هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
پنجشنبه، 15 مهر 1400
ساعت 02:01
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

شنبه 28 فروردين 1400 ساعت 16:59
شنبه 28 فروردين 1400 16:17 ساعت
2021-4-17 16:59:58
شناسه خبر : 346485
اصلاح‌طلبان  اگر در ۳۲ سال نتوانسته‌اند اصلاحی رقم زنند، فرصت دوباره را برای چه می‌خواهند؟
اصلاح‌طلبان اگر در ۳۲ سال نتوانسته‌اند اصلاحی رقم زنند، فرصت دوباره را برای چه می‌خواهند؟
گروه سیاسی_رجانیوز: روز ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ سرنوشت سیاسی ایران به دست مردم رقم خواهد خورد و قوه اجرایی کشور به یکی از رجال سیاسی سپرده خواهد شد.
​در آستانه این واقعه مهم جریان‌های مختلف سیاسی، با پیکربندی جدیدی در حال برنامه‌ریزی برای کنش انتخاباتی هستند. اما امسال جبهه‌بندی چهره‌های دو جریان  اصلی سیاسی کشور تفاوت‌های عمده‌ای با وضعیت هر باره خود دارد. جناح اصلاحات که سال ۹۶ حول ایده برجام توانسته بود دولت را تصاحب کند، حالا چند پاره شده است‌. عدالت محوری، ادعای بهبود وضعیت اقتصادی، احیای برجام و ایده‌های بی‌ربط اینچنینی، نشان از عدم انسجام این جریان سیاسی دارد. 
همچنین انحلال شورای سیاست‌گذاری اصلاحات و بالا گرفتن حواشی در رابطه با کاندیدای احتمالی چند پارگی اصلاحات را تقویت کرده است. از کاندیدای احتمالی اصلاحات می‌توان به محمد جواد ظریف، اسحاق جهانگیری، پزشکیان، محمد رضا عارف، عباس آخوندی و علی لاریجانی اشاره کرد. 
معادلات جریان اصولگرایی به نحو دیگری است. حضور آیت‌الله رئیسی در راس قوه قضاییه شرایط را پیچیده کرده است اما تا به امروز کاندیدای احتمالی جریان اصولگرا سعید جلیلی، عزت الله ضرغامی،رستم قاسمی، پرویز فتاح و سعید محمد هستند.
 
 مطبوعات دیروز:
 
روزنامه اصلاح‌طلب برعلیه اسلام فقاهتی
امروز روزنامه آرمان مصاحبه‌ با یکی ادوار  نهضت آزادی کرده است. محمد توسلی در این مصاحبه عنوان کرده: جمعی از اصلاح‌طلبان به ویژه کسانی که با نهادهای قدرت به نحوی وابستگی دارند به‌طور طبیعی هنوز تصور می‌کنند که با همان نگاه اصلاحات قدرت‌محور و پذیرش دیدگاه و نظریه اسلام فقاهتی می‌توانند در ساحت قدرت برای اصلاح وضعیت موجود و پاسخ به مطالبات مشترک مردم یعنی «آزادی و حاکمیت مردم» نقشی ایفا کنند!
 
در این مصاحبه اشاره شده: اما بسیاری به ویژه نسل جوان اصلاح‌طلبان با توجه به واقعیت‌های موجود به تدریج تمایل به نگاه اصلاحات تاریخی جامعه‌محور و تقویت نهاد‌های مدنی و سایر الزامات آن پیدا کرده‌اند. 
 
همچنین در این مصاحبه آمده: فرآیند آگاهی‌بخشی پس از انقلاب ،57 که به تدریج نگاه اسلام فقاهتی بر مدیریت کشور حاکم می‌شود به‌ویژه در دهه 60 تا اواسط دهه 70 پیگیری می‌شود. پیامد رشد و آگاهی مردم در دوم خرداد 76، بیست میلیون رای به برنامه توسعه سیاسی آقای خاتمی  و «نه بزرگ» به نامزد محافظه‌کاران بود. با چالش‌های پیش‌آمده برای اصلاح‌طلبان بعد از انتخابات 84 و 88 و تجربیات پس از دو دوره ریاست‌جمهوری آقای روحانی و تشدید بحران‌های داخلی، به ویژه وضعیت معیشتی مردم و روابط بین‌الملل و... فضای سیاسی کشور به‌طور محسوس در سال 98 متحول شد. 
 
در این مصاحبه با طعنه به بیانات رهبری عنوان شده: برنامه «یک‌دست‌سازی قدرت» و ارائه چشم‌انداز «دولت انقلابی جوان» و رد گسترده نامزدهای اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس یازدهم در اسفند 98 این چشم‌انداز را بیش از پیش مطرح ساخته است که نگاه اصلاحات قدرت‌محور دیگر کارآمد نیست و راهی جز بازگشت به «اصلاحات جامعه‌محور» و تمرکز بر عرصه عمومی و تقویت نهاد‌های مدنی و جنبش‌های اجتماعی کارساز نیست.
 
توسلی با تقسیم اصلاح‌طلب به دو طیف گفته: طیف سنتی از یک‌ســــو به خاطـــــر وابستگی‌های خود نمی‌توانند  خود را با مطالبات مردم و جنبش اجتماعی هماهنگ کنند و از سوی دیگر به لحاظ نظری هم هنوز عملکرد دهه 60 خود را  نقد نکرده‌اند. اما برخی از اطلاح‌طلبان چون آقای مصطفی تاج‌زاده صریح و شفاف عملکرد گذشته به ویژه دهه 60 خود را نقد کرده و برخی نیز با تحلیل‌های روزآمد خود عملا نشان داده‌اند که امکان دستیابی به مدرنیته و توسعه کشور در حد مطلوب و مورد نظر همگان نیاز به بازنگری ندارد. طیف جوانان اصلاح‌طلب عموما با این دیدگاه هماهنگ هستند.
 
در این گفتگو توسلی با نقد حرکت روحانی گفته: فقط «نامزدی» با گفتمان اصیل اصلاح‌طلبی و توانمند برای اجرای برنامه‌های توسعه سیاسی و اصلاح ساختار مدیریت کشور و پاسخگو به مطالبات مردم در انتخابات 1400 می‌تواند مورد توجه باشد.
اصلاح‌طلبان از چه کسی طلبکارند؟
 
 
 مطبوعات نزدیک به دولت از چه کسی طلبکارند؟
روزنامه جوان مطلبی با عنوان «ما اصلاح‌طلبان فقط شب انتخابات به یاد مردم می افتیم» منتشر کرده است. در این مطلب عنوان شده: آنچه از سوی اصلاح‌طلبان و در هیاهوی برنامه‌های تبلیغاتی‌شان تعمداً بیان نمی‌شود، نقش آنان در رقم خوردن وضع موجود است. با فرض صحیح بودن «سیاهی»‌هایی که اصلاح‌طلبان از وضع موجود وصف می‌کنند، سؤال این است که آیا آنان در به وجود آمدن این سیاهی‌ها نقشی نداشته‌اند؟
 
در این مطلب آمده: «۳۲ سال کشور دست ما بوده است» این جمله محسن هاشمی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران است که یک سال و اندی پیش در یک برنامه تلویزیونی گفت. او برای آنکه بگوید در انتخابات ریاست جمهوری طیف سیاسی آن‌ها رأی آورده، این جملات را بر زبان آورد: «۴۰ سال الان از انتخابات می‌گذرد و اگر هشت سال، هشت سال نگاه کنیم، با همین انتخابات‌ها عمدتاً رؤسای جمهور از یک جناح اعتدالگرا و اصلاح‌طلب بوده‌اند. چه در زمان مقام معظم رهبری که رئیس‌جمهور بودند و نخست‌وزیر آقای موسوی بودند، چه زمان آقای هاشمی و بعد آقای خاتمی رئیس‌جمهور شدند و فقط یک دوره آقای احمدی‌نژاد از سوی مقابل بودند و بعد هم باز آقای روحانی رئیس‌جمهور شدند. یعنی در این ۴۰ سال با همین انتخابات ما توانستیم مسلط بر کشور کار را پیش ببریم.
 
در این مطلب عنوان شده: اصلاح‌طلبان وقتی صحبت از پایگاه اجتماعی می‌شود، فخر می‌فروشند که ما پیروز انتخابات‌های متعدد بوده‌ایم؛ اما در عین حال مسئولیت وضع موجود را نمی‌پذیرند و ژست اپوزیسیون می‌گیرند و در رسانه‌های خود به گونه‌ای منتقد وضع موجود می‌شوند، انگار خارج از دایره مدیریتی کشور بوده‌اند. 
 
در ادامه این مطلب آمده: آیا رقم زنندگان وضع موجود می‌توانند اصلاح‌کنندگان آن هم باشند وقتی مسئولیت وضع موجود را نمی‌پذیرند؛ اشتباهات را قبول نمی‌کنند؛ برنامه و حرف جدیدی ندارند و همه چیز را تقصیر رقبا می‌اندازند؟
 
در این نوشته افزوده شده: محمد قوچانی، سردبیر روزنامه سازندگی در صفحه اینستاگرامش نکته جالب توجهی را یادآور می‌شود؛ اینکه سیاست ورزی اصلاح‌طلبان فقط در انتخابات خلاصه می‌شود و وقتی رأی می‌آورند، مردم را فراموش می‌کنند تا انتخابات بعد. قوچانی می‌نویسد: سیاست فقط انتخابات نیست. وقتی جبهه اصلاحات، سیاست را در انتخابات خلاصه می‌کند و رابطه‌اش با ملت فقط هرچند سال یکبار برای انتخابات است و نه پاسخ‌گویی و تلاش برای اقناع ایشان و پوزش از خطا‌های خویش، به وضعیت رقت انگیز و تراژیک کنونی می‌رسیم که گروهی بر طبل تحریم می‌کوبند و گروهی دیگر از «رأی دادن در تاریکی» دفاع می‌کنند که هر دو راهبرد‌های ناکافی و نادرستی هستند.
 
در ادامه آمده: در واقع اصلاح‌طلبان برای انتخابات تلاش گسترده برای جذب مردم می‌کنند؛ وعده می‌دهند و خیلی پر شور منتقد و معترض وضع موجود می‌شوند و صحبت از اصلاح وضع موجود می‌کنند؛ اما پس از پیروزی در انتخابات، پشت میز مدیریت می‌نشینند و یادشان می‌رود چه گفته‌اند و با رأی چه کسانی آنجا نشسته‌اند. در نهایت هم شب انتخابات بعدی می‌گویند وضع موجود مناسب نیست و به ما رأی بدهید تا برنامه هایمان برای تغییر وضع موجود را اجرایی کنیم. 
 
اصلاح‌طلبان برای پیاده کردن برنامه‌های خود و اصلاح کاستی‌ها و اشتباهات چند دهه فرصت لازم دارند و اگر در ۳۲ سال نتوانسته‌اند اصلاحی رقم زنند، فرصت دوباره را برای چه می‌خواهند؟
 
 
عقده گشایی روزنامه شرق
روزنامه کيهان مطلبی در نقد مطبوعات اصلاح‌طلبان منتشر کرده است. در این مطلب آمده: بعد از انتشار یادداشتی با عنوان «انتخابات 1400 و شبکه‌های مجازی» در شماره پنج‌شنبه هفته گذشته روزنامه کیهان بود که برخی رسانه‌های مدعی اصلاح‌طلب با تیترهایی مانند «پیشنهاد جنجالی کیهان: بهتر است «گوگل» بسته شود!»، «کیهان نگران سرچ مردم در گوگل شد» و... سعی کردند در اقدامی شیطنت‌آمیز، علیه روزنامه کیهان عقده‌گشایی کنند.
 
تیتر دروغ و شیطنت‌آمیز «درخواست کیهان برای بستن گوگل» که روز پنج‌شنبه، اولین‌بار از سوی یک رسانه مجازی وابسته به روزنامه شرق منتشر شد و بعد از آن با پوشش خبری پایگاه‌های اینترنتی اصلاح‌طلب همراه شد به مذاق رسانه‌های اپوزیسیون و معاند هم خوش آمد و در صفحه اول این رسانه‌ها نیز منتشر شد.
 
در ادامه مطلب عنوان شده: گفتنی است روزنامه کیهان در شماره پنج‌شنبه خود (26 فروردین) در یادداشتی با عنوان «انتخابات 1400 و شبکه‌های مجازی؛ سرنخ دست کیست؟» به تاثیر فضای مجازی در انتخابات و تجارب سایر کشورها – از جمله آمریکا - پرداخته و خواستار هوشیاری مسئولان در این زمینه شده بود. این هشدار که به مذاق مدعیان اصلاحات خوش نیامده بود بصورت ادعای درخواست فیلتر گوگل تحریف شد. البته این مسئله عجیب نیست چرا که در یک فضای غبارآلود و بی‌حساب‌وکتاب می‌توان هر شایعه و ادعایی را منتشر کرد و هر دروغ شاخداری را به خورد افکار عمومی داد.
 
در این مطلب افزوده شده: همچنین مدعیان اصلاحات با تحریف یکی از سرمقاله‌های روزنامه کیهان مدعی شدند: «کیهان خواستار فیلتر کلاب‌هاوس شده است!» در حالی که در مطلب مذکور، به هیچ عنوان چنین چیزی مطرح نشده بود. سوالی که در پایان می‌توان مطرح کرد این است که آیا روزنامه شرق به عنوان اولین منبع انتشار این دروغ، آیا جسارت و حریت عذرخواهی از مخاطبان خود را دارد؟
 
 
تاکتیک  بی‌هویت تکرار خاتمی
شرق گفت‌وگو با علیرضا بهشتی منتشر کرده است. در این گفتگو علیرضا بهشتی عنوان کرده: در منظومه حق و تکلیف، آنکه قدرت بیشتری دارد، وزن مسئولیتش سنگین‌تر است. مرحوم دکتر محمد مصدق در فرازی به‌یادماندنی، به رابطه میان مردم، حکومت، استقلال و امنیت کشور اشاره می‌کند که اگر اجازه بدهید عینا از روی متن بخوانم: «از قدیم گفته‌اند حرمت امام‌زاده با متولی است. اگر پادشاهی رأی ملت خود را به هیچ شمرد، چگونه می‌توان انتظار داشت که دول بیگانه آن را به ‌هیچ نشمرند و به مملکت تجاوز نکنند؟» 
 
بهشتی بدون اشاره به نقش اصلاحات در وضع موجود اضافه کرده: بارها عرض کرده‌ام که فارغ از ارزش‌گذاری برای وسایل ارتباطی نوین یا نقد استفاده‌های نادرست از آنها، سیاست‌مداران معاصر باید به عمق ماهیت و کارکرد انقلاب ارتباطاتی و ماهیت دوران پساانقلاب ارتباطی پی ‌ببرند و رفتارهای خودشان را به‌روز کنند. 
 
در ادامه این گفتگو عنوان شده: اگر انتخابات از شرایطش ساقط شود؛ یعنی اگر انتخابات رقابتی، منصفانه، آزادانه و شفاف نباشد، شهروند امروز می‌فهمد که از انتخابات پوسته‌ای بیش باقی نمانده است و اگر شهروند ببیند رأی او در هدایت و تمشیت امور تأثیری ندارد، می‌فهمد که مشارکت در انتخابات به رفتار سیاسی بی‌اثری تبدیل شده است. 
 
بهشتی در ادامه افزوده: مشکل جناح‌های سیاسی کشور، اصولگرا، اصلاح‌طلب یا هر جناح و دسته و حزب دیگر این است که حیات سیاسی‌شان به ایستگاه‌های انتخاباتی منحصر شده است. بحران هویت، بی‌برنامگی و مدیریت هیئتی در همه احزاب سیاسی مشاهده می‌شود. ببینید امروز خبری خواندم مبنی بر اینکه اصلاح‌طلبان در حال تدوین برنامه‌شان برای اداره کشور هستند! یعنی کمتر از دو ماه به انتخابات مانده و هنوز برنامه‌ای ارائه نشده است. اصولگرایان که ظاهرا همین اندازه هم تلاش نکرده‌اند. 
 
بهشتی در ادامه اظهار داشته: ‌در سال‌های اخیر باتوجه به انتقادهایی که به دولت وجود داشت، خاصه در حوزه اقتصادی، بسیاری از مردم محور انتقاد را به سمت اصلاح‌طلبان بردند که اگر جبهه اصلاحات از روحانی حمایت نمی‌کرد، او اکنون رئیس‌جمهور نبود.
بهشتی افزوده: با همه احترام و ارزشی که برای آقای خاتمی قائل هستم، باید عرض کنم تمسک به تاکتیک «تکرار» نه مبنای هویتی معینی داشت، نه پشتوانه برنامه‌ای مشخصی داشت و نه جز کاهش سرمایه اجتماعی اصلاح‌طلبان، سود دیگری در بر داشت. این سخن که اصلاح‌طلبان چه بخواهند چه نخواهند کارنامه دولت آقای روحانی به حساب‌شان گذاشته می‌شود، منعکس‌کننده یک واقعیت است. منتها من اشتباه را بیش از آنکه اشتباهی تاکتیکی بدانم، ناشی از خط‌مشی نادرستی می‌دانم که متأسفانه نهادهای اصلی اصلاح‌طلبان هنوز هم بر آن پافشاری می‌کنند. 
 
‌بهشتی در رابطه با اعتماد عمومی افزوده: اعتماد یعنی «دروغ ممنوع» و احیای آن هم جز با اظهار ندامت و توبه نصوح، عذرخواهی صادقانه، پذیرش مسئولیت در قبال اعمال و صداقت پیشه‌کردن ازسوی صاحبان قدرت سیاسی، اقتصادی و اجتماع، با هر عنوانی که باشند، ناممکن است. اگر من تصمیمی گرفتم یا در کاری مداخله‌ کردم، به‌طور یکسان پای نتایج خوب یا بد آن بایستم. 
 
 
سید حسن خمینی: کاری نمی کنم که به جمهوری اسلامی لطمه بخورد
حسن خمینی، در دیدار با حزب اعتماد ملي گفته‌هایی داشت که با تیترهای مختلف در مطبوعات به آن پرداخته شد. رورنامه ابتکار با تیتر «سید‌حسن خمینی: حکومت «یکدست افراطی» برای کشور خطرناک است»، روزنامه خراسان با تیتر «سید حسن خمینی: کاری نمی کنم که به جمهوری اسلامی لطمه بخورد»، رورنامه شرق با تیتر «فرایند شورای نگهبان خیلی برایم مهم نبود» و روزنامه اعتماد با عنوان  «رهنمود هاي سيدحسن خميني در ديدار با اعضاي ارشد اعتماد ملي» سخنان حسن خمینی را منتشر کرده‌اند. 
 
در این دیدار حسن خمینی عنوان کرده: واقعیت این است که اصلا خودم بنای حضور نداشتم؛ برای این که احساس مسئولیت نمی کردم و معتقد بودم افراد زیادی برای تصدی این مسئولیت حضور دارند. این تصمیم پابرجا بود تا این که با پیش بینی ها و ارزیابی های قابل توجهی مواجه شدیم. این را بگویم که بیش از اقبال افراد و جریان های خاص که به نوبه خود بسیار ارزشمند است، اقبال مردمی برای من مهم بود و از همین رو بود که ارزیابی ها برای من مهم بود. 
 
وی افزود: تنها عاملی که من را در تصمیم گیری مردّد کرده بود - البته تصمیم هم نگرفته بودم - این بود که نکند فردای قیامت پیش خدا، روح امام، شهدا و آیندگان بگویند یک موقعی کاری از شما می آمد و نکردید. فرایند شورای نگهبان هم خیلی برایم مهم نبود. اگر هم رد می کردند اتفاق مهمی نمی افتاد. 
 
وی در ادامه تأکید کرد: همه نسبت به مملکت، آینده، فرزندانمان و گذشته تاریخی مان مسئولیت داریم؛ تلقی من هم این بود که شاید بتوانیم کاری کنیم که این امر درباره شخص بنده دیگر امکانش فراهم نیست، اما نه به این معنا که به عنوان یک کنشگر، فعال، توصیه کننده و همدل حضور نداشته باشم؛ بلکه در عرصه حضور خواهم داشت.
 
 حسن خمینی بیان کرد: توجه کنید که امثال ما اگر گوشت و پوستمان هم برود نمی خواهیم جمهوری اسلامی از بین برود و هیچ کس نباید چنین توقعی داشته باشد و اگر کسی روزی می خواهد به بنده اقبال کند بداند که ما تا آخرین لحظه هیچ وقت هیچ کاری نمی کنیم که جمهوری اسلامی بخواهد لطمه ببیند و اگر هم احیانا کاری انجام می دهیم برای این نکته (حفظ جمهوری اسلامی) است. بنابراین اگر فکر کنیم یک کار به فرایندی می رسد که نتیجه اش تضعیف کلان مملکت و جمهوری اسلامی است، به نظر من مصلحتی بر آن مترتب نیست. البته هرگز از اصول خود عدول نمی کنیم و صلاح  کشور را نیز در همین می دانیم. آینده ایران و مردم کشورمان را هم چندان متفاوت از آینده جمهوری اسلامی نمی دانم. یعنی معتقدم به هر حال این دو با هم پیوند دارند. بالاخره ما عرق دینی، شیعی و اسلامی داریم و نمی توانیم نسبت به تاریخ بزرگی هم که پشت سرمان هست بی تفاوت باشیم.
 
 وی در ادامه بودن اشاره به نقش دولت فعلی بیان کرد: در مملکتی که وضع مرغ این گونه است و نمی تواند مشکل را جمع کند، ادامه وضع فعلی هر قدر هم با مدیریت همراه باشد، به معنای توزیع فقر است. باید تحریم ها برطرف شود و به طور اساسی اقتصاد سامان دهی و بازسازی شود. 
 
 
خاتمی بازهم تکرار کرد
اعتماد در مطلب انتخاباتی خود به کنش‌‍گرهای انتخاباتی سران اصلاحات پرداخته‌ است. در این مطلب آمده: همزمان با ديدار اعتماد ملی با حسن خمینی، محمد خاتمی با صدور پيامي خطاب به كنگره حزب جمعيت زنان نوانديش، انتقاداتي را با محوريت بحث انتخابات پيش‌‌رو مطرح كرده است.
 
در این پیام خاتمی «استبداد و استبداد‌زدگي» را «عامل نگون‌ساري» مي‌داند؛ «بارها گفته‌ام و تكرار مي‌كنم كه براي جامعه ما و جوامعي مانند ما بلكه به يك معني براي بشريت و تاريخ، استبداد و استبدادزدگي عامل نگون‌ساري بوده است.» 
 
خاتمي كه در اين پيام به مساله انتخابات نيز پرداخته، معتقد است:«نمي‌توان انتخابات به هر شكل و شيوه را عين مردم‌سالاري دانست. شركت يا عدم شركت مردم در انتخابات امري نيست كه صرفا با توصيه و نصيحت يا امر و نهي محقق شود؛ بلكه بايد زمينه‌هاي عيني آن فراهم ‌آيد.» 
 
روزنامه اعتماد در رابطه با این سخنان نوشت: سخنان خاتمي نشان مي‌دهد كه اصلاح‌طلبان قصد دارند با صراحت بيشتري از اين موضوع سخن بگويند، به‌‌خصوص حالا كه يكي از كانديداهاي اصلي آنان يعني سيدحسن خميني هم از ميدان رقابت خارج شده است. 
 
 
کارگزاران از لاریجانی حمايت نمی‌کند
اعتماد همچنین صحبت‌های حسين مرعشي، سخنگوي حزب كارگزاران سازندگي ديروز درباره گزينه جايگزين سيدحسن خميني اظهارنظر كرده و در واكنش به اين پرسش درباره احتمال حمايت اصلاح‌طلبان از لاريجاني در حسن خمینی پوشش داده است. در این گفتگو آمده: قرار نيست هيچ ائتلافي ميان اصلاح‌طلبان و اصولگرايان ميانه‌رو اتفاق بيفتد. قرار است اصلاح‌طلبان كانديداي خودشان را داشته باشند و در ميان افرادي كه براي كانديداتوري اسم برده مي‌شوند، يك تا 3 نفر هستند كه ممكن است كانديداي اجماعي باشند.»
 
اما در اين شرايط موضوع كانديداتوري ظريف همچنان سوژه مباحث انتخاباتي اصلاح‌طلبان است و اظهارات و مواضع ضد و نقيضي نيز درباره او به گوش مي‌رسد. آن‌ هم در حالي كه اخيرا زمزمه‌هايي درباره تداوم فعاليت كميته‌اي در دولت با عضويت اسحاق جهانگيري، بيژن زنگنه و محمدجواد ظريف درباره انتخابات و بررسي شرايط كشور مطرح شد‌
 
در این نوشته به نقل از مرعشی عنوان شده:«من سخنگوي ايشان نيستم ولي پيش‌بيني من اين است كه آقاي ظريف نام‌نويسي نمي‌كند.
 
در این مطلب آمده: محمد عطريانفر، ديگر عضو ارشد كارگزاران ديروز در اظهاراتي خلاف آنچه از مرعشي خوانديم گفته است:«جبر زمانه و منحصر شدن امر منافع ملي، ظريف را مجبور مي‌كند كه بيايد.»