هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

سه شنبه 29 شهريور 1401 ساعت 12:20
سه شنبه 29 شهريور 1401 11:34 ساعت
2022-9-20 12:20:14
شناسه خبر : 360807
فوت غم‌انگیز و تلخ مرحومه امینی، بی‌تردید همدردی فراگیر و دلسوزانه‌ای را با خانواده وی فراهم آورده و ضرورت بررسی دقیق، کارشناسی شده و مبتنی بر مسئولیت و تعهد اخلاقی و قانونی را گوشزد می‌کند.
فوت غم‌انگیز و تلخ مرحومه امینی، بی‌تردید همدردی فراگیر و دلسوزانه‌ای را با خانواده وی فراهم آورده و ضرورت بررسی دقیق، کارشناسی شده و مبتنی بر مسئولیت و تعهد اخلاقی و قانونی را گوشزد می‌کند.
گروه سیاسی _ رجانیوز: فوت غم‌انگیز و تلخ مرحومه امینی، بی‌تردید همدردی فراگیر و دلسوزانه‌ای را با خانواده وی فراهم آورده و ضرورت بررسی دقیق، کارشناسی شده و مبتنی بر مسئولیت و تعهد اخلاقی و قانونی را گوشزد می‌کند.
 
به گزارش رجانيوز به نقل از روزنامه جام جم، چند روزی می‌شود که ماجرای فوت مهسا امینی به موضوع و سوژه فضای رسانه‌ای و فعالان سیاسی تبدیل شده است.
 
فوت غم‌انگیز و تلخ مرحومه امینی، بی‌تردید همدردی فراگیر و دلسوزانه‌ای را با خانواده وی فراهم آورده و ضرورت بررسی دقیق، کارشناسی شده و مبتنی بر مسئولیت و تعهد اخلاقی و قانونی را گوشزد می‌کند. اما در خلال این اتفاق و حادثه، مطالب و نکاتی قابل طرح است که لزوم یک هوشیاری و مراقبت را بابت به حاشیه نرفتن پرونده فوت  مهسا امینی، ضروری می‌سازد.
 
۱- مطالبه‌گری برای روشن شدن زوایای یک پرونده، نه تنها مذموم نیست، بلکه یک‌مسئولیت اجتماعی و اخلاقی محسوب می‌شود. بی‌شک، ترمیم نقاط ضعف، بازسازی وجه‌عمومی، بازنگری در برخی پروتکل‌های فرآیند اقدامات انتظامی، بهنگامی در اطلاع‌رسانی و...مطالبه‌هایی است همگانی، مطلوب و ماجور. اما این مطالبه‌گری خود آداب و اصولی را طلب می‌کند که الف- به دور از سیاسی کاری باشد ب- صادقانه و برای روشن شدن موضوع و رفع ابهامات باشد ج- تلاش‌ها را برای مقصود و فرجامی سیاسی و جناحی کانالیزه ننماید.
 
۲- تاملی بر کنش‌های برخی جریان‌های سیاسی به‌ویژه اصلاح‌طلبان نشان می‌دهد این جریان، فوت خانم امینی را دستاویز شعارها و راهبردهای سیاسی این جریان قرار داده که اگر این نبود، مطالبه بررسی پرونده همان ابتدا، با گزاره «اجباری بودن قانون حجاب» و لزوم لغو این قانون، پرورده و محور مطالبه و اعتراض سیاسی این جریان نمی‌شد.
 
۳- تحلیل محتوای توییت‌های برخی فعالان سیاسی اصلاح‌طلب و محورهای رسانه‌ای آنان که همسو با اپوزیسیون و مخالفان جمهوری اسلامی شده نشان می‌دهد در وهله اول، نظام متهم به قتل شده و در گام دوم، همچون فساد، ظلم و قتل نیز به عنوان رویه‌ای سیستماتیک، طرح و القا شده است. در این زمینه کافی است توجه داشته باشیم طرح کلیدواژه‌ها و انگاره‌هایی همچون، جنایت، هراس، خشم، نفرت، بی‌اعتمادی، تحقیر، بی‌عدالتی، اعتصاب، اعتراض و... به‌وضوح نشان می‌دهد ماجرا از قرار دیگری است و اصلاح‌طلبان چگونه به دنبال تبدیل پروژه مزبور به موجی سیاسی هستند.
 
۴- تاکید بر جوان بودن، زن بودن، کُرد بودن و...مرحومه بیانگر آن است که جریان اصلاحات به دنبال فعال‌سازی چه چیزی بوده و تلاش دارند از خلال این پروژه به تعبیر خود چه «ناجبنشی» را در این پرونده، سوژه کنش سیاسی مشترک کنند.
 
۵- تصریح اصلاح‌طلبان بر این است که سوگ و اعتراض شکل گرفته را یک اقدام رنگین کمانی و متاثر از کنشگری‌های محجبه  تا  بی‌حجاب، مذهبی سنتی تا نواندیش دینی و معنویت‌گرای غیرمذهبی و خداناباور و...تعریف کرده و عملا در اردوگاه خود، سخن از تشکیل یک جبهه اعتراضی سخن به میان بیاورند آن‌هم با قرائت فاتحه اما نه برای مرحومه که برای آنچه «سیستم»  می‌خوانند.
 
۶- اصلاح‌طلبان در حاشیه مجلس که نه، اما پروژه‌ای که برای مرحومه امینی در نظر گرفته‌اند. باورهای پهلوگرفته خود با سکولاریسم، نگاه حداقلی به کارکردهای دین در عرصه اجتماع، ائتلاف بازسازی شده سروش تا گوگوش اما با هویت جبهه دینداران تا خداناباوران بخشی از پازلی است که اگر جز این بود، مرثیه امروز آنان خوانشی دینی داشت تا جنسی از عبور.
 
۷- تلاش اصلاح‌طلبان برای گسترده کردن ساحت اعتراضات، تکثر بخشیدن به معترضان با وجود برخی مشکلات کشور و گشودن مسائل جدید و تبدیل آن به پروژه‌ای سیاسی با ردیف کردن نام‌ها و یادهای اتفاقات گذشته، نشان می‌دهد در پس ذهن این جریان، تحلیلی مبتنی بر  شرایط خاص و در حال گذار به دوران ویژه تصمیم‌گیری و...شکل گرفته است، لذا بیراه نیست اگر گفته شود  ادامه کنش‌های آنان نه اعتراض و نه مطالبه که حرکت در مسیر بی‌ثباتی ارزیابی شود تا طی یک «ناجنبش»، پیشروی آرام خود را شتاب داده و با تولید فشار اجتماعی به زعم خود، مناسباتی را تغییر دهند.
 
 ۸- پر بیراه نیست اگر بگوییم رادیکال‌های اصلاح‌طلب طی رونوشتی پنهان، در حال نفرت‌سازی هستند و آن را هم «سازنده»  تعریف و تفسیر می‌کنند؛ نفرتی که به گمان آنان تولید انرژی و سوختِ کُنش می‌کند بی‌آن‌که بدانند، تخریب می‌کند و چرخه‌ای معویب می‌سازد رفتارشان و چه بسا برای آنان و هر آنچه از این مسیر صید می‌کنند، عاقبت «یوم التّناد» بسازد برایشان.
​​​​​​​
۹- همه ماجرا اما این نیست. اوضاع کنونی، وضعیتی است که عمیق بودن و درک بازی‌ها از سوی برخی دلسوزان را نیز گوشزد می‌کند. متمایز بودن و ژست عدالت‌طلبی نباید منجر به مخرج مشترک‌هایی شود  که رادیکال‌ها از آن با عنوان ائتلاف مسأله‌محور یاد می‌کنند.  برای دلسوزان باید دعایی همراه کرد برای درک منطق موقعیت و آرزویی داشت برای فهم اتفاقات عجیبه و مهالکه غریبه.