نهایت نیز می‌توانستند با بررسی نتایج نظرسنجی‌ها به سه یا چند گزینه برسند و اولویت‌های خود را در انتخابات مشخص کنند. 
 
وی ادامه داده: اگر این سه حزب قدرتمند‌تر جریان اصلاحات تلاش کنند با چنین رویکردی به گزینه نهایی جریان اصلاحات دست پیدا کنند. لذا این خطر وجود دارد که احزاب دیگر جریان اصلاحات با نارضایتی از چنین وضعیتی به سمت ائتلاف‌های دیگر حرکت کنند و رویکرد دیگری در انتخابات در پیش بگیرند. در چنین شرایطی خطر دو‌دستگی یا چند‌دستگی جریان اصلاحات را در آستانه انتخابات تهدید می‌کند؛ تهدیدی که می‌تواند در سرنوشت نهایی انتخابات تأثیر مستقیم داشته باشد.
 
فعال اصلاح‌طلب در رابطه با حضور آقای خاتمی در انتخابات گفته: بنده حضور آقای خاتمی را در انتخابات محتمل نمی‌دانم و معتقدم احتمال حضور ایشان در انتخابات بسیار ضعیف خواهد بود. به مصلحت آقای خاتمی نیز نیست که در شرایط کنونی خود را به عنوان کاندیدای ریاست‌جمهوری مطرح کند. اگر آقای خاتمی بخواهند متد کنشگری سیاسی خود را تغییر بدهند بهتر است به سمت ایجاد یک حزب فراگیر سیاسی حرکت کنند. آقای خاتمی باید به فکر بازسازی جریان اصلاحات باشند؛  به همین دلیل مسئولیت یک حزب فراگیر جدید را برعهده بگیرند تا این حزب بتواند از تأثیرگذاری اجتماعی و سیاسی برخوردار باشد.
 
در رابطه به احزاب اصلاحات عنوان شده: باید این پراکندگی تصمیم‌سازی حزبی در جریان اصلاحات از بین برود. در شرایط کنونی آقای خاتمی در رأس هرم اصلاح‌طلبی قرار دارد و همه جریان‌های سیاسی به شکلی خود را به آقای خاتمی منتسب می‌دانند. این در حالی است که اختلافات بین احزاب همچنان به قوت خود باقی است.