هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
جمعه، 13 شهريور 1405
ساعت 18:38
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت 13:04
چهارشنبه 7 مرداد 1405 12:58 ساعت
2026-7-29 13:04:54
شناسه خبر : 389533
این پندار که وضعیت ایران «تقصیر ما است» یعنی توسعه عمدتا به برنامه‌ریزی و تصمیمات داخلی وابسته بوده با نگاهی به روزگار پهلوی‌‌ها بی‌اساسی خودش را نشان می‌دهد. بعید است بتوانیم نظامی غربی‌تر و سازگارتر از پهلوی دوم فرض کنیم اما در تجربه او هم غرب اراده و برنامه‌ای برای صنعتی شدن ایران نشان نداده.  
 
غرب‌گراها مثل خواستگاری هستند که فقط بر پنجاه درصد ماجرا (آرزوی خودشان) متمرکزند در حالی که غرب حتی در میانه جنگ سرد و رویارویی با شوروی حاضر نشد از ایران ویترین اقتصادی بسازد. دلخواه‌شان ادامه همان سنتی بود که در دوره استعمار شکل گرفت: مواد اولیه ارزان، نیروی کار فراوان، حکومتِ یک طبقه مصرفی و غرب‌گرا. 
 
اگر کسی در وابسته بودن پهلوی‌ها تردید کند یا تاریخ را درست نخوانده یا مفهوم وابستگی در سیاست را نمی‌شناسد. اگر هم کسی انکار کند که هر دو شاهِ پهلوی در پی بیرون آمدن از خود بودند انصاف را زیر پا گذاشته. هم رضا می‌خواست بندهای وابستگی را پاره کند هم محمدرضا باقی ماندن در حد پادو و ژاندارم را خوش نداشت. 
 
رضاخان به آلمان گرایش پیدا کرد و همان بهانه سقوطش شد. محمدرضا هم علیرغم نفرتش از کمونیسم از بلوک شرق کمک می‌گرفت تا صنایعی که غربی‌ها نمی‌دادند را در ایران راه بیاندازد. پس از چند سال، به تجربه دریافت که در افق انگلیس و آمریکا خبری از قدرت و استقلال نیست. شاهدِ نهایی اینکه بحرین را به راحتی از دست‌مان درآوردند. 
 
ایران مثل ژاپن، کره جنوبی، تایوان و آلمان غربی در همسایگیِ کمونیسم و در دوستی کامل با غرب بود پس جا داشت با همان منطق (رویارویی اقتصادی و نمایش موفقیت برای کاپیتالیسم) به صنعتی شدنش کمک کنند اما حتی از دادن کارخانه ذوب‌آهن هم امتناع کردند. شوروی‌ها حاضر شدند کوره ذوب را به ایران برسانند اما غربی‌ها نه.
 
صنعت خودرو نشانه دیگری می‌دهد: همان زمان که هیوندای با فورد قرارداد بست بهترین گزینه برای ایران‌ناسیونال شرکت ورشکسته تالبوت شد، برای اینکه با تولید هیلمن هانتر (پیکان) نجاتش بدهند. شاه و برادران خیامی حتما ترجیحات بهتری داشتند منتها برنامه غرب برای ایران متفاوت بود: نمی‌خواستند صنعتش رو به جلو باشد.
 
مثال دیگر به خصوص درباره سیاست آمریکا نفروختن اف-۱۵ و به جایش نجات یک پروژه مالی سنگین با پول‌پاشی ایران بود. اف-۱۴ جنگنده‌ای است بسیار پیشرفته و بسیار گران که برای نبردهای هوایی و حمایت از ناوها ساختند. جز ایران هیچ کشوری حتی یک فروندش را نخرید چون بیش از هر چیز به درد نیروی دریایی آمریکا می‌خورد.  
 
شاه ولع نوسازی داشت و بعد از جهش نفتی، مثل ریگ پول خرج می‌کرد. هر چه می‌دادند می‌گرفت، حاضر بود به مراتب گران‌تر از قیمت هزینه کند (مثل خریدِ ناوچه‌های رزمی) تا ایران از عقب‌ماندگی دربیاید. با این حال ناچار شد صنایعی مثل نساجی را از آلمان شرقی بگیرد، ماشین‌سازی را از چکسلواکی و تراکتورسازی را از رومانی، همه از بلوک شرق. 
 
با فاصله گرفتن از مثال‌ها هم می‌توانیم بگوییم پس از حدود نیم قرن حکومت پهلوی، در هیچ صنعت مهمی رقابتی نشدیم و ایران نتوانست در کالایی جز نفت صادرکننده‌ای تاثیرگذار باشد. همه لوازمِ دوستی با غرب فراهم شد اما حتی بعد از کودتای ۳۲، یعنی پس از تشدید وابستگی هم رفتارِ اروپا و آمریکا تغییر قابل توجهی نکرد.
 
در تحلیل رفتار غرب چند عامل را می‌توانیم مرور کنیم: اول پیشینه باستانی و ستیز‌ در خاطره یونامی و رومی است، دوم موقعیت راهبردی که شکل گرفتن هر قدرتی در فلات ایران را محمل ترس و نگرانی می‌سازد. سوم حساسیت به اسلام است و عقب‌ماندگی صنعتی در سایر کشورهای منطقه به ویژه مصر بی‌نیاز از توضیح، چهارمی هم اسرائیل‌.
 
شکی نیست که «ماهیت مذهبی» و «مخالفت با اسرائیل» کار جمهوری اسلامی را سخت‌‌ کرده اما عقب‌نشینی از اینها نهایتا ما را به تجربه‌ پهلوی بازمی‌گرداند. آزمون غرب‌گرایی را هاشمی و خاتمی هم از سر گذراندند‌. یکی با تحریم‌های کلینتون پاسخ گرفت و دیگری با تهدیدهای بوش که ایران را (با آنهمه اشتیاق به گفت‌وگو) محور شرارت خواند. 
 
روحانی نیز در غرب‌گرایی کم نگذاشت‌. ایران در برجام سفره آماده‌ای به غربی‌ها داد اما این آغوشِ گشوده با پشت کردن به شریک بزرگی مثل چین همراه بود اما غرب، باز مثل یک‌ کل یکپارچه در سیاست اصولی‌اش پابرجا ماند. در همان دوره اوباما معلوم شد فرصت تازه‌ای به ایران نخواهند داد. 
 
به درستی می‌گویند که بوروکراسی در ایران به غرب‌گرایی معتاد است و آماده‌ترین فرصت‌ها برای همکاری با شرق را با خیال‌پروری از دست داده. ما بارها غرب را خواسته‌ایم اما غرب ایران را نمی‌خواهد.


-