هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
دوشنبه، 12 مهر 1400
ساعت 17:24
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

سه شنبه 18 آذر 1399 ساعت 13:07
سه شنبه 18 آذر 1399 12:43 ساعت
2020-12-8 13:07:25
شناسه خبر : 342433
در نظام انضباطی هیچ دانشگاهی در بلوک سرمایه داری لیبرال، هیچ تشکل دانشگاهی سیاسی از موضع اپوزسیون سیستم، اجازه فعالیت و حتی موجودیت ندارد.
در نظام انضباطی هیچ دانشگاهی در بلوک سرمایه داری لیبرال، هیچ تشکل دانشگاهی سیاسی از موضع اپوزسیون سیستم، اجازه فعالیت و حتی موجودیت ندارد.
گروه سیاسی-رجانیوز: شانزده آذر هم رسید و در ایام کرونایی درحاشیه ماند. دکتر رحیم پور بمناسبت آذر ماه که از جهاتی، یک ماه دانشجویی و یادآور سالگردهایی چون "بسیج دانشجویی"، "روز دانشجو"، تاسیس "شورای انقلاب فرهنگی" و "هفته وحدت حوزه و دانشگاه" است، نخستین یادداشت ازسلسله پرسش و پاسخ‌های دانشگاهی را منتشر کرد.
 
۱۶ آذر و پاسخ به پرسشهایی در مفهوم شناسی "جنبش دانشجویی" (۱)
پرسش ۱؛ مفهوم جنبش دانشجویی، آیا بیشتر بار سیاسی دارد یا آکادمیک؟
 
پاسخ؛ جریان شناسی تشکل های دانشگاهی و کارکرد سیاسی آنها در متون جامعه‌شناسی سیاسی و مطالعات جنبش‌های اجتماعی صدسال گذشته، موضوع بحث و نظریه پردازی چپ‌ و راست‌ جهانی بوده است. حتی در این حد که آیا چیزی به نام "جنبش دانشجویی"، اصلا معنادار هست یا نیست؟ 
 
بخشی از تحلیل ها این بوده که اولاً دانشجوی جنبشی عمدتاً حلقه‌ی رابط میان راس و قاعده در جنبشهای اجتماعی و یا نقطه وصل رهبران با توده‌های ناراضی بوده و به همین دلیل، نقطه‌ی حساسی است که اگر نمی بود آن دو نمی‌توانستند بدرستی به یکدیگر جوش بخورند. 
 
خصلت دوم آن که این حلقه‌، کاملا عمل‌گرا است. دانشجو، جوان است و جوان، موجودی دو بعدی است، سکه ای قیمتی که دو رو دارد.
 
از سویی وابستگی و بنابراین محافظه کاری و شهوت توجیه گری در او کمتر است اما از سوی دوم، تحریک پذیری، فقر تجربه و جوهر کم حوصله و عشق او به شتاب و احیانا عدم اشرافش به همه ابعاد یک معضل اجتماعی، او را احیاناً درمعرض خطا و ابتدا افراط و سپس تفریط قرارمی دهد.
 
جوان، عمل‌گرا و یک کنش‌گر فعال و درعین حال، به لحاظ تئوریک، گاه منفعل است. گرچه کنجکاوی، گشودگی و پذیرندگی جوانانه، به نوبه خود یک ظرفیت مثبت تئوریک در او ایجادمیکند. بخصوص که نوعاً جرات طرح پرسش‌های رادیکال و ریشه‌ای و مهمتر از آن، صداقت هزینه دادن و جرئت پیگیری دارد و به طورخاص در مورد تیپ دانشجو، باید بلوغ ذهنی و اطلاعات عمومی او به ویژه با امکانات سایبری امروز را برآن افزود و از این جهت، دیرتر از بقیه اقشار، بازی می خورد.
 
پس باید هر دو لبه توقعات خود را صیقل داد. چون ظرفیت های دانشجویی کاملاً دو بعدی است و بنابراین در مطالعات جنبشها، توامان فرصت و تهدید، تلقی شده است.
 
سومین خصلتی که موردتوجه قرارگرفته این بوده که جنبش دانشجویی را اساساً تمام کننده‌ی خوبی برای هیچ مسئله‌ای نمی دانند، نه تمام‌کننده و نه معمولاً حتی آغازگر.
 
بلکه در این تحلیل، این نهاد عمدتاً نقش کاتالیزور دارد تا یک ایده‌ را به جنبش و مطالبه تبدیل کند.
 
این ظرفیت در آن‌هست که تشدید کننده باشد اما نه آغازگر و نه پایان‌بخش، مگر در موارد بسیار خاص.
 
و به یک معنا این تحلیل، جنبش دانشجویی را همواره ، "گروه فشار" به معنای مثبت آن می‌داند. اینها نمونه ای از تحلیل‌های آکادمیک در مورد جنبش سیاسی دانشجویی  است.
 
پرسش۲؛ جنبش سیاسی دانشجویی تاریخ ایران، چقدر با اشل جنبش های دانشجویی امروز مثلاً دراروپا یا شرق آسیا قابل قیاس است ؟
 
پاسخ؛ اولاًً راجع به تفاوت های  ایران پیش از انقلاب و پس از انقلاب عرض خواهم کرد. اما ابتدا در خصوص صحت وسقم  میزان آزادی های سیاسی و استقلال آکادمیک در دانشگاه های غرب سرمایه داری که یکی از مشهورات و مجعولات این روزگار است، نکته ای عرض کنم.
 
اصلاً جنبش دانشجویی قانونی به ویژه از نوع اپوزیسیون سیاسی حاکمیت ها، در اکثر کشورهای جهان در غرب و شرق عالم وجودندارد.
 
یعنی عمدتاً سرکوب یا بی خاصیت شده‌ یا اصلاً متولد و دست کم بالغ نشده است. درگذشته معمولاً سه چهار کشور غربی، به مثابه الگو برای جریان های دانشجویی، در ایران تبلیغ می شدند که همان ها هم دیگر وجود ندارند.
 
مثلاً فرانسه که معمولاً یک جامعه تحول‌خواه و انقلاب‌خیز در اروپا بوده و روشنفکران دانشگاهی و تجربه جنبش دانشجویی فعال در دهه‌های ۷۰ و ۶۰ میلادی علیه سرمایه داری و امپریالیسم و نژادپرستی داشت، با خشونت پلیسی، مهار و سرکوب شد.
 
ریختند و دانشگاه‌ها را کوبیدند و کشتند و جنبش دانشجویی و کارگری را تعطیل کردند.
 
اعتراض به حکومت و سیستم سرمایه‌داری لیبرال البته مجدداً در قالب جلیقه زردها راه افتاده، ولی گذشته از اینکه اجازه حضور آن در صحن دانشگاه را نمی دهند همان را هم بیش از یک سال است که دارند درخیابانها سرکوب می کنند و هزاران نفررا بازداشت و زخمی و کور کردند.
 
اما می بینید که حتی در غوغای کرونا در اروپا هنوز هر هفته به خیابان ها می آیند. انگلستان که اساساً هرگز اجازه‌ی ظهور و تولد هیچ جنبش دانشجویی سیاسی را نداده و یا در نطفه خفه کرده‌ یعنی فضای دانشگاه های بریتانیا سیاسی به معنای دانشجویی نیست و ازقبل، "سیاست زدایی شده" بود.
 
در آمریکا جنبش دانشجویی فعالی پیش از انقلاب ما وجود داشت. دانشجویان چپ در دفاع از حقوق نژادهای تحقیر شده و از جمله سیاه‌پوست‌ها و نیز علیه جنگ ویتنام و...، معترضان پیگیر و جدی بودند و کشته می دادند.
 
در فرانسه هم کشته دادند. آلمان هم موجی قوی علیه سرمایه داری و جنگ اتفاق افتاد و کشته داد ولی دیگر تمام شد.
 
الان نه در آمریکا، نه آلمان و فرانسه و نه در انگلیس، امکان قانونی برای چیزی به نام تشکل‌های سیاسی دانشجویی در صحن دانشگاه و اعتراضات سیاسی و تریبون آزاد اپوزیسیونی در مسائل سیاسی نمی‌بینید. دیگر وجود ندارد و اجازه نمی‌دهند.
 
بنابراین تا اطلاع ثانوی، جنبش دانشجویی در عمده کشورهای دمکراتیک و غیردمکراتیک و چپ و راست و شرق وغرب، تقریبا سرکوب یا مهار شده است.
 
در شرق هم اوضاع همین‌ است. دانشگاه‌های روسیه، چین، هند، ژاپن، درهیچ یک چنین فضایی نمی بینید.
 
من دانشگاه های بلوک چپ سابق و راست سرمایه داری را رفته ام و جلساتی داشته ام و از نزدیک دیده ام. غالباً حتی شم سیاسی و حساسیت اجتماعی هم ندارند.
 
گاه در مواردی خاص و محدود، دیده یا شنیده‌ام که جریان هایی درون دانشگاه به مثابه زائده دانشجوئی احزاب سیاسی حاکم، آن هم درحدود کنترل شده و فاقد انگیزه های خودجوش و شریف اجتماعی مثلا درقالب جشن های صنفی، احیاناً  حضورکی غیررسمی دارند. اما مثلا امکان میتینگ سیاسی به خصوص علیه ساختارهای حاکمیتی مطلقا ندیده ام.
 
در نظام انضباطی هیچ دانشگاهی در بلوک سرمایه داری لیبرال، هیچ تشکل دانشگاهی سیاسی از موضع اپوزسیون سیستم، اجازه فعالیت و حتی موجودیت ندارد، اما تقریبا در همه دانشگاه های مشهور آمریکا و اروپا، خط قرمزهای سیاسی و حاکمیتی از قبیل  صهیونیزم و سایر مقدسات سرمایه داری وجود دارد که فعالیت سیاسی به نفع آنها، ممکن و علیه آنها ممنوع است و عواقب سختی از اخراج تا بازداشت دارد.
 
پس هر کس بی خبراست، با خبر باشد و هر کس منکر است، با مسئولیت خودش آزمایش کند و خبرش را به بقیه بدهد.
 
البته حساب اردوکشی های دانشجویی  توسط بلوک های قدرت علیه یکدیگر  در سرزمین یکدیگر به ویژه در دوران جنگ سرد جداست.
 
غرب علیه شرق و شرق علیه غرب در دو قطبی جهانی و جنگ سرد نیمه دوم قرن بیست، از جنبش‌های دانشجویی و صنفی و کارگری علیه یکدیگر استفاده می‌کردند. اما اجازه فعالیت به جریانات دانشجویی  در دانشگاه‌های خودشان نمی‌دادند.
 
شوروی و کمونیست ها از فطرت برابری طلبی و استثمار ستیزی دانشجویان در دانشگاههای جهان و از جمله غرب علیه رقیب و ضد بلوک غرب، حداکثر استفاده را بردند و شورش های دانشجویی ضدسرمایه داری و ضدآمریکایی بسیاری را سازمان دادند یا دست کم، حمایت کردند.
 
متقابلاً در سال های منجر به فروپاشی بلوک سوسیالیست شرق، رسانه های سرمایه داری با شعار آزادی و حقوق بشر، مقابله به مثل کرده و جریان‌های دانشجویی ضد کمونیستی در بلوک شرق اروپا را سازماندهی و پشتیبانی می‌کردند.
 
پس ابتدا خواستم اطراف این سوء تفاهم در خصوص آزادی های به اصطلاح آکادمیک در دنیای لیبرال را کمی بتراشیم تا درست دیده شود و مقایسه های غیر منطقی صورت نگیرد تا بعدبه نقاط قوت و ضعف دانشگاه های خودمان بپردازیم....
 
 
ادامه دارد