هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

پنجشنبه 13 اسفند 1388 ساعت 21:30
جمعه 14 اسفند 1388 01:00 ساعت
2010-3-4 21:30:29
شناسه خبر : 30342

محمد حسین زاده

قصدم نقد "کتاب قانون" نیست که خیلی وقت است اکران عمومی اش تمام شده است؛ بلکه حرفی دیگری در میان است در مورد کلیت سینمای ایران.

خدا را شکر که برای دیدن کتاب قانون به سینما نرفتم- به مانند دیگر آثار مشابه اش- و به دیدن فیلم آن هم در خانه اکتفا کردم. نمی خواهم بگویم فیلم مازیار میری کاملاً سیاه بود، بلکه نکاتی مثبت هم داشت، ولی آنقدر اغراق کرده بود در سیاه نشان دادن مسلمان ایرانی، که جایی برای نگاه مثبت باقی نمی گذارد!

فیلم را که دیدم با خود گفتم این حضرات سینمایی چرا به جای اینکه در "دنیا"، "واکنش پنجم"، " کما"، ... و "کتاب قانون" به نقد قشر مذهبی و ارزشی جامعه بپردازند و عادات و سنت های غلطی که گاهاً در قلیلی از این جمعیت فراگیر وجود دارد را به نمایش بکشند، سراغ سوژه هایی نمی روند که سی سال است از دید سینماگرایان ما پنهان بوده اند، در حالی که همین راحت و بی دغدغه فیلم ساختنشان را مدیون آنها هستند.

به خانه شهیدی رفته بودیم که پیرزن صاحب خانه، قدش خمیده شده بود و پایش کم توان. به فاصله یک هفته شوهر و پسرش را در جنگ از دست داده بود ولی با همین خمیدگی و سالخوردگی اش پای انقلاب ایستاده بود. اقایان سینمایی به اشک چشمش که بر گردن همه شما حق دارد و باید روز حساب و کتاب، جوابش را بدهید.

"دا" را حتما خوانده اید. دختری ، پدر و برادر شهیدش را خود در قبر می گذارد. زن ایرانی را در "دا" ببینید که نه غیبت می کند نه حسودی می کند و نه .... . زن ایرانی آن هنگام که اسلام را برگزید الگوی خودش را حضرا زهرا(س) و حضرت زینب(س) قرار داد.

زن ایرانی نجیب است و با حیا، برای همین هم حتی در آژانس شیشه ای هم بیشتر حاج کاظم دیده می شد تا فاطمه! ولی فاطمه خوب می دانست که حاج کاظم هنوز دلش قرص و محکم نیست ، پس چفیه و پلاکش را می فرستد تا دیگر مرد ایرانی در دفاع از کشور و انقلاب و اعتقادش تردیدی نداشته باشد. آقایان سینمایی نمی خواهد داستان کربلا را بسازید، همین "دا" را بسازید تا نه تنها نسل امروز ایران بلکه همه جهان بدانند زنان ایرانی، پا به پای مردانشان در عرصه دفاع از کشورشان حضور داشتند.

داستان زندگی شهید مدق را بسازید که همسرش با هر شیمی درمانی شوهرش، مرده می شد و زنده! زن ایرانی را می خواهید نشان بدهید داستان زندگی همسر شهید مدق را بسازید که هنوز که هنوز است با منوچهرش زندگی می کند.

آقایان روشنفکر سینما، خیلی دلتان برای نسل امروز می سوزد که نکند در خرافات و عادات غلط مذهبی بماند، داستان مادر شهیدی را بسازید که سه فرزند پسرش را داده است و امروز تنها زندگی می کند ولی می گوید اگر فرزند دیگری داشتم هم می دادم.

راست می گویید که دلتان از انحراف جامعه می سوزد. داستان آن مادر شهیدی را بسازید که آن هنگام که جنازه دو پسرش را آوردند بر در خانه، به مانند مادر وهب در کربلا گفت من چیزی را که در راه خدا داده ام پس نمی گیرم.

به تعداد شهدای این مملکت مادر، خواهر، همسر و دختر شهید داریم که نماد زن مسلمان ایرانی اند و پای این انقلاب ایستاده اند. آنچه شما در فیلم هایتان نشان می دهید بازی با چادر است و مسلمانی. زن ایرانی در ذهن شما چیزی جز توهم نیست.

امروز در سینما یا فمینیست هستند یا خیابانی و فراری و یا روشنفکر و رها از چارچوب دین. اگر هم قرار باشد چادری به سر کند و نمازی بخواند آنقدر در خرافات و تعصبات نشانش می دهند که انسان شرمش می آید که بگوید این زن ایرانی است.

نه اینکه تا بحال اصلا تصویری مثبت از زن مسلمان ایرانی نداشته ایم، ولی باید به ذهنت فشار بیاوری که شاید بتوانی در سینمای جمهوری اسلامی! چند موردی پیدا کنی که زن مسلمان ایرانی را توانسته باشد نزدیک به حقیقت نشان دهد.

برای "کتاب قانون" همین چند خط حسین قدیانی کافی است:

"كتاب قانون " نه نقد بدعت هاي غلط ما ايرانيان كه نوعي وطن فروشي بود. "عماد مغنيه لبناني " شاگرد "مصطفي چمران ايراني " است. "لبنان " انگشت اشاره دست "ايران " است در چشم اسرائيل و شما اين دست بزرگ را به آن انگشت كوچك فروختيد. آي كساني كه به اين فيلم پروانه صدور داديد! قبور شهدا را لگد مال كرديد و پاي تان رفت روي لاله ها. من خوب مي دانم سران فتنه چرا به مولاي ما حسادت مي كنند. محبوب ترين فرد از نظر "سيد حسن نصرالله "، اين محبوب ترين فرد جهان عرب، مولا و مقتداي ماست.