هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
يكشنبه، 3 تير 1403
ساعت 17:56
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

يكشنبه 7 خرداد 1402 ساعت 15:00
يكشنبه 7 خرداد 1402 14:48 ساعت
2023-5-28 15:00:51
شناسه خبر : 367863
این روزها بیش از هر زمان دیگری در گذشته تالاب هامون برای رسیدن به آب بی قراری می کند، روزگاری هامون با وسعت ۵۶۶۰ کیلومتر مربع زندگی بخش منطقه سیستان و بلوچستان بود، اما امروزه تا چشم کار می کند بستر این تالاب پوشیده از خاک های تَرَک خورده ای است که با هر قدمی حجم زیادی از آن به هوا بلند می شود، سینه و چشم را می سوزاند و عرصه زندگی را بر اهالی تنگ می کند، در این حالت شاید فریاد می زند که این نتیجه عملکرد شما انسان هاست که طراوت را از من و زندگی آرام و راحت را از خود سلب کرده اید.
این روزها بیش از هر زمان دیگری در گذشته تالاب هامون برای رسیدن به آب بی قراری می کند، روزگاری هامون با وسعت ۵۶۶۰ کیلومتر مربع زندگی بخش منطقه سیستان و بلوچستان بود، اما امروزه تا چشم کار می کند بستر این تالاب پوشیده از خاک های تَرَک خورده ای است که با هر قدمی حجم زیادی از آن به هوا بلند می شود، سینه و چشم را می سوزاند و عرصه زندگی را بر اهالی تنگ می کند، در این حالت شاید فریاد می زند که این نتیجه عملکرد شما انسان هاست که طراوت را از من و زندگی آرام و راحت را از خود سلب کرده اید.
گروه اقتصادی - رجانیوز:  این روزها بیش از هر زمان دیگری در گذشته تالاب هامون برای رسیدن به آب بی قراری می کند، روزگاری هامون با وسعت ۵۶۶۰ کیلومتر مربع زندگی بخش منطقه سیستان و بلوچستان بود، اما امروزه تا چشم کار می کند بستر این تالاب پوشیده از خاک های تَرَک خورده ای است که با هر قدمی حجم زیادی از آن به هوا بلند می شود، سینه و چشم را می سوزاند و عرصه زندگی را بر اهالی تنگ می کند، در این حالت شاید فریاد می زند که این نتیجه عملکرد شما انسان هاست که طراوت را از من و زندگی آرام و راحت را از خود سلب کرده اید.
 
به گزارش رجانیوز به نقل از ایرنا، زمانی روزانه صدها قایق در بستر پر آب هامون پارو زنان سینه آب را می شکافتند و پیش می رفتند، شاید هم محل احوالپرسی روزانه بخش زیادی از اهالی منطقه بر روی همین قایق ها بود که ایستاده بر روی آن و با کمک چوبی بزرگ که به کف تالاب می خورد قایق را پیش می بردند، اما امروزه دیگر آن قایق ها که عصای دست اهالی برای امرار معاش بودند؛ وارونه روی خاک تف دیده هامون افتاده و در حال پوسیدن هستند، همین تنه های نیمه پوسیده هزاران خاطره را در دل خود دارند و شاید دیگر هیچ وقت آبی را نبینند تا خود را روی آن سُر دهند، این قایق ها روزگاری پر بودند از ساقه نی هایی که سربلند در تالاب رشد می کردند و در نهایت در قالب سبد و یا حصیر نمایان می شدند، اما اکنون فقط خاطره ای از آنها باقی مانده است.
 
گونه های مختلف جانوری زیادی در پهنای بی منت هامون روزگار می گذراندند از جمله آنها پلیکان، فلامینگو، قوی گنگ، باکلان، اردک تاجدار، هوبره، کبک، تیهو، عقاب، شاهین، جغد، افعی پلنگی، افعی شاخدار ایرانی، مار جعفری،‌ بزمجه، آگاما، ماهی گرگک، کپور ماهی، آمور سفید و سیاه ماهی بودند که امروز دیگر هامون خانه آنها نیست و فقط نامی از آنها در آنجا باقی مانده است، چون مرگ هامون مرگ تمام آنها را به همراه داشته، علاوه بر اینها بخش زیادی از گاوهای سیستانی که دل پر حرارت خود را در میان آبهای هامون خنک می کردند نیز نابود شدند و به همراه آن دامداری هم از بین رفت.
 
از طرف دیگر خانه های منطقه هم به گِل نشستند، با هر بادی خاکی بر سرشان می نشیند که دستپخت زیاده خواهی انسان ها است، سقف هایی که روزگاری ساکنان خود را از باد، باران و آفتاب سوزان منطقه حفظ می کرد اما امروز فقط تلی از خاک از آنها باقی مانده است، در مجموع می توان گفت که گویی زندگی در حال رخت بربستن از منطقه هامون است که اگر اینطور شود عواقبش نه تنها دامنگیر ایرانیان می شود بلکه کشورهای همجوار از جمله افغانستان نیز از خشم تالاب در امان نخواهند ماند.
 
شاید زمانی که رودخانه هیرمند بی دریغانه خوان نعمتش را به سمت این تالاب گسترانیده بود و آب بی منت وارد بستر تالاب می شد، به فکر کسی هم خطور نمی کرد که روزگاری هامون که رتبه سوم دریاچه بزرگ ایران و هفتمین تالاب بین المللی را با خود یدک می کشید به چنان خشکی بیفتد که برای رسیدن به یک قطره آب هم دست و پا بزند، اما چرخ گردون بر وفق مراد تالاب نگشت و امروز به خاک نشسته است.
 
اما سوال این است که چرا این بلا بر سر هامون آمد؟ شاید نگاهی به تاریخچه تامین حقابه هامون از هیرمند بد نباشد، می دانیم که بیشترین بخش آب تالاب هامون از رودخانه مرزی هیرمند که میان ایران و افغانستان است سرچشمه می گیرد، برای اینکه حقی ضایع نشود و دو کشور از آب هیرمند بهره مند شوند سال ۱۳۵۱ توافقنامه ای میان دولت وقت ایران و افغانستان به امضا رسید و بر اساس آن مقرر شد تا سالانه ۸۲۰ میلیون متر مکعب آب در قالب حقابه از هیرمند وارد هامون شود.
 
البته مناقشه بر سر آب هیرمند و رسیدن آن به تالاب هامون مساله جدیدی نیست و به دوره قاجار برمی گردد، از آن زمان تلاش شد تا با زد و بندهای تقریبا نیم بند آب جاری به تالاب حفظ شود که با امضای تفاهم نامه در سال ۱۳۵۱ وضعیت حقوقی حوضه رودخانه هیرمند میان ایران و افغانستان مشخص شد و مفاد این معاهده تا چندی پیش نیز به قوت خود باقی بود اما مدتی است که به نظر می رسد کشور همسایه به تفاهم نامه توجهی نمی کند از این رو آب هیرمند را از هامون دریغ می کند که این مساله مشکلات زیادی را برای مردم سیستان و بلوچستان رقم زده است.
 
برای رفع این مشکل مذاکراتی بین دو کشور انجام شد اما ظاهرا نتیجه بخش نبود تا اینکه رییس جمهور ایران ۲۸ اردیبهشت ماه در سفر به سیستان و بلوچستان به حاکمان افغانستان درباره رعایت حقابه هامون اخطار داد و اعلام کرد که دولت در برابر احقاق حقوق مردم کوتاه نمی آید، این اخطار باعث شد تا از سمت افغانستان بیانیه ای منتشر شود که در آن ضمن تأکید چند باره بر تعهد به رعایت موافقت‌نامه حقابه هیرمند، گفته شده بود خشکسالی و کمبود آب در افغانستان موجب شده افغانستان نتواند به تعهد خود عمل کند؛ این در حالی است که رئیس جمهور هم در سخنان خود تأکید کرده بود میزان آب در سمت افغانستان باید به وسیله کارشناسان بررسی شود.
 
اما تاکنون پیگیری ها برای اعزام کارشناسان و بازدید از شرایط آب در سد کجکی بی نتیجه بوده است البته در این میان تصاویر ماهواره‌ای به خصوص ماهواره پیشرفته خیام حقایق مهمی را آشکار کرد، بر اساس بررسی تصاویر ماهواره‌ای، اکنون در مخزن سد کجکی در حد خوبی آب وجود دارد و بر اساس ارزیابی داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای بین‌المللی، سطح آب موجود در پشت سد حدود ۸۰ درصد ظرفیت سد را پر کرده است، در عین حال،‌ براساس تصاویر ماهواره‌ای و با ارزیابی دقیق انجام شده، در مسیر سد کجکی تا سد کمالخان، اراضی متعدد کشاورزی وجود دارد که این اراضی عموماً عمده آب مورد نیازشان از طریق آب رهاسازی شده از سد کجکی تامین می‌شود.
 
در مورد سد کمالخان نیز، وجود آب در مخزن سد، نشانگر این است که آب رهاسازی شده از سد عظیم کجکی، به این سد رسیده و این میزان آب توانسته علاوه بر تامین آب مورد نیاز اراضی کشاورزی در مسیر سد کمالخان، مخزن سد را هم در بربگیرد، تصاویر ماهواره خیام ضمن اثبات وجود آب در مخزن سد کمالخان، نشان می‌دهد که بعضاً دریچه‌های این سد به سمت ایران باز شده است، اما میزان آبی که از این سد به سمت ایران روانه شده، چندین کیلومتر جلوتر توسط دو کانال دست‌ساز مجدداً به داخل خاک افغانستان منحرف شده و عملاً هیچ آبی به داخل ایران وارد نمی‌شود.
 
تصاویر ماهواره خیام نشان می‌دهد که اندک آب رهاسازی شده از سد کمالخان، برای مصارف کشاورزی در داخل خاک افغانستان استفاده شده و اتفاقاً مزارعی هم در همان مناطق طبق تصاویر ماهواره‌ای وجود دارد.
 
با توجه به اهمیت موضوع، اما قطعا دولت دست روی دست نمی گذارد و به دنبال راهکاری است تا مساله با حسن همجواری حل شود؛ معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست در این باره گفت: تصمیم دولت و تاکید رییس جمهوری درباره حقابه هیرمند بر اساس مستندات علمی و بین المللی است.
 
مجتبی ذوالجودی افزود: دخالت های انسانی و انحراف مسیر طبیعی آب، نابودی تالاب های هامون را رقم زده است، هر چند خشکسالی در برخی سال ها اتفاق می افتد و ما نیز این شرایط را درک می کنیم، اما باید بین دو کشور همراهی مطلوب تری صورت گیرد تا آب در مسیر طبیعی خود جریان داشته باشد و منحرف نشود. تالاب های هامون بین دو کشور ایران و افغانستان مشترک است و با توجه به اهمیت بین المللی این تالاب، مجامع بین المللی نیز خواستار حفظ حیات آن هستند.
 
وی ادامه داد: بر اساس عرف و حقوق بین الملل، بهره برداری از آب های فرامرزی باید به گونه ای برنامه ریزی شود که نیاز پایین دست رعایت شده و در شرایط خشکسالی نیز حداقل نیاز محیط زیستی رودخانه ها تامین شود، حفظ تالاب ها منافع برد - برد برای دو کشور به همراه داشته و تمام همکاری ها نیز باید با لحاظ منافع مشترک مردم دو کشور صورت گیرد.
 
ذوالجودی تاکید کرد: اگر حقابه محیط زیستی هامون تامین نشود، علاوه بر اینکه به تنوع زیستی تالاب بین المللی آسیب وارد می شود، گرد و غبار برخاسته از بستر خشک تالاب نه تنها ایران بلکه کشورهای منطقه و خود افغانستان را هم تحت تاثیر قرار می دهد.
 
تصمیم دولت و تاکید رییس جمهوری درباره حقابه هیرمند بر اساس مستندات علمی و بین المللی است.معاون محیط زیست دریایی و تالاب های سازمان حفاظت محیط زیست ادامه داد: بر اساس معاهده ای که سال ۱۳۵۱ فیمابین ایران و افغانستان به امضا رسید، حقابه هامون ۸۲۰ میلیون متر مکعب آب در سال تعیین شد که باید سالانه برای مصارف حداقلی از رودخانه هیرمند به سوی ایران رهاسازی شود.
 
وی تاکید کرد: موضوعات محیط زیستی حد و مرز نمی شناسند و مرزهای سیاسی نمی توانند پیامد فعالیت های غیراصولی کشورها را محدود کنند و اگر تخریبی در یک منطقه رخ دهد، تاثیرات آن را در دیگر نقاط شاهد خواهیم بود که این آثار بسته به شدت و ماهیت تخریب، دارای مقیاس های متفاوتی در سطح محلی، منطقه ای و جهانی خواهند بود، درباره تالاب ها هم شرایط به همین گونه است، فواید حفاظت و احیای تالاب ها به تمام کره زمین بر می گردد چرا که تالاب ها دارای خدمات و کارکردهای اکولوژیکی بسیاری هستند و زیست بوم را پویا نگه می دارند بنابراین اگر هامون خشک شود علاوه بر ایران، کشور افغانستان و تمام منطقه هم دچار مشکل می شود.
 
ذوالجودی اذعان داشت: در برخی مناطق که خشکسالی شدید به وقوع پیوسته است، شاید با مدیریت منابع آب هم نتوان کاری انجام داد. اما در هامون شرایط متفاوت است و بر این اساس می توان با یک مدیریت برد- برد و رعایت حسن همجواری بین دو کشور، این تالاب را حفظ کرد، چون احیا و حفاظت از این پهنه آبی هم برای ایران و هم برای افغانستان مفید است.
 
وی درباره شرایط فعلی هامون اظهار داشت: اکنون شرایط تالاب بین المللی و ذخیره گاه زیستکره هامون که متشکل از هامون پوزک، صابری و هیرمند در دشت سیستان، بسیار نامطلوب بوده به طوری که کاملا خشک هستند، این در حالی است که افغانستان در تلاش برای تکمیل سد بخش آباد بر روی فراه‌رود است که این امر وضعیت را بدتر خواهد کرد.
 
معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست تصریح کرد: دولت بر حل مساله تاکید دارد و امیدواریم با رایزنی هایی که از طریق وزارت خارجه صورت می گیرد و با همراهی صورت گرفته، این مساله حل شود.
 
در هامون شرایط متفاوت است و بر این اساس می توان با یک مدیریت برد- برد و رعایت حسن همجواری بین دو کشور، این تالاب را حفظ کرد، چون احیا و حفاظت از این پهنه آبی هم برای ایران و هم برای افغانستان مفید است.
وی گفت: سازمان حفاظت محیط زیست در راستای حفظ معیشت مردم بومی که به تالاب وابسته بودند، معیشت جایگزین را پیشنهاد داد و یک سری اقدامات را با همکاری برنامه عمران ملل متحد و اتحادیه اروپا در قالب پروژه سیستان آغاز کرد که فعلا از طرف اتحادیه اروپا متوقف شد، اما سازمان متبوع همچنان پیگیر موضوع است، در این پروژه فعالیت‌هایی همچون کشاورزی سازگار با اقلیم، صنایع کم آب بر، انرژی های تجدید پذیر و پروژه های زود بازده مد نظر بوده که از یک طرف معیشت جایگزین برای فعالیت های کشاورزی، دامپروری و ماهیگیری است و از طرفی دیگر نیاز آبی بسیار پایینی دارد.