کتاب روحانی شاهدی بر عقب نشینیهای گسترده است/ روحانی گفت مطلقاً اجازه بازرسی از مراکز نظامی را نمیدهیم اما آژانس از پارچین بازدید کرد!/ بهانهای که دست آژانس را برای بازدید دو باره از اماکن نظامی باز میگذارد


بند 42 گزارش مدیرکل آژانس در تاریخ دهم شهریور 1383 که آقای روحانی در صفحه 932 کتاب خود آورده بدین شرح است: «در جلسه ژوئن 2004 شورای حکام به سایت لویزان و شیان اشاره شد که مظنون به داشتن فعالیتهای مربوط به برنامه هستهای بود و با برچیدن ساختمانها از آن سایت احتمال اقدامات پنهانکاری مطرح گردید».
بند 43: «همانگونه که در بالا آمد در پاسخ به درخواست آژانس به آن سایت دسترسی داد». تصریح میکند که آقای روحانی و آقای ظریف اجازه بازرسی را دادند.
باز هم مدیرکل آژانس در باره برنامه هستهای ایران در تاریخ 15 نوامبر 2004 در بند 112 گزارش خود که در صفحه 946 کتاب مزبور آمده است میگوید: «اما آژانس براساس رویه خود در رابطه با ارزیابی خود از برنامه هستهای دیگر کشورها، همچنین با همکاری ایران گزارشهای منابع باز مربوط به استفاده از تجهیزات و مواد دوگانه که کاربردهایی در زمینه نظامی متعارف و غیرنظامی و همچنین در زمینه نظامی هستهای دارد را دنبال میکند. ایران این اجازه را به آژانس داده است تا بهعنوان اقدامی اعتمادساز از تعدادی از سایتهای نظامی مزبور از جمله کلاهدوز و لویزان بازدید کند». جالب است آقایان به مواد دوگانه هم اجازه بازرسی دادند.
بازهم وقتی جلوتر میآییم میبینیم که آقایان به مراکز مختلف صنایع دفاع هم اجازه بازرسی دادند. آژانس در بند 40 گزارش خود در تاریخ 12 خرداد سال 1383 اینگونه میگوید: «آژانس تا تاریخ 21 می 2004 از سه کارگاه سازمان صنایع دفاع بازدید نکرده بود، کیفیت دسترسی به اینگونه مراکز هنوز از سوی ایران پذیرفته نشده بود. توافق با ایران از نظر کیفیت دسترسی اکنون حاصل شده است و سه کارگاه سازمان صنایع دفاع قرار است در خلال هفته 31 می 2004 مورد بازدید قرار گیرد. تا زمان انتشار این گزارش دو سایت از سه سایت مورد بازدید قرار گرفته است».
در بند 43 این گزارش که در صفحه 924 کتاب آقای روحانی آورده شده نیز آمده است: «ایران در ارائه دسترسی به مکانها، شامل کارگاههای واقع در سایتهای نظامی در پاسخ به درخواستهای آژانس همکاری نموده است».
نام آقای روحانی هم در دنیا «برند» است، چون هرچه جاسوسان گفتند گوش دادند و عمل کردند
در ادامه باز قطعنامه شورای حکام میآید که البته از آقای روحانی و آقای ظریف و دولت وقت تقدیر میکند که با ما خیلی همکاری میکنید. اینها در دنیا خیلی مطرح شدند، چون هرچه آنها گفتند گوش دادند، چون دسترسی به امکان نظامی دادند اسم آن «برند» شد. خیلیها ایشان را در دنیا میشناسند، چون هرچه گفتند گوش دادند و عمل کردند!
در بند «1» قطعنامه شورای حکام که در صفحه 878 کتاب مزبور هم آورده شده اینگونه آمده است: «تصدیق میکند که همکاری ایران منجر به دسترسی آژانس به تمام مکانهای درخواست شده شامل چهار کارگاه متعلق به سازمان صنایع دفاع شده است». آقای روحانی هم میگوید ما جلوی آنها ایستادیم! آنها میخواستند سالی 9 بار مراکز نظامی ما را ببینند، ما نگذاشتیم و فقط دو بار گذاشتیم بازدید کنند!
در صفحه 262 این کتاب، آقای روحانی اینطور نوشته است: «بحث پیرامون بازرسی آژانس از مراکز نظامی در چهارچوب راستیآزمایی تعلیق قطعات ما اعلام کرده بودیم که یک تا دو بار بازدید از کارگاهها امکانپذیر است، ولی آژانس متقاضی سالی 9 بار بازدید بود». هیچ کشوری در دنیا اجازه نمیدهد که از کارگاههای تولید «روتور» بازدید شود. روتور دستگاهی است که در ثانیه بین 700 تا 1000 دور میچرخد. اینها در مکانهایی که فقط ابزار حساس نظامی خود را تولید میکنیم تولید میشود. آقایان اجازه بازدید به کارگاه تولید روتور را هم به کسانی که آقای روحانی به آنها میگوید جاسوس دادهاند.
مدیرکل آژانس در 12 خرداد 1383 در بند 25 گزارش خود که در صفحه 920 کتاب آقای روحانی هم آمده است نقل میکند: «کارگاهی که در آن روتورها تولید شده بودند در سال 2004 مورد بازدید قرار گرفته است». پس تمام مراکز نظامی و بالاتر از آن مراکز ساخت روتور را هم بازرسی کردند. از این هم بالاتر این جاسوسان از آقایان روحانی و ظریف درخواست میکنند که میخواهیم با دانشمندان شما مصاحبه (بازجویی) کنیم و این کار را کردند. همینها شده بود که رهبر معظم انقلاب بعد از لوزان گفتند که نباید برای بازرسی به مراکز نظامی بیایند و از شخصیتهای ما بازجویی کنند. در حالیکه آقای روحانی از سال 82 تا 84 که مسئول پرونده هستهای بود و مذاکرهکننده ما آقای ظریف بود، علاوه بر مراکز نظامی، شخصیتها و متخصصین ما را نیز در اختیار آنها قرار دادند. واقعاً جای نگرانی دارد. ما در برجام واقعاً نگران هستیم.
در گزارش مدیرکل آژانس در 4 شهریور سال 1382 مطابق با 26 اوت سال 2003 که در صفحه 889 کتاب روحانی آورده شده آمده است: «آژانس قصد دارد ارزیابی خود را در مورد این اظهارنظر ایران که ذرات اورانیوم بسیار غنیشده موجود در نمونههای اخذ شده در نطنز میتواند ناشی از آلودگیهای آن در قطعات وارداتی باشد ادامه دهد. همانگونه که از سوی ایران مورد موافقت قرار گرفت، این روند مستلزم مذاکره با مقامات ایرانی و نیز پرسنل ذیمدخل در فرایند تحقیق وتوسعه مربوط در ایران و همچنین بازدید از تأسیسات و دیگر اماکن مربوطه توسط بازرسان و متخصصان فناوری غنیسازی آژانس خواهد بود». پس دسترسی به تمام اشخاص با اجازه آقای روحانی انجام میشود.
در بند 53 گزارش مدیرکل آژانس در تاریخ 19 آبان 1382 مطابق با 10 نوامبر 2003 در صفحه 893 کتاب آقای روحانی اینگونه آمده است: «بهدنبال تصویب قطعنامه شورای حکام دولت ایران، مدیرکل را مطلع ساخت که این کشور اکنون سیاست آشکارسازی را پیش گرفته است و تصمیم دارد تصویر کاملی از کلیه فعالیتهای هستهای خود را به آژانس ارائه کند، از آن زمان تاکنون ایران از خود همکاری فعالانه و آشکارسازی نشان داده است. این امر بهویژه با توجه به اعطای دسترسی نامحدود به آژانس از جانب ایران به تمام محلهای مورد نظر آژانس، ارائه اطلاعات و شفافسازی در رابطه با منشأ تجهیزات و اجزای وارداتی و در دسترس قراردادن اشخاص برای مصاحبه معلوم میگردد».
خود آقای روحانی در تاریخ 30 خرداد 1383 در مصاحبه مطبوعاتی در رادیو و تلویزیون اینگونه میگوید: «تعلیق برای اعتمادسازی بود، آنهم در جوی که هنوز پروتکل را امضا نکرده بودیم و هنوز گزارش کاملی از برنامههای خود به آژانس ارائه نداده بودیم، هنوز آژانس بازدید چندانی از مراکز هستهای نکرده بود. هنوز اسناد فراوانی که مورد درخواست آژانس بود در اختیار آنها نگذاشته بودیم، اما امروز در جوی هستیم که پروتکل را امضا کرده، بازدیدهای مکرر آژانس صورت گرفته و مصاحبهها انجام گرفته است». نتیجه این شده است که متأسفانه آقای روحانی و آقای ظریف در سال 82 تا 84 اجازه دسترسی به اماکن نظامی ما را کامل دادهاند. پارچین، کلاهدوز، شیان، لویزان و کارگاههای وابسته به صنایع دفاع و حتی متخصصین و دانشمندان ما را جهت بازجویی نیز در اختیار آنها قرار دادند. الان تمام نگرانی ما در برجام همین است. در برجام کجا بهانه گرفتند؟ دو سال بعد از 84 یعنی سال 86 که پرونده هستهای دست آقای جلیلی میافتد، ایشان پروتکل الحاقی را نپذیرفت و دسترسی به یک مکان را اجازه نداد. آقای روحانی و آقای ظریف قبلاً اجازه داده بودند. دو باره این موضوع به دست آقای روحانی افتاده است که اینگونه بهانهگیری میکنند، چون دو باره پروتکل الحاقی را پذیرفتهاند و در بند 74 برجام عنوان «دسترسی» آمده است و در همانجا ذکر شده که ما میخواهیم امکان نظامی را ببینیم. برجامی که باعث افتخار آقایان است، علیرغم اینکه رهبر معظم انقلاب هزاران بار فرمودهاند این کار را نکنید و بهانه دست آنها برای دسترسی به امکان نظامی ندهید که البته این اتفاق الان افتاده است.
در بند 74 آمده که البته ما نمیخواهیم در کار مداخله کنیم و میخواهیم با نیت صادقانه مراکز نظامی شما را ببینیم، منتهی نگرانیهایی داریم که میخواهیم ببینیم!
بازدید از مراکز نظامی ما یعنی اینکه ملت ایران! آماده جنگ باشید
بندهای 74 تا 78 بهجز بند 77 مربوط به بحث دسترسی است. بهانهها اینگونه به دست آنها آمده است که انشاءالله این آرزو را بهگور خواهند برد تا مراکز نظامی ما را بازرسی کنند، چون اگر مراکز نظامی ما را ببینند ملت عزیز ایران باید آماده جنگ باشد، چون بفهمند ما چه داریم بهراحتی میزنند. اصلاً برجام کشور را به سمت جنگ میبرد، چون اطلاعات دست آنها میافتد.
دو نکته بگویم؛ به یکی از مذاکرهکنندگان هستهای برجام گفتم که چرا شما در دسترسی به اماکن نظامی بهانه دست اینها دادید؟ گفت اصلاً چنین چیزی نیست. گفتم در این بندها واژه نظامی آمده است. گفت خیر نیامده است. گفتم اینجا کلمه نظامی آمده است، در ترجمه وزارت خارجه هم کلمه نظامی آمده است. به من گفت: اگر شما یکبار واژه نظامی را در برجام پیدا کردید من از همه حرفهایم برمیگردم. من متن برجام را به ایشان نشان دادم. بند 74 روی «Military» تصریح دارد. این نشان میدهد دوستان ما در مذاکرات هستهای به متن برجام دقت نداشتهاند. اینها دروغ نمیگویند که در برجام این کلمه نیامده است، بلکه اطلاع ندارند که این خیلی بد است، چون نمیدانند چه چیزی را امضا کردهاند. من این موارد را به آقای ظریف هم نشان دادم، ایشان هم خبر نداشت. آقای ظریف در مجلس در باره برجام حرفهایی میزد که اصلاً در آن واژه «تعلیق» (suspend) وجود نداشت و همهجا از گزینه «لغو» استفاده میکرد. میگفت اصلاً کلمه تعلیق نیامده است. آقای دکتر توکلی و دکتر نجابت 4 مورد در برجام را به ایشان نشان دادند. آقای ظریف گفت که من اینها را ندیده بودم. این موارد خیلی جای نگرانی دارد. به قول رهبر معظم انقلاب «خسارت محض» است.

نکته دوم؛ یک راه برای ما وجود دارد. ایران میتواند به کمیسیون مشترک شکایت کند. کمیسیون مشترک هم یعنی امریکا. چرا؟ این کمیسیون 8 عضو دارد. کشورهای 1+5 (امریکا، انگلستان، فرانسه، آلمان، چین و روسیه)، هفتمی هم خانم موگرینی نماینده اتحادیه اروپا و هشتمی ایران است. یعنی ما به امریکا شکایت کنیم که میخواهند اماکن نظامی ما را بگردند! جالب اینجاست 16 وظیفه و کارکرد برای کمیسیون مشترک درنظر گرفته شده است. در 15 مورد از اینها گفته است اگر کمیسیون مشترک میخواهد به نتیجه و تصمیم برسد، اتفاق آرا لازم است، یعنی اینکه یک کشور از 8 کشور مخالفت کند، کمیسیون مشترک نمیتواند تصمیم بگیرد. اگر ایران به کمیسیون مشترک شکایت کند که اینها میخواهند اماکن نظامی ما را بازدید کنند، اگر میگفت اجماع آرا لازم است بهنفع ما بود، چون اگر یک کشور مثل ایران مخالفت میکرد، تمام میشد. امریکا اینجا با چه دقتی اینها را نوشته است. نوشته اجماع لازم نیست، اگر شد که شد، اگر نشد 5 رأی از 8 رأی کافی است. چون احتمال میدادند چین و روسیه هم مخالفت کنند اینها را کنار گذاشتند و به عدد 5 رسیدند.
آقای روحانی و آقای ظریف هرزمانی که پرونده هستهای ما را بهدست میگیرند، عقبنشینیهای گسترده از جمله درخواست بازدید از مراکز نظامی را انجام میدهند. از سال 82 تا 84 باتوجه به مستنداتی که آورده شد بازدید از تمامی امکان نظامی توسط آژانس انجام گرفت. در برجام هم مواردی وجود دارد که اینها بهانه برای انجام این کارها را دارند.