هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
سه شنبه، 1 فروردين 1402
ساعت 02:14
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

سه شنبه 23 اسفند 1401 ساعت 10:41
سه شنبه 23 اسفند 1401 10:12 ساعت
2023-3-14 10:41:03
شناسه خبر : 365656
به منزل آمد و باعجله [عکس] حضرت آقا را برداشت و گفت: این عکس‌ها را به موتورم می‌چسبانم تا ببینم چه کسی جرأت می‌کند به حضرت آقا حرف بزند.
گروه فرهنگی - رجانیوز: به منزل آمد و باعجله [عکس] حضرت آقا را برداشت و گفت: این عکس‌ها را به موتورم می‌چسبانم تا ببینم چه کسی جرأت می‌کند به حضرت آقا حرف بزند.
 
به گزارش رجانيوز، شهید مهدی عزیزی در سال 1392 در دفاع از حرم حضرت زینب کبری(س) و مقابله با نیروهای تروریست تکفیری در سوریه به شهادت رسید.
 
مادر شهید از به تمام معنا ولایتی بودنش می‌‎گوید: «خیلی زود راه افتاد و اولین کلامی که به زبان آورد «شهیدم من» بود.... 
 
هیچ وقت از خودش چیزی نمی‌گفت و ما نمی‌دانستیم او در کجا است. بسیار ولایتی به تمام معنا بود. در زمان فتنه 88 بود که 10 روز بود او را ندیده بودیم و بعد از 10 روز که آمد دیدیم که 10 کیلو لاغر شده. به منزل آمد و باعجله [عکس] حضرت آقا را برداشت و گفت: این عکس‌ها را به موتورم می‌چسبانم تا ببینم چه کسی جرأت می‌کند به حضرت آقا حرف بزند. یک عکس تمام قد از حضرت آقا را در خانه چسبانده بود، هر صبح که بیدار می‌شد اول به امام‌ زمان سلام می‌کرد و بعد به حضرت آقا سلام می‌داد. عشق به ولایت او به گونه‌ای بود که اگر از تلویزیون بیانات حضرت آقا پخش می‌شد، همان موقع بلند می‌شد و می‌ایستاد.... با شهید ‌ابراهیم هادی ارتباط عاطفی زیادی داشت.»
 
در بخش‌هایی از وصیت‌نامه این شهید مدافع حرم آمده است: «دوست داشتم یک بار هم که شده آقا را می‌دیدم و بعد از این دیار فانی رخت برمی‌بستم... به تمام دوستان و آشنایان و تمام کسانی که این وصیت‌نامه را می‌خوانند بگویید هر کاری که می‌توانند بکنند تا مبادا آقا لحظه‌ای از آنها دلگیر و ناراحت شوند. از تمام دوستان و آشنایان تقاضا می‌کنم نگذارند رهبر انقلاب تنها و مظلوم بماند.»
 
 
بچه هيئتي بود. عمرش را زير بيرق امام حسين(ع) سپري كرده بود و با حمله تكفيري‌ها به ساحت مقدس اهل‌بيت(ع)‌گويي جام زهر را سر مي‌كشيد. ماندن برايش ننگ بود و عزمش را جزم كرد كه براي دفاع از حرم عازم ديار بلا شود. اما بايد رضايت مادر را جلب مي‌كرد. مادر مي‌گويد: «يكبار به من گفت اگر زمان امام حسين(ع) بود و جنگ مي‌شد چه مي‌گفتي؟ گفتم سر و جانم فداي امام حسين(ع). گفت الان بدتر است. اگر دست حرامي‌ها به حرم برسد انگار حضرت زينب(س) را به اسارت مي‌برند. شهادت نصيب هر كسي نمي‌شود.»


2
پسندیدم