هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
پنجشنبه، 13 بهمن 1401
ساعت 22:04
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

چهارشنبه 9 آذر 1401 ساعت 12:51
چهارشنبه 9 آذر 1401 10:52 ساعت
2022-11-30 12:51:52
شناسه خبر : 362837
 دور تازه‌ای از عملیات روانی واشنگتن در پی هدایت آشوب‌های خیابانی ایران آغاز شده است؛ عملیاتی که به گفته خود دولتمردان امریکایی سبب شده توجه این کشور از مذاکرات برداشته و متوجه تحولات داخلی ایران شود.
دور تازه‌ای از عملیات روانی واشنگتن در پی هدایت آشوب‌های خیابانی ایران آغاز شده است؛ عملیاتی که به گفته خود دولتمردان امریکایی سبب شده توجه این کشور از مذاکرات برداشته و متوجه تحولات داخلی ایران شود.
گروه سیاسی - رجانیوز: دور تازه‌ای از عملیات روانی واشنگتن در پی هدایت آشوب‌های خیابانی ایران آغاز شده است؛ عملیاتی که به گفته خود دولتمردان امریکایی سبب شده توجه این کشور از مذاکرات برداشته و متوجه تحولات داخلی ایران شود.
 
به گزارش رجانیوز به نقل از روزنامه ایران؛  دور تازه‌ای از عملیات روانی واشنگتن در پی هدایت آشوب‌های خیابانی ایران آغاز شده است؛ عملیاتی که به گفته خود دولتمردان امریکایی سبب شده توجه این کشور از مذاکرات برداشته و متوجه تحولات داخلی ایران شود. امری که زیر سایه امید واهی به متزلزل شدن موضع مذاکراتی ایران، کسب امتیازات بیشتر در گفت‌و‌گوی رفع تحریم‌ها را دنبال می‌کند.
محمد مرندی، استاد دانشگاه و صاحبنظر مسائل بین‌الملل در گفت‌و‌گو با «ایران» جدیدترین تحولات پیرامون این رویداد دیپلماتیک را مورد بررسی قرار داده است.
 
بعد از وقوع اغتشاشاتی که در ایران رخ داد، روند مذاکرات رفع تحریم‌ها در وین دستخوش تغییر شد و امریکایی‌ها رسماً اعلام کردند تمرکز خود را از این گفت‌و‌گوها برداشته‌اند و متوجه تحولات داخلی ایران نموده‌اند. آیا وقوع این امر به این معنا است که نباید بزودی منتظر تحول خاصی در مذاکرات وین باشیم؟
کندی و تعللی که در روند مذاکرات جاری وین حاکم است، مربوط به دوره پیش از تحولات اخیر داخلی ایران است؛ جایی که بعد از ماه‌ها مذاکره در وین، طرفین به یک توافق نزدیک شده بودند که در پی آن، اتحادیه اروپا متنی را ارائه داد که اکثر خواسته‌های ایران را تأمین می‌کرد. کشورمان هم اصلاحاتی روی این متن انجام داد که آقای «جوزپ بورل» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا که متحد نزدیک ایالات‌متحده است، این خواسته‌ها را منطقی توصیف کرد. بنابراین انتظار می‌رفت امریکا پاسخ مثبت دهد و توافق صورت گیرد، اما مقام‌های امریکایی در پاسخ نهایی به این متن تعلل کردند و وقتی هم که با تأخیر پاسخ دادند، متن پیشنهادی‌شان غیرسازنده بود؛ یعنی با توجه به متنی که ارائه دادند، معلوم بود قصد تأخیر و به عقب انداختن توافق را دارند.
 
دلیل آن چه بود؟
دولت امریکا می‌خواست انتخابات کنگره را پشت‌سر بگذارد، بنابراین دلیل اصلی این تأخیر به مسائل داخلی این کشور بازمی‌گشت. بایدن نگران بود در برابر حزب رقیب خود یعنی جمهوری‌خواهان، در مقابل ایران ضعیف نمایانده شود. البته با آغاز اغتشاشات داخلی ایران، دولتمردان امریکایی توجه خود را بر سازماندهی، هدایت و تشدید این آشوب‌ها گذاشتند تا بتوانند جایگاه ایران را تضعیف کنند و از رهاورد آن، در زمین مذاکرات امتیازات بیشتری بگیرند؛ زیرا به‌ زعم آنها هر اندازه این توافق سست‌تر حاصل شود، امکان بیشتری برای تخلف امریکا و اروپا در اجرای تعهدات‌شان در چهارچوب توافق احتمالی، ایجاد می‌کند؛ کما اینکه آنها از ضعف‌های توافق 2015 سوءاستفاده کردند.
 
به جواب غیرسازنده امریکا اشاره کردید که سبب شد روند مذاکرات متوقف شود. یکی از دیدگاه‌های غالب درباره دلایل این توقف، فارغ از بحث تحریم‌ها و تضمین که به‌ نظر می‌رسد طرفین در آن موقع به فرمول حل آن رسیده بودند، درباره خواسته‌های فرابرجامی امریکایی‌ها است. به این مفهوم که آنها می‌خواهند احیای توافق 2015 را به برجام 2 و 3 و... گره بزنند. نظر شما در این رابطه چیست؟
ترامپ به دنبال تحقق این هدف بود و بایدن هم این خواسته را در روند مذاکرات جاری دنبال می‌کند، ولی مذاکره‌کنندگان در وین، امریکا را مجبور به عقب‌نشینی از این خواسته کردند. طرفین چند ماه پیش در آستانه توافق بودند و این جنبه‌هایی که دولت جدید امریکا در آغاز کار بر آن پافشاری می‌کرد، دیگر در متون اخیر مطرح نشده بود.
آیا بروز آشوب‌های اخیر در ایران بر خواسته‌های امریکا در تبادل پیام‌های اخیر اثر قابل‌ملاحظه‌ای داشته است؟
امریکایی‌ها با ایجاد اغتشاش، ناآرامی و تنش در تلاش هستند، هم امتیازات جدیدی در مذاکرات برجام به دست بیاورند و هم تلاش می‌کنند مسائل غیرمرتبط به برنامه هسته‌ای ایران را دوباره وارد بحث کنند که البته این ممکن نیست و تلاش بیهوده‌ای است. عاقلانه‌ترین اقدام برای طرف‌های غربی پذیرش خواسته‌های معقولی است که بورل نیز بر آن اذعان کرده بود؛ بخصوص با توجه به بحران انرژی که بشدت با آن دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند، نیاز مبرمی به توافق دارند، چنانکه شاهد هستیم امریکا مرتب در برابر ونزوئلا در حال عقب‌نشینی است و چند روز پیش هم شاهد گام‌های رو به عقب این کشور در برابر ونزوئلا بودیم.
 
یعنی شکل‌گیری این تصور که تحولات داخلی اخیر ایران سبب متزلزل شدن مواضع مذاکراتی می‌شود، باعث شده امریکایی‌ها خواسته‌های فرابرجامی خود را که پیش‌تر از آن عقب‌نشینی کرده بودند، تکرار کنند؟
نه؛ اما با تلاش برای تضعیف ایران در بحبوحه این اغتشاشات امیدوار خواهند بود هم در حوزه هسته‌ای و هم غیرهسته‌ای امتیاز به دست آورند. معتقدم به نتیجه نمی‌رسند، زیرا این تلاش‌ها نتیجه مشورت‌های اشتباهی است که دریافت می‌کنند و سبب می‌شود به محاسبات اشتباه دست بزنند. یعنی معتقدند اگر در شرایط کنونی فشار بیشتری بیاورند، امتیاز بیشتری می‌گیرند که روند ماه‌ها مذاکره نشان داده  این تصور اشتباه است.
 
با وجود تلاش برای افزایش فشار، تبادل پیام غیرمستقیم و شتابزده با ایران به‌نوعی از نگرانی امریکا بابت از دست رفتن امکان توافق هم حکایت می‌کند. درست است؟
در این ارتباط دو نکته قابل توجه است؛ یک اینکه امریکایی‌ها و اروپایی‌ها تا همین چند ماه پیش مرتب می‌گفتند  برنامه هسته‌ای ایران به مرحله خطرناکی رسیده است و باید فوراً توافق شود وگرنه دیر می‌شود. خب تا الان که توافق حاصل نشده و برنامه هسته‌ای ایران هم که در حال پیشرفت است، هیچ سروصدایی از اروپایی‌ها بلند نمی‌شود. بنابراین، این امر نشان می‌دهد از ابتدا این موضع‌گیری‌ها مبنی بر خطرناک بودن روند پیشرفت فعالیت‌های هسته‌ای ایران، یک طرح تبلیغاتی برای تحقق خواسته‌های سیاسی‌شان بوده و ربطی به واقعیت‌های حاکم بر برنامه هسته‌ای ایران نداشته است. نکته دوم اینکه اگر امریکایی‌ها و اروپایی‌ها واقعاً به دنبال افزایش تنش نبودند یک‌سری تحریم نمادین را اعمال نمی‌کردند. این کشورها در ماه‌های اخیر تحریم‌هایی را در راستای سیاست فشار حداکثری تصویب کرده‌اند که پیش‌تر آن را در بالاترین سطح به اجرا درآورده بودند؛ یعنی افرادی را از نهادهای داخلی کشورمان تحریم کرده‌اند که قبلاً همان نهاد به‌ طور کلی تحریم شده بود و در نتیجه، این اقدامات تأثیری در اقتصاد و روند فشار جدید نمی‌گذارد. اینها در حالی است که ایران در واکنش به این تحریم‌ها، در فردو غنی‌سازی 60 درصد را شروع کرد. خب چرا آنها واکنش شدیدی نشان ندادند؟ چون نیاز به توافق دارند.
 
در این مسیر تا چه اندازه می‌توان بر مواضع حمایتی چین و روسیه  حساب کرد؟
هر چقدر شکاف بین چین و روسیه و غرب بیشتر می‌شود، طبیعتاً مواضع این دو کشور به ایران نزدیکتر می‌شود. ما این واقعیت را در ماه‌های اخیر در پی آغاز جنگ اوکراین شاهد بوده‌ایم که روسیه به‌ خاطر تحریم‌ها و نیازهای خود به ایران امتیازات قابل‌توجهی داده است. از طرف دیگر سیاست اقتصادی چین  نسبت به ایران روند مثبت‌تری طی می‌کند. بنابراین نیازمندی چین و روسیه به ایران در این شرایط رو به افزایش است، کما اینکه در جریان افزایش تقابل پکن و مسکو با واشنگتن، روند همگرایی دیگر کشورهای آسیایی مانند هند و کشورهای آسیای مرکزی نیز نسبت به جمهوری اسلامی پیشرفت قابل ملاحظه‌ای داشته است و آنها در ماه‌های اخیر روابط خود را با کشورمان تقویت کرده‌اند که این امر با سیاست منطقه‌ای و همسایگی دولت آقای رئیسی همخوانی دارد. البته چنین تحولی با رویکرد دیپلماتیک ایران در قبال مذاکرات هسته‌ای در تعارض نیست، کما اینکه امریکایی‌ها رویکرد خود را در قبال ونزوئلا تغییر داده‌اند و چنانکه در رابطه با ایران تجدیدنظر کنند، ما آماده هستیم با آنها در چهارچوب تعیین‌شده به توافق خوبی برسیم.