هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
يكشنبه، 11 مهر 1400
ساعت 20:40
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

دوشنبه 18 فروردين 1399 ساعت 22:09
دوشنبه 18 فروردين 1399 21:51 ساعت
2020-4-6 22:09:15
شناسه خبر : 335993
پنج گانه پایتخت تقریبا توانست نمره قبولی از منتقدین و مردم را کسب کند اما فصل ششم این سریال به قدری با پنج فصل قبل فاصله داشت که ناخودآگاه یاد این موضوع افتادیم که ای کاش پایتخت همان یک فصل بود و هیچ گاه ادامه داده نمی شد!
پنج گانه پایتخت تقریبا توانست نمره قبولی از منتقدین و مردم را کسب کند اما فصل ششم این سریال به قدری با پنج فصل قبل فاصله داشت که ناخودآگاه یاد این موضوع افتادیم که ای کاش پایتخت همان یک فصل بود و هیچ گاه ادامه داده نمی شد!

گروه فرهنگی-رجانیوز؛ تجربه نشان داده است بسیاری از سریال های محبوب تاریخ سینما که پس از اتمام قصه اقدام به ساختن فصل های جدید می کنند نمی توانند همانند گذشته موفق باشند.


به گزارش رجانیوز برای  مثال سریال مشهور فرار از زندان ساخته‌ی «پل شیورینگ» که از سال 2005 به مدت 4 سال از شبکه فاکس پخش می شد توانست به عنوان یکی از بهترین سریال های زمان خودش لقب بگیرد. سریالی با فیلم نامه ای قرص و محکم، بازی های قوی و کارگردانی درجه یک توانسته بود نه تنها در آمریکا بلکه در بسیاری از کشورهای شرقی طرفداران پر و پا قرصی جمع کند.


همه چیز به شکلی خوب به اتمام رسیده بود که ناگهان شبکه فاکس در سال 2017 تصمیم به تولید فصل پنجم این سریال کرد. مشخصا نبود ایده‌ای قوی و فیلم نامه ای منسجم تمام تصویر ذهنی مخاطبین از 4 فصل قبل را نابود کرد. زنده کردن نقش اول مرده‌ی فیلم به شکلی غیر معقول و حل نکردن هزاران گره فیلم نامه و شتابزدگی و ناقص بودن این فصل همگی دال بر ناموفق بودن ساخت 9 قسمت فصل پنجم این سریال بودند. فصلی که به نظر فقط قرار بود برای مدیران شبکه فاکس جنبه اقتصادی داشته باشد!


نمونه ی ناموفق دیگر ایده ی «نامعلوم بودن پایان قصه» سریال مردگان متحرک(Walking Dead) است. سریالی که به دلیل بکر بودن سوژه و کارگردانی کارگردان شهیر و کاربلد هالیوودی ( فرانک دارابونت)  می توانست یکی از موفق ترین و پرمخاطب ترین سریال های تاریخ سینما لقب بگیرد اما هرگز این اتفاق نیفتاد؛ واکینگ دد بدون قصه ای مشخص در حال ساخت است و تاکنون به هیچ گونه جمع بندی در سریال نرسیده ایم و پس از 10 فصل هنوز هم عده ای زنده از مردگان متحرک در حال فرار هستند!


این سبک از فیلم سازی هیچ گاه محبوب نبوده است، فیلمسازی که ابتدا و انتهای قصه اش پیش از ساخت فیلم مشخص نباشد، گویی به خود و مخاطبینش بی احترامی کرده است. سریال محبوب بریکینگ بد توانست با مشخص بودن محدوده ی قصه اش به یکی از محبوب ترین ها تبدیل شود. اگر روزی بریکینگ بد به دلیل اهداف اقتصادی و یا علاقه مخاطبین قصه اش ادامه پیدا کند، شک نکنید به عاقبت فرار از زندان و واکینگ دد دچار خواهد شد.


ایده ی ادامه دادن سریال ها در دنیا موفق نبوده و در ایران نیز با فراز و فرودهایی مواجه بوده است. ایده ی ادامه دادن فیلم سینمایی کلاه قرمزی و تبدیل آن به برنامه ای تلویزیونی موفق بود اما ادامه دادن سریال هایی مثل پایتخت پستی و بلندی های زیادی را تجربه کرد.


پنج گانه پایتخت تقریبا توانست نمره قبولی از منتقدین و مردم را کسب کند اما فصل ششم این سریال به قدری با پنج فصل قبل فاصله داشت که ناخودآگاه یاد این موضوع افتادیم که ای کاش پایتخت همان یک فصل بود و هیچ گاه ادامه داده نمی شد!


پایتخت در پنج فصل قبل بر روی چند موضوع همواره تاکید داشته است و همین تاکید دلیل محبوبیت این سریال شده است. در فصول پنچ گانه گذشته همواره سفر کردن جزو لاینفک قصه ی فیلم نامه بود و اصلی ترین گره های فیلم نامه هم در خلال همین سفرها رخ می داد، سفری که در فصل ششم از آن خبری نبود یا بهتر بگوییم از گره فیلم نامه نیز خبری نبود و اتفاقات فرعی و حاشیه ای به هیچ عنوان توانایی کشش ماجرای داستان را نداشتند، شاید اگر همین فیلم نامه برای ساخت سریالی فصل اولی به کار می رفت مخاطبین بسیار کمی آن را دنبال می کردند.


 محوریت خانواده در داستان که همیشه برای پایتخت رویدادی تحسین برانگیز محسوب می شد اما در فصل اخیر این مورد نیز دستخوش تغییراتی شد. دیگر از نقی و همای عاشق خانواده خبری نبود و هر یک به دنبال کنش گری اجتماعی خود بودند و هرگز برای خانواده اولویتی قایل نبودند، نمونه ی بارز این موضوع رها کردن تربیت دختران نوجوان قصه بود که به دور از نظارت والدین فعالیت های خارج از عرفی در فضای مجازی داشتند.


استفاده زیاد از الفاظ جنسی و رکیک نه تنها برای پایتخت بلکه برای صداوسیما بی سابقه بود. شوخی هایی که اوج بی ابتکاری نویسندگان فیلم نامه را نمایان کرد که حتی از ساختن شوخی‌های سالم عاجز هستند و برای جبران این خلاء به استفاده از لودگی و فحاشی های فضای مجازی پناه برده اند.


احترام به والدین و بزرگترها نیز از دیگر خطوط قرمز 5 فصل پایتخت بود که در فصل اخیر به هیچ وجه شاهد این موضوع نبودیم. شخصیت های فیلم علنا به والدین خود هتاکی می کردند. این خط قرمز به اندازه ای توسط نویسندگان جدید این فصل نقض شد تا جایی که کار به ضرب و شتم والدین نیز منجر شد!


موارد بالا تنها نمونه هایی از تفاوت فاحش فصل اخیر با فصول گذشته است هر چند 5 فصل گذشته نیز عاری از اشتباه نبودند اما پایتخت اخیر باعث شد تمام خاطرات خوب از گذشته را از اذهان مخاطب پاک کند.ای کاش حالا که به دلیل بحران کرونا عوامل ساخت فیلم نتوانستند دو قسمت پایینی را تولید و پخش کنند،بهتر است بازبینی در فیلم نامه و رفع ایرادات کارگردانی در دستور کار قرار گیرد تا حداقل با خاطره ای خوش این فصل ضعیف پایتخت را به پایان برسد.

البته تنها ضعف پایتخت به فیلم نامه ی آن برنمی گردد. کارگردانی نسبتا ضعیف اثر نیز کاملا در ذوق می زند که این اتفاق برای کارگردان کارکشته ای به نام سیروس مقدم بسیار عجیب به نظر می رسد.
از رفتن به مسابقه بلافاصله بعد از اردوی تدارکاتی تا در دست داشتن متن اخبار توسط گوینده خبر چند ساعت قبل از اجرای آن و دیده شدن عوامل پشت صحنه در کادر تنها گوشه ای از باگ های اساسی کارگردانی اثر است که به نظر می رسد دلیل آن ساخت شتابزده ی اثر باشد.


شاید شاه بیت تمامی گاف ها و شیطنت های سریال تداعی کردن یکی از فیلم های فارسی با بازی دو بازیگر معلوم الحال بود، اقدامی که حتی واکنش رییس رسانه ملی  را نیز به همراه داشت.


 علی‎ عسگری با دستور ویژه جهت بررسی حواشی قسمت آخر پایتخت خطاب به معاون سیما نوشته است: «لازم است بررسی شود که این اقدام حاصل اشتباه، بی‌توجهی و وادادگی است یا نتیجه عملیات مرموز و فتنه‌انگیز «ستون پنجم فرهنگی دشمن.»
 
واکنش رئیس سازمان صدا و سیما بعد از موج انتقادات فعالان فرهنگی و رسانه‌ای کشور نسبت محتوا و فرم این سریال به  صورت گرفت.
 
این درحالی‌ است که سایت هفت راه بیان کرد که «پایتخت ۶» بدون عبور از شوراها و مسیر رسمی تصویب سریال های تلویزیونی، با بودجه مستقیم بازرگانی سازمان صدا و سیما و هزینه چندبرابر عرف سریال ها و با نظارت مستقیم شخص معاون سیما ساخته شده است و حتی فیلمنامه ابتدایی سریال را معاون سیما، شخصا مطالعه و تائید کرده است.
 
بنابراین سوال اینجاست احتمال «وادادگی یا نفوذی بودن» در مورد چه
کسی مطرح است که در نامه علی عسگری به آن اشاره  شده است؟ منظور از «ستون پنجم فرهنگی دشمن» چه کسی است؟


بهتر است جناب علی عسگری به جای فرار از پاسخگویی، در انتصابات خود تجدید نظر داشته باشند تا رسانه ملی بیشتر از این در منجلاب بی مدیریتی فرو نرود.