هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
چهارشنبه، 14 مهر 1400
ساعت 14:24
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

چهارشنبه 25 فروردين 1400 ساعت 16:25
چهارشنبه 25 فروردين 1400 15:39 ساعت
2021-4-14 16:25:45
شناسه خبر : 346411
 علی لاریجانی_شبیه‌ترین فرد به روحانی_ است که چهره‌ای به شدت خاکستری است، نه در میان اصلاح‌طلبان محبوبیت دارد و نه میان اصولگرایان.در واقع در بدنه‌های اجتماعی دو جناح بر سرنخواستن وی دعواست!
علی لاریجانی_شبیه‌ترین فرد به روحانی_ است که چهره‌ای به شدت خاکستری است، نه در میان اصلاح‌طلبان محبوبیت دارد و نه میان اصولگرایان.در واقع در بدنه‌های اجتماعی دو جناح بر سرنخواستن وی دعواست!
گروه سیاسی_رجانیوز: روز ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ سرنوشت سیاسی ایران به دست مردم رقم خواهد خورد و قوه اجرایی کشور به یکی از رجال سیاسی سپرده خواهد شد.
​در آستانه این واقعه مهم جریان‌های مختلف سیاسی، با پیکربندی جدیدی در حال برنامه‌ریزی برای کنش انتخاباتی هستند. اما امسال جبهه‌بندی چهره‌های دو جریان  اصلی سیاسی کشور تفاوت‌های عمده‌ای با وضعیت هر باره خود دارد. جناح اصلاحات که سال ۹۶ حول ایده برجام توانسته بود دولت را تصاحب کند، حالا چند پاره شده است‌. عدالت محوری، ادعای بهبود وضعیت اقتصادی، احیای برجام و ایده‌های بی‌ربط اینچنینی، نشان از عدم انسجام این جریان سیاسی دارد. 
همچنین انحلال شورای سیاست‌گذاری اصلاحات و بالا گرفتن حواشی در رابطه با کاندیدای احتمالی چند پارگی اصلاحات را تقویت کرده است. از کاندیدای احتمالی اصلاحات می‌توان به محمد جواد ظریف، اسحاق جهانگیری، پزشکیان، محمد رضا عارف، عباس آخوندی و علی لاریجانی اشاره کرد. 
معادلات جریان اصولگرایی به نحو دیگری است. حضور آیت‌الله رئیسی در راس قوه قضاییه شرایط را پیچیده کرده است اما تا به امروز کاندیدای احتمالی جریان اصولگرا سعید جلیلی، عزت الله ضرغامی،رستم قاسمی، پرویز فتاح و سعید محمد هستند.
 مطبوعات دیروز:
 
هیس؛ ظریف از دستاوردهای وزارت خارجه می‌گوید!
روزنامه شرق امروز برای ظریف سنگ تمام گذاشت. این روزنامه سخنان ظریف در رابطه با انتخابات را بررسی کرده و بخش دیگری از محتوی آن به مصاحبه با عطریانفر  اختصاص یافته است؛ در این مصاحبه عطریانفر یکی از مطلوب‌ترین گزینه‌های اصلاحات را ظریف می‌داند.
 
در توضیح وضعیت محمد جواد ظریف، این روزنامه نوشته: مردم، محمدجواد ظریف، وزیر خارجه 62ساله کابینه حسن روحانی را با برجام و پایان‌دادن به تحریم‌های آمریکا و سازمان ملل می‌شناسند. او از افرادی است که در هشت سال اخیر سوژه اول رسانه‌های داخلی و حتی خارجی بوده.
 
در ادامه این مطلب، روزنامه شرق به صحبت‌های وزیر امور خارجه اشاره کرده است. ظریف در این صحبت‌ها گفته: دو‌قطبی را کسانی می‌سازند که با اتلاف میلیاردها برای تولید سریال، اعتماد عمومی به دیپلماسی کشور را هدف گرفته و معیشت مردم و عزت کشور را بازیچه اغراض سیاسی و انتخاباتی می‌نمایند. ما به لطف خدا و بزرگواری مردم نیازی به ایجاد دوقطبی در جامعه نداریم. 
 
وی در رابطه با انتقادات صورت گرفته به برجام گفته: هشت سال است علیه دستگاه دیپلماسی با هزینه‌های سنگین تبلیغ شده است؛ هشت سال است بهترین دستاوردهای دیپلماسی را تخطئه‌ کرده‌اند؛ هشت سال است به دلیل سکوت ما یک‌تنه به قاضی رفته‌اند و هشت سال است برای کوبیدن دستگاه دیپلماسی، عزت و اعتماد مردم را نشانه گرفته‌اند؛ اما به لطف خدا هنوز از نعمت محبت مردم دلاورمان برخورداریم. 
 
ظریف در رابطه با حضور در انتخابات عنوان کرده: یادآوری کردم که علت تصمیم بنده برای نامزد‌نشدن نگرانی از سبد رأی نیست که برای بهبود آن از سیاست خارجی یا انسجام ملی هزینه کنم. نگرانی من از رأی‌آوردن است نه رأی‌نیاوردن. بر عزم خود برای نامزد‌نشدن استوارم؛ ولی تداوم فشارها، آزارها، افتراها و تهدیدها در اقبال عمومی و در این عزم تأثیر معکوس دارد. 
 
وی با لحنی تهدید آمیز به نمایندگان مجلس گفته: سیاست خارجی نباید موضوع دعوای جناحی و انتخاباتی باشد. هر دستاورد سیاست خارجی، دستاورد مردم، کشور و رهبری است و هیچ فرد، گروه یا جناحی حق مصادره آن را ندارد.
 
در ادامه شرق نوشته: این اولین‌بار نیست که محمدجواد ظریف اعلام کرده به صندلی ریاست‌جمهوری چشم ندارد. او بارها گفته «به‌طور قطع نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری نخواهم شد» و استدلال آورده است: «سیاست‌مدار نیستم. من یک کارگزار دیپلماسی هستم، به غیر از این هیچ کاری در زندگی‌ام نکرده‌ام؛ یا درس دادم یا کار دیپلماتیک کردم».
 
 
ممکن است اجتماع نخبگان روی ظریف، جهانگیری، پزشكیان
در مطلب دیگری روزنامه شرق گفت‌وگویی با محمد عطريانفر منتشر کرده است. طبق ادعای نویسنده این مطلب در رابطه با رد صلاحیت‌‌هایی است که در سال‌های مختلف رخ داده است.
 
‌در این نوشته آمده: حتی در زمانی كه امام در قید حیات بودند، شورای نگهبان سرفصلی را باز كرد كه فارغ از تکالیف قانونی هیئت‌های نظارتی و اجرائی بود. برای خود، شأن دیگری مقرر كردند كه به ‌طور مستقیم می‌توانند به صلاحیت‌ها ورود كنند كه چنانچه كسی تأیید صلاحیت شده باشد، می‌توان ‌روی صلاحیت او علامت سؤال گذاشت.
 
عطریانفر در پاسخ به این سوال که چرا مجلس ششم فقط برای رد‌صلاحیت خودش تحصن كرد نه برای حقوق مردم؟ به خبرنگار شرق می‌گوید: من از منتقدان آن تحصن هستم. مجلس مهم‌ترین نهادی است كه باید به قانون پایبند باشد. این ابستراكسیون‌كردن‌هایی كه البته تجربه‌هایی هم در دموكراسی دارد، در شرایطی كه مجلس با اقتدار كافی و با اكثریت نیرومندی از جریان چپ مقدرات نهاد قانون‌گذاری را در دست دارد، معنا ندارد. 
 
عطریانفر در این مصاحبه با تحریف نوع نگاه جریان‌های بعد از انقلاب گفته: موضوع نظریه حكمرانی از جنس جمهوری اسلامی و نظریه حكمرانی از جنس حكومت اسلامی است كه مرحوم آقای مصباح‌یزدی پشتیبان جدی آن بود و روحانیون سنتی از‌جمله برخی اعضای محترم شورای نگهبان پیرو این نظریه هستند و باورشان این است كه مردم هر كجا اشتباه تصمیم گرفته‌اند، باید جلوی آن را گرفت؛ دیدگاهی که با نظر امام اختلاف دارد. امام در جلسه‌ای به اعضای خبرگان رهبری در مقام اهمیت رأی مردم گفته بود اگر مردم ولو اشتباه هم كردند شما نباید جلو آن بایستید.
 
‌عطریانفر در انتقاد به جریان اصلاحات گفته: دوستان افراطی كه انتخابات را تحریم كرده و شركت نكردند، كافی است خروجی حاصل از تحریم و انفعال خود در سال 98 را با سال 94 مقایسه كنند؛ در همان زمان هم ردصلاحیت‌ها به همین گستردگی وجود داشت، اما آقای خاتمی محوریت این انتخابات را خوب مدیریت كرد، آقای هاشمی‌رفسنجانی نیز حمایت كرد و اصلاح‌طلبان ناشناخته كه ردصلاحیت آنها نزد نهادهای نظارتی سخت و عملا ناممکن بود، به مجلس راه یافتند. هرچند اینها در مجلس به ‌دلیل ضعف مدیریت موفق نبودند، اما به هر حال تیم نیرومندی به مجلس راه یافت.
وی در جواب به این سوال که ‌ممكن است برای انتخابات 1400 چنین گفت‌وگوهایی شكل بگیرد؟ مطرح کرده: در دقیقه90 نمی‌شود مذاكره و جبران ‌مافات كرد. اگر واقعا چنین توصیه‌ای به دوستان اصلاح‌طلب داشته باشیم كه بخواهند آینده را بهتر از گذشته رقم بزنند، باید بنای انتخابات1404 را از الان بچینند و فرصت‌ها را غنیمت بشمرند. 
 
‌‌جبهه اصلاح‌طلبان ایران خواهان معرفی كاندیداي تمام اصلاح‌طلب هستند، اگر آن كاندیدا ردصلاحیت شد، اصلاح‌طلبان چه وضعیتی در انتخابات پیدا می‌كنند؟ اینكه این‌طور فكر كنیم كه یك نفر را انتخاب كردیم و اگر ردصلاحیت شد چه كنیم، البته به لحاظ ذهن ریاضی باید احتمال را داد اما نباید روی این احتمال ضعیف تمركز کرد. اگر بر اساس درك درست به این رسیدیم كه یك شخصیت ممتاز را معرفی كنیم، باید امیدواری كامل داشته باشیم که صلاحیتش مورد تأیید قرار خواهد گرفت.
 
عطریانفر مصادیقی برای مطالب مطرح می‌کند: ظریف، جهانگیری، پزشكیان كه اجماع نخبگانی روی این افراد بعید نیست. اگرچه بنا به‌ دلایل منحصربه‌فرد، چهره‌ای مانند آقای سیدحسن خمینی می‌تواند در موقعیتی متفاوت و ممتازی در جایگاه رفیع‌تری مطرح باشد.
 
در پایان این متن در رابطه با ظریف آمده: بله، اصلاح‌طلبی مهری بر پیشانی افراد نیست. عملكرد آنها را كه نگاه می‌كنیم با ظرفیت‌های اصلاح‌طلبی سازگاری تام‌و‌تمام دارد.
 
حسن خمینی عقلانیت به خرج داد
وطن امروز در یادداشتی به خروج سید حسن خمینی از انتخابات اشاره کرده است. در این باره آمده است: سیدحسن خمینی از ماجرای انتخابات مجلس خبرگان تجربه مهمی اندوخته است. آن زمان وی به پیشنهاد اصلاح‌طلبان و نزدیکان مرحوم هاشمی‌رفسنجانی وارد عرصه شد و وقتی با سازوکارهای قانونی شورای نگهبان برای بررسی صلاحیت کاندیداها مواجه شد متوجه این نکته شد که فضای محافل و گعده‌های سیاسی با ساختار و سازوکارهای قانونی بسیار متفاوت است. 
 
در این یادداشت عنوان شده: نواده امام‌(ره) احتمالا از سوءاستفاده تبلیغاتی و انتخاباتی آن روزهای جریان اصلاح‌طلب از ردصلاحیت خود تجربه اندوخت و متوجه نوع نگرش این جریان به وی و نام و نسبش شد. 
 
نویسنده پیرامون اهداف جریان رادیکال برای کاندیدا کردن سیدحسن خمینی در انتخابات ریاست‌جمهوری آتی مطرح کرده: آنها به دنبال آن بودند چه در صورت تایید صلاحیت و چه در صورت عدم تایید صلاحیت وی توسط شورای نگهبان، موضوعات و مسائل انحرافی را در انتخابات مطرح کنند. به عبارتی نوعی التهاب در انتخابات به وجود بیاورند. یکی از تبعات این التهاب‌‌آفرینی، ایجاد یک فضای کاذب و احتمالا دوقطبی‌سازی حول مسائل سیاسی غیرمرتبط با جایگاه و تکالیف ریاست‌جمهوری بوده است.  به عنوان نمونه، تلاش می‌شد فضای انتخابات حول مطالبات اصلی مردم یعنی موضوع اقتصاد، معیشت و کارآمدی شکل نگیرد. از این حیث، مطالبات واقعی مردم به حاشیه می‌رفت.
 
در ادامه این مطلب آمده: آرامش در انتخابات، منجر به واقعی شدن عرصه رقابت می‌شود و واقعی شدن رقابت، باعث در اولویت قرار گرفتن مطالبات اصلی مردم خواهد شد. این فضای مطلوب و سالم و پاک، موجب تثبیت عقلانیت در انتخابات و نیز قطعا منجر به انتخاب یک مدیر کارآمد می‌شود. با توجه به وضعیت فعلی کشور و وضعیت نابسامان اقتصاد و معیشت و همین‌طور با توجه به تجارب 2 دوره گذشته انتخابات ریاست‌جمهوری این تکلیف بیش و پیش از همه بر دوش جریان انقلابی است که نسبت به حراست از فضای انتخابات و ایجاد یک فضای رقابت سالم اهتمام داشته باشد. فضای مطلوب، همان‌گونه که مطرح شد، رقابت حول مطالبات اصلی مردم یعنی اقتصاد و معیشت و کارآمدی است. در صورت تحقق این شرایط، قطعا سود و فایده این رقابت و نتیجه آن برای مردم خواهد بود. باید در سنگر مردم نشست.
 
 
عصابانیت دشمنان انقلاب از سید حسن
روزنامه کیهان مطلبی با تیتر «نجات سیدحسن خمینی از دام انتخاباتی دشمنان راه امام(ره) را عصبانی کرده» با اشاره با صحبت‌های سید یاسر خمینی نوشته: برخی از فعالان سیاسی و رادیکال اصلاح‌طلب روز گذشته از تصمیم حجت‌الاسلام سید حسن خمینی عصبانی شده و در همنوایی با رسانه‌های اپوزیسیون، نوک پیکان خود را متوجه حاکمیت کردند. 
 
در مطالبی که بیشتر در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شد، آنها سعی کردند این‌گونه القا کنند که آمدن یا نیامدن کاندیداها وابسته به نظر نظام و رهبری است! این در حالی است که اولاً بنا به اعلام حجت‌الاسلام سید یاسر خمینی، «استشاره» و «مشورت گرفتن از رهبری» یک رویه معمول از سوی برخی از چهره‌های دارای قصد نامزدی از جمله سید حسن خمینی بوده و «رابطه ایشان با رهبری، رابطه‌ای همانند پدر و فرزند است». ازاین‌رو مدعیان اصلاحات از این ناراحت و عصبانی هستند که توصیه پدرانه و مدبرانه رهبر معظم انقلاب به سید حسن خمینی و البته هوشمندی و نجابت وی در پیروی از ولی‌فقیه باعث شد که تیر طیف افراطی اصلاحات به سنگ بخورد 
 
در انتهای این متن آمده: سؤال اساسی که مطرح می‌شود این است که چرا مدعیان اصلاحات بااینکه می‌دانند ستاره اقبالشان در سپهر سیاسی کشور و اساساً در انتخابات 1400، کم‌فروغ است به دنبال کاندیداتوری نوه حضرت امام (ره) بودند؟
 
 
پایکوبی روزنامه‌های اصلاح‌طلب از مواضع سپاه علیه سعید محمد
روزنامه آرمان ملی، از روزنامه‌های وابسته به دولت در مطلبی پیرامون سعید محمد نوشته: 14 فروردین خبرگزاری فارس گفت‌وگویی با سردار یدا... جوانی، معاون سیاسی نماینده ولی‌فقیه در سپاه منتشر کرد که در آن دلیل منفک شدن سعید محمد از فرماندهی قرارگاه خاتم‌الانبیا، تخلف عنوان شده بود.
 
 در ادامه این متن به بیانیه دفتر سعید محمد در پاسخ به اظهارات فوق اشاره شده: در این بیانیه آمده «تا جایی که ایشان برای استعفای خود دلیلی همچون عدم‌شائبه حمایت و استفاده از موقعیت مسئولیت فرماندهی قرارگاه خاتم‌الانبیای سپاه را عنوان کرده است.»  سخنگوی سپاه به اظهارات جوانی واکنش نشان داده است: «هر کس می‌گوید تخلف بوده باید متقن و دقیق بگوید چه تخلفی بوده است. برداشت یک معاون سپاه این بوده که تخلف صورت گرفته، اما نظر رسمی سپاه ممکن است این نباشد. شاید برداشت آقای جوانی این بوده؛ ممکن هم هست آقای جوانی اصل حرفش را تکذیب کند.»
 
 در ادامه به نقل از سخنگوی سپاه عنوان شده:  سپاه هیچ کاندیدایی را تایید یا تخریب نمی‌کند و وظیفه خود را مطابق قوانین جاری کشور انجام می‌دهد. از جمله این وظایف دعوت از مردم برای حضور حداکثری در انتخابات، کمک به برقراری امنیت در انتخابات و هر چیزی است که قانون به سپاه در انتخابات اجازه داده است.
 
آرمان ملی در رابطه با حامیان سعید محمد نوشته: هدف اصلی این اقلیت نه حمایت از سعید محمد؛  بلکه بر هم زدن فضای انتخاباتی است. به عنوان نمونه یک روز پیش از اظهارات نماینده ولی‌فقیه در سپاه بود که برخی سایت‌های دلواپس نوشتند: « در طول چند ماه گذشته و بعد از هجمه‌های گسترده برخی از چهره‌های اصولگرا و اصلاح‌طلب علیه سعید محمد‌، بنابر اخبار واصله گروه‌های مختلف مردمی، اقشار و اصناف ضمن تهیه طومارهایی در کل کشور ، حمایت خود را از سعید محمد و دعوت از وی برای حضور در صحنه انتخابات آغاز کردند.»  
 
این روزنامه در تخریب سعید محمد ادامه داده: دلواپسان هم هنوز از سعید محمد حمایت می‌کنند، مانند علی قلهکی که مدعی است: «بدنه میانی و پایین سپاه از لحاظ جایگاه کادری، توده‌ای از نیروهای انقلابی حامی او هستند و همچنین با توجه به نقش موثر محمد در پرونده یاس عده‌ای از مردم که مباحث عدالت‌خواهی را پیگیری می‌کنند از او حمایت خواهند کرد.»  
 
آرمان ملی در پایان نوشته: در نهایت سعید محمد می‌داند شانسی برای جلوس بر کرسی ریاست‌جمهوری ندارد و اگر کاندیدا نمی‌شد می‌توانست جایگاه خود را حفظ و موضوع تخلفات او علنی نمی‌شد. اکنون او دو راه دارد؛ نخستن اینکه از کاندیدا شدن منصرف شود و دیگر اینکه کاندیدا شود اما بداند پس از شکست در انتخابات خرداد منزوی خواهد شد.
 
 
 
در نبود حسن خمینی، اصلاح‌طلبان دست به دامن خاتمی شدند
آرمان ملی، مطلب دیگری در رابطه با کناره‌گیری سیدحسن خمینی از کاندیداتوری در انتخابات ریاست‌جمهوری منتشر کرده است. در این مطلب آمده: بار دیگر نگاه‌ها به سمت سیدمحمد خاتمی معطوف شود. در محافل سیاسی اصلاح‌طلبان پس از این اتفاق خواهان تهیه فراخوان برای به عرصه آوردن سیدمحمد خاتمی به انتخابات 1400 شده‌اند. 
 
در ادامه مطلب آمده: از سوی دیگر، بدون شک در صورت کاندیداتوری لیدر اصلاحات حمایت جدی از سوی همه جریانات اصلاح‌طلب و تحول‌خواه و نیز آیت‌ا... سیدحسن خمینی را نیز به همراه خواهد داشت. 
 
 در این مطلب در رابطه با حمایت حسن خمینی و خاتمی آمده: سیدحسن خمینی در حمایت از خاتمی سنگ تمام گذاشته یعنی در برهه‌ای که او از سوی مخالفان تحت فشار قرار داشت، یاگار امام بی‌توجه به فشارها، همراه خاتمی بود و این قرابت می‌تواند در صورت کاندیداتوری خاتمی کمک بزرگی باشد و بدون شک حامیان یادگار امام نیز در کنار لیدر اصلاحات خواهند بود. 
 
آرمان ملی افزده: در این میان، می‌توان حتی از شخصیت‌های دیگری نیز نام برد، مانند اسحاق جهانگیری، محسمن هاشمی و مسعود پزشکیان که از چهره‌های شناخته شده جریان اصلاحات هستند. اما جایگاه و شخصیت خاتمی طوری است که اگر پا به عرصه بگذارد، این شخصیت‌ها نیز در کنار او قرار خواهند گرفت و برای تحقق خواست مردم حاضر به هرگونه همکاری با او هستند.
 
 در این مطلب اظهار شده: او اگر متقاعد به حضور شود، قطعا فضای شور انتخاباتی را ایجاد خواهد کرد که همانا کمک به حضور حداکثری مردم پای صندوق‌های رای است. باید منتظر ماند که آیا سید محمد خاتمی به‌رغم همه مسائلی که وجود دارد و تحلیل‌هایی که او بهتر از دیگران بر آن واقف است، پا به عرصه انتخابات می‌گذارد؟
 
 
در نخواستن علی لاریجانی دعواست
روزنامه آفتاب، مطلبی با عنوان «روزهای سخت بهزاد منتشر کرده» و در این نوشته، به مصائب انتخاباتی اصلاحات پرداخته است‌. در این یادداشت آمده: اصلاح‌طلبان مدعی هستند که دست شان خالی نیست ولی باید اذعان کرد که «حالا» خالی است.با توجه به آنکه کاندیداتوری سید حسن خمینی منتفی شده و محمد جواد ظریف نیز بر «نه» خود استوار است.
در ادامه این مطلب آمده: اما در ردیف دوم کاندیداهای اصلاح‌طلب شاهد ترافیک هستیم ولی نکته اینجاست که هیچ کدام قابلیت جریان‌سازی ندارند.
 
در این مطلب عنوان شده: در مورد کاندیدای اجاره‌ای هم شرایط خوب نیست.حسن روحانی سال 1392 شخصیتی سفید بود که امکان سرمایه‌گذاری داشت ولی در میان کاندیداهایی که امکان ائتلاف دارند هیچ کدام مانند رئیس جمهور فعلی نیستند.فی المثل مهمترین چهره در این باب علی لاریجانی است که چهره‌ای به شدت خاکستری است که نه در میان اصلاح‌طلبان محبوبیت دارد و نه میان اصولگرایان.در واقع در بدنه‌های اجتماعی دو جناح بر سرنخواستن وی دعواست!
 
در پایان این‌مطلب با اشاره به اینکه بهزاد نبوی به عنوان چهره اصلی سازو کار است عنوان شده: بهزاد نبوی شطرنج باز قهاری در عرصه سیاسی است؛چه بسا او بتواند با حرکت بعدی در صفحه این شطرنج شرایط را به نفع اصلاح‌طلبان کند.شاید هم حرکت بعدی وی و بازوهای مشورتی وی غلط باشد و آن مقدار سرمایه باقی مانده اصلاح‌طلبان بر باد رود.باید منتظر بود.
 
تلاش همیشگی آمریکا و اروپا برای مدیریت انتخابات ایران
روزنامه جوان مطلبی با عنوان انتخابات ۱۴۰۰ وراهبرد‌های بیگانگان منتشر کرده است. در این متن آمده: اگر چه از سناریوی غرب برای اثر‌گذاری بر تحولات داخلی ایران از بستر انتخابات وبه ویژه برجام پرده برداشت، ولی مروری بر انتخابات گذشته نشان می‌دهد که غرب همواره به این عرصه به عنوان فرصتی برای اثر‌گذاری بر روند‌های داخلی ایران توجه دارد. 
 
در این مطلب اشاره شده: نشریه امریکایی هیل (وابسته به کنگره امریکا) نیز در اوایل فروردین ماه در گزارشی نوشت که مسئله ایران یکی از مسائل پیش روی بایدن است. زمان به نفع سیاست‌های بایدن در قبال ایران در حرکت نیست. انتخابات تابستان امسال در ایران ممکن است به انتخاب یک دولت سخت گیرتر منجر شود.
 
در این یادداشت به بخشی از سخنان رهبری در رابطه با انتخابان شده: رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنرانی خود در روز اول سال جدید، نسبت به آن هشدار داده ویاد آور شدند که «دستگاه‌های جاسوسی برخی کشور‌ها و از همه بدتر امریکا و رژیم صهیونیستی تلاش دارند تا انتخابات را بی رونق کنند و به همین دلیل یا برگزارکنندگان را به مهندسی انتخابات، و یا شورای نگهبان را متهم می‌کنند و یا تلاش دارند با القای بی‌اثر بودن رأی مردم در بهبود اوضاع، مردم را دلسرد کنند.»
 
نویسنده این مطلب افزوده: الگوی دیگر رفتاری بیگانگان در مواجهه با انتخابات ایران و دیگر کشور‌های هدف را می‌توان در به کارگیری راهبرد انقلاب‌های مخملین و یا رنگین در انتخابات‌ها دید. مبنای رفتاری قدرت‌های اروپایی و امریکا در این مدل، بهره‌گیری از همه ظرفیت‌ها برای اثرگذاری بر نتیجه انتخابات و در آوردن نام نامزد مطلوب خود از صندوق‌ها و در غیر این صورت، ابطال انتخابات از طریق دامن زدن به اعتراضات خیابانی وایجاد آشوب در آن کشور است؛ که نمونه آن در سال‌های اخیر به کرات در کشور‌های استقلال یافته از شوروی سابق ویا کشور‌های امریکای جنوبی دیده می‌شود. آنچه در کشورمان در جریان برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری وبعد از آن اتفاق افتاد، مصداق روشنی از به کارگیری این الگو توسط دولت دمکرات امریکا وکشور‌های اروپایی است. 
 
جوان در رابطه با اتفاقات ۸۸ عنوان کرده: در آن زمان امریکایی‌ها صراحتاً به میدان آمده و ضمن حمایت از نامزد‌های شکست خورده والقای تقلب در انتخابات، چندین بار بر عزم خود برای به نتیجه رساندن آشوب‌ها تأکید کردند. خانم کلینتون وزیر خارجه وقت امریکا چند بار در گفتگو با رسانه‌ها نظیر بی‌بی‌سی خاطر نشان کرد که امریکا از هیچ تلاشی برای به نتیجه رساندن این آشوب‌ها فروگذار نمی‌کند. حتی در همان زمان کنگره امریکا رسماً برای حمایت از آشوب‌های خیابانی در ایران با اختصاص ۵۵ میلیون دلار بودجه، سه ماه به اوباما فرصت داد که آن را برای حمایت از آشوبگران در خیابان‌های ایران هزینه کرده و گزارش آن را نیز به کنگره ارائه دهد که مصوبه کنگره امریکا و گزارش دولت وقت امریکا در هزینه کرد این بودجه در حمایت از آشوب‌های داخلی ایران، به عنوان یک سند تاریخی که بیانگر دخالت مستقیم امریکا در ایجاد آشوب و اغتشاش در ایران برای برهم زدن نتیجه انتخابات در ایران است، وجود دارد.
 
در این مطلب تصریح شده: در انتخابات گذشته ریاست جمهوری بازتکرار تبلیغات یکی از نامزد‌ها توسط رسانه‌های بیگانه در ایجاد نگرانی در زمینه دیوار کشی پیاده رو‌ها برای جدایی زنان ومردان توسط نامزد رقیب ویا القای ۳۰ سال گردن زدن واعدام کردن و...، سبب هجومی نامتعارف به پای صندوق‌های رأی در ساعت‌های پایانی رأی‌گیری شد که در جای خود نیاز به بررسی قانونی دارد علت این دخالت‌ها و بهره‌گیری غربی‌ها از فرصت انتخابات برای مواجهه با نظام جمهوری اسلامی ایران را در دو نکته می‌توان خلاصه کرد: اول: آنکه قدرت‌های بیگانه شکل‌گیری یک ایران مقتدر با الگوی مردمسالاری دینی را برنمی‌تابند، دوم: تمرکز بیگانگان بر انتخابات برای تغییر درایران، ناشی از شکست آن‌ها در براندازی ویا تغییر در نظام اسلامی از طریق سایر روش‌هاست چرا که زمانی که دشمن با فشار حداکثری و تحریم فلج‌کننده اقتصادی قادر به تغییر در نظام جمهوری اسلامی ایران نیست.