94/10/7 - 18:17 1970-1-1 03:30:00
شناسه خبر : 230594
دو هفته قبل دوباره نيكشهر شلوغ شده بود. اينبار خبري از سر و صداي انفجار نبود. سلمان و عمر در ميان انبوه جوان‌هاي شهر و بچه محل‌هايشان به شهر برگشته بودند. چند هفته قبل بود كه سلمان و عمر از پيرمردها و مولوي‌هاي شهر اجازه گرفتند تا براي جنگ با داعش به سوريه بروند. آرمان مرگ ندارد. همه جا مي‌تپد.
دو هفته قبل دوباره نيكشهر شلوغ شده بود. اينبار خبري از سر و صداي انفجار نبود. سلمان و عمر در ميان انبوه جوان‌هاي شهر و بچه محل‌هايشان به شهر برگشته بودند. چند هفته قبل بود كه سلمان و عمر از پيرمردها و مولوي‌هاي شهر اجازه گرفتند تا براي جنگ با داعش به سوريه بروند. آرمان مرگ ندارد. همه جا مي‌تپد.
گروه حماسه و مقاومت - رجانیوز: زندگي در نيكشهر آرام و بي سر و صدا جريان دارد. غيرت اهل سنت اينجا از اتفاقات سوريه به جوش آمده است. حماسه نبويون تازه آغاز شده است.
 
نيكشهر از اينجا و با نام شروع مي‌شود. شهر جمعيت چنداني ندارد. شايد حالا 200 هزار ايراني در جنوب شرقي نقشه ايران و در شهرستان نيكشهر زندگي مي‌كنند.
 
جمعيتي كه فارغ از هياهو و زرق و برق‌ شهرهاي پر چمعيت و مركزي كشور، آرام و بي سر و صدا زندگي مي‌كنند.
 
محله به محله شهر پر است از مسجدهاي كوچك و بزرگ. اينجا از نخلستان‌هاي انبوه و سر به فلك كشيده پر شده است. نخل‌هايي كه حالا قرص و محكم حتي بالاتر از بقاياي استعمار پرتغالي‌ها در شهر قد كشيده‌اند.
 
 
اينجا فقط يك صداي بلند دارد كه گاه و بيگاه همه چيز را بهم ميريزد؛ صداي اسلحه و انفجار چند روز قبل همين صداي ناهنجار در ميان آرامش نيكشهر بلند شد كه نتيجه آن شهادت دو نفر از نيروهاي انتظامي شهر بود.
 
زبان و لباس مردم، بلوچي است. بيشتر از 90 درصد جمعيت شهر را اهل سنت تشكيل داده‌اند. مردماني باوفا كه بيشترين شهداي دفاع مقدس استان را از همينجا و از بلوچستان تقديم اسلام كرده‌اند.
 
كسب و كار مردم رونق چنداني ندارد. آنها كه همت بيشتري داشتند از استان مهاجرت كرده و به شهرهاي ديگر رفته‌اند تا مخارج زندگيِ خانواده‌هاي عموما پر جمعيتشان را درآورند.
 
شهید سلمان برجسته
 
دو هفته قبل دوباره نيكشهر شلوغ شده بود. اينبار خبري از سر و صداي انفجار نبود. سلمان و عمر در ميان انبوه جوان‌هاي شهر و بچه محل‌هايشان به شهر برگشته بودند. چند هفته قبل بود كه سلمان و عمر از پيرمردها و مولوي‌هاي شهر اجازه گرفتند تا براي جنگ با داعش به سوريه بروند. آرمان مرگ ندارد. همه جا مي‌تپد.
 
شهيد عمر ملازهي، 26 ساله و داراي چهار فرزند است. خيلي زود مقدمات اعزامش را فراهم مي‌كند و مي‌رود.
 
از همان ابتداي اعزام جوان‌ها به سوريه، حرف و حديث‌ها هم شروع شد. برخي آمدند و گفتند: سني و جنگ مسلمان كشي؟ حرف‌ها تندتر و بي‌پرواتر ميشد تا اينكه خبر شهادت دو جوان شهر آمد. برخي گفتند كه اينها شهيد نيستند و نبايد بر پيكر آنها نماز ميت خواند. نبايد آنها را در قبرستان مسلمانان دفن كرد؛ اما واقعيت چيز ديگري بود. اهل سنت شهر پاي آرمان سلمان و عمر ايستادند. آنها مي‌دانستند كه استقبال از اين دو شهيد، تازه آغاز ماجراست.
 
حالا خبر حماسه آفريني گروه نبويون و مدافعان اسلام ناب محمدي در سوريه، ميان اهالي شهر، سينه به سينه پخش مي‌شود.
 
شهيد سلمان برجسته خيلي جوان بود. 22 سال بيشتر نداشت. او در استان‌هاي ديگر كار مي‌كرد و كمك خرج خانواده بود.
 
زندگي در نيكشهر آرام و بي سر و صدا جريان دارد. غيرت اهل سنت اينجا از اتفاقات سوريه به جوش آمده است. حماسه نبويون تازه آغاز شده است.
 
منبع: پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس