01/3/7 - 10:08 1970-1-1 03:30:00
شناسه خبر : 357954
امثال آقای شریعتی رخدادهایی مثل "9 دی"، "افزایش میزان کمک‌های مردم به صندوق‌های خیریه حکومتی" و شهادت‌های مدافعان حرم را نمی‌بینند که مدعی هستند مردم حاضر به مقاومت نیستند!
امثال آقای شریعتی رخدادهایی مثل "9 دی"، "افزایش میزان کمک‌های مردم به صندوق‌های خیریه حکومتی" و شهادت‌های مدافعان حرم را نمی‌بینند که مدعی هستند مردم حاضر به مقاومت نیستند!
 
به گزارش رجانیوز به نقل از مشرق، سعید شریعتی، فعال چپ و از دستگیرشدگان فتنه 88 به تازگی در مصاحبه با اعتمادآنلاین پیرامون جراحی اقتصادی دولت رئیسی گفته است: عناصر آشتی ملی وجود ندارد که ما بتوانیم هزینه چنین تصمیمات کلانی را به سفره مردم تحمیل کنیم.
 
او می‌افزاید: "مردم اگر همراه بودند و آشتی بودند، تحمل می‌کردند. زمان مهندس موسوی جنگ بود. کشور در بدترین وضعیت ممکن است. تحریم بودیم و درآمد نفتی نداشتیم. اما جامعه با حکومت آشتی بود. ملت طلاهای‌شان را به دولت می‌دادند. می‌گفتند کشور باید پای انقلاب بایستد. هزینه می‌دادند. بچه‌های‌شان را جلوی گلوله توپ و تانک می‌فرستادند. برای اینکه آشتی ملی داشتیم. الان مردم حاضر نیستند برای ساختاری که به آن اعتماد ندارند، هزینه کنند. می‌گویند چرا من باید گشنگی بکشم؟ چرا باید کم بخورم؟ چرا باید گران بخرم؟"
 
*دقت شود که امثال آقای شریعتی رخدادهایی مثل "9 دی"، "افزایش میزان کمک‌های مردم به صندوق‌های خیریه حکومتی" و شهادت‌های مدافعان حرم را نمی‌بینند که مدعی هستند مردم حاضر به مقاومت نیستند!
 
این جهل ابراز شده یا قاصر است یا مقصّر... که به مردم نمی‌گوید اگر اکنون در ایران و با تمام مشکلات اما قحطی غذا نیست، مالیات کم است، نان ارزان است و همچنان در امنیت قرار داریم بواسطه اینست که مردم ایران هنوز هم فرزندان خود را مقابل توپ و تانک و موشک و اسلحه‌ی دشمنان و تکفیری‌ها و اشرار می‌فرستند تا پرچم ایران برافراشته بماند.
که الحمدالله پرچم ایران به مدد مجاهدت و مقاومت مردم پس از 43 سال افراشته مانده و بر ریشه‌های آن نیز افزوده شده است.
 
از طرف دیگر باید بر عمق این دشمنی یا جهالت پیرامون نظام مظلوم ایران افسوس خورد که چرا شریعتی ضعف در اجرائیات را به اعتماد مردم به اصل نظام ربط می‌دهد؟!
 
مگر حکومت‌های دیگر دنیا دچار ضعف در اجرائیات و ریزش ساختمان و گرانی و فساد نیستند؟
 
از سمت دیگر آیا جز اینست که حاکمیت ایران همواره بر رأی مردم به مدیریت جهادی، تعمق در نقائص قبلی‌ها هنگام رای دادن به جدیدها، بصیرت و تأمل در کارنامه‌ها هنگام رأی دادن تأکید داشته است؟
 
و آیا نتیجه تحقق تمام اینها کاهش ضعف در اجرائیات کشور نخواهد بود؟!
 
پاسخ روشن است. اما امثال شریعتی باید پاسخ بدهند که چرا نگذاشتند چنین راهبردهایی در انتخابات‌ها محقق بشود؟ چرا از کسی مثل روحانی که هیچ کارنامه اجرایی چشمگیری نداشت حمایت کردند و چرا به گزینه‌های جهادی در انتخابات‌ها حمله می‌کنند؟
 
شاهد مثال حادثه متروپل در آبادان است.
 
محرز است که این حادثه بر اساس زد و بند برخی مسئولان در ایام دولت اعتدال رخ داده. اکنون آقایان جواب بدهند که دولت اعتدال را چه کسی در دامن رأی مردم گذاشت و چه کسانی بودند که مستانه فریاد می‌زدند: "ما تضمین روحانی هستیم" و ما تَکرار می‌کنیم؟!
 
پس دقت شود که در شرایط آن بیت معروف حضرت حافظ هستیم که فرمود: "محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد"!
 
با این اوصاف و خوانش منطقی از ماجرا ثابت می‌شود که جامعه ایرانی در فرکانسی خلاف مسیر حرکت اصلاح‌طلبان مبنی بر تقلا برای ایجاد فتنه اقتصادی، تحریم انتخابات و براندازی؛ همراه با حکومت به سمت افق‌های پیش رو در حال حرکت است و مسیری جز انتخابات را برای اصلاح امور و رفع ناکارآمدی‌ها نمی‌پذیرد.
 
همراه نبودن مردم ایران با حکومت و بی‌اعتمادی فراگیر نیز فسانه‌ی دیو بدسگال قصه‌هاست که همواره دشمن ایران و ایرانی بوده است