هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
شنبه، 7 خرداد 1401
ساعت 01:41
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

يكشنبه 8 اسفند 1400 ساعت 14:58
يكشنبه 8 اسفند 1400 14:38 ساعت
2022-2-27 14:58:49
شناسه خبر : 355781
عبدالرضا هادیزاده نائینی

کلاه این ابرقدرت پشم ندارد!

امریکا خواهان سامان دهی نظم بین‌المللی است اما دیگر مانند گذاشته توان عملیاتی کردن اراده خود را ندارد و چه بسا می‌توان گفت اراده‌ای نیز در چهره خسته این کشور برای تنظیم نظام بین‌الملل دیده نمی‌شود. کشوری که تا چند دهه گذشته برای همه کشورهای جهان پرونده‌سازی می‌کرد و دیگر قدرت‌های دنیا نیز با آن مماشات کرده و حتی مجبور به پیروی از سیاستگذاری‌های این کشور بودند، اکنون با بی‌توجهی قدرت‌های مستقل جهانی و رقبا رو به رو شده است.
 
در ادبیات روابط بین‌الملل به کشوری «قدرت هژمون» اطلاق می‌گردد که هم خود، دولتش را به‌عنوان هژمون بر جهان معرفی می‌کند و هم دیگران این کشور را به‌عنوان قدرت مسلط به رسمیت می‌شناسند. اما دیگر این رخداد که اوج آن در حمله به کشورهای عراق و افغانستان دیده می‌شد جایگاهی در نظم بین‌المللی ندارد. هر روز بر تعداد شهروندان امریکایی که دیگر معتقد نیستند که کشورشان یک ابرقدرت جهانی است افزوده می‌شود و دولت امریکا نیز با عقب نشینی‌های واضح و آشکار در مسائل نظام بین‌الملل ضعف خود در این مسأله را نشان می‌دهد. همزمان به صف کشورهایی که اراده کرده‌اند تا با چالش کشیدن امریکا ثابت کنند دوران هژمونی این کشور گذشته است نیز اضافه می‌شود.
 
قدرت‌های جهانی تلاش دارند تا با مقابله با یکجانبه‌گرایی امریکا، پایان نظم تک قطبی را به‌صورت عملی نشان دهند. دورانی که تحولات جهان صرفاً از کاخ سفید اداره نمی‌شود و قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای دیگر نیز در نظم جهانی به میزان قدرت خود سهم خواهند داشت.
این مهم شاهد مثال‌های فراوان دارد. اما اقدام اخیر روسیه در قبال اوکراین و به رسمیت شناختن استقلال دونتسک و لوهانسک و سپس ورود به خاک اوکراین، با وجود تهدیدها و رجزخواهی‌های ایالات متحده آخرین و البته یکی از متفاوت‌ترین نشانه‌ها از دوران‌گذار نظام بین‌الملل است. رئیس جمهور امریکا پیش از این اقدام تنها به تهدید اقتصادی روسیه بسنده کرد و صراحتاً اعلام کرد در قبال اقدام احتمالی این کشور گزینه نظامی روی میز نخواهد بود. تنها گذاشتن اوکراین توسط دوستان غربی باعث شده صدای رئیس جمهور این کشور در اعتراض به سکوت مرگ بار امریکا و اروپا بلند شود.
 
«ولودیمیر زلنسکی» در یک سخنرانی تلویزیونی گفت پس از صحبت با رهبران غربی مأیوس شده‌ام و کسی را نمی‌بینم که در کنار اوکراین بجنگد. او به صراحت اعلام کرد اوکراین تنها مانده است، هیچ‌کس نمی‌خواهد در دفاع از آن بجنگد و ناتو نمی‌خواهد آن را ضمیمه کند و از ارائه تضمین‌های امنیتی می‌ترسد. زلنسکی می‎‌گوید از ۲۷ رهبر اروپایی پرسیده است که آیا اوکراین در ناتو خواهد بود یا خیر و همه می‌ترسند که جواب او را بدهند.
این مسأله درحالی است که روسیه تصمیم خود برای حفظ عمق استراتژیک مسکو و هشدار جدی به اوکراین برای اطمینان از عدم عضویت این کشور در ناتو را اتخاذ کرده بود. روسیه پیش از این اقدام روابط خود با دومین قدرت اقتصادی جهان را بشدت عمق بخشید و نسبت به عدم اقدام اروپا اطمینان حاصل کرده بود. روسیه می‌دانست که خانه‌ها و صنایع اروپایی تحمل روزهای سخت زمستان بدون گاز این کشور را نخواهند داشت و غرب قادر به اعمال اراده جدی بر این کشور نیست.
 
پیام ضعف امریکا پیش‌تر در پرونده مربوط به تهران و واشنگتن هم دیده شده بود. گذشته از اینکه ایالات متحده در 43 سال گذشته از تمام سناریوهای ممکن برای به زانو درآوردن ایران استفاده کرده است، روند عقب نشینی‌ این کشور در چند سال اخیر نیز قابل تأمل است. امریکا تلاش داشت تا با ایجاد کارزار فشارحداکثری علیه ایران 12 عقب نشینی راهبردی را به ایران تحمیل کند. این شروط شامل دست کشیدن ایران از عمق استراتژیک خود در منطقه، خلع سلاح مقاومت، از بین بردن قدرت دفاعی و موشکی ونابودی قدرت هسته‌ای کشورمان بود. اما دولت جمهوری خواه امریکا بسرعت متوجه شد که قرار نیست به این اهداف تعیین شده دست یابد. گسیل میانجی‌ها به تهران از آلمان و ژاپن تا کشورهای منطقه برای نشاندن ایران پای میز مذاکره نتوانست خللی در راهبرد «نه جنگ می‌شود و نه مذاکره می‌کنیم» جمهوری اسلامی ایران ایجاد کند. درحالیکه دونالد ترامپ به عکس یادگاری با مقامات تهران و گفت‌وگوهای بدون پیش شرط نیز راضی شده بود، ایران مذاکره با رئیس جمهور وقت امریکا را نپذیرفت. امریکا اکنون در وین نیز مجبور شده است تا خواسته‌های غیرمشروع خود در خصوص پذیرش برجام‌های دو و سه از سوی ایران را رها کند. با وجود عقب نشینی دولت امریکا از شروط 12 ماده‌ای خود، این کشور تصور می‌کند می‌تواند پایبندی حداقلی به توافق 2015 در ازای بازگرداندن محدودیت‌های حداکثری ایران در صنایع هسته‌ای در مذاکرات وین را به‌دست آورد. به همین دلیل ایران بشدت در مقابل هر سناریویی اعم از بازی تعیین ضرب الاجل یا سناریوی مقصر نمایی (blame game) ایستادگی کرده و تنها به لغو کامل و مؤثر تحریم‌ها، تضامین معتبر و ذاتی و راستی‌آزمایی تعهدات از سوی امریکا اصرار دارد.
 
اتفاقات اخیر در جهان بار دیگر ثابت کرد که امریکا در ضعیف‌ترین شرایط ممکن قرار دارد و به قول فوکوباما نظریه پرداز معروف امریکایی افول امریکا سرعت بیشتری گرفته است. بنابراین ایران باید با پایداری بر خواسته‌های به حق خود، از توافق حداقلی و پراشکال برجام حداکثر منافع خود را طلب کند، در غیر این صورت توافقی ضعیف و بدون تضمین که پرونده ادعاهای سیاسی در آن باز باز بوده و خاصیت «بحران‌زی» بودن داشته باشد نمی‌تواند به نفع ایران در دوران‌گذار نظام بین‌الملل باشد. دولت‌های مستقل دنیا امروز فهمیده‌اند که در دوران‌گذار چالش کردن با ایالات متحده امریکا منافع بیشتری برای کشورهایشان خواهد داشت؛ این فرصت برای کشوری که چهار دهه در مقابل توطئه‌های امریکا در منطقه ایستادگی کرده و آنها را مجبور به عقب‌نشینی نموده است باید قدرتمندانه و با انگیزه‌ای مضاعف پیگیری شود.