هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
دوشنبه، 12 مهر 1400
ساعت 04:45
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

دوشنبه 1 مرداد 1397 ساعت 15:15
دوشنبه 1 مرداد 1397 15:07 ساعت
2018-7-23 15:15:24
شناسه خبر : 290152
این نویسنده تاکید کرد: رسیدن به عدالت اجتماعی و عدالتخواهی، حتی در جمهوری اسلامی هزینه دارد، گرچه حالت آرمانی این است که جمهوری اسلامی اینگونه نباشد ولی آدم هایی که داریم معصوم نیستند و رسیدن به عدالت، یک فرآیند مبارزه است.
این نویسنده تاکید کرد: رسیدن به عدالت اجتماعی و عدالتخواهی، حتی در جمهوری اسلامی هزینه دارد، گرچه حالت آرمانی این است که جمهوری اسلامی اینگونه نباشد ولی آدم هایی که داریم معصوم نیستند و رسیدن به عدالت، یک فرآیند مبارزه است.

گروه سیاسی- رجانیوز: محمدصادق شهبازی در سلسله درسگفتارهای جنگ فقر و غنا با اشاره به سخنان رهبری گفت: جمهوری اسلامی منهای عدالت اجتماعی، حرفی برای گفتن نخواهد داشت. عدالت اجتماعی ضامن حضور ما در منطقه است.

 

به گزارش «رجانیوز»، محمد صادق شهبازی، در نخستین جلسه از سلسله درسگفتارهای تابستانه با عنوان «جنگ فقر و غنا» که در حسینیه هنر برگزار شد، در سخنانی با اشاره به پیام امام خمینی بعد از پذیرش قطعنامه 598 گفت: شعار امام در سال های جنگ تحمیلی، جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم بود. تحلیل حضرت امام (ره) این بود که در ماجرای حمله عراق به ایران، مسئله خود عراق نیست بلکه این کشور با چراغ سبز آمریکا و برای نخستین بار با هماهنگی دو قطب شرق و غرب که بعد از شروع جنگ سرد برای مقابله ما با کنار هم ایستادند، به ایران حمله کرده است.

 

شهبازی خاطرنشان کرد: امام خمینی(ره) در سخنان خود می گفتند که مسئله عراق، اعراب نیست بلکه مسئله این کشور نظام سلطه است. زیرا نظام سلطه چنین برنامه ای را تدارک دیده است و ما باید جلوی این برنامه بایستیم. از طرف دیگر حضرت امام (ره) در میان تمام مسائلی که جهان اسلام داشت مسئله فلسطین را به عنوان موضوع نخست جهان اسلام مطرح کردند.

 

مسئله فلسطین نقشه درازمدت نظام سلطه است

وی اضافه کرد: حضرت امام (ره) مسئله فلسطین را نقشه طولانی و درازمدت نظام سلطه می دانستند که در قالب آن اسرائیل بیاید و مستقر شود، از نیل تا فرات را بگیرد و آمریکا و انگلیس و نظام سلطه بتوانند از طریق آن منطقه خاورمیانه را اداره کنند.

نویسنده کتاب «تشکل دهه پیشرفت» یادآور شد: امام خمینی (ره) به این اولویت گذاری قائل بود و با همین اولویت گذاری می گفتند دشمنان اسلام می خواهند ما را سرگرم کنند.

شهبازی عنوان کرد: امام (ره) می گفتند اگر من بخواهم بروم و آنجا بجنگم باید یک عقبه ای را آماده کنم که بتوانم از این نبرد پشتیبانی کنم. دقیقا همانند همان اتفاقی که در ماجرای جنگ 33 روزه لبنان اتفاق افتاد و حزب الله و حماس توانستند که در برابر این حمله مقاومت کنند. زیرا جمهوری اسلامی ایران توانست از مرز خودش تا لبنان و سوریه یک خط پشتیبانی ایجاد کند. دقیقا همانند همان حرف امام (ره) که فرمودند راه قدس از کربلا می گذرد.

 

وی اظهار داشت: بحث دیگر این است زمانی که ما در سال 1361 خرمشهر و زمین های خودمان را آزاد کردیم حضرت امام خمینی (ره) موافق ادامه پیدا کردن جنگ نبودند ولی ایشان گفتند اگر ادامه بدهیم باید تا آخر این ماجرا بایستیم.

 

دبیر اسبق جنبش عدالتخواه دانشجویی تصریح کرد: امام خمینی(ره) به شعار جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم اعتقاد داشتند و این موضوع به معنی اولویت نخست بودن مسئله جنگ برای کشور بود. در حالی که برخی دیگر، شعارشان جنگ جنگ تا یک پیروزی بود. به همین دلیل از سال 1365، جنگ به صورت روزمره اداره می شد. وقتی اعتقادی به جنگ نداریم بسیج امکانات را هم آماده نمی کنیم. اگر می خواستیم به صورت کامل حکومت صدام را به زیر بکشیم باید 40 تا 50 عملیات انجام می دادیم و تمامی ظرفیت های کشور را هم پای کار می آوردیم.

 

وی با اشاره به کتاب «اقتصاد سیاسی ایران» و مطالب آن درباره سالهای پایانی جنگ متذکر شد: متاسفانه به جایی رسیدیم که جنگ قفل شد، آقای مسعود روغنی زنجانی، رئیس وقت سازمان برنامه و بودجه نامه ای را در پنج نسخه به صورت دستی نوشتند که وضعیت کشور به چه صورت است و نمی شود جنگ را ادامه داد. برخی از کسانی که امروز ادعا می کنند خود مردم به جایی رسیدند که نمی شود جنگ را ادامه داد، خودشان گفته اند که گزارش پراکنی می کردند که جنگ ادامه پیدا نکند.

 

شهبازی با بیان اینکه رهبر جامعه دینی با توجه به وضعیت و ظرفیت نشان جامعه عمل می کند تصریح کرد: در ماجرای عملیات مرصاد، امام پیام داد که هرکس با هر وسیله ای می تواند مقابله کند که در پی آن، همه برای دفاع رفتند. بعد از این عملیات، امام در جلسه ای که با فرماندهان داشتند گفتند اگر می دانستم مردم در صحنه هستند، قطعنامه را نمی پذیرفتم.

 

وی تاکید کرد: اگر همان موقع جریان های انقلابی ما به جبهه می رفتند یا نظارت می کردند به روند امور، کار به این صورت، پیش نمی رفت. وقتی ظرفیت مردمی و نخبگانی آماده نباشند و کسانی که می توانند ظرفیت سازی و جهت گیری کنند، جامعه ممکن است به کجاها برسد.

 

این نویسنده ادامه داد: ویژگی دیگری که پیام قطعنامه، همزمانی انتشار آن با سالگرد کشتار خونین مکه است. این پیام یک پیام دوقلویی با عنوان برائت دارد که حضرت امام (ره) آن را در سال 1366 درباره حادثه مکه صادر کردند و در آن سخنان آتشینی و تکان دهنده ای را درباره نظام سلطه و حکام کشورهای اسلامی مطرح کردند.

 

فراموشی مبارزه با تحجر دلیل از کارافتادن برّندگی انقلاب

این فعال دانشجویی سابق در ادامه یادآور شد: دلیل از کارافتادن برّندگی انقلاب اسلامی، فراموش کردن مبارزه با تحجر است. تحجر فقط عربستان سعودی، اسلام امریکایی نیست، هر تفکری که محافظه کاری می کند و نمی گذارد اساس اندیشه دینی در واقعیت پیاده شود، به یک معنا تحجر است. برخی اوقات، تحجر، افرادی هستند که دستاوردهای بشری را نفی می کنند یا گاهی هم می گویند که شاه شیعه است.

 

شهبازی خاطرنشان کرد: امام در این پیام که بهانه آن آل سعود است ولی عملا، نگاه اسلام پوسته ای را تبیین می کنند اسلامی که ظواهر اسلام را دارد ولی اصول اساسی اندیشه اسلامی را ندارد که امام مثال هایش را با آل سعود بیان می کند. امام حرفش در این پیام، جریان تحجر است که امام بعدا در منشور روحانیت، صریحتر گفتند، اولین و آخرین درگیری امام با جریان تحجر و مقدس مأبا است.

 

وی با بیان اینکه امام خمینی (ره) در پیام قطعتنامه، خط عمومی تحجر را می زنند، اظهار داشت: ایشان در پیام بسیج و طلبه هم زمانی که مهمترین وظایف بسیج را می شمارند به مبارزه با تحجر، پول پرستی، اشرافیت و استکبار اشاره می کنندکه مبارزه با تحجر شماره یک این پیام است. باید ببینیم به عنوان نیروهای انقلابی برای مبارزه با تحجر چه کار کرده ایم؟

 

این نویسنده اضافه کرد: تحجر این است که به سوالات جدید پاسخ های قدیمی بدهیم. تحجر این است که ظرف تحقق یک مسئله را کوچک ببینیم. کما اینکه مهمترین شاخصه های تحجر در زمان امام (ره) افرادی هستند که دستاوردهای بشری را نفی می کردند که الان هم هستند یا کسانی که شاه را شیعه می دانستند.

 

شهبازی تصریح کرد: محافظه کاری به یک معنا تحجر است، که تغییر وضع موجود را نمی پذیرد و هنوز هم مسئله اصلی ما تحجر است. چرا جمعهای انقلابی در خیلی از فعالیت ها نیستند؟ بخاطر تحجر است، شاید حفظ وضع موجود مهم ترین شاخصه تحجر است.

 

وی با اشاره به بخش دیگری از پیام قطعنامه درباره دول استکباری و مواجهه آنها با کشورهای اسلامی و مستضعف عنوان کرد: در منطق امام، آزادی به اندازه استقلال مهم است، بدون آزادی حتی از اصول انقلاب هم نمی شود دفاع کرد.

 

شهبازی با اشاره به بازخوانی امام از اسلام امریکایی، اسلام اشرافیت، اسلام ذلت و زور توضیح داد: بررسی تفاسیر و تعارف امام از اسلام امریکایی نشان میدهد که اسلام سلطنتی فقط این نبود که یک نفر طرفدار شاه باشد بلکه تفکری است که برای مردم نقشی را قائل نیست و طرفدار این موضوع است که یک نفر برای مردم تعیین تکلیف کند. این تفکر، تفکری است که حضور مردم، عدالت اجتماعی و چیزهای دیگر را مخالف حکومت می‌بیند.

 

 

امام، خطر طبقه مرفهین متدین مدعی انقلاب را می دیدند

وی اظهار داشت: امام خمینی (ره) در اوج شکست های سیاسی و نظامی، عرصه های دیگر مبارزه و خط آینده را اعلام می کنند و می گویند که عرصه و شیوه مبارزه را عوض کنید، قرار نیست یک مسئله را که پیگیری کردیم و به نتیجه ای نرسیدیم همه مایوس شویم.

 

این فعال رسانه ای با اشاره به بخش دیگری از پیام امام بعد از پذیرش قطعنامه 598 تصریح کرد: یکی از نکات پیام حضرت امام خمینی (ره) اشاره به سطوح مختلف مقاومت است. ایشان می گویند آنچه که با آن مواجه هستیم فقط دشمن خارجی نیست. تصویری هم که ایشان از پایان جنگ در پیام قطعنامه ارائه می دهند فقط دشمن خارجی نیست بلکه تعریف امام (ره) از استکبار، تنها دشمن خارجی نیست، بلکه تعریفی جامع است.

 

شهبازی با اشاره به شعر «مولا ویلا نداشت» علیرضا قزوه درباره وضعیت سالهای دهه60 توضیح داد: حضرت امام خمینی (ره) آمد و دید که خطر اصلی برای آینده انقلاب، تصویری است که ما امروز از انقلاب پیدا کردیم که صرفا رژیم شاهی بود که ما جای آن را گرفتیم. امام (ره) نگران چنین تصویری بود که طبقه مرفه جدیدی شکل بگیرد که از خروجی های انقلاب و از رسیدن به قدرت به سود و جایگاهی برسد.

 

وی در همین باره متذکر شد: حضرت امام خمینی (ره) این موضوع را خطر آینده انقلاب اسلامی می دید. ایشان در پیامش، دو موضوع را به عنوان خط مبارزه اصلی نام می برد. موضوع اول، جنگ فقر و غنا و مسئله دوم، مبارزه علمی و روح جستجوی واقعیت ها است. چرا امام به جنگ فقر و غنا اشاره کردند؟ امام طبقه مرفهین متدین مدعی انقلاب را می دیدند.

 

این نویسنده تصریح کرد: امام (ره) نگاه کردند و دیدند که اگر حتی بخواهیم در بیرون کشور، جبهه ای شکل دهیم گیر و مشکل داریم. امام آمد و این خط بزرگ تر را دید و گفت آن تعریفی که ما آمدیم و گفتیم مستضعف و مستکبر، در این معنای جهانی و در این تعریف عام و جهان شمول که از داخل تا خارج کشور همه را شامل می شود، این دوگانه اصلی ما است و باید برای آن برنامه ریزی کنیم. بر همین اساس است که امروزه با شخصیت هایی چون چاوز و مورالس و بچه های آمریکای لاتین و افرادی که فهمیده اند امروز آمریکا ظالم است اما به عقیده شیعه ای ما هنوز نرسیده اند، ارتباط داریم.

 

 

جنگ فقر و غنا هویت انقلاب اسلامی است

وی افزود: مسئله جنگ فقر و غنا مسئله اش این نیست که حالا ما در عدالت هم یک کاری کنیم نیست بلکه هویت انقلاب اسلامی است. خاصیت اشرافیت و اعیانیت و به اصطلاح رفاه این است که شما مقابل یک سری چیزها که منافعش را به خطر می اندازد، بایستید و آنها را تحمل نکنید.

شهبازی با اشاره به برخی سیاستهای اقتصادی کشور در دهه 60 و 70 خاطرنشان کرد: منافع حاصله برای بسیاری از مدیران در ابتدا مادی نبود بلکه معنوی بود. ابتدا این بود چون اینها از مبارزین هستند باید جایگاه ویژه ای داشته باشند. سپس به امتیازات و موحبت های مالی تبدیل شد، در انتها نیز به خطبه معروف مانور تجمل و اینکه مردم نباید انتظار داشته باشند، زندگی مسئولین همانند آنها باشد، رسیدیم.

نویسنده کتاب «تشکل دهه پیشرفت» ادامه داد: امام خمینی (ره) مسئله جنگ فقر و غنا را هویت اصلی آینده انقلاب اسلامی می دیدند. اگر ما در کشور ولایت فقیه داشته باشیم اما دو طبقه گسترده فقیر و غنی داشته باشیم نتیجه این می شود که طبقه گسترده غنی به خاطر خاصیت اشرافیت خود، ناخودآگاه کشور را تسلیم دشمن می کند و طبقه فقیر و تو سری خور نیز ناخودآگاه به معارض سیستم تبدیل می شود.

 

جمهوری اسلامی منهای عدالت اجتماعی حرفی برای گفتن ندارد

شهبازی خاطرنشان کرد: مسئله جنگ فقر و غنا، هویت انقلاب اسلامی است، رهبری درباره بحث عدالت می فرمایند که جمهوری اسلامی منهای عدالت اجتماعی هیچ حرفی برای گفتن نخواهد داشت. جامعه ای که در آن یک سری امکانات و ثروت های مادی داشته باشیم ولی عدالت اجتماعی نداشته باشد با مشکل روبرو است. زیرا همین عدالت اجتماعی ضامن حضور ما در منطقه است. عدالت اجتماعی زمانی که نباشد، مردم هم نیستند. شوروی بخش عمده ای علت سقوطش به همین دلیل بود. یکی از مباحثی که در عدالت اجتماعی و سیاسی باید بررسی کنیم این است که منزلت ها و مقام ها بر اساس چه ساز و کارهایی توزیع می شود.

 

این فعال سابق دانشجویی با بیان اینکه یکی از ضعفهای ما در مسئله شناسی عدالت اجتماعی، کثرت متولیان و ضمانت عینی نداشتن آنها است، یادآور شد: مثال عینی این مسئله، برنامه های دوم به بعد توسعه است به این صورت که مثلا 99 صفحه درباره نظام سرمایه داری است و یک صفحه، درباره عدالت اجتماعی، انشا نوشته شده است که هیچ ضمانتی هم ندارد در حالی که بخش های مربوط به نظام سرمایه داری، ضمانت اجرایی دارد.

 

شهبازی با اشاره به بررسی و فعال کردن ظرفیتهای قانون اساسی تاکید کرد: برخلاف تصور ما، نزدیک 40 اصل قانون اساسی، مستقیم و یا غیرمستقیم به عدالت پرداخته است و این یک عرصه مبارزه است اما تا امروز در مورد عدالت اجتماعی کلی گویی کردیم و قصه گفتیم و این یکی از مشکلات ما عدالتخواهان است، ما باید موضوع عدالت اجتماعی به یک طرح عینی تبدیل کنیم.

 

وی با اشاره به جریان اعترضات وال استریت اضافه کرد: اجرای عدالت، این را می خواهد که هر آدمی هر جا بفهمد مسائل اصلی کجاست، روی اولویت دست بگذارد و در نقاط حساس به عنوان مردم با هم همکاری کنند و این مبارزه است، کمااینکه سر مسائل پزشکان و تاجران دست گذاشتیم، صدایشان درآمد. فتنه 88 هم بخاطر این بود که جمهوری اسلامی، منافع عده ای را در خطر انداخت، درگیری سر به ریختن منافع اینها بود.

 

شهبازی خاطرنشان کرد: مشکل ما این است که فکر می کنیم بسیج کردن مستضعفین، حرف چپ است، در حالی که اساس تفکر ما این است که نهضتهای حق وقتی می خواهند تغییر ایجاد کنند، اولین کسانی که به آنها می پیوندند، مستضفین هستند.

 

این نویسنده تاکید کرد: رسیدن به عدالت اجتماعی و عدالتخواهی، حتی در جمهوری اسلامی هزینه دارد، گرچه حالت آرمانی این است که جمهوری اسلامی اینگونه نباشد ولی آدم هایی که داریم معصوم نیستند و رسیدن به عدالت، یک فرآیند مبارزه است.