هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
پنجشنبه، 15 مهر 1400
ساعت 03:49
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

يكشنبه 4 شهريور 1397 ساعت 11:29
يكشنبه 4 شهريور 1397 11:27 ساعت
2018-8-26 11:29:44
شناسه خبر : 291531
تأسیس نظام اسلامی پاسخی مناسب به اندیشه خطرناک حوزه سکولاری و بی اثر بود؛ اندیشه‌ای که درتلاش بود تا کارکرد روحانیت را تنها در محراب مساجد جستجو کند. با تأسیس این نظام، روحانیت اصیل نقش محوری در اداره امور کشور پیدا کرد و رسماً پیوند دین با سیاست و محو شعار سکولارها، معنا و مفهوم واقعی یافت. می‌توان نظام سازی امام را پادزهری در برابر زهر گفتار وعمل سکولارها دانست که عالی‌ترین مصداق حضور روحانیان در عرصه سیاست را رقم زد. دقیقاً بر همین اساس است که رهبر معظم انقلاب اسلامی در تبیین رابطه حوزه و حکومت، رابطه تنگاتنگ، تعاملی و حمایتی بیان می‌کنند.
تأسیس نظام اسلامی پاسخی مناسب به اندیشه خطرناک حوزه سکولاری و بی اثر بود؛ اندیشه‌ای که درتلاش بود تا کارکرد روحانیت را تنها در محراب مساجد جستجو کند. با تأسیس این نظام، روحانیت اصیل نقش محوری در اداره امور کشور پیدا کرد و رسماً پیوند دین با سیاست و محو شعار سکولارها، معنا و مفهوم واقعی یافت. می‌توان نظام سازی امام را پادزهری در برابر زهر گفتار وعمل سکولارها دانست که عالی‌ترین مصداق حضور روحانیان در عرصه سیاست را رقم زد. دقیقاً بر همین اساس است که رهبر معظم انقلاب اسلامی در تبیین رابطه حوزه و حکومت، رابطه تنگاتنگ، تعاملی و حمایتی بیان می‌کنند.

گروه معارف- رجانیوز: چندی پیش طلاب انقلابی حوزه های علمیه در راستای مطالبه گری از سران سه قوه بر سر مسائل اقتصادی، معیشتی و عدالتی تجمعی را برگزار کردند که استاد حسن رحیم پور ازغدی  یکی از سخنران های اصلی آن تجمع  بود. سخنان ایشان که دارای موارد مهم و صحیحی در مسئله تحول حوزه بود که به حاشیه رفته و با انتقال اشتباه مباحث به برخی از علما و مراجع باعث موضع گیری شدید این بزرگواران علیه رحیم پور شد.این در صورتی است که سخنان رحیم پور از جنس سخنان مقام معظم رهبری و حضرت امام خمینی برای اصلاح و اثبات کارآمدی حوزه ها بوده است. در این گزارش به گوشه ای از بیانات مقام معظم رهبری درباره لزوم تحول در حوزه های علمیه خواهیم پرداخت. درفضای غبارآلودِ رسانه های دولتی که تلاش وافر برای به محاق بردن اعتراضات بحق جریان مردمی و انقلابی دارند، رجانیوز این فرصت را غنیمت شمرده برخلاف جهتِ برخی از شخصیت های علمی در تقبیح حرکت مهم اجتماعیِ حوزه در سپهر سیاست و مدیریت کلان، به بازخوانی مبانی نظری و عملی بزرگان و علما در باب «تحول در حوزه» و «نقادی نفوذ سکولاریسم در حوزه» نماید. حجت الاسلام علی اکبر عالمیان نوشت:

 

اکنون که مؤلفه‌های حوزه سکولار و آسیب‌های آن بیان گردید، لازم است تا راه برون رفت از این چالش نیز بیان گردد. بی گمان راه برون رفت از این چالش، دخالت روحانیت در امور سیاسی است. رهبر معظم انقلاب، لزوم این مسأله را در قالب«حوزه انقلابی» مطرح می‌کنند. در واقع از نگاه ایشان، حوزه انقلابی، راه برون رفت از چالش سکولاریسم به شمار می‌آید. با نگاهی به اندیشه رهبر معظم انقلاب، ایشان جهت تبیین حوزه انقلابی مقدمات و مؤلفه‌هایی را بیان می‌کنند. مقدمه اول، نقش تاریخی روحانیت در نهضت‌ها و انقلاب‌ها است. مقدمه دوم نیز دلایل لزوم سیاسی بودن حوزه و روحانیت است. ایشان با ذکر این دو مقدمه، به مؤلفه‌های حوزه انقلابی می‌پردازند.

 

نقش تاریخی روحانیت در نهضت‌ها و انقلاب‌ها

 

رهبرانقلاب در بیان لزوم انقلابی‌گری حوزه‌ها، به شواهد فراوان تاریخی تمسک می‌کنند و با بررسی سیره و رفتار سیاسی علمای بزرگ، نقش تاریخی روحانیت در نهضت‌ها و انقلاب‌ها را مورد تأکید قرار می‌دهند. از نقش«مرحوم سیّدمحمّد کاظم طباطبایی» -صاحب عروه- و بعضی دیگر از مراجع قم، در فتوا به نفع مردم مسلمان لیبی و علیه ایتالیایی‌ها، تا اعلام جهاد مرحوم آیةالله‌العظمی سیّد عبدالحسین لاری وقتی انگلیسی‌ها در بوشهر نیرو پیاده کردند.[1] همچنین فتوای مرحوم شیخ‌الشریعه‌ی اصفهانی ـ مرجع تقلید بزرگ ساکن نجف ـ مبنی بر این که استعمال اجناس مصنوعه‌ در داخل کشور لازم است و مردم باید از استفاده از مصنوعات خارجی اجتناب کنند، تا به این ترتیب دیگران در داخل کشور نفوذ نکنند، و همین طور فتوای میرزای شیرازی دوم ـ مرحوم میرزا محمّدتقی شیرازی ـ در مقابله با انگلیسی‌ها، و فتوای تحریم انتخابات قلّابی انگلیسی‌ها در عراق، نمونه‌ای دیگر از حضور علما در صحنه‌ سیاست است.[2]

 

ایشان به موارد دیگری نیز اشاره می‌کنند. یک جا از فعالیت‌های انقلابی مرحوم حاج آقا نورالله اصفهانی سخن گفته و مبارزات ایشان را در دو بخش تقسیم می‌کنند: «بخشِ مقابله‌ با خارجی؛ و بخشِ مبارزه با استبداد. این دو بخش، کاملاً در زندگی ایشان و در مبارزات ایشان محسوس و قابل تفکیک است؛ لیکن با رضاخان هم که ایشان مبارزه می‌کند، گویی برایش کاملاً روشن است که رضاخان پیش‌کرده‌ همان خارجی است، که آمده.»[3] رهبر معظم انقلاب نقش علما در مشروطیت را نیز بی نظیر می‌دانند. به اعتقاد ایشان: «در مشروطیت، نقش علما نقشی نیست که قابل مقایسه با نقش دیگران باشد. در سال‌های پیش از مشروطیت انجمن‌های پنهانی تشکیل می‌شد و نشست‌های گوناگونی بود که هم علما، هم غیرعلما بودند و آثار آن‌ها در مشروطیت منعکس بود؛ منتها آن چیزی که مشروطیت را به ثمر رساند، این انجمن‌ها نبود؛ آن حضورِ مردمی‌ای بود که جز با فعالیت و تأثیر علما امکان‌پذیر نبود؛ یعنی اگر فتوای آخوند نبود، فتوای آشیخ عبدالله مازندرانی و امثال اینها نبود، اصلاً امکان نداشت این حرکت در خارج تحقق پیدا کند.»[4] نقش بزرگ آیت‌الله مدرس نیز قابل کتمان نیست؛ آنجایی که با فریادهای خود در صحن مجلس ملّی آن روز در مقابله‌ با رضاخان، و تحویل کشور به انگلیسی‌ها از این اقدام وطن فروشانه ممانعت کرد.[5]

 

نقش آیةالله کاشانی نیز قابل کتمان نیست: «مرحوم کاشانی کسی است که به کمک او دکتر مصدّق و دیگر سرانِ نهضت ملی شدن صنعت نفت توانستند حمایت مردم را به این حرکت جلب کنند؛ والّا حمایت مردم جلب نمی‌شد. کسی مصدّق را نمی‌شناخت؛ کسی معنای ملی شدن صنعت نفت را نمی‌دانست؛ توده‌های عظیم مردم که رأی و حضور و اقدام آنها در تحوّلات اجتماعی تعیین‌کننده است، در جریان وارد نبودند و برای آنها توضیح داده نشده بود… مرحوم آیةالله کاشانی به عنوان نماینده‌ مردم تهران و رئیس مجلس آن روز، پشتیبان طرح ملی شدن صنعت نفت شد. نمایندگان مرحوم آیةالله کاشانی به سرتاسر کشور مسافرت می‌کردند…. به این ترتیب در سال ۱۳۲۹ شمسی مردم طرفدار ملی‌شدن صنعت نفت ایران شدند و علی‌رغم این‌که محمدرضا موافق نخست‌وزیری مصدّق نبود، به پشتیبانی حمایت مردمی، مصدّق نخست‌وزیر شد.»[6]

 

وبالاخره باید به نقش بی بدیل روحانیت در پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران پرداخت که نشانه ای آشکار از حضور علما در رأس حرکات انقلابی می‌باشد: «اگر انقلاب اسلامی و امام بزرگوار ما نبود و اگر اسلام پرچمدار انقلاب و تحوّل در این کشور نبود، هیچ امیدی وجود نداشت که سلطه جهنّمىِ تحقیر آمیز آمریکا و حکومت دیکتاتورىِ قسىّ‌القلب پهلوی از این مملکت برکنده شود…. هیچ کانون و مرکزی در ایران وجود نداشت که بتواند ملّت را بسیج کند؛ مگر روحانیت و پرچمداران دین، با شعار دین. در کشور ما این یک تجربه طولانی است؛ اینها را باید با چشم دقّت نگاه کرد.»[7]

 

مجموع این حرکات انقلابی منتج به انقلاب اسلامی ایران شد و این نشان از حضور روحانیون در عرصه سیاست است: «روحانیت، عنصر اصلی در مبارزات پانزده‌ساله‌ منتهی به پیروزی انقلاب و سپس در تشکیل نظام مقدس اسلامی و برافراشتن پرچم اسلام در جهان و در مقاومت پُرشور ملت ایران در برابر تهاجم‌های گوناگون دشمنان و پیش از این‌ها و در طول قرن‌های متمادی، عامل اصلی حفظ معارف اسلامی و ایمان عمیق و صادقانه‌ ملت ایران به مکتب حیات‌بخش اسلام و رشد تفکرات دینی در همه جا بوده است. حضور روحانیون متعهد و مبارز در مرکز مبارزه با رژیم دست‌نشانده‌ امریکا بود که قشرهای گوناگون مردم را به صحنه‌ مبارزه کشانید و مبارزه را شکل عمومی و مردمی بخشید. در همه‌ حوادث بزرگی که ملت ایران یکپارچه در آن شرکت جسته‌اند مانند نهضت مشروطیت و قیام تنباکو نیز حضور علمای دین در پیشاپیش صفوف، تنها عامل این حضور عمومی بوده است.»[8]

 

البته این حرکت های انقلابی منحصر در ایران نبوده و در سایر کشورهای اسلامی نیز وجود داشته است. به عنوان مثال باید به کشور عراق اشاره کرد و نقش و تأثیر رهبری «آیةالله سید عبدالاعلی سبزواری» در قیام مردم عراق علیه رژیم بعث[9] و نقش آیت‌الله خویی به عنوان قطب اصلی نهضت و مرکز صدور حکم قیام اسلامی در نهضت خونین مردم عراق در رمضان سال ۱۴۱۱ هجری قمری اشاره کرد.[10]

 

دلایل لزوم سیاسی بودن حوزه و روحانیت

 

دقیقاً برهمین اساس است که رهبر معظم انقلاب بر سیاسی بودن روحانیت تاکید می نمایند. ایشان به سیره بزرگان دین و علمای مجاهد اشاره می کنند و نتیجه می گیرند که حوزه باید صبغه سیاسی خود را حفظ کند. لزوم سیاسی بودن طلاب و آگاهی های سیاسی حوزویان بارها از سوی ایشان مورد تأکید قرار گرفته است: « حوزه‌های علمیه بایستی از سیاست هرگز دور نمانند. طلاب باید آگاهی سیاسی پیدا کنند. مبادا جریان‌های سیاسی روز، بر ذهن طلاب در حوزه علمیه سبقت بگیرند. طلاب باید در فضای سیاسی حضور داشته باشند؛ بلکه جلوتر از زمان و فکر سیاسی روشن داشته باشند؛ کمااین‌که علمایی که فکر سیاسی روشن داشتند، مفید بودند.»[11] از نگاه ایشان:«طلبه نمی‌تواند و نباید فقط به مطالعه در حجره بسنده کند بلکه بسیار مهم و ضروری است که از مسائل داخلی و جهانی، جریان‌های سیاسی، منفذهای احتمالی نفوذ دشمن و دیگر مسائل مهم،‌ به‌خوبی آگاه باشد.»[12]

 

در این میان بایدمعنای دخالت روحانیت در سیاست و سیاسی بودن طلاب و روحانیان نیز به درستی تبیین شود. آیا سیاسی بودن طلاب به معنای سیاسی کاری و سیاست بازی است؟ آیا به معنای محدود شدن آنان در حصار باندبازی‌ها و جناح بندی‌های معمول جامعه است؟ معظم‌له به این پرسش اینگونه پاسخ می‌دهند: «یکى از چیزهایى که براى ما خیلى مهم است، مسأله‌ «ارتباط با سیاست» است…. باید سیاسى باشید؛ منتها نه به معناى ورود در باندها و جناح‌هاى سیاسى؛ نه به معناى ملعبه و آلت دست شدن این یا آن حزب یا گروه سیاسى، یا سیاست‌بازان حرفه‌اى؛ این مطلقاً مورد نظر نیست؛ بلکه به معناى آگاهى سیاسى، قدرت تحلیل سیاسى، داشتن قطب‌نماى سالم سیاسى که جهت را درست نشان بدهد.»[13] اما دلایل لزوم سیاسی بودن حوزه و روحانیت چیست و چه ضرورتی بر این امر مترتب است. طبق آنچه می توان از دیدگاه مقام معظم رهبری در این مورد بیان کرد، ۶ علت مهم است که ذیلا به آن می پردازیم:

 

1- وابستگی این نظام به روحانیت

 

یکی از مهمترین دلایل لزوم سیاسی بودن حوزه‌های علمیه، وابستگی نظام جمهوری اسلامی به روحانیت و علمای دین است. بر همین اساس لازم است تا روحانیان نسبت به مسائل سیاسی آگاهی کامل داشته باشند:«نظام جمهوری اسلامی به طبیعت خود، نظامی وابسته به علمای دین است؛ و علمای دین، هم از این حیث که در پدید آوردن این نظام سهم وافر را داشته‌اند و هم از این جهت که مردم درباره نظام به آن‌ها مراجعه می‌کنند و هم از این جهت که خود از جهات مختلف و در مشاغل مختلف، در نظام مسؤولند… باید از وضعیت و موجودیت نظام، آن چنان که هست، مطلع باشند؛ نقایص را بشناسند و پیشرفت‌ها را بدانند؛ آن جا که کمک لازم است، آن را تشخیص بدهند؛ آن جا که دشمن به آن توجه پیدا کرده و هدف گرفته است، آن را شناسایی کنند تا بتوانند نقش صحیح خود را در تداوم این نظام ایفا کنند. حوزه علمیه و علمای دین و جوامع دینی و روحانی نمی‌توانند از وضع نظام بی‌خبر باشند و بی خبر بمانند و این بی‌خبری را تحمل کنند.»[14]

 

2- نیاز نظام به روحانیت

 

همان گونه که این نظام وابسته به روحانیت است، به این نهاد نیز نیاز دارد. به اعتقاد رهبر معظم انقلاب: «علت فعّالیت حوزه‌های علمیّه……. نیاز حکومت اسلامی است که در طول تاریخ بعد از حکومت امیرالمؤمنین و امام مجتبی علیهماالصّلاة والسلام، دیگر حکومتی با این خصوصیّات، متکّی بر احکام و مقرّرات دینی تا امروز تشکیل نشده است. این اوّلین بار است که حکومتی بر اساس قرآن تشکیل می‌شود و جامعه‌ای اسلامی ـ با همه مشکلات و زحماتی که این کار داشته و دارد ـ به وجود آمده است. این نظام و حکومت الهی، برای عمل، اوّلاً به معارف و مقرّرات اسلامی احتیاج دارد. ثانیاً در برخی از جاهابه اشخاصی برای اداره بعضی از امور این نظام نیاز است که بایستی این دو نیاز را حوزه‌ها تأمین کنند.»[15]

 

3- مصلحت مردم

 

از منظر رهبر معظم انقلاب، بی‌رغبتی روحانیت نسبت به مسائل سیاسی موجب می‌شود تا مردم نگران شوند. به همین دلیل لازم است تا به خاطر مصلحت مردم، به مسائل سیاسی و انقلابی توجه نمایند: «بدانید که مردم از هر حرکت به سمت رشدِ صحیح جامعه‌ روحانیت، خشنود و خوشحال می‌شوند؛ همچنان که اگر خدای نکرده، روحانیان را سرگرم مسائل شخصی و دنیایی و یا بی‌رغبتی و عدم توجه به مسایل انقلابی و یا غرق شدن در دسته‌بندی‌های سیاسی و غیره ببینند، نگران می‌شوند. وظیفه‌ علمای دین و روحانیون عزیز این است که رضای الهی و مصلحت مردم را بر هر چیز دیگری مقدم بدارند.»[16]

 

دلایل لزوم سیاسی بودن حوزه و روحانیت

 

۴-  نیاز روشنفکران و جوانان

 

حوزه و روحانیت باید به خاطر احساس نیازی که جامعه دانشگاهی و جوان ما دارند، در صحنه حضور داشته باشند و به رفع شبهات واقناع این جامعه بپردازد: «حاجت…..به فعالیّت‌های حوزه علمیّه، نیاز روشنفکران و جوانان است. اینها قشری هستند که در مقابل شبهات قرار می‌گیرند. در همه‌جا اوّلین مخاطب شبهه‌ها، روشنفکران و اهل فکر و اندیشه‌اند که غالباً در میان جوانان و صاحبان فکر و اندیشه و تحصیلکرده‌ها هستند. بسیاری از مردم شبهه به سراغشان نمی‌آید. آنها به شبهه کاری ندارند. ایمانی دارند و بر طبق ایمانشان زندگی خوبی را پیش می‌برند. کسانی که اهل مطالعه‌اند، با دنیا مواجه می‌شوند و درباره اصل دین و اسلام و معارف آن و نیز اصول و فروع و تاریخ دین حرف می‌زنند و مرتباً شبهه القا می‌کنند. کسانی باید باشند تا این شبهه‌ها را برطرف کنند. تأمین این افراد به عهده حوزه‌های علمیّه است. البته کسانی که در غیر حوزه‌ها هستند، ممکن است بتوانند این کار را انجام دهند؛ لیکن متصدّی اصلی، انصافاً حوزه‌های علمیه و علمای دینند. اینها اوّلین کسانی هستند که باید شبهه‌ها را برطرف کنند.»[17]

 

۵- تنقیح و تبیین مقررات و احکام اسلامی

 

یکی دیگر از علل نیاز حضور روحانیت در صحنه، لزوم تنقیح و تبیین مقررات و احکام و معارف اسلامی است که از هیچ نهادی غیر از نهاد حوزه ساخته نیست. به اعتقاد رهبر معظم انقلاب:« نظامی بر اساس اسلام تحقق پیدا کرده است و موفقیت و عدم موفقیت آن در دنیا و تاریخ، به حساب اسلام گذاشته خواهد شد؛ چه من و شما بخواهیم و چه نخواهیم. این نظام، بر محور تفکرات اسلامی بنا شده و بایستی برمحور مقررات و بینش‌های اسلامی اداره بشود. این تفکرات و بینش‌ها و مقررات، در کجا بایستی تحقیق و تنقیح بشود؟ این استفهام‌ها، در کجا باید پاسخ داده بشود؟ اگر حوزه علمیه……….تنقیح و تبیین مقررات و احکام و معارف اسلامی را – که نظام با آنها حرکت خواهد کرد – به عهده نگیرند، چه کسی باید به عهده بگیرد؟ حوزه‌ها بایستی این مسؤولیت را احساس بکنند.»[18]

 

۶-  صدای رسا و امین اسلام

 

از منظر رهبر معظم انقلاب، روحانیان امین‌ترین‌ و رساترین‌ زبان‌ها جهت بیان مسائل دارند  و باید به تبیین ابعاد خدمات انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بپردازند: «علما و روحانیان‌ امین‌ترین‌ و رساترین‌ زبان‌ها را جهت‌ تبیین‌ مسائل‌ دارند و باید عظمتی‌ را که‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ برای‌ اسلام‌ ایجاد کرده‌ است‌ نشان‌ دهند و آفاقی‌ را که‌ در مقابل‌ چشم‌ مسلمانان‌ جهان‌ قرار داده‌ بنمایانند و امیدی‌ که‌ برای‌ آنان‌ به‌وجود آورده‌ تبیین‌ کنند، از اینرو آشنایی‌ هر چه‌ بیشتر با مسائل‌ مهم‌ نظام‌ اسلامی‌ از وظایف‌ اصلی‌ روحانیان‌ است‌ تا برنامه‌های‌ نظام‌ را در زمینه‌ پیشرفت‌ امور برای‌ عموم‌ مردم‌ بویژه‌ جوانان‌ تشریح‌ کنند.»[19]

 

۷- عجین بودن سیاست با ذات روحانیت

 

یکی از مهم‌ترین دلایل لزوم سیاسی بودن حوزه و روحانیت این است که سیاست با روحانیت عجین شده است. به تعبیر رهبر معظم انقلاب: «كناره‌گیری از سیاست درست نیست و كار روحانی شیعه نیست.»[20] دقیقاً بر همین اساس است که «هیچ کس در عالم روحانیت، اگر انصاف و خرد را میزان قرار دهد، نمی‌تواند خودش را از نظام اسلامی جدا بگیرد …»[21] به همین خاطر: «حوزه و روحانیت نسبت به نظام دینى بى‌تفاوت نیست. هیچ روحانى‌اى، هیچ عالم دینى، هیچ خادم اسلامى نمی­‌تواند نسبت به نظامى که بر اساس اسلام پدید آمده است، با انگیزه‌ى اسلام حرکت کرده است و کار می­کند، بى‌تفاوت باشد؛ نمی‌تواند خود را بیگانه به حساب بیاورد.»[22]

 

نظام جمهوری اسلامی؛ مصداق بارز حوزه ضد سکولاری

 

تاسیس نظام جمهوری اسلامی توسط روحانیت را باید مصداق بارز حوزه ضد سکولاری وحضور روحانیان در عرصه سیاست دانست.وجود فقیه سیاستمدار مجاهد بزرگی به نام حاج آقاروح الله خمینی معنا ومفهوم ویژه ای به حوزه ضد سکولاری داد.ایشان که دغدغه دفاع ازدین راداشتند  از بی تفاوتی برخی از روحانیان نسبت به وقایع پیرامون رنج می بردند و نسبت به آن واکنش نشان می‌دادند. ایشان برخی از مراجع تقلید گذشته را به علت تسامح و مماشات با حاکمان مسئول می دانستند[23] و وقتی سکوت آنها رادربرابر برخی قانون ستیزی‌ها را می‌دید فریاد بر می‌آورد: «وای بر این علمای ساکت! وای بر این نجف ساکت! این قم ساکت! این تهران ساکت! این مشهد ساکت! این سکوت مرگبار، اسباب این می‌شود که زیر چکمه اسرائیل، به دست همین بهاییان، این مملکت ما، این نوامیس ما، پایمال بشود. وای بر ما و بر این اسلام! وای بر این مسلمین! ای علما، ساکت ننشینید، نگویید علی مسلک شیخ رضوان الله علیه والله شیخ اگر حالا بود تکلیفش این بود».[24] تأسیس نظام اسلامی پاسخی مناسب به اندیشه خطرناک حوزه سکولاری و بی اثر بود؛ اندیشه‌ای که درتلاش بود تا کارکرد روحانیت را تنها در محراب مساجد جستجو کند. با تأسیس این نظام، روحانیت اصیل نقش محوری در اداره امور کشور پیدا کرد و رسماً پیوند دین با سیاست و محو شعار سکولارها، معنا و مفهوم واقعی یافت. می‌توان نظام سازی امام را پادزهری در برابر زهر گفتار وعمل سکولارها دانست که عالی‌ترین مصداق حضور روحانیان در عرصه سیاست را رقم زد. دقیقاً بر همین اساس است که رهبر معظم انقلاب اسلامی در تبیین رابطه حوزه و حکومت، رابطه تنگاتنگ، تعاملی و حمایتی بیان می‌کنند.

 

۱- حس همذات پنداری

 

نکته اولی که می‌توان از دیدگاه ایشان استنباط کرد، وجود حس همذات پنداری حوزه نسبت به نظام است؛ به این معنا که «نظام، مرتبط و متصل و همزاد است نسبت به روحانیت. اگر روحانیت نبود، شما بدانید این نظام تشکیل نمی‌شد؛ این انقلاب پیروز نمی‌شد. ….اگر جامعه‌ روحانیت نبود، این انقلاب پیروز نمی‌شد؛ تا صد سال دیگر هم پیروز نمی‌شد.»[25] بنابر این حوزه باید« نظام جمهوری اسلامی  را از خود بداند.»[26] ایشان هم حوزه را مادر و مولد نظام می‌دانند: «حوزه علمیه‌ قم مادر این نظام است؛ به وجود آورنده و مولد این انقلاب و این حرکت عظیم است. یک مادر چگونه می‌تواند از زاده‌ خود، از فرزند خود غافل بماند، نسبت به او بى‌تفاوت باشد، در هنگام لازم از او دفاع نکند؟ ممکن نیست.»[27] و هم اینکه خود را سرباز پادر رکاب نظام قلمداد کند: «حوزه‌هاى علمیه باید خود را سربازان نظام بدانند، براى نظام کار کنند، براى نظام دل بسوزاند، در خدمت تقویت نظام حرکت کنند؛ و این درست عکس آن چیزى است که سیاست سرویس‌هاى امنیتى انگلیس، آمریکا، اسرائیل  و دیگران دنبال می‌کنند. آنها تلاش می‌کنند بلکه بتوانند یک منفذى پیدا کنند… براى اینکه فاصله‌ى بین نظام و روحانیت را برجسته کنند؛ القاء کنند که چنین فاصله‌اى وجود دارد. »[28]

 

۲- نیاز متقابل

 

نکته دومی که در این مورد می‌توان از دیدگاه رهبر انقلاب استنباط کرد، نیاز متقابل حوزه و نظام به هم می‌باشد. حوزه به نظام احتیاج دارد: «حوزه‌ علمیه در این دوران، جوهر حیات و رشد و بالندگی خود را مرهون انقلاب اسلامی و امام عظیم‌الشأن آن و مجاهدت‌های ایثارگرانی است که به عشق دین خدا و به امید حاکمیّت آن، جان و تن خود را به میدان فداکاری بردند.»[29] به تعبیر ایشان: «انقلاب اسلامی که از حوزه و به رهبری برجسته‌ترین فرزندان و تربیت شدگان آن، سر کشید و امواج جهانی را در جهت عکس تدابیر و امیدهای استکبار، هدایت کرد، حوزه‌ی علمیه را نیز درخشش و جذابیت و اعتباری تازه داد و بذر امید و روشن‌بینی و عشق به حرکت را در آن کاشت.»[30] چرا حوزه به نظام مدیون است؟ به این خاطر که: «نظام اسلامى یک امکان عظیمى را در اختیار داعیان الى‌اللّه و مبلّغان اسلام قرار داده. کِى چنین چیزى در اختیار شما بود؟ امروز یک طلبه‌ى فاضل در تلویزیون مى‌نشیند نیم ساعت حرف می‌زند، ده میلیون، بیست میلیون مستمع از روى شوق به حرف او گوش می‌دهند. کِى چنین چیزى براى من و شما در طول تاریخ روحانیت، از اول اسلام تا حالا، وجود داشته؟ این اجتماعات بزرگ کِى وجود داشت؟ این نمازجمعه‌ها کِى وجود داشت؟ این همه جوان مشتاق و تشنه‌ معارف کِى وجود داشت؟ … این فرصت تا امروز کِى براى روحانیت وجود داشت؟»[31]  از آن طرف هم نظام احتیاج متقابل نسبت به حوزه دارد: «خون پاک علماء و فضلاء و طلّابی که در این راه جامه‌ شهادت پوشیدند، به این نهال الهی رشد و رونقی بی‌سابقه بخشید و آن را تا دوران‌های طولانی بیمه کرد.»[32] چرا نظام به حوزه نیاز دارد؟ زیرا: «امروز دستگاه قضایی در زمینه فقهی، نیازمند حوزه‌های علمیّه است و دستگاه‌های اجرایی و قانونگذاری، بیشتر احتیاج دارند. دانشگاه‌ها، نیروی نظامی، كارخانه‌ها و تمام اقشار ملت، نیازمند حوزه‌های علمیّه‌اند. همچنین، این نظام، در رأس خود كسی را می‌خواهد كه پرورده این حوزه‌ها باشد. این همكاری و همگامی، باید به شكل صحیحِ آن باشد.»[33] در یک کلام: «اگر نیاز جامعه و حکومت اسلامی و اقامه‌ی آن مطرح است، می‌بایست حوزه‌ علمیّه آن را تأمین کند.»[34]

 

۳- لزوم تعامل و تعاون

 

نکته سومی که از فرمایشات رهبر انقلاب استنباط می‌شود، لزوم تعامل و تعاون حوزه و نظام است: «ارتباط حوزه‌ علمیه با نظام اسلامی در تدوین اصول اساسی و پایه‌های مقررات اسلامی خلاصه نمی‌شود، بلکه ربط این دو، در همه‌ ابعاد، ربط منطقی و مبّنی بر تعاون است. نظام اسلامی، حوزه‌ علمیه را همچون پشتوانه معنوی خود عزیز می‌دارد، و حوزه علمیه، نظام اسلامی را همچون فضای مناسبی برای رشد و تکامل خود مغتنم می‌شمرد. هر یک، کمک و پشتیبان آن دیگری است، این درک و احساس دو جانبه باید روز بروز قوی‌تر و واقعی تر گردد.»[۱۹] به تعبیر ایشان:«نظام جمهوری اسلامی به طبیعت خود، نظامی وابسته‌ به علمای دین است؛ و علمای دین، هم از این حیث که در پدید آوردن این نظام سهم وافر را داشته‌اند و هم از این جهت که مردم درباره‌ نظام به آن‌ها مراجعه می‌کنند و هم از این جهت که خود از جهات مختلف و در مشاغل مختلف، در نظام مسؤولند.»[۲۰]

 

این سه مسئله یعنی: حس همذات پنداری، نیاز متقابل و لزوم تعامل و تعاون به یک مسئله مهم‌تر منتهی می‌شود که آن، مسئله «نسبت بین حوزه و نظام اسلامی» است.

 



[1]- بیانات در دیدار جمعی از روحانیون ۱۴/ ۱۲/ ۱۳۷۰.

[2]- همان.

[3]- بیانات در دیدار اعضای همایش مرحوم حاج آقا نورالله اصفهانی ۱۵/ ۵/ ۱۳۸۴.

[4]- بیانات در دیدار شورای مرکزی و کمیته‌‌های علمی همایش صدمین سالگرد مشروطیت ۹/۲/ ۱۳۸۵.

[5]- بیانات در دیدار اعضای انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان‌ ۱۹/ ۲/ ۱۳۸۶.

[6]- بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ ۲۰/ ۸/ ۱۳۸۰.

[7]- بیانات در سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) ۱۴/ ۳/ ۱۳۸۱.

[8]- پیام به مناسبت اولین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) ۱۰/ ۳/ ۱۳۶۹.

[9]- پیام تسلیت به مناسبت ارتحال آیت‌الله العظمی سید عبدالاعلی سبزواری ۲۷/ ۵/ ۱۳۷۲.

[10]- پیام تسلیت در پی ارتحال آیت‌الله‌العظمی خویی ۱۸/ ۵/ ۱۳۷۱.

[11]- بیانات در آغاز درس خارج فقه ۲۰/ ۶/ ۱۳۷۳.

[12]- دیدار علما و فضلا و روحانیون و طلاب استان یزد با رهبر انقلاب۱۲/ ۱۰/ ۱۳۸۶.

[13]- بیانات در جمع روحانیون استان سمنان ۱۷/ ۸/ ۱۳۸۵.

[14]- بیانات در جمع علما و مدرّسان و فضلای حوزه‌ی علمیه‌ی قم ۳۰/ ۱۱/ ۱۳۷۰.

[15]- بیانات در آغاز درس خارج فقه‌ ۱۴/۶ ۱۳۷۴.

[16]- بیانات در دیدار جمعی از علما و طلاب حوزه‌ی علمیه‌ی قم و مدارس علمیه‌ی تهران ۲/ ۱۲/ ۱۳۶۸‌.

[17]- بیانات در آغاز درس خارج فقه‌ ۱۴/۶ ۱۳۷۴.

[18]- بیانات در دیدار مجمع نمایندگان طلّاب ۷/ ۹/ ۱۳۶۸.

[19]- بیانات دردیدار روحانیون‌ استان‌ مازندران‌ با رهبر انقلاب۱۸/ ۲/ ۱۳۷۲.

[20]- بیانات در دیدار روحانیون استان سمنان ۱۷/ ۸ ۱۳۸۵.

[21]- بیانات در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالی ۱۹/ ۷/ ۱۳۹۱.

[22]- بیانات در دیدار طلاب و فضلا و اساتید حوزه علمیه قم‌ ۲۹/ ۷/ ۱۳۸۹.

[23]- صحیفه امام، ج ۱، ص ۳۱۱.

[24]- همان، ص ۱۵۹.

[25]- بیانات در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالی ۱۹/ ۷/ ۱۳۹۱.

[26]- بیانات در جمع اساتید، فضلا و طلاب حوزه علمیه قم در مدرسه فیضیه۱۴/ ۷/ ۱۳۷۹.

[27]- بیانات در دیدار طلاب و فضلا و اساتید حوزه علمیه قم‌ ۲۹/ ۷/ ۱۳۸۹.

[28]- بیانات در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالی ۱۹/ ۷/ ۱۳۹۱.

[29]- پیام به جامعه‌ی مدرسین حوزه علمیه قم به مناسبت تشکیل شورای سیاستگذاری حوزه ۲۴/ ۸/ ۱۳۷۱.

[30]- پیام به جامعه‌ی مدرسین حوزه علمیه قم به مناسبت تشکیل شورای سیاستگذاری حوزه ۲۴/ ۸/ ۱۳۷۱.

[31]- بیانات در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالی ۱۹/ ۷/ ۱۳۹۱.

[32]- پیام به جامعه‌ی مدرسین حوزه علمیه قم به مناسبت تشکیل شورای سیاستگذاری حوزه ۲۴/ ۸/ ۱۳۷۱.

[33]- بیانات در دیدار جمعی از روحانیون ۱۶/ ۹/ ۱۳۷۴.

[34]- بیانات در آغاز درس خارج فقه‌ ۱۴/ ۶/ ۱۳۷۴.