هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
پنجشنبه، 8 مهر 1400
ساعت 10:23
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

پنجشنبه 23 بهمن 1399 ساعت 17:15
پنجشنبه 23 بهمن 1399 16:58 ساعت
2021-2-11 17:15:05
شناسه خبر : 344160
هستند بی‌مایه هایی که از روی کینه و با قصد و غرض، با هدف ناکام نشان دادن انقلاب اسلامی در راه رسیدن به اهدافش، آرمانهای انقلاب را به چند هدف سطحی تقلیل می‌دهند.
هستند بی‌مایه هایی که از روی کینه و با قصد و غرض، با هدف ناکام نشان دادن انقلاب اسلامی در راه رسیدن به اهدافش، آرمانهای انقلاب را به چند هدف سطحی تقلیل می‌دهند.

گروه سیاسی-رجانیوز: «استقلال» و «آزادی» دو هدف والایی که مردم ایران پس از سالها مبارزه با طاغوت، در سال 57 و به رهبری امام خمینی(ره) به آن دست یافتند.

 

اکنون که در چهل و دومین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی به سر می‌بریم، هر فرد بی‌غرض و مرضی می‌داند که منظور از شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی که بن‌مایه اصلی انقلاب اسلامی بوده، استقلال از بیگانگان و آزادی از شر استبداد و طاغوت است. با این وجود هستند بی‌مایه هایی که از روی کینه و با قصد و غرض، با هدف ناکام نشان دادن انقلاب اسلامی در راه رسیدن به اهدافش، آرمانهای انقلاب را به چند هدف سطحی تقلیل می‌دهند.

 

به گزارش رجانیوز، صادق زیباکلام که به‌خاطر اظهارات سطحی‌ و به دور از سوادش در مسائل مختلف، به خصوص در حوزه تاریخ، شهره می‌باشد، یکی از همین افراد است.

 

در روزهای گذشته که مردم درحال جشن گرفتن چهل و دو سالگی پیروزی انقلاب اسلامی بودند، صادق زیباکلام نیز به بهانه سالروز پیروزی انقلاب، در یادداشتی تحت عنوان «انقلاب اسلامی برای چه بود؛ آزادی یا دشمنی با غرب و آمریکا؟» به انتقاد از استکبار ستیزی جمهوری اسلامی ایران پرداخت. یادداشتی که سراسر تحریف و ذبح تاریخ است.

 

زیباکلام در یادداشت خود نوشته است: «چهل‌و‌دومین سالگرد انقلاب هم آمد و رفت؛ بدون آن‌که سخنی از چرایی انقلاب بمیان آید. سال‌ها می‌شود، و درست‌تر گفته باشیم، از همان سال‌های نخستِ انقلاب، مسئولین، کلامی پیرامون اهداف و آرمان‌های انقلاب نمی‌گویند. درعوض، سخنرانی‌های‌شان پیرامون «استکبارستیزی»، «دشمنی با آمریکا»، «نابودی اسرائیل»، «ایستادگی ملّت مسلمان و سازش‌ناپذیر ایران در برابر نظام سلطه» و ادبیاتی از این‌دست، که هیچ سنخیتی با اهداف و آرمان‌های انقلاب ندارند.»

 

او در ادامه می‌نویسد: «چرا چنین شد؟ چرا «استکبارستیزی»، «نظامی‌گری»، «دشمنی با غرب»، و «کرنش در برابر شرق»؛ جای آرمان‌های انقلاب، همچون «انتخابات آزاد»، «نبود زندانی سیاسی»، «استقلال قوۀ قضائیه»، «آزادی بیان» و... را گرفتند؟»

 

زیباکلام اظهارات خود را اینطور ادامه می‌دهد: «تا آن‌جا که می‌دانم، نه در داخل یا خارج از کشور، هیچ مطالعه‌ای صورت نگرفته، که چرا این بلا بر سر انقلاب آمد؟ البته از نظر حاکمیت، طرح چنین پرسشی، ماهیتاً نادرست است؛ چراکه بزعم آنان، ظرف ۴۲سال گذشته، هیچ انحرافی از اهداف و آرمان‌های انقلاب صورت نگرفته، و انقلاب، مصمم و استوار در جهت تحقق آن اهداف، گام برداشته. اما می‌دانیم که این‌گونه نیست. نشان‌دادنِ این‌که آن‌چه که نظام می‌گوید جزء آرمان‌های انقلاب نبوده، چندان دشوار نیست. نگاهی به سخنرانی‌ها و اعلامیه‌های رهبر انقلاب، از جمله ۱۲۷ مصاحبۀ ایشان با رسانه‌های بین‌المللی در پاریس، قطع‌نامه‌های راهپیمایی‌های تاریخیِ دوران انقلاب، صدها سخنرانیِ شخصیت‌های مخالف رژیم شاه اعم از مذهبی و غیرمذهبی در دوران انقلاب، جای هیچ تردیدی باقی نمی‌گذارد، که آیا انقلاب، برای تحقق اهداف و آرمان‌های دمکراتیک بود، یا غرب‌ستیزی و دشمنی با آمریکا؟»

 

وی در پایان نیز می‌نویسد: «جایگزینی استکبارستیزی بجای آزادی‌خواهی، دو پی‌آمد ناگوار برای انقلاب اسلامی ببار آورده. نخست؛ بوجود آمدن حجم گسترده‌ای از تئوری‌های توطئه پیرامون انقلاب. خلاصۀ همۀ آن‌ها هم آن است که انقلاب، در حقیقت، یک برنامه و زد و بندی بود میان انقلابیون و لندن - واشنگتن، بمنظور سرنگونی محمدرضا پهلوی، و بروی کار آوردن روحانیون در ایران. بمنظور جلوگیری از پیشرفت‌های ایران از یک‌سو، و انتقام غربی‌ها از شاه بواسطۀ بالابردن بهاء نفت. با کمال تأسف، می‌بایستی اذعان داشت که بسیاری از ایرانیان تحصیل‌کرده، حتی شماری از چهره‌های آکادمیک خارج از کشور هم، در تنور چنین توهماتی می‌دمند. پی‌آمد دوم، اسفبارتر است. پشت‌کردنِ گستردۀ نسل‌های بعد از انقلاب، بهمراه بسیاری از اقشار و لایه‌های تحصیل‌کرده به آن.»

 

همانطور که در ابتدا نیز ذکر شد، یادداشت اخیر صادق زیباکلام سراسر تحریف تاریخ و به دور از واقعیت است.

 

زیباکلام مدعی است که مبارزه با استکبار که ایالات متحده رهبری‌اش را بر عهده دارد و همچنین مقابله با رژیم صهیونیستی در راستای دفاع از مردم مظلوم فلسطین از اهداف اصلی انقلاب اسلامی نبوده و هیچ سنخیتی با انقلاب اسلامی ندارد!

 

باید به صادق زیباکلام یادآور شد که اتفاقا اساس انقلاب اسلامی بر استکبار ستیزی و نفی سلطه شکل گرفته و از اهداف والای امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی بوده است.

 

یقیناً صادق زیباکلام که عنوان پژوهشگر و استاد تاریخ انقلاب را یدک می‌کشد، فرمایشات امام خمینی(ره) را خوانده است که می‌فرمایند: «جنگ ما جنگ عقیده است، و جغرافیا و مرز نمی‌شناسد. و ما باید در جنگ اعتقادی‌مان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم. ان شاء الله ملت بزرگ ایران با پشتیبانی مادی و معنوی خود از انقلاب، سختیهای جنگ را به شیرینی شکست دشمنان خدا در دنیا جبران می‌کند. و چه شیرینی بالاتر از اینکه ملت بزرگ ایران مثل یک صاعقه بر سر امریکا فرود آمده است.»

 

و احتمالاً این سخنان شهید مظلوم بهشتی را نیز در رابطه با هدف انقلاب خوانده است که می‌گوید: «ما مسلمان‌ها روى دو پاى خودمان، بدون تكيه دادن به هيچ غول و غولبچۀ دنيا، می‌خواهيم بايستيم و غولها و غول‌بچه‌ها هم براى ما ترس‌آور نيستند. نه محاصرۀ اقتصادى و نه محاصرۀ نظامى و نه هيچ چيز ديگر. ما وقتى شعارِ استقلال مى‌داديم، تا عمق معناى آن را مى‌فهميديم. بنابراين، ما جنگمان با آمريكا تمام‌عيار است.»

 

اینها تنها گوشه‌ای از فرمایشات امام خمینی(ره) و بزرگان نهضت در رابطه با اهداف انقلاب اسلامی، از جمله استکبار ستیزی، است. اما گویا زیباکلام امام خمینی را به‌عنوان رهبر نهضت قبول ندارد که اقدام به هدف تراشی برای انقلاب اسلامی می‌کند.

 

جدای از اینها، باید به زیباکلام یادآور شد که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز که در آذرماه سال 58، به تصویب بیش از 98 درصد رأی دهندگان رسید، بارها تصریح می‌کند که هدف انقلاب اسلامی مبارزه با مستکبرین و حمایت از ملل مظلوم مسلمان بوده است.

 

در مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است: انون اساسی با توجه به محتوای اسلامی انقلاب ایران که حرکتی برای پیروزی تمامی مستضعفین بر مستکبرین بود زمینه تداوم این انقلاب را در داخل و خارج کشور فراهم می‌کند؛ به ویژه در گسترش روابط بین‌الملی، با دیگر جنبش‌های اسلامی و مردمی می‌کوشد تا راه تشکیل امت واحد جهانی راهموار کند. (ان هذه امتکم امه واحده وانا ربکم فاعبدون) و استمرار مبارزه در نجات ملل محروم و تحت ستم در تمامی جهان قوام یابد.


با توجه به ماهیت این نهضت بزرگ، قانون اساسی تضمین‌گر نفی هر گونه استبداد فکری و اجتماعی و انحصار اقتصادی می‌باشد و در خط گسستن از سیستم استبدادی، و سپردن سرنوشت مردم به دست خودشان تلاش می‌کند. (ویضع عنهم اصرهم والاغلال التی کانت علیهم).

 

همچنین در اصل 154 قانون اساسی نیز آمده است: جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ سعادت‏ انسان‏ در کل‏ جامعه‏ بشری‏ را آرمان‏ خود می‏ داند و استقلال‏ و آزادی‏ و حکومت‏ حق‏ و عدل‏ را حق‏ همه‏ مردم‏ جهان‏ می‏ شناسد. بنا بر این‏ در عین‏ خودداری‏ کامل‏ از هر گونه‏ دخالت‏ در امور داخلی‏ ملتهای‏ دیگر، از مبارزه‏ حق‏ طلبانه‏ مستضعفین‏ در برابر مستکبرین‏ در هر نقطه‏ از جهان‏ حمایت‏ می‏‌کند.

 

زیباکلام پرسیده است که چرا «نبود زندانی سیاسی»، «استقلال قوه قضائیه» و «انتخابات آزاد» به‌عنوان اهداف اصلی انقلاب، جای خود را به «استکبارستیزی»، «نظامی‌گری»، «دشمنی با غرب»، و «کرنش در برابر شرق» داده است؟

 

پر واضح است که زیباکلام با عوض کردن جای اهداف اصلی انقلاب اسلامی با اهداف فرعی و حاشیه‌ای، به دنبال آن است تا ادعای خود مبنی بر منحرف شدن انقلاب اسلامی از مسیر خود، به کرسی بنشاند. البته با معرفی اهداف گروه‌هایی مثل نهضت آزادی به‌عنوان اهداف انقلاب اسلامی ایران.

 

هرکسی که از حداقل مطالعات تاریخی برخوردار باشد، می‌داند که «انتخابات آزاد» اوج آمال و آرزوی احزاب لیبرالی چون نهضت آزادی بود و بر خلاف مردم که خواستار برچیده شدن حکومت طاغوت و سلطه بیگانگان از کشور بودند، تنها خواسته نهضت آزادی و احزاب هم‌فکرش برگزاری انتخابات آزاد در همان رژیم پهلوی بود.

 

صادق زیباکلام در ادامه پرسیده است که آیا انقلاب، برای تحقق اهداف و آرمان‌های دمکراتیک بود، یا غرب‌ستیزی و دشمنی با آمریکا؟

 

اگر منظور وی از آرمان‌های دمکراتیک همان آرزوی نهضت آزادی(صرفاً برگزاری انتخابات آزاد در چارچوب نظام حاکم بر کشور) باشد که باید گفت مسلماً مردم ایران سالها مبارزه نکردند که به برگزاری انتخابات در نظام حاکم دست یابند.

 

اما در ارتباط با مشی «غرب ستیزی» انقلاب اسلامی ایران که زیباکلام چندین بار در یادداشت خود به آن اشاره می‌کند، باید به او یادآور شد که این آمریکا بود که با پذیرش شاه مخلوع ایران و امتناع از تحویل دادن او دشمنی خود با انقلاب اسلامی ایران را آغاز کرد. هرچند که دشمنی آمریکا با مردم ایران خیلی قبل‌تر از پیروزی انقلاب اسلامی و با کودتای 28 مرداد آغاز شده بود.

 

جدای از اینها، اظهر من المشس است که دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران ریشه در استقلال طلبی مردم ایران دارد. اما زیباکلام ترجیح می‌دهد به‌خاطر غرب دوستی خود، جمهوری اسلامی ایران را شروع کننده دشمنی با ایالات متحده آمریکا معرفی کند.

 

زیباکلام در پایان نیز به تکرار ادعاهای نخ‌نما شده سلطنت‌طلبان و ضدانقلاب خارج از کشور پرداخته و آرمانهای انقلاب اسلامی را عامل پشت کردن نسل‌های جدید به انقلاب دانسته است.

 

در ارتباط با این ادعای زیباکلام مبنی بر پشت کردن نسل جدید به انقلاب اسلامی نیز باید خطاب به او گفت که اغلب آنهایی که امسال چهل و دومین سالروز انقلاب اسلامی را جشن گرفته و فریاد استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی را سر دادند، سالها پس از پیروزی انقلاب اسلامی متولد شده‌اند. اگر این نشانگر زنده بودن و صلابت انقلاب اسلامی نیست، نشانگر چیست؟