هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

شنبه 23 بهمن 1389 ساعت 12:55
شنبه 23 بهمن 1389 16:25 ساعت
2011-2-12 12:55:55
شناسه خبر : 62730
سیاسیون آن استراتژی را تقلیل داده بودند و یک استراتژی جنگ محدود در ذهن داشتند که در حقیقت به پیروزی کامل فکر نمی‌کردند، ‌چون تامل امام (ره) در دو جلسه حکایت از نکته‌ای می‌کند و در حقیقت می‌خواستند این نکته را تفهیم کنند که ورود به خاک عراق یک جنگ اساسی است و باید تا پایان رفت.
جانشین رئیس ستادکل نیروهای مسلح بعضی از مسئولان و مقامات عمدتا به خواست نظامیان با نگاه سیاسی جواب می‌دادند و بعد از فتح خرمشهر تنها جمله «بروید با همین وضع موجود بجنگید» را در مقابل خواسته‌های ما به کار می‌بردند و می‌گفتند اگر هم نمی‌توانید، بروید به امام (ره) بگویید ما نمی‌توانیم و ما که می‌دانستیم می‌خواهند از ما اعتراف بگیرند جواب می‌دادیم که هرگز چنین کاری را نخواهیم کرد.

به گزارش شبکه ایران، سردار غلامعلی رشید، جانشین رئیس ستادکل نیروهای مسلح در نشست واکاوی عملیات والفجر 8 گفت: به اعتقاد من استراتژی که امام (ره) بعد از فتح خرمشهر اتخاذ کرده بودند و بعد از دو جلسه با اعضای شورای‌عالی دفاع برای ورود به خاک عراق تصمیم گرفته شده بود، سیاسیون آن استراتژی را تقلیل داده بودند و یک استراتژی جنگ محدود در ذهن داشتند که در حقیقت به پیروزی کامل فکر نمی‌کردند، ‌چون تامل امام (ره) در دو جلسه حکایت از نکته‌ای می‌کند و در حقیقت می‌خواستند این نکته را تفهیم کنند که ورود به خاک عراق یک جنگ اساسی است و باید تا پایان رفت. جانشین رئیس ستادکل نیروهای مسلح اظهار داشت: سیاسیون به این فکر می‌کردند که ما یک عملیات موفق انجام دهیم تا جنگ پایان یابد.

امام خمینی(ره): جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم

در ادامه خبر روزنامه تهران امروز آمده است که "امام(ره) در پاسخ به برخی گروهک‌ها و براساس نص صریح قرآن فرمودند: «جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم» و رزمندگان ما شعار می‌دادند تا پیروزی. ولی به‌طور مشخص بعضی از سیاسیون و مقامات می‌گفتند جنگ جنگ تا یک عملیات. به ما می‌گفتند شما یک عملیات انجام دهید و به خانه‌هایتان برگردید. این جمله را در شب عملیات خیبر و فاو هم به ما گفتند. ولی بعد از فتح فاو به دلیل بی‌اعتنایی دشمن ثابت شد که این استراتژی شکست‏خورده و جنگ با انجام یک عملیات موفق به پایان نمی‌رسد."

در سال 63 و 64 فریاد می‌زدیم که چرا دولت میرحسین وارد جنگ نمی‌شود

رشید افزود: در جریان فتنه 88 خیلی‌ از دولت میرحسین موسوی حرف می‌زدند در حالی که ما در سال 63 و 64 فریاد می‌زدیم که چرا دولت وارد جنگ نمی‌شود. در حالی که در یک سندی که در عملیات خیبر و بدر به دست ما آمده بود مشخص شد که وزیر نفت عراق به دستور صدام سه‌ماه در کنار یک فرمانده لشگر در حاشیه دجله زندگی کرده بود و بعد گزارش داده بود که پس از سه ماه زندگی در کنار یک فرمانده لشگر چه امکاناتی را به لشگر داده است. ما آرزو داشتیم که حتی یک شب وزیر در قرارگاه‌ها حضور پیدا کند. در پایان جنگ و بعد از پذیرش قطعنامه که این دولت به ستاد فرماندهی کل قوا تبدیل شده بود من و شمخانی به تهران آمده بودیم و اوضاع و احوال جبهه را نقل می‌کردیم، دو، سه وزیر تندتند می‌نوشتند به‌طور مشخص بهزاد نبوی که معاون لجستیک و خاتمی که معاون تبلیغات شده بود. آنجا گفتم واقعا تمام این نکاتی که می‌نویسند برای شما ناشناخته است و آنان گفتند که ما در این جنگ مثل مردم عوام بودیم.

بروید با همین وضع موجود بجنگید!

وی با اشاره به اینکه به اعتقاد من سیاسیون برنامه‌ای جدی برای ادامه جنگ نداشتند،‌ گفت: بعضی از مسئولان و مقامات عمدتا به خواست نظامیان با نگاه سیاسی جواب می‌دادند و بعد از فتح خرمشهر تنها جمله «بروید با همین وضع موجود بجنگید» را در مقابل خواسته‌های ما به کار می‌بردند و می‌گفتند اگر هم نمی‌توانید، بروید به امام (ره) بگویید ما نمی‌توانیم و ما که می‌دانستیم می‌خواهند از ما اعتراف بگیرند جواب می‌دادیم که هرگز چنین کاری را نخواهیم کرد.

آقای هاشمی گفتند ما بند پوتین این نیروها را هم نمی‌توانیم تامین کنیم

جانشین رئیس ستادکل نیروهای مسلح با اشاره به دفترچه خاطرات جنگ خوداظهارداشت: در تاریخ 8 خرداد 64 در این دفترچه نوشته‌ام؛ صبح ساعت 7 به اتاق فرماندهی کل سپاه رفتم. برادر رحیم(صفوی) و شمخانی آمدند بعد مطالب جمع‌بندی شده در طول 10 روز گذشته را به بحث گذاشتیم و نکات لازم را برای مطرح شدن در حضور آقای رئیس‌جمهور و رفسنجانی در نظر گرفتیم. یک ساعت بعد برادران دیگر هم آمدند. برادر غلامپور، بشردوست، علایی، محتاج و مبلغ. ساعت 9:30 سوار ماشین شدیم و به مقر ریاست‌جمهوری رفتیم، برادر محسن رضایی نتایج بحث‌ها را مطرح کرد. آقای رئیس‌جمهور چهره‌اش بشاش بود و از مباحث استفاده می‌کرد ولی از همان ابتدا آقای هاشمی ناراحت بود و بالاخره وی در پایان جلسه آب پاکی روی دست ما ریخت، این جلسه یکی از سرنوشت‌سازترین جلسات جنگ بود و مطالب پیش امام (ره) برده شد ما با حیرت بیرون آمدیم. در این جلسه ما طرح 500 گردان و امکانات داخل کشور را ارائه کردیم و گفتیم اجازه دهید با همین امکانات موجود از 300 هزار بسیجی استفاده شود، در حد نیاز صنعت کشور مقدورات و لوازمی مثل پوتین، کفش و تفنگ را برآورده کنند تا ما عملیات اول را با 300 هزار بسیجی برآورده کنیم. ولی آقای هاشمی گفتند ما بند پوتین این نیروها را هم نمی‌توانیم تامین کنیم، حالا یک جمله‌ای دیگر نیز گفت که از بس‌تلخ و گزنده بود یارای گفتن را ندارم.