هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
پنجشنبه، 15 مهر 1400
ساعت 03:55
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

دوشنبه 5 شهريور 1397 ساعت 13:16
دوشنبه 5 شهريور 1397 13:02 ساعت
2018-8-27 13:16:23
شناسه خبر : 291575
خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه‌های علمیه کم نیست.هستند افرادی که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی فعالیت دارند امروز عده‌ای با ژست تقدس مآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می‌زنند که گوئی وظیفه‌ای غیر از این ندارند خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه‌های علمیه کم نیست. طلاب عزیز لحظه‌ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند. اینها مروج اسلام آمریکائیند و دشمن رسول الله (ص) آیا در مقابل این افعی‌ها نباید اتحاد طلاب عزیز حفظ شود؟
خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه‌های علمیه کم نیست.هستند افرادی که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی فعالیت دارند امروز عده‌ای با ژست تقدس مآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می‌زنند که گوئی وظیفه‌ای غیر از این ندارند خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه‌های علمیه کم نیست. طلاب عزیز لحظه‌ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند. اینها مروج اسلام آمریکائیند و دشمن رسول الله (ص) آیا در مقابل این افعی‌ها نباید اتحاد طلاب عزیز حفظ شود؟

گروه معارف- رجانیوز: چندی پیش طلاب انقلابی حوزه های علمیه در راستای مطالبه گری از سران سه قوه بر سر مسائل اقتصادی، معیشتی و عدالتی تجمعی را برگزار کردند که حسن رحیم پور ازغدی  یکی از سخنران های اصلی آن تجمع  بود. سخنان ایشان که دارای موارد مهم و صحیحی در مسئله تحول حوزه بود که به حاشیه رفته و با انتقال اشتباه مباحث به برخی از علما و مراجع باعث موضع گیری شدید این بزرگواران علیه رحیم پور شد.این در صورتی است که سخنان رحیم پور از جنس سخنان مقام معظم رهبری و حضرت امام خمینی برای اصلاح و اثبات کارآمدی حوزه ها بوده است. در این گزارش به گوشه ای از بیانات مقام معظم رهبری درباره لزوم تحول در حوزه های علمیه خواهیم پرداخت.درفضای غبارآلودِ رسانه های دولتی که تلاش وافر برای به محاق بردن اعتراضات بحق جریان مردمی و انقلابی دارند، رجانیوز این فرصت را غنیمت شمرده برخلاف جهتِ برخی از شخصیت های علمی در تقبیح حرکت مهم اجتماعیِ حوزه در سپهر سیاست و مدیریت کلان، به بازخوانی مبانی نظری و عملی بزرگان و علما در باب «تحول در حوزه» و «نقادی نفوذ سکولاریسم در حوزه» نماید. حجت الاسلام علی اکبر عالمیان نوشت:

 

هرچند پس از تأسیس نظام وحضور جدی روحانیت در رأس سیاست،عده‌ای این مسأله را بر نمی‌تافتند؛ اما عزم راسخ امام بر حضور منطقی والبته پدرانه روحانیان در عرصه اجتماع وسیاست، مهر باطلی براین تلاش‌ها بود. آنها که این مسأله را برنمی‌تافتند خود به سه دسته تقسیم می‌شدند؛ عده‌ای در واقع همان سکولارها بودند که با دیدگاه خاص خود از همان ابتدا مخالف این مسأله بودند. عده دیگر جریان سنتی حوزه بود که درآن دوران راهبرد عمده‌اش حفظ حوزه علمیه و گسترش کمی وکیفی آن براساس برداشت‌های سنتی از اسلام بود. این جریان، طبعاً نمی توانست چنان حضور فعال و گسترده‌ای در مسائل سیاسی اجتماعی کلان جامعه داشته باشد.

 

گروه سوم نیز روحانیانی بودندکه نوعاً محافظه کار و عمل‌گرا به شمار می‌آمدند و دسته چهارم همان متحجران بودند که امام بیشترین نفرت را نسبت به آنان داشت. گروه اول وچهارم به طور کل نسبت به نظام وحضور روحانیت درسیاست بد بین بوده و با آن مخالفت می‌کردند؛ اما گروه دوم و سوم با این مسأله با کمی حزم و احتیاط برخورد می‌کردند هر چند گروه دوم بعدها همراهی بیشتری با نظام داشتند. ازهمان دوران نیز پرسش‌هایی درمورد نسبت نظام با روحانیت مطرح بود که بارها در لابه‌لای بیانات وتأکیدات امام راحل و به ویژه منشور روحانیت پاسخ داده می‌شد؛ اما بی‌گمان باید یکی از جامع‌ترین پاسخ‌ها درمورد این پرسش را درسخنان متعدد رهبر معظم انقلاب جست‌وجو کرد.

 

معظم‌له دراین مورد معتقدند: «نسبت روحانیت با نظام اسلامی، نسبت روشنی است. نسبت روحانیت و حوزه‌های علمیه با نظام اسلامی، نسبت حمایت و نصیحت است. …. حمایت در کنار نصیحت، دفاع در کنار اصلاح.»   این فرمایشات رهبر معظم انقلاب به این معناست که حوزه هم باید از نظام حمایت کند و هم این که در صورت دیدن نقایص و کاستی‌ها از آن انتقاد کند و درصدد اصلاح برآید. ایشان در تبیین بیشتر این مسأله می‌گویند: « نظام به لحاظ نظرى و علمى محتاج علماى دین و حوزه‌هاى علمیه و مستظهر به تلاش علمى آنهاست. نظام متکى به حوزه‌هاى علمیه است؛ متکى به علما، برجستگان و صاحب‌نظران دینى است … لذا نظام موظف به حمایت از حوزه‌هاى علمیه است، چون تکیه‌گاه اوست … حقیقت این است که این دو جریان عظیم، یعنى جریان نظام اسلامى و در دل آن، جریان حوزه‌هاى علمیه ، دو جریانى هستند که به هم مرتبط‌اند، به هم متصل‌اند، سرنوشت آنها یکى است؛ این را همه بدانند. امروز سرنوشت روحانیت و سرنوشت اسلام در این سرزمین، وابسته و گره خورده‌ به سرنوشت نظام اسلامى است. نظام اسلامى اندک لطمه‌اى ببیند، یقیناً خسارت آن براى روحانیت و اهل دین و علماى دین از همه‌ى آحاد مردم بیشتر خواهد بود.»

 

در این میان چهار شبهه مهم پیش می‌آید. شبهه اول اینکه آیا تعامل و ارتباط بین حوزه و حکومت موجب نقض استقلال حوزه‌ها نمی‌شود؟ شبهه دوم اینکه آیا دخالت طلاب در سیاست مانع از وظیفه اصلی آنان که همان درس خواندن است، نیست؟ شبهه سوم اینکه آیا دفاع از حکومت و ورود در عالم سیاست موجب قداست زدایی از پیکره حوزه و روحانیت نخواهد شد؟ و چهارم اینکه آیا موجب نخواهد شد که مردم روحانیان را آخوند حکومتی بنامند؟ با بررسی بیانات رهبر فرزانه انقلاب می‌توان پاسخ به پرسش‌های فوق را پیدا کرد.

 

شبهه اول؛ نقض استقلال حوزه‌ها

 

اولین شبهه‌ای که پیرامون لزوم سیاسی بودن حوزه‌ها و حمایت روحانیت از نظام و حکومت، پیش می‌آید، شبهه نقض استقلال حوزه است. این شبهه به دنبال مطرح کردن این پرسش است که آیا تعامل و ارتباط بین حوزه و حکومت موجب نقض استقلال حوزه‌ها نمی‌شود؟ رهبر معظم انقلاب به روشنی در مورد این شبهه پاسخ داده‌اند. ایشان با طرح این پرسش که: «آیا حمایت نظام اسلامی از حوزه‌های علمیه می‌تواند به استقلال حوزه‌های علمیه خللی و لطمه‌ای وارد کند یا نه؟ آیا این کار مجاز است یا نه؟»  معظم‌له برای پاسخ به این پرسش سه اصل را مطرح می‌کنند:

 

۱-  اصل استقلال حوزه‌ها:

 

ایشان قبل از هر چیز بر اصل استقلال روحانیت تاکید می کنند. به تعبیر ایشان: «حوزه‌های علمیه همیشه در طول تاریخ مستقل بودند؛ نه فقط در دوران حکومت‌های معارض با تشیع، بلکه حتّی در دوران حکومت‌های شیعی. یعنی آن وقتی‌که صفویه در رأس کار قرار گرفتند و علمای بزرگی مثل محقق کرکی و پدر شیخ بهائی و بزرگان زیادی به ایران آمدند و در مناصب گوناگون دینی قرار گرفتند، هرگز این علما و شاگردان و تربیت شدگان آنها مقهور سیاست صفویه نشدند و در اختیار آنها قرار نگرفتند. بله، کمک می‌کردند، همکاری می‌کردند، از آنها تعریف و تجلیل می‌کردند؛ اما در قبضه‌ آنها نبودند، به اختیار آنها نبودند…….. روحانیت شیعه همیشه اینجور بوده، همیشه مستقل بوده، هرگز در قبضه‌ قدرت‌ها قرار نگرفته است؛ امروز هم همین‌جور است، بعد از این هم باید همین‌جور باشد و به توفیق الهی همین‌جور خواهد بود.»

 

۲- حمایت غیر از وابستگی است

 

دومین اصلی را که ایشان مطرح می‌کنند، مسأله توطئه‌ای است که دشمنان ایجاد می‌کنند به این‌گونه که با طرح شبهه نقض استقلال حوزه‌ها، درصدد ایجاد انشقاق بین حوزه و نظام هستند. رهبر معظم انقلاب این شبهه را با ارائه این نظریه که «حمایت غیر از وابستگی است»، پاسخ می‌دهند: «اما در اینجا هم مراقب باشید یک مغالطه‌ دیگری به وجود نیاید؛ استقلال حوزه‌ها به معنای عدم حمایت نظام از حوزه و حوزه از نظام تلقی نشود؛ یک عده‌ای این را می‌خواهند. بعضی‌ها می‌خواهند به عنوان استقلال و به نام استقلال، رابطه‌ حوزه را با نظام قطع کنند؛ این نمی‌شود. وابستگی غیر از حمایت است، غیر از همکاری است. نظام به حوزه مدیون است؛ باید به حوزه‌ها کمک کند.»

 

۳- حمایت نظام، یک وظیفه است

 

رهبر معظم انقلاب از سویی دیگر، حمایت‌های مادی و معنوی نظام جمهوری اسلامی ایران به حوزه‌ها را نیز از وظایف این نظام می‌دانند که حوزه و روحانیت نیز آن را با عزت و با مناعت می‌پذیرد واین قضیه هیچ ارتباطی با نفی استقلال حوزه‌ها ندارد: «حوزه پشتیبانی‌های گوناگون را از سوی نظام می‌پذیرد، با عزت و با مناعت. این پشتیبانی‌هایی که امروز نظام از حوزه‌های علمیه می‌کند و باید هم بکند و باید هم بیشتر بشود، اینها وظائفی است که دارد. فقط هم پشتیبانی مادی نیست. امروز بحمداللَّه مهمترین و عمومی‌ترین تریبون‌های ملی در اختیار فضلای حوزه‌های علمیه، در اختیار مراجع معظم است؛ اینها حمایت است، اینها حمایت‌های نظام است. نظام اسلامی باید این حمایتها را بکند، به دلیل همان پیوندی که گفته شد. پس این مسأله‌ دخالت و استقلال را نبایستی با آن حقایقی که در این باب وجود دارد، مخلوط کرد.»  منطق این گفتار نیز کاملاً مشخص است: «نظام اسلامی پشتوانه‌اش علمای دین و علمای صاحب‌نظر و نظریات اسلامی است؛ لذا نظام موظف به حمایت از حوزه‌های علمیه است، چون تکیه‌گاه اوست. علاوه‌ بر این‌ها که نظام اسلامی برای اداره‌ ملت و کشور نیازمند به حوزه‌هاست.»

 

این بیانات مقام معظم رهبری در واقع جامع ترین وکامل ترین پاسخ به شبهه نقض استقلال حوزه به شمارمی‌آید. نسبت «حمایت متقابل» یعنی احساس مسؤولیت حوزه‌ها نسبتی به نظامی که خود مولد آن بوده است. به مانند یک مادر که فرزند خود را دوست می‌دارد ودر راه بالندگی آن می‌کوشد. نظام جمهوری اسلامی نیاز مبرم به روحانیان داردتا با پاسخگویی به شبهات و تلاش جهت کادر سازی معرفتی و تحکیم بنیان‌های فکری جامعه وحکومت براساس معارف دینی به تقویت آن بپردازد و در مقابل نیز حوزه‌ها نیز از این نظام حمایت می‌کند تا این مولود مبارک به رشد و بالندگی خود ادامه دهد. این معنا خود بهترین عکس العمل در برابر سکولارها ومتحجران خواهد بود.

 

شبهه دوم؛ دورماندن از درس و بحث

 

دومین شبهه‌ای که پیرامون لزوم سیاسی بودن حوزه‌ها و حمایت روحانیت از نظام و حکومت، پیش می‌آید، شبهه دورماندن از درس و بحث است. این شبهه به دنبال طرح این پرسش است که آیا دخالت طلاب در سیاست مانع از وظیفه اصلی آنان که همان درس خواندن است، نمی‌شود؟ رهبری برای پاسخ به این شبهه به دو مسأله اشاره می‌کنند.

 

مسأله اول اینکه درس خواندن یکی از کارهای اساسی یک طلبه است و همه کار او محسوب نمی‌شود: «ما هنوز در اول کاریم. هیچ کس تصور نکند که روحانیت تلاش خود را کرد و به نتیجه رسید، پس برویم بنشینیم فقط مشغول کارهای شخصی یا درس‌خواندن خودمان باشیم. البته، درس خواندن یکی از کارهای اساسی است؛ اما همه‌ کار نیست. روحانیت، در آغاز کار است……باید تلاش کنیم.»  مسأله دوم هم اینکه حضور در میدان سیاست نه تنها با درس خواندن منافات ندارد؛ بلکه مؤیّد درس خواندن است: «طلاب عزیز و فضلای جوان، نباید حتّی برای یک لحظه، حضور در میدان‌های گوناگون را فراموش کنند. این حضور، با درس خواندن منافات ندارد؛ بلکه مؤیّد درس خواندن است. همان طور که امام بزرگوار در پیام فراموش نشدنی خود فرمودند، فضلا و جوان‌هایی که تفقّه را در میدان‌های خودش فرا گرفتند و مُنذر قوم خود شدند و میدان جنگ را میدان آزمایش نفس و تکامل معنوی خویش قرار دادند و پیش رفتند، این میدان‌ها را رها نکنند. امروز هم خطوط و میدان‌ها و صحنه‌های نظامی و غیرنظامی و فرهنگی، محتاج حضور فعال شماست. مدرّسان معظم و محترم و اساتید حوزه علمیه‌ قم و سایر حوزه‌ها، طلاب را به سمت هدفهای انقلابی و اسلامی سوق بدهند.»

 

شبهه سوم؛ قداست زدایی از پیکره حوزه و روحانیت

 

شبهه سوم، شبهه قداست زدایی از پیکره حوزه و روحانیت است. این شبهه در صدد است تا این نکته را القا کند که دفاع از حکومت و ورود در عالم سیاست موجب قداست زدایی از پیکره حوزه و روحانیت خواهد شد. رهبر معظم انقلاب، نام این شبهه را«مغالطه» می‌گذارند و اینگونه به آن جواب می‌دهند: «در اینجا یک مغالطه‌ای هست که باید به آن اشاره کنم. ممکن است بعضی بگویند اگر حوزه‌های علمیه وارد مسائل جهانی، مسائل سیاسی، مسائل چالشی نمی‌شدند، اینقدر دشمن نمی‌داشتند و محترم‌تر از امروز بودند. این مغالطه است. هیچ جمعی، هیچ نهادی، هیچ مجموعه‌ با ارزشی به خاطر انزوا و کناره‌گیری و گوشه‌نشینی و خنثی حرکت کردن، هرگز در افکار عمومی احترام‌برانگیز نبوده است، بعد از این هم نخواهد بود. احترام به مجامع و نهادهای بیتفاوت و تنزه‌طلب که دامن از مسائل چالشی برمیچینند، یک احترام صوری است؛ یک احترامِ در معنا و در عمق خود بی احترامی است.»

 

تفکرات غیر انقلابی در حوزه

 

همچنان که در شماره‌های گذشته اشاره شد در وضعیت کنونی از مهم‌ترین دغدغه‌های بجای رهبر معظم انقلاب، حفظ روحیه انقلابی در جامعه و ارکان نظام اسلامی است. بر اساس دیدگاه ایشان، دلیل اصلی پیروزی انقلاب اسلامی را باید در ویژگی انقلابی بودن هر سه رکن «مذهب»؛ «رهبری» و «مردم» جست‌وجو کرد. در این انقلاب جریان مذهبی به رهبری روحانیت نقش به‌سزایی برعهده داشته‌اند که با طرد تفکرات غیر انقلابی در حوزه، انقلاب اسلامی را در مسیر پیروزی قرار داده و نظام جمهوری اسلامی را تأسیس نمودند.

 

رهبر معظم انقلاب اسلامی با توجه به نقش ممتاز و بی بدیل حوزه علمیه در پیروزی انقلاب اسلامی، به وجود انگیزه‌ها و طرح‌هایی برای «انقلاب زدایی» از حوزه علمیه در وضعیت کنونی بارها هشدار داده و فرموده‌اند: «اگر بخواهیم نظام اسلامی همچنان «اسلامی و انقلابی» بماند باید حوزه علمیه، «انقلابی» بماند زیرا اگر حوزه علمیه انقلابی نماند، نظام در خطر «انحراف از انقلاب» قرار خواهد گرفت.» ایشان با تأکید بر اینکه باید از هرگونه تلاشی برای «انقلاب زدایی» از حوزه‌های علمیه احساس خطر کرد، می‌افزایند: «باید با فکر، تدبیر و برنامه‌ریزی حکمت آمیز، با این خطر مقابله کرد تا حوزه علمیه قم همواره یک حوزه انقلابی و مهد انقلاب باقی بماند و بینش و حرکت انقلابی در آن توسعه یابد.»[1] در ادامه مطالب گذشته از این شماره به بررسی و نقد گونه‌های مختلف تفکرات غیر انقلابی در حوزه خواهیم پرداخت. زیرا لازمه حفظ انقلاب و ارزش‌ها و آرمان‌های انقلابی، شناخت تفکرات و اندیشه‌های غیر انقلابی به ویژه در حوزه‌های علمیه است تا ضمن آگاهی از این تفکرات، به مقابله با آنها بپردازیم. گرچه این تفکرات را هم اکنون نمی‌توان یک جریان پر نفوذ و موثر در بدنه انقلابی حوزه قلمداد کرد؛ اما با توجه به اهمیت جایگاه حوزه و روحانیت در جامعه اسلامی وجود هر گونه تفکری در این زمینه را باید با حساسیت دنبال کرد تا دشمنان از همین روزنه هر چند کوچک نتوانند نفوذ موثری در بدنه نظام اسلامی پیدا کنند. بنابراین در شرایط حاضر، پرسش از چیستی جریان‌های فکری غیر انقلابی در حوزه، سؤالی بسیار جدی و مهم قلمداد می‌شود. باید ویژگی این جریان‌ها را به درستی شناخت؛ چارچوب نظری و آبشخور فکری هر یک از این جریانات را یافت تا بتوان آنان را در بوته نقد قرار داد.

 

جریان تقدس نمایان متحجر

 

با نگاهی اجمالی به گذشته انقلاب اسلامی درخواهیم یافت در زمان حرکت انقلابی حضرت امام(ره) گرایش‌های مختلفی در داخل روحانیت و مجموعه حوزه‌ها با تفکر کلی جدایی دین از سیاست وجود داشت که دائماً در برابر حرکت امام موضع می‌گرفتند. این تفکر، مبنای جریانی قرار داشت که اصولاً دخالت روحانیت در سیاست را اشتباه می‌خواند و به جد معتقد بود که روحانیت نباید وارد مسائل سیاسی بشود تا جایگاه و قداستش حفظ شود. اینان با نادیده گرفتن مبانی دینی اسلام، تشیع و سیره بزرگان دین، دخالت روحانیت در سیاست را موجب از بین رفتن قداست دین و روحانیت می‌پنداشتند! این نوع گرایش گرچه در ظاهر خود را دلسوز جایگاه روحانیت نشان می‌داد و به ویژه بعد از فشار سختی که در زمان رضاخان بر روحانیت شیعه وارد آمده بود و حوادث تلخی که بر حوزه‌ها گذشته بود و موجب انزوا و بدبینی روحانیت به سیاست را فراهم نموده بود، تا حدودی استدلال خود را قابل توجیه می‌دانست؛ اما در عمل دین و روحانیت را از جایگاه واقعی خود به پایین می‌کشید و شأن اجتماعی ـ سیاسی آن را نادیده می‌انگاشت. این جریان را گرچه به تمامه نمی‌توان دشمن روحانیت تلقی کرد به دلیل آن که بسیاری از علمای موجه و متدینان با نیت خیر نیز در آنان وجود داشتند اما قطعاً در بین اینها عوامل نفوذی با تفکر جدایی دین از سیاست و مروجین این تفکر در روحانیت نیز وجود داشته‌اند. در این میان افراد وابسته‌ای بوده‌اند که با ترویج جدایی روحانیت از سیاست و بر حذر داشتن طلاب از ورود به سیاست عملاً می‌خواستند حضور اسلام و مظاهر دینی را به مرور در جامعه از بین ببرند و روحانیت را منزوی سازند تا اهداف استکبار و استبداد را در جامعه اسلامی پیش ببرند.

 

هشدار امام (ره) نسبت به جریان “تقدس نمایان متحجر” در حوزه‌ها

 

یکی از شاخصه‌های اصلی جریان مورد بحث، “تقدس نمایی” است زیرا این افراد خودشان را به شدت پایبند به مسائل دینی معرفی می‌کنند بدون اینکه به مسائل سیاسی کاری داشته باشند؛ این جریان همزمان با شروع نهضت انقلاب اسلامی، جریانی نسبتاً رایج در حوزه‌ها بود و حتی تا حدودی مورد احترام توده‌ها نیز قرار داشتند چون آدم‌های به ظاهر مقدسی بودند، ظواهر دینی و آداب اسلامی را به شدت رعایت می‌کردند لذا مورد احترام مردم بودند و از آنجا که کاری به حکومت و سیاست نداشتند رژیم پهلوی هم با آنها کاری نداشت بلکه حتی فضا را برای آنها باز می‌گذاشت تا مردم بیشتر جذب آنها بشوند. طبیعی است که این جریان به نوعی در برابر اسلام انقلابی که داعیه حاکمیت اسلام و احکام الهی در جامعه را داشت، قرار می‌گرفت و مانع پیشرفت آن بود. از این رو حضرت امام(ره) ضمن اشاره به اهداف پلید استکبار از اقداماتی نظیر نشر کتاب آیات شیطانی برای زدن ریشه دین و روحانیت، روحانیان وابسته و مقدس نما و تحجرگرا را از این دایره بیرون می‌سازد:

 

مسئله کتاب آیات شیطانی کاری حساب شده برای زدن ریشه دین و دینداری و در رأس آن اسلام و روحانیت است، یقیناً اگر جهان‌خواران می‌توانستند ریشه و نام روحانیت را می‌سوختند ولی خداوند همواره حافظ و نگهبان این مشعل مقدس بوده است و انشاءالله از این پس نیز خواهد بود به‌شرط آنکه حیله و مکر و فریب جهان‌خواران را شناسیم، البته بدان معنا نیست که ما از همه روحانیان دفاع کنیم چرا که روحانیان وابسته و مقدس نما و تحجرگرا هم کم نبودند و نیستند در حوزه‌های علمیه.

 

خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه‌های علمیه کم نیست.هستند افرادی که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی فعالیت دارند امروز عده‌ای با ژست تقدس مآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می‌زنند که گوئی وظیفه‌ای غیر از این ندارند خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه‌های علمیه کم نیست. طلاب عزیز لحظه‌ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند. اینها مروج اسلام آمریکائیند و دشمن رسول الله (ص) آیا در مقابل این افعی‌ها نباید اتحاد طلاب عزیز حفظ شود؟[2]

 

حضرت امام(ره) در فرازی دیگر ضمن ابراز گلایه شدید از این جریان در منشور روحانیت به چگونگی مخالفت این جریان با روند انقلاب اسلامی اشاره نموده است:

در شروع مبارزات اسلامی اگر می‌خواستی بگوئی شاه خائن است بلافاصله جواب می‌شنیدی که شاه شیعه است! عده‌ای مقدس نمای واپس‌گرا همه چیز را حرام می‌دانستند و هیچکس قدرت این را نداشت که در مقابل آنها قد علم کند. خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی‌های دیگران نخورده است وقتی شعار جدائی دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احکام فردی و عبادی شد و قهرا فقیه هم مجاز نبود که از این دایره و حصار بیرون رود و در سیاست حکومت دخالت نماید حماقت روحانی در معاشرت با مردم فضیلت شد! به زعم بعضی افراد روحانیت زمانی قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سراپای وجودش ببارد والا عالم سیاس و روحانی کاردان و زیرک کاسه‌ای زیر نیم کاسه داشت! … تردید ندارم اگر همین روند ادامه می‌یافت وضع روحانیت و حوزه‌ها وضع کلیساهای قرون وسطی می‌شد که خداوند بر مسلمین و روحانیت منت نهاد و کیان و مجد واقعی حوزه‌ها را حفظ نمود. علماء دین باور در همین حوزه‌ها تربیت شدند و صفوف خویش را از دیگران جدا کردند.

 

قیام بزرگ اسلامیمان نشأت گرفته از همین بارقه است. البته هنوز حوزه‌ها به هر دو تفکر آمیخته‌اند و باید مراقب بود که تفکر جدائی دین از سیاست از لایه‌های تفکر اهل جمود به طلاب جوان سرایت نکند و یکی از مسائلی که باید برای طلاب جوان ترسیم شود همین قضیه است، که چگونه در دوران وانفسای نفوذ مقدسین نافهم و ساده لوحان بی سواد عده‌ای کمر همت بستند و برای نجات اسلام و حوزه و روحانیت از جان و آبرو سرمایه گذاشتند. اوضاع مثل امروز نبود هرکس صد درصد معتقد به مبارزه نبود، زیر فشارها و تهدیدهای مقدس نماها از میدان بدر می‌رفت. … واقعا روحانیت اصیل در تنهایی و اسارت خون می‌گریست که چگونه امریکا و نوکرش پهلوی می‌خواهند ریشه دیانت و اسلام را برکنند و عده‌ای روحانی مقدس‌نمای ناآگاه یا بازی خورده و عده‌ای وابسته که چهره‌اشان بعد از پیروزی روشن گشت مسیر این خیانت بزرگ را هموار می‌نمودند. آنقدر که اسلام از این مقدسین و روحانی‌نما ضربه خورده است از هیچ قشر دیگر نخورده است و نمونه بارز آن مظلومیت و غربت امیرالمؤمنین علیه السلام که در تاریخ روشن است.[3]

 

اینکه امام به جدی بودن خطر این جریانات اشاره و مدام به طلاب و روحانیون در خصوص خطر این جریان هشدار می‌دهد که «طلاب جوان باید بدانند که پرونده تفکر این گروه همچنان باز است و شیوه مقدس مأبی و دین فروشی عوض شده است» به این دلیل است که آنها در پیش مردم ظاهر قابل احترامی دارند؛ خود را اهل معنویت و بسیار موجه نشان می‌دهند و از این رو مردم و یا طلبه‌های جوان ممکن است تحت تأثیر این افراد قرار گیرند و به جای اینکه از جریان اصیل انقلابی پشتیبانی کنند، به مرور نسبت به سیاست و انقلاب بی‌تفاوت شده و یا مخالف حرکتهای انقلابی ‌شوند. از این رو باید خطر این جریان را که همیشه با رنگ‌های مختلف در حوزه‌های علمیه حضور داشته‌اند، جدی گرفت.



[1]- بیانات آیه الله خامنه‌ای در دیدار اعضای مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم، ۲۵/۱۲/۱۳۹۴٫

[2]- پیام امام(ره) در منشور روحانیت.

[3]- همان.