89/3/3 - 19:44 1970-1-1 03:30:00
شناسه خبر : 35332
دکتر بيتا برنا

دکتر بيتا برنا

سلام بر محسن فاطمه (سلام الله علیها) که به جور نفاق اولین هرگز زاده نشد!

و تقدیم به همه فرزندان پاک مادران پاکدامن ایران اسلامی که به جور نفاق آخرین هرگز زاده نشدند!

«از این طریق (اجرای سیاست کنترل جمعیت در ایران) فقط در فاصله سال های 67 تا 88 از تبلور حدود 25 میلیون اضافه بار جمعیت در کشور جلوگیری شده است.» (1)

چندی است که امیر صف شکن و پیشتاز جبهه ولایت فقیه، با بیانی آشکار و حجتی بلیغ، ما را به شکستن سدّ دروغین «باور به ناتوانی» می خواند و هر روز دری از این دژ به ظاهر تسخیر ناپذیر را به رویمان می گشاید تا به پیروی از امام نور در عصر ظلمت آخرین و تأسی به خلف صالحش که به حق پرچمدار صبر و امید بوده است، بار دیگر مانند آغازین طلوع این عصر یعنی انقلاب 57 با «امید به توانستن» برای خیزش آرمانی انقلاب مهدوی، تدارکمان کند.

و اینک دروازه ای که بدان نظر دوخته و ما را به گشودن آن فرا می خواند، دروازه ای است که با حیات اجتماعی تک تک مرتبط است:

«دروازه پرورش نسل آینده».

و شاید این همان باب حطّه ای باشد که با ورود عابدانه و عارفانه به آن بتوانیم به رحمت خاص الهی و ظهور سرّ بقیة اللهی دست یابیم!

در ماه های اخیر رئیس جمهوری محترم، دانشمند و کارشناس عالیقدری که در مسند اجرا راوی صادق آرمان شیعه یعنی«صداقت، عدالت و ولایت محوری حاکمان شده است»، آشکارا منتقد جدی سیاست«تنظیم خانواده» که در واقع سیاست «تحدید نسل» و «کنترل جمعیت» کشور ماست گردیده و البته طبق معمول هر حرکت حق اصلاحی، توفان مخالفت های منتقدان منصف و بی انصاف را نیز با خود بپا ساخته است.

در این رهگذر، جمعی برای توجیه برتری سیاسی خویش به مقابله با این نظریه منتقدانه و کارشناسانه پرداخته اند و گاه از مرز انصاف خارج شده اند تا جایی که تمایل به حفظ وضع موجود را همچون یادگار مقدس و پرستیدنی جمع کثیری از کارشناسان دو دهه قبل کشور، آرمان خویش قرار داده، به هیچ روی تحمل این نقد را نداشته و به هر وسیله ای برای نفی آن متوسل شده اند و حتی از ولایت مداری ملت شریف ایران بهره برده اند و با تمسک به فتاوای مراجع عالیقدر شیعه(دامت برکاتهم) به اثبات خویش و نفی رقیب پرداخته اند.

لذا حقیر که طلبه ای کوچک از نسل انقلاب و البته پزشک عمومی و دارای سوابق اجرایی در معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال های 78 و 79 و نیز سال ها سابقه فعالیت در روستاها و شهرهای این استان در قالب پزشک مراکز بهداشتی درمانی بوده و از نزدیک شاهد اجرای سیاست «تنظیم خانواده» در این استان و کشور بوده ام، بر خود فرض دیده ام که با قلم و بیان خویش به یاری آن امیر صف شکن برخیزیم که حقیقتاً باید به ایشان گفت: «یارا سخن از زبان ما می گویی».

و این سخن از آنجا آغاز شد که دکتر احمدی نژاد، پس از طرح نظریه منتقدانه خود نسبت به سیاست های کنترل جمعیت ایران در مجامع کارشناسی در طول دولت نهم(2) و بررسی های کارشناسانه و تدبیر کافی و با اشراف بر توانایی ها و ظرفیت های زیربنایی و مدیریتی کشور، اینک در نخستین سال از فعالیت دولت دهم و در بهار سال «همت مضاعف و کار مضاعف» در یک ارتباط رویاروی با مردم، براساس اعتماد به همدلی میان ملت و دولت منتخبش و لزوم تقویت آن با همزبانی، برداشت صادقانه خود از این سیاست ها و لزوم تغییر آن را با استدلال هایی کاملاً قابل فهم و تصدیق از سوی ملت آگاه ایران اسلامی، با ایشان در میان نهاد.

وی ظرفیت فعلی کشور را آماده اداره حداقل دو برابر جمعیت فعلی یعنی تا مرز 150 میلیون نفر آن هم با کمال آرامش اعلام کرد و صریحاً با فرهنگ «دو بچه کافیه» و تلاش برای حفظ تعداد جمعیت در حد موجود مقابله کرد و حتی قانون گذاری در جهت جلوگیری از داشتن فرزند بیشتر را به ناحق دانست. ایشان برای استدلال بر این مخالفت خویش، با استدلال بلند قرآنی «از ترس فقر بچه های خود را نکشید، ما به آن ها و شما روزی می دهیم» آغاز کرد و همگان را به تقید به بینش توحیدی زیربنای جامعه و نظام اسلامی‌امان فراخواند که: «رزق به دست خداست» و نیز به خواست فطری انسان ها برای توسعه نسل آینده اشاره كرد و سرکوب آن را خطا خواند و ضمناً به ضرورت ازدیاد جمعیت و گسترش نسل جوان جامعه آینده برای حفظ و ارتقای جایگاه جهانی ایران اسلامی استدلال كرد.

سپس برای رفع نگرانی از فقر و خطر ضعف ملت انقلابی ایرانی در اثر گسترش فقر-که تنها ابزار احاطه این سیاست به عموم ملت ما، در جایی که نظرها متوجه اسباب مادی و انسانی است، همین ارعاب از فقر بوده است- با تکیه بر جایگاه خویش در اشراف بر توانایی های مدیریتی و ظرفیت های زیربنایی کشور، با صداقت و شجاعت تمام اعلام کرد که این اسباب نیز فراهم اند تا کشور عزیز ما جمعیتی بسیار بیشتر ولی به‌دور از فقر را در نسل های آینده پذیرا باشد.

از آن جایی که عموماً مخالفت ها با این نظریه بر محور تأکید بر خطر انواع فقر در صورت افزایش جمعیت و نیز تأکید بر تطابق سیاست تحدید نسل با واقعیت های مدیریت جامعه و نظر مراجع عظام تقلید و اهل خبره متعهد دور می زنند و از سوی دیگر فصل الخطاب همه بحث ها در نظام ولایی ما، نظر مراجع عظام تقلید و خاصه ولی فقیه زمان -به عنوان کلید حل اختلافات در امور اجرایی- است، لذا در این جا به صورت مبنایی با بررسی نظرات سه تن از مراجع عظیم و عزیز شیعه در این رابطه، به نقد نظر رئیس جمهور محترم و مخالفان‌شان به‌طور کلی می پردازیم:

الف) در کتاب احکام تنظیم خانواده، چاپ 1380 که ناشر آن «وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی -معاونت سلامت- دفتر سلامت خانواده و جمعیت با حمایت مالی صندوق جمعیت ملل متحدد» ذکر شده است و به عنوان مرجعی در سال های اوج اجرای برنامه های تنظیم خانواده در کشور، به‌طور گسترده در شبکه های بهداشتی درمانی توزیع شد، از قول حضرت امام خمینی (ره) چنین آمده است:

صفحه 10؛ سوال3:« آیا ما مجازیم با آشنایی که به مشکلات بهداشتی، فرهنگی و... ناشی از ازدیاد جمعیت داریم در جهت کنترل باروری و پیشگیری از حاملگی ناخواسته تبلیغ نماییم؟»

جواب: «اول مدیریت حاکم بر امور کشور اسلامی از تمام امکانات برای ازدیاد نسل (اشتباها سن چاپ شده) که مطلوب شارع مقدس است، استفاده نماید و در صورت رعایت مدیریت صحیح اگر به جایی رسیدیم که امکان اداره جمعیت بیشتر نیست، برای جلوگیری تبلیغ شود.» (منبع: کتاب احکام پزشکی)

و در جواب سوال پنجم همان مأخذ می فرمایند: «جلوگیری از حمل و بادار شدن به طرق شرعی مانع ندارد.» (منبع: کتاب احکام پزشکی)

برای تبیین «طرق شرعی» می توان به استفتائات از حضرت امام (ره) رجوع کرد، از جمله در کتاب فقه و طب نوشته دکتر فریدون عزیزی به نقل از رساله نوین جلد 3 صفحه 100 آمده است:

جلوگیری از انعقاد نطفه اگر موجب فساد عضو و عقیم شدن نشود، با رضایت شوهر مانعی ندارد، ولی از لمس و نظر حرام باید اجتناب شود.

ب) روزنامه جام جم، یکشنبه29/01/89 و در اوج گفت‌وگوها در خصوص انتقاد دکتر احمدی نژاد از سیاست‌های «تحدید نسل» فتوایی از حضرت آیت الله مکارم شیرازی (دامت برکاته) را در قالب پاسخ به سوالی نقل کرده است که مشابه نظرات ایشان در سایر استفتائات موجود می باشد:

خبرگزاری ها: «تبلیغ و ترویج مردم مسلمان ایران در امر جلوگیری و کنترل جمعیت به عنوان یک کارفرهنگی، اقتصادی و اجتماعی جامعه ایرانی در منابر و محافل دینی، شرعاً چه حکمی دارد؟ آیا خلاف شرع است؟»

پاسخ ایشان: «در صورتی که اهل خبره و کارشناسان متدین، مسأله کنترل و محدود کردن موالید را یک ضرروت اجتماعی تشخیص دهند، شرعاً می توان به طور موقت با آن موافقت کرد یا در صورت لزوم به طور حساب شده از آن تبلیغ نمود، در ضمن باید توجه داشت افزایش نسل به عقیده هیچ کس جزو واجبات نیست و بنابراین محدود ساختن حرام نمی باشد.

در ضمن باید در موارد کنترل جمعیت به جای افزایش کمی، سراغ افزایش کیفی رفت تا مسلمانانی عالم‌تر و کارآمدتر به جامعه اسلامی تحویل داده شود و عزت و عظمت مسلمین حفظ شود و نیز باید توجه داشت که در مواردی که طبق تشخیص اهل خبره متعهد، کنترل جمعیت ضروری است، باید حتماً از وسایل مشروع استفاده کرد، نه از وسایل نامشروعی مانند سقط جنین و امثال آن.»

ج) در کتاب اجوبة الاستفتائات، ترجمه فارسی، صفحه 278، مسئله 1257 به نقل از رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای (دام ظله العالی) آمده است:

«جلوگیری از بارداری فی نفسه به طریق عزل با رضایت زن و شوهر اشکال ندارد و همچنین استفاده از راه های دیگر هم اگر با یک غرض عقلایی صورت گیرد و ضرر قابل ملاحظه ای هم نداشته باشد و با اجازه شوهر بوده و مستلزم لمس و نظر حرام نباشد، اشکال ندارد ولی شوهر حق ندارد همسر خود را به این کار وادار نماید.»

و در کتاب احکام تنظیم خانواده به مشخصات بند الف همین نوشتار، صفحه 12، سوال 11، به نقل از ایشان آمده است:

«مجرد رواج روشی در اجتماع، حجت شرعی بر جواز و حلیت شرعی آن نیست.» (منبع: کتاب احکام پزشکی)

آنچه از این سه نظریه برمی آید، آن است که:

الف) ملاک تصمیم گیری برای اتخاذ سیاست و برنامه تحدید نسل در فتوای امام(ره) این است که مدیریت حاکم بر امور کشور اسلامی بعد از به کارگیری تمام امکانات برای ازدیاد نسل و مدیریت صحیح، امکان اداره جمعیت را نداشته باشد.

و در فتوای آیت‌الله مکارم شیرازی (دامت برکاته)، تشخیص ضرورت اجتماعی از سوی اهل خبره و کارشناسان متدین ملاک است و در این فتوای مقام معظم رهبری (دام ظله العالی)، غرض عقلایی؛ در هر صورت آنچه تعیین کننده است، نگرش عاقلانه و کارشناسانه دین باوران حاکم بر امور کشور اسلامی است که باید ابتدا اهداف الهی و اسلامی حکومت بر جامعه اسلامی را در قالب نظام ولایت فقیه به درستی بشناسند و به آن پایبند باشند و سپس با صداقت و بینش صحیح در جایی که به یک ضرورت یا حداقل غرض عقلایی برای مداخله در جریان طبیعی تولید نسل در جامعه رسیدند، برای آن برنامه ریزی و تبلیغ نمایند.

لذا این برنامه ریزی با رعایت حداکثر تلاش جهت تأمین مطلوب شارع مقدس که همان ازدیاد نسل است، تابع جدی تعقل، تعهد، شناخت شرایط و امکانات جامعه و توان مدیریت آن است.

ب) این تبلیغ و سیاستگذاری باید چنان که آیت الله مکارم شیرازی (دامت برکاته) می فرمایند: موقت و حساب شده باشد و البته رعایت غرض عقلایی از نظر مقام معظم رهبری (دام ظله العالی) و محدودیت هایی که حضرت امام (ره) می فرمایند نیز همین معنا را می رساند.

لذا هیچ‌گاه تحدید نسل به عنوان یک ایده غیرقابل بازنگری موردنظر مراجع معظم تقلید نبوده و نیست و البته اگر زمانی کشور به جایی برسد که طبق تشخیص اهل خبره‌ی متدین و مدیران متعهد حاکم بر نظام اسلامی امکان اداره جمعیت بیشتر با شرایط مطلوب فراهم باشد، مسلماً ضرورت تحدید نسل از میان می رود و ناگزیر جواز تبلیغ و سیاستگذاری به نفع آن نیز مرتفع خواهد شد.

چرا که اگر افزایش نسل در شرع واجب نیست، تحدید آن نیز واجب نیست!

و اگر تحدید آن حرام نیست، افزایش آن نیز حرام نیست!

تا چه رسد به این که افزایش نسل مطلوب شارع مقدس باشد! و دولت و حاکمیت اسلامی موظف باشد که تمام امکانات و مدیریت صحیح را برای این منظور به کار گیرد!

ج) در صورت ضرورت اجرای سیاست های تنظیم خانواده -چه در بعد تحدید نسل و کنترل جمعیت و چه در بعد فاصله گذاری مناسب میان تولدها برای پرورش نسل سالم‌تر و کارآمدتر- همواره باید روش های مشروعی برای این کار انتخاب شوند که ضوابط حفظ کرامت انسان ها در مرتبه اجرا و در مرتبه بهره بردن از آن ها مراعات شود و مطابق با آیین الهی و جامع اسلام آن هم به تحقیق علمای آگاه به زمان باشد و از تمام دقت ها و امکانات صاحبان متعهد علوم پزشکی و بهداشت کشور نیز برای کاهش ضرر و تأمین غرض عقلایی در آن ها بهره گرفته شود.

اینک در بررسی نظریه دکتر احمدی نژاد و نگاهی اجمالی به آرای مخالفین این نظریه، با توجه به مطالب فوق می توان گفت: از آن جا که در نظام جمهوری اسلامی ایران با حاکمیت درخشان ولایت فقیه و همراهی مراجع گرانقدر شیعه، تعیین کننده سیاست های جمعیتی، تشخیص کارشناسان و مدیران توانمند و متعهد به آرمان های نظام اسلامی است که باید براساس آگاهی خود از واقعیت های جامعه اسلامی و امکانات مادی و انسانی موجود و با جهت گیری به سوی آرمان های اسلامی و انسانی نظام اسلامی ضمن رعایت جدی موازین شرعی برای حفظ کرامت انسانی در این زمینه برنامه ریزی کنند، پس:

اولاً: مدیریان ما باید با عزم جدی وارد عرصه گسترش امکان تولید نسل توانمند و عالم و کارآمد که سبب افزایش عزت و عظمت مسلمین شوند، گردیده و با به‌کارگیری تمام امکانات و مدیریت صحیح، به جای پاک کردن صورت مسئله و کاستن از کار دولت که شأنی جز خدمت‌گزاری ندارد، با نهایت توان و صداقت و برای مدیریت جمعیت موجود و جمعیت بیشتر آینده تلاش و برنامه ریزی نمایند. که بحمدالله این عزم و اینگونه نگاه به مسئله و شناخت صحیح جایگاه خود در خدمت‌گزاری به اسلام و جامعه اسلامی در این نظریه دکتر احمدی نژاد کاملاً مشهود و مطابق با مطلوب شارع مقدس و نظر مراجع بزرگوار تقلید است.

ثانیاً: اگر زمانی دولت و مجموعه حاکمیت کشور اسلامی به این باور رسیده باشد که تحدید نسل یک ضرورت است، این امر به فرض رعایت تمام پیش فرض های مذکور، تنها حجتی برای مجموعه حاکمیتی در آن شرایط زمانی و اجتماعی است نه حجتی بر تمام نسل های آینده کشور اسلامی.

آری به فرض صحت تصمیم دولت های آقای موسوی (مصوب 8/12/1367 هیئت وزیران به ریاست نخست وزیر وقت آقای میرحسین موسوی)(4) و پیروی دولت های سازندگی و اصلاحات و همراهی قانونی مجلس شورای اسلامی و شورای محترم نگهبان (قانون تنظیم خانواده مصوب 26/02/1372 مجلس شواری اسلامی مورد تأیید 02/03/1372 شورای نگهبان) که انشاءالله براساس نظرات کارشناسان متعهد و متدین اتخاذ شده است، باز هم این تصمیمات می تواند با تغییر روند مدیریتی جامعه و افزایش توان مدیریتی و تغییر نگاه کارشناسان و مدیران متعهد و متدین حاکم بر کشور اسلامی و سایر شرایط اجتماعی، مورد بازنگری و تغییر قرار گیرد و این همان کاری است که دکتر احمدی نژاد با صراحت و شجاعت به آن دعوت كرده است.

ثالثاً: آنچه روح حاکم بر سیاست تحدید نسل یا به عبارتی تنظیم خانواده جمهوری اسلامی ایران را که در سال های 67 تا 72 تنظیم شد، تشکیل می دهد، احساس و باور «ما نمی توانیم» است! و این فرهنگِ «ما نمی توانیم پس باید احتیاط کنیم و حداقل کار را به عهده بگیریم تا موفقیت ها چشمگیر باشد» به عنوان آهنگ اصلی حرکت های دولت های سازندگی و اصلاحات به کل جامعه نیز تسرّی یافته و محور گسترش این فرهنگ در میان مردم و کانون خانواده ها که سازنده شاکله جامعه است، همین سیاست تحدید نسل بوده است! تا جایی که با قلب آرمان های انقلاب اسلامی و کم رنگ شدن جدی آن ها در عرصه سیاست های جمعیتی، به عنوان یک حقیقت چنین وانمود می شد که «رفاه و توسعه به عنوان آرمان جدی انقلاب برای جامعه ما، حاصل داشتن سربار کمتر و تولید نسل کمتر و جمعیت کمتر است که البته برای برخورداری آن حداقل جمعیت اجتناب ناپذیر از نعمت های مادی باید بیشتر برنامه ریزی و تولید کرد! چرا که میدان مسابقه انسان ها، دنیا است و دنیا محدود است و بهرحال باید برای بهره بردن بیشتر، رقیبان را کمتر نمود! تا با این کار بر ترس از فقر به عنوان تنها واقعیت غیرقابل انکار اجتماعی که گریبانگیر جمعیت زیاد ما! شده است غلبه نمود.»

اما در مقابل آن چه دولت اسلامی احمدی نژاد به عنوان زنده کردن آرمان های انقلاب اسلامی در قالب یک تحول فرهنگی و این بار از دریچه بازنگری سیاست های کنترل جمعیت به ما عرضه می کند، باور «ما می توانیم» است! احساس عزت و توانایی در تمام عرصه های حیات بشری است که در سایه «باور به خدا و یاری او و اصالت دادن به مسابقه در کمالات معنوی انسانی با نظر به «انسان کامل» و از طریق حفظ کرامت انسانی افراد جامعه از جمله در زمینه تولید نسل، با رعایت عدالت و توزیع عادلانه امکانات در تمام قشرها و نیز عدم گریز دولت از کار و قائل نشدن شأنی غیر از خدمت‌گزاری برای خود» در حال جایگزینی در جامعه است!

و البته اگر خواهان عزت و عظمت مسلمین هستیم، همان طور که آن فرهنگ «ما نمی توانیم» از بدنه مدیریت کشور آغاز و با برنامه ریزی به متن جامعه و خانواده ها تسرّی داده شد و فرهنگ زبونانه «زندگی بهتر با فرزند کمتر» با تمام ابزارها و به کارگیری همه نهادهای آموزشی و فرهنگی و اجرایی و نیز همراهی نهادهای قانون گذاری نهادینه شد، اینک نیز باید این فرهنگ در بازخیزی ملت شجاع، آرمان خواه، امام شناس و ولایت مدار ایران اسلامی، پس از بهره بردن از حضور مقتدر و کارشناسانه مدیران متدین، شجاع، ولایی و آرمان‌گرایی مثل دکتر احمدی نژاد، از متن خانواده ها و فضای عمومی جامعه به فرهنگ «ما می توانیم» اصلاح گردد و با شعار «زندگی بهتر با فرزند بیشتر» نهادینه شود و سپس تمامی نهادها از جمله نهادهای قانون‌گذاری و آموزشی و فرهنگی و اجرایی نیز برای تحقق آن با ملت و دولت منتخبش همراه شوند!

رابعاً: ضرورت برنامه ریزی در جهان امروز برای حفظ توانمندی ها و امکانات نسل آینده که خود سبب حفظ و تداوم عظمت مسلمین شوند و عالم تر و کارآمدتر باشند، ممکن است ایجاب كند که برای این «فرزند بیشتر» نیز حدی در سیاست های تشویقی و حمایت های دولتی تعریف شود و به جای عدد 2 یا 3، اعدادی مثل 4، 5 یا 6 باز هم برای یک دوره معین و براساس امکانات و توان مدیریتی و چشم انداز کشور تعیین شود تا در فاصله زمانی مناسب به آن نقطه جمعیتی مطلوب برسیم. به عنوان مثال پیش بینی می شود که در یک فاصله تقریباً 15 ساله یعنی 3 برنامه 5 ساله در سال 1405 با رعایت سیاست 4 فرزندی به جمعیت 116 میلیون و با سیاست 5 فرزندی به جمعیت 130 میلیون و با سیاست 6 فرزندی به جمعیت 142 میلیون نفر برسیم(6) و چنانکه از شواهد امر برمی آید رئیس جمهور محترم بیشترین سرعت ممکن به سوی آن نقطه مطلوب یعنی سیاست حمایت از 6 فرزندی را پیشنهاد می نمایند (7) و این یعنی تعقیب مطلوب شارع مقدس با همتی مضاعف! هر چند به هرحال ضروری است برنامه هایی برای فاصله گذاری مناسب میان تولدها و رعایت بهترین سنین باروری برای تأمین بهداشت باروری و حفظ سلامت مادران و فرزندان ایران اسلامی طراحی شود که همگی ناظر به حفظ کرامت انسانی و رعایت ضوابط شرعی در جامعه اسلامی باشد. خاصّه که پیدایش موجی از بارداری های ناخواسته به دنبال مداخله های شتاب‌زده در سیستم ارائه خدمات بهداشتی با بروز عوارض احتناب ناپذیر آن ها می تواند کل این حرکت اصلاحی را به حجاب ببرد.

خامساً: اینجاست که ضرورت دارد بحث روش های مشروع «تنظیم خانواده» -که خود قصه ای پر غصه است- توسط علمای شجاع و پزشکان و صاحبان فن صادق و امانت‌دار به عنوان دو گروه نخبه های مسئول و جوابگو در برابر ملت انقلابی و مراجع عظام تقلید و ولی فقیه زمان(دام ظله العالی) –که دست دولت ها و مجموعه ی حاکمیت و اداره کشور را برای سیاست گزاری و کار در این زمینه تنها در حد ضوابط شرعی باز گذاشته اند- بار دیگر با جدیت بازبینی شود!

آیا حقیقتاً همه آنچه در طراحی و اجرای سیاست های تحدید نسل و تنظیم خانواده‌ی ما به عنوان روش و وسیله به مردم و مجریان برنامه دیکته شد، مشروع بود؟

آیا محدودیت های فقهی لمس ونظر حرام -یعنی حتی نظر درمان‌گران همجنس به عورت متقاضیان روش ها- و نداشتن ضرر معتنی به -حتی ضرر روحی ناشی از عقیم شدن در سنین جوانی- در تمام آنها لحاظ شده بود؟

و یا برعکس جواز عبور از موازین اسلام فقاهتی و فقه پر افتخار شیعه به عنوان حامل حکم حضرات معصومین(ع) با بسیاری از برنامه های تنظیم خانواده در کشور ما صادر شود، آن هم فقط به توجیه «پسند اجتماعی و خرد جمعی»! و این نگرش تا قلب خانواده هایمان نهادینه شد؟!

راستی کدامیک از برنامه های نظام اسلامی تا این حد توانسته است جسارت پول گرفتن در برابر اعمالی را که مستلزم حرام هستند، در کشور ما نهادینه کند؟!

و کدامیک از برنامه های ما توانسته است تا این اندازه جواز «امر به حرام» نسبت به مجموعه‌ی دست اندرکاران خدمات دولتی را با نادیده گرفتن مرزهای حکم «ولی فقیه» های زمان و مراجع عظام تقلید به یک عرف تبدیل کند و با کرامت انسانی پرسنل ما بازی نماید؟

نگاهی متعهدانه به روش های اجرای برنامه تنظیم خانواده در ایران این گمان را تقویت می کند که حتی با فرض رعایت همه ضوابط تعهد به دین و ولایت مطلقه‌ی فقیه در صحنه طراحی و سیاست‌گزاری، به هر تقدیر این برنامه تبدیل به پلی برای عبور از مرزهای ولایت حق لااقل در صحنه‌ی اجرا شده است!

و اگر بخواهیم تعهد حقیقی به ولایت حق داشته، از نفاق حاکميتی -که زشت ترین نفاق هاست- در امان بمانیم، حقیقتاً جا دارد در این برنامه تجدیدنظر کنیم، یعنی همان کاری که رئیس جمهور شجاع و ولایت‌مدار ما آقای دکتر احمدی نژاد در حال بسیج عمومی برای انجام آن است.

و البته مثل بسیاری از اصلاحات جدی اسلامی، زمزمه ها و بعد فریادها و حتی نعره ها علیه آن بر خواهد خواست! ولی امت ما باید بداند که:

تکریم انسان جزء لاینفک نظام اسلامی و تفکر شیعی و ولایت حق متجلی در نظام ولایت فقیه است، پس:

1- هر انسانی می تواند با آزادی و اختیار ازدواج کند و برای تولید نسل آینده آماده شود و در این مسیر نیز مثل هر عمل اختیاری دیگری نیازمند علم و آگاهی و نیز تعهد و تقید به موازین شرعی است تا در این عرصه هم به کمالات انسانی خویش نائل شود و البته باید، به امر شریعت در این زمینه هم حسن تدبیر را با توجه به شرایط اجتماعی خویش به کار بندد.

2- در بعد اجتماعی گاه تولید نسل بیشتر و افزایش رشد جمعیت یک تکلیف اجتماعی و گاه عکس آن یعنی تحدید نسل و کاهش رشد جمعیت یک تکلیف است و این تکلیف را با توجه به اختلاف نظر اهل خبره و کارشناسان متعهد در هر زمان، می توان مستقیماً از ولی فقیه زمان که عامل هماهنگی فعالیت های جامعه اسلامی در مسیر کمال انسانی- اسلامی است اخذ کرد و یا به آنها که از سوی ایشان امر اداره جامعه اسلامی به آنها تفویض شده است؛ رجوع كرد.

3- اگر ملت در این سیاست‌گزاری ها، شاهد صداقت و پایبندی مدیران به رعایت محدوده شرع -که توسط ولی فقیه زمان برای تکریم انسان ها تبیین می شود- از یک سو و نظر و همت آنان برای دستیابی به آرمان های بلند نظام اسلامی- انسانی از سوی دیگر باشد، لازم است که با انصاف و همدلی با دولت همراهی كند.

4- دولت نیز باید در این زمینه همه شرایط لازم برای تربیت و حمایت از مادران و پدرانی را که می خواهند با آگاهی و پایبندی به احکام کریمانه اسلام، در صدد پرورش نسل عزتمند و عظمت آفرین آینده کشور اسلامی برآیند، صادقانه فراهم كند و در مرحله اجرای برنامه های تنظیم خانواده و فاصله گذاری میان تولدها -که ضامن سلامت مادر و کودک و نیز تربیت شایسته فرزندان است- از تمام توان خود برای طراحی و اجرای روش های کاملاً منطبق بر ضوابط شرعی- طبق امر ولایت معظم فقیه که فصل الخطاب و حافظ کرامت اسلامی انسانی مردم و پرسنل اجرایی است- و نیز منطبق بر اصول بهداشت باروری -به روایت صاحبان فن صدیق و امانت دار که سرمایه ملت از ذخیره دانش و تجربه بشری هستند- بهره گیرد.

5- همه و همه باید باورکنیم که «می شود و می توانیم»! این فضل الهی است که ملت قهرمان ما را -که شانه زیر بار ولایت حق داده است- شامل شده و اینک همه زنجیرهای تفکر ذلت آفرین « ما نمی توانیم» در حال گسسته شدن است و وعده‌ی نصرت الهی و نزول برکات الهی برای ما تحقق یافتنی می نماید اگر همچنان متقی باشیم و مومن:

«و لو ان اهل القری آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الرض و....»(8)

6- بالاترین تقوای اجتماعی، احسان و نیکوکاری در پرورش انسان های مستعد کمال «خلیفة اللهی» به عنوان نسل آینده است که در ایران اسلامی با حاکمیت نظام اسلامی مبتنی بر تعالیم انسان های کامل، حضرات معصومین علیهم السلام در قالب«فقه و فرهنگ شیعه» بیش از هر جای دیگر جهان تحقق یافتنی است!

پس بیایید همه با توکل بر خدا، مومنانه و متضرعانه دعا کنیم که:

«ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قره اعین واجعلنا للمتقین اماماً »(9)

و از تغییر سیاست ها در مسیر حق آن نهراسیم و به برادر مومن و شجاع و کاردان خویش اعتماد نماییم.

پی‌نوشت‌ها:

1- مقاله «پیامدهای تغییر سیاست جمعیت» نوشته مرتضی الویری- رئیس کمسیون برنامه و بودجه مجلس سوم (حوالی سال 67)- چاپ شده در روزنامه اطلاعات ، چهارشنبه 15/2/89

2- مقاله «پیامدهای تغییر سیاست جمعیت»...

3- قرآن مجید- سوره اسراء –آیه31:«و لا تَقتُلوا اَولادَکُم خَشیَةَ اِملاقٍ نَحنُ نَرزُقُهُم وَ اِیّاکُم اِنَّ قَتلَهُم کانَ خِطئاً کبیراً»

4- مقاله «پیامدهای تغییر سیاست جمعیت»....

5- قانون تنظیم خانواده جمهوری اسلامی ایران به نقل از کتاب مبانی جمعیت شناسی و کلیات تنظیم خانواده...... چاپ دانشگاه علوم پزشکی ایلام-سال 1385

6- مقاله «پیامدهای تغییر سیاست جمعیت»....

7- مقاله «پیامدهای تغییر سیاست جمعیت»....

8- قرآن مجید – سوره اعراف- آیه 96: « اگر اهل سرزمین ها ایمان می آوردند و تقوی پیشه می کردند حتماً درهای برکات آسمان و زمین را برویشان باز می کردیم....»

9- قرآن مجید-سوره فرقان آیه 74: «(عبادالرحمن دعا می کنند که) پرودگارا از همسران و فرزندان ما نور چشمانی بر ما عنایت کن و ما را پیشوای پرهیزگاران قرار ده.»