هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

سه شنبه 9 مرداد 1397 ساعت 13:58
سه شنبه 9 مرداد 1397 13:35 ساعت
2018-7-31 13:58:22
شناسه خبر : 290558
مأمون در پیامی به امام رضا (ع) می‌گوید اسلام ناب را به‌صورت موجز و مختصر توضیح بدهید! سپس امام رضا (ع) جواب مفصلی به او می‌دهد و در نامه‌ای برای مأمون دقیقاً با عبارت «اسلام ناب» به توضیح آن پرداختند، لغت اسلام ناب را امام خمینی (س) از امام رضا (ع) گرفتند.
مأمون در پیامی به امام رضا (ع) می‌گوید اسلام ناب را به‌صورت موجز و مختصر توضیح بدهید! سپس امام رضا (ع) جواب مفصلی به او می‌دهد و در نامه‌ای برای مأمون دقیقاً با عبارت «اسلام ناب» به توضیح آن پرداختند، لغت اسلام ناب را امام خمینی (س) از امام رضا (ع) گرفتند.

گروه سیاسی- رجانیوز: محمدصادق شهبازی در جلسه درسگفتارهای جنگ فقر و غنا گفت: عدالت به دلیل ماهیتی که دارد همیشه در اولویت قرار دارد و همانند برخی آرمان ها مثل آزادی، حد نمی خورد.

 

به گزارش «رجانیوز»، محمدصادق شهبازی، در دومین جلسه از سلسله درس‌گفتارهای تابستانه با عنوان «جنگ فقر و غنا» که به همت «مدرسه انقلاب سلامی» در حسینیه هنر برگزار شد، در سخنانی گفت: بنای ما در درس‌گفتارهای «جنگ فقر و غنا» نه بحث‌های نظری صرف در مورد عدالت اجتماعی است و نه بررسی یکسری از بحث‌های روز یا بحث‌های مهارتی. ما می‌خواهیم اندیشه اجتماعی انقلاب اسلامی در حوزه عدالت را با استفاده از نگاه متفکران انقلاب و مبانی دینی خود ناظر بر بحث عدالت اجتماعی و مسائل اصلی آن پیگیری کنیم که ببینیم انقلاب اسلامی، متفکرانش و سایرین، ناظر به مسائل کلان عدالت اجتماعی، چه بحثی داشتند و امروز برای پیگیری بحث عدالت اجتماعی چه وظیفه‌ای بر دوش ما قرار دارد و کجا باید به‌دنبالش باشیم.

 

این پژوهشگر اندیشه اسلامی یادآور شد: مأمون در پیامی به امام رضا (ع) می‌گوید اسلام ناب را به‌صورت موجز و مختصر توضیح بدهید! سپس امام رضا (ع) جواب مفصلی به او می‌دهد و در نامه‌ای برای مأمون دقیقاً با عبارت «اسلام ناب» به توضیح آن پرداختند، لغت اسلام ناب را امام خمینی (س) از امام رضا (ع) گرفتند.

وی عنوان کرد: امام رضا (ع) در این پیام، ابتدا در مورد توحید ذاتی، صفاتی و افعالی سخن گفته و اقتضائات آن را بیان می‌کنند که توحید یک خروجی واقعی درصحنه عمل دارد.

 

شهبازی اظهار داشت: امام رضا (ع) بعدازاینکه یک سری از احکام را توضیح می‌دهند، شروع به بررسی ابعاد اجتماعی احکام می‌کنند. ایشان می‌فرمایند «وَ لَا صَلَاةَ خَلْفَ الْفَاجِرِ وَ لَا يُقْتَدَى إِلَّا بِأَهْلِ الْوَلَايَةِ» یعنی عدم ولایت و نسبت داشتن به جبهه غیر حق حتی در نماز که مسئله‌ای فردی هست برای ما مهم است.

نویسنده کتاب «تشکل دهه پیشرفت» با اشاره به بخش‌های دیگری از پاسخ امام رضا (ع) به مأمون و بیان اینکه این پیام به‌اندازه خطبه فاطمیه دارای اهمیت فراوانی است، تصریح کرد: در بحث الهیات عدالت‌خواهی ما به دنبال این هستیم که تصویری از نگاه متون پایه دینی نسبت به عدالت اجتماعی ارائه بدهیم.

 

در نگاه دینی، نه فرد فدای جامعه می‌شود و نه جامعه فدای فرد

وی با اشاره به تعاریف مختلفی از عدالت تا امروز مطرح‌شده، ادامه داد: حدیثی منسوب به امیرالمؤمنین (ع) است که در تعریف عدالت می‌فرمایند «اعطاء کل ذی حق حقه»؛ یعنی حق هر صاحب حقی به او داده می‌شود. بخش زیادی از جریان سنتی ما این حق را صرفاً حقوق افراد می‌بینند، اما مسئله فراتر از این است و همه صاحبان حق اعم از جامعه، محیط‌زیست و... را شامل می‌شود. عدالت به‌مثابه توازن نگاه ارسطویی است و حضرت علی(ع) در جای دیگری می‌فرمایند یکی از نتایج عدل این می‌شود که هر چیزی جای خودش قرار می‌گیرد و توازنی ایجاد می‌شود و تعریف عدل را فراتر می‌بینند.

 

شهبازی اضافه کرد: تعریف ما همین سخن حضرت علی (ع) است که می‌فرمایند «اعطاء کل ذی حق حقه». این نگاه جامع دغدغه‌های همه تعاریف مثل توازن، شایستگی‌ها، برابری و مساوات در فرصت‌های عمومی، انصاف و بی‌طرفی، مراعات عموم و مصلحت جمع و فرد است و تمامی این تفاسیر را در خود جای می‌دهد.

 

وی عنوان کرد: به‌صورت کلی در متون دینی ما عدل و حق بسیار به هم وابسته است. لیبرال‌ها اصالت را به فرد می‌دهند که در آن، دولت حداقلی داریم که کارش صرفاً جلوگیری از تجاوز افراد به حقوق یکدیگر است. از طرف دیگر چپ‌ها اصالت را به جامعه می‌دهند که در آن شاهد دولتی حداکثری هستیم که تا می‌تواند دخالت می‌کند و وظیفه آن دفاع و حمایت از مصالح جامعه است؛ اما نگاه دینی، جامعیت دارد و نه فرد فدای جامعه می‌شود و نه جامعه فدای فرد.

 

نویسنده کتاب «کدام انتظار؛ انتظار انقلابی یا انحرافی؟!» اظهار داشت: یکی از نقاط اختلاف در عدالت اجتماعی، حوزه مالکیت است. لیبرال‌ها اصالت را به مالکیت فرد می‌دهند و خروجی آن کاپیتالیسم می‌شود. چپ‌ها هم یا از اساس به مالکیت فردی قائل نیستند یا دایره کمی برایش قائل هستند که در اینجا به محوریت دادن به مالکیت عمومی و دولتی می‌رسیم.

 

شهبازی اضافه کرد: جهان جدید بر اساس همین مالکیت و اصالت سرمایه بنانهاده شده است و باید ببینیم در نگاه دینی ما حدود مالکیت و دولت چیست؟ نقطه دیگر دعوا این است که ارزش با چه چیزی است؟ لیبرال‌ها ارزش را به سرمایه می‌دهند و نتیجتاً منافع کارفرما موضوعیت پیدا می‌کند؛ اما منطق چپ ارزش را صرفاً به کار و حق را به نیروی کار می‌دهد. نگاه دینی ما ضمن اصالت دادن به ارزش کار، حقوقی برای کارفرما و صاحب سرمایه قائل است، اما آن را هم محدود می‌کند. در این چارچوب کف و سقفی را برای حقوق کارگر و کف و سقفی را برای حقوق صاحب سرمایه ‌داریم و در بین این دو حد، جایی نیز برای چانه زدن و تراضی طرفین.

 

دبیر اسبق جنبش عدالت‌خواه دانشجویی یادآور شد: در چارچوب نگاه دینی ما در محوریت به ارزش کار، برای مال حدود و چارچوب‌هایی تعیین می‌شود و یکسری از استفاده‌ها از مال و سرمایه را «اکل مال به باطل» می‌داند. لذا این منطق که پولی، پول می‌آورد در منطق دینی ما معنی ندارد. باید کار واقعی انجام شود. شرح لمعه را اگر ببینید، چیزی را که بدون تحقق مالکیت و حیازت واقعی جابجا شود، صحیح نمی‌داند. چنان‌که امروز در بسیاری بورس‌بازی‌ها با آن مواجهیم. لذا با این منطق دلالی را در این معنا که صرفاً کسی بدون انجام کار واقعی با دست‌به‌دست کردن چیزی صاحب شود رد می‌کند. مگر اینکه کار واقعی انجام شود، جالب است در روایت استثنا هم کرده که مثلاً اگر خیاطی پارچه را بریده و به دیگران داده بدوزند اشکال ندارد، اما اگر صرفاً کاری را گرفته و بدون هیچ کار واقعی سود برده، مصداق اکل مال به باطل دانسته شده است.

 

مهمترین هدف اجتماعی دین اجرای عدالت است، اما این هدف نهایی دین نیست

وی عنوان کرد: در مورد عرصه‌های عدالت ما گاهی به حوزه‌های آن مثل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی نگاه می‌کنیم گاهی هم به‌نوع عدالت-بی‌عدالتی نظر داریم که سه عرصه کلان فقر، فساد و تبعیض که رهبر انقلاب فرمودند در اینجا موضوعیت دارد.

 

شهبازی با اشاره به سخن پیامبر (ص) مبنی بر اینکه فقر، مرگ است، توضیح داد: نکته قابل‌توجه در متون دینی ما این است که در مورد افراد فقیر، به ریشه‌ها کار دارد، مثلاً تبعیض جزو مهم‌ترین ریشه‌های فقر دیده می‌شود. اما مثل بسیاری از این استادهای دانشگاهی نمی‌گوید که برویم برخورد ریشه‌ای کنیم. بلکه می‌گوید به وضعیت آحاد فقرای جامعه هم موردی باید رسیدگی کرد.

 

این پژوهشگر تصریح کرد: فقری که داریم حاصل مناسبات غلط سرمایه‌داری و استعماری در جامعه است. فقر دیگری هم داریم که حاصل تبعیض است. این تبعیض‌ها فقر درست می‌کند و فرد نمی‌تواند تحرک اجتماعی درست داشته باشد. فقر زمانی به دلیل روابط سرمایه‌داری و نابرابری حاصل از آن ایجاد می‌شود و یک زمان ‌هم به دلیل روابط استعماری پدید می‌آید که مثال بسیار روشن آن آفریقاست.

 

وی ادامه داد: متون دینی ما فقط به فقرا کار ندارد بلکه به عوامل ایجاد فقر هم می‌پردازد. مهم‌تر از همه به تبعیض می‌پردازد که این اختلاف طبقاتی چگونه بر میزان و وضعیت فقر تأثیر می‌گذارد. در متون دینی برای هدف خلقت چند دلیل داریم. یک هدف این است که می‌گوید آدم‌ها آمده‌اند که عبودیت و معرفت پیدا کنند و اصلاً هدف خلقت این است. آیه دیگر این است که مردم خودشان بیایند و اقامه قسط کنند؛ یعنی مهم‌ترین هدف اجتماعی دین اجرای عدالت اجتماعی است؛ اما این هدف نهایی دین نیست. عبودیت و معرفت و معنویت هدف نهایی است. اینجا خط ما با دیدگاه‌های چپ و راست هم جدا می‌شود.

 

این فعال فرهنگی افزود: همچنین در متون دینی ما اشاره‌شده که هر دو طرف ظالم و مظلوم در آتش هستند. صرفاً نمی‌گوید که ثروتمندان بیایند برای فقرا کاری کنند. یک‌طرفه نیست که بگوید یک سری فقیر داریم و باید به آن‌ها کمک کرد، بلکه باید خود مستضعفین به پا خیزند و مسئولین و نخبگان جامعه هم نابرابری‌هایی که به فقر و استضعاف ازیک‌طرف و به اشرافیت و اتراف(شادخواری) از سوی دیگر انجامیده رفع کنند. خطبه منا یکی از کامل‌ترین و جامع‌ترین متن‌هایی است که هم در مورد عدالت و عرصه‌های عدالت و هم در مورد مسئولیت در مورد عدالت اجتماعی صحبت کرده است؛ و هم از امام حسین (ع) و هم امیرالمؤمنین (ع) نقل‌شده آنجا می‌گوید باید بایستید و مستقیماً با ظلم درگیر شوید.

 

شهبازی ادامه داد: متون دینی ما نسبت به پرداختن به مسئله فقر بسیار جدی است. دایره‌ای که برای فقر ترسیم کرده اصلاً محدوده کوچکی نیست. می‌گوید تا جایی که فقیر است و نیاز دارد باید تأمین شود که بتواند خرج سالش را بدهد، خانه و ماشینی داشته باشد و به‌حدی برسد که بتواند خودش انفاق کند و به حج برود.

 

الگوی فقر ستیزی انقلاب، صرفا توزیع پول نیست

این پژوهشگر اقتصاد سیاسی خاطرنشان کرد: برخی از فقها در کتب و سخنان خود از این‌که متون دینی ما برای فقرا و مستضعفین، حق معلوم در اموال مردم و توانگران قائل شده‌اند، این نتیجه را گرفته‌اند که این اموالی که در دست فرد غنی قرار دارد و نمی‌دهد مال فرد فقیر است و چون مال او است می‌تواند برود و آن را بردارد و اگر درگیر شوند حتی اگر فرد غنی را بکشد قتل حساب نمی‌شود و خودش هم اگر کشته شود شهید محسوب می‌شود. البته این موضوع را نمی‌توان الآن اجرا کرد زیرا کل نظام اجتماعی بهم می‌خورد؛ اما مهمش این است که ماجرا از نگاه خیریه‌ای فراتر است و نگاه دینی ما به رفع استضعاف و عوامل نابرابری کار دارد.

 

وی اضافه کرد: ابتدای انقلاب، امام خمینی (ره) بحث تعدیل ثروت را در بحث تقسیم زمین‌ها مطرح کردند. این بحث جالبی است که کل جناح‌بندی جمهوری اسلامی هم از اینجا شکل گرفت. در این طرح مرحوم شهید بهشتی، آقای مشکینی و مرحوم منتظری چارچوبی برای تقسیم زمین مطرح کردند.

 

این نویسنده یادآور شد: یک بلوا و ولوله ای با ارائه این طرح به پا شد. این طرح سه بند داشت. اول اینکه زمین‌های رژیم سابق گرفته و بین محرومین توزیع شود. دوم، زمین‌هایی هستند که از مردم به‌زور گرفته‌شده است و سومین مورد، در مورد زمین‌هایی موسوم به زمین‌های بزرگ بود.

 

شهبازی عنوان کرد: امام خمینی (ره) محکم پشت این طرح قرار گرفتند. در بند ج این طرح گفته‌شده بود زمین‌های بزرگی که بیشتر از نیاز واقعی فرد در منطقه‌ای قرارگرفته باشد گرفته و بین مردم تقسیم می‌شوند، تقریباً کل جریان سنتی علیه امام قیام کردند و درنهایت نیز اعتراضات جلوی ادامه طرح را گرفت.

 

دبیر اسبق جنبش عدالت‌خواه دانشجویی اظهار داشت: الگوی فقر ستیزی ابتدای انقلاب صرفاً این نبود که پول جمع کنیم و به نیازمندان و فقرا بدهیم. حتی نهادهای استضعاف ستیزی مثل جهاد سازندگی، بنیاد مسکن، بنیاد مستضعفان و کمیته امداد امام هم این‌گونه نبودند؛ اما در این سال‌های اخیر و از دهه 70 رفع استضعاف و عوامل نابرابری به کمک به فقرا تقلیل داده شد.

 

این نویسنده تصریح کرد: در متون دینی آمده که اگر شما در جامعه خودت فقیر دارید که شب سر خود را روی بالش می‌گذارد و هم‌وغم شما رفع نیاز او نیست، شما دین ندارید. امام رضا (ع) دریکی از سخنان خود به این موضوع اشاره می‌کنند که مالکیت افراد بر روی مال نه‌تنها حقیقی نیست بلکه اعتباری است. در متون دینی ما، مال نه مثبت و نه صرفاً منفی است. بلکه می‌گوید مال چیزی است که اصلاً جامعه با آن قوام پیدا می‌کند. مال چیزی است که می‌توانیم با آن رشد اجتماعی و معنوی کنیم؛ اما نحوه مواجهه با همین مال، مثبت و منفی درست می‌کند. شما دربند آن هستید یا نه؟ شما آن را در جای درست مصرف می‌کنید یا نه؟

 

وی گفت: تصویری که از عدالت، زهد و ساده زیستی درست کردیم این است که انگار همه نان جو بخوریم و در فضای شکسته و بسته حضورداشته باشیم؛ اما نه همه این نیست و حتی این موضوع در زندگی اهل‌بیت هم متغیر بوده است. موضوع زهد، به بهره‌برداری از نیاز واقعی برمی‌گردد و در این چارچوب، کف و سقفی دارد. کف آن این است که شما به عسر و حرج برسید، سقف آن‌هم عرف جامعه است که از آن فراتر نروید. زهد برای افرادی با شرایط و موقعیت متفاوت، فرق دارد. ما همین را در ماجرای آنچه خمس به آن تعلق می‌گیرد هم داریم، مثلاً کسی که رفت‌وآمد بیشتری دارد اگر لوازم خواب یا پذیرایی بیشتر داشته باشد، متعلق خمس نیست.

 

شهبازی افزود: امام گفتند کاخ‌نشینی خوی کاخ‌نشینی می‌آورد. این چیزی که بد است خود کاخ‌نشینی نیست بلکه خوی کاخ‌نشینی است. ولی خاصیت کاخ‌نشینی همین است. شما فراتر از نیاز واقعی و عرف جامعه بروید زهد را زیرپاگذاشته‌اید و خود و بقیه را فاسد کرده‌اید.

 

فعال اسبق دانشجویی ادامه داد: روایات ما می‌گویند که خداوند روزی همه را ضمانت کرده است؛ اما ما می‌بینیم که تبعیض است. یک عده روزی کم دارند و گروهی دیگری روزی زیادی دارند. نگفته که به همه شما برابر می‌دهیم. حتی در قرآن آمده است که ما برخی از شما را مسخر بعضی دیگر کرده‌ایم. کفی از روزی برای هرکس فراهم است. بخشی از آن به نسبت کار و تلاش شما معین می‌شود و بر اساس آن کم‌وزیاد می‌شود. بخشی را هم ممکن است اغنیا از شما با روابط تبعیض‌آمیز یا ندادن حقوق دینی بدزدند که نسبت به آن ضامن‌اند؛ که در روایات هم همین را داریم اما کفی از آن تضمین‌شده است.

 

وی خاطرنشان کرد: روایات ما می‌گوید مسئولین باید معیشت خود را متناسب با مردم ضعیف قرار دهند. این به‌معنای کارتن‌خوابی مسئولین نیست. امیرالمؤمنین (ع) هم همانند خرابه‌نشین‌ها زندگی نمی‌کرد؛ اما سطح زندگی‌اش را از معدل مستضعفین بالا نمی‌برد. انتظار از مسئولین زندگی مثل خرابه‌نشین‌ها و کارتن‌خواب‌ها نیست، نباید جوری زندگی کند که عموم مردم مستضعف نمی‌توانند، اما نباید هم جوری زندگی کند که خدمت‌رسانی به عموم و همان مستضعفین هم برایش مختل شود، یعنی چیزی بین متوسط زندگی مردم و متوسط زندگی مستضعفین.

 

این نویسنده اضافه کرد: تئوریسین اصلی انقلاب شهید مطهری درزمانی که ما مردم را برای انقلاب تهییج می‌کردیم می‌گفت نباید بین یک حقوق مسئول عادی با یک کارگر فاصله باشد، اما امروز تبعیض را به رسمیت می‌شناسند. منطق شهید مطهری این بود که تبعیض به‌واسطه طبقه‌بندی شغلی را اصلاً دین به رسمیت نمی‌شناسد، بلکه مهم این است که فرد چقدر کارایی دارد و مفید است. دوم، همین‌که فردی مدیر شده منزلتی برای او قائل هستند که آن کارگر به دلیل کارگر بودن آن منزلت را ندارد که این موضوع همان تفاوت را جبران می‌کند. البته بعضی متفکران انقلاب نگاه دیگری داشتند.

 

این فعال فرهنگی عنوان کرد: نمی‌شود وقتی می‌خواهیم انقلاب کنیم آن حرف‌ها را بزنیم و بعد وقتی می‌خواهیم حکومت را اداره کنیم حرف‌های سران بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی و صندوق بین‌المللی پول را تکرار کنیم. نمی‌گویم بیاییم و حرف‌های شهید مطهری را پیاده کنیم این امر در کوتاه‌مدت شدنی نیست، اما تبعیض را به رسمیت نشناسیم و توجیه دینی و اقتصادی نکنیم!

 

وی توضیح داد: در مورد مال در بسیاری از آیات و روایات آمده که داشتن مهم نیست بلکه نحوه به‌کارگیری آن مهم است. در روایات ما برای مال حتی از راه حلال و ضمن دادن حقوق دینی هم حد وجود دارد، حتی اهل‌بیت به رقم‌هایی متناسب زمان تصریح دارند. اگر کارشناسان اجتماعی و اقتصادی و علوم دینی دورهم بنشینند می‌توانیم چنین شاخص‌هایی را هم برای زندگی امروز ارائه کنیم که چه سطحی از مال یا زندگی پذیرفتنی است.

 

پژوهشگر علوم اسلامی با بیان اینکه عدالت تنها آرمان عینی ما نیست، به بررسی نسبت بین عدالت با آرمان‌ها در متون دینی نسبت عدالت و معنویت، عدالت و ولایت، عدالت و آزادی، عدالت و پیشرفت، عدالت و امنیت، عدالت و استقلال، عدالت و مصلحت و عدالت و عقلانیت پرداخت.

 

این نویسنده اضافه کرد: بخشی از آرمان ها درجه‌دو است؛ یعنی آرمانی است که با آرمان‌های دیگر حد می‌خورد. مثال آن آزادی است. هم آزادی منفی داریم که آزادی از چه هم آزادی مثبت داریم که آزادی برای چه و هم بحث می‌کنیم «آزادی برای که». در همه دنیا برای آزادی حد قائل‌اند که ما هم این حدود را قبول داریم، اما در مورد دایره حقوق فردی، کرامت انسانی و مصلحت عمومی حرف‌های خاص خودمان را داریم.

 

شهبازی تأکید کرد: در «آزادی برای که» می‌گوییم همه آزادی بیان داشته باشند؛ اما چرا آن مستضعف نمی‌تواند صدایش را بلند کند؟ مشخص است که شما موانعی برای آزادی او فراهم کرده‌اید. عدالت اما به دلیل ماهیتی که دارد همیشه در اولویت قرار دارد و عدالت از آرمان‌هایی که حد می‌خورند، نیستند درحالی‌که بسیاری از آرمان‌های اجتماعی هستند که حد می‌خورند. البته ممکن است گاهی اضطراری و موقت، اجرای بخشی از عدالت به تأخیر بیفتد.