هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
دوشنبه، 4 خرداد 1405
ساعت 02:35
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت 11:21
دوشنبه 26 مهر 1395 10:43 ساعت
2016-10-17 11:21:58
شناسه خبر : 257835
وقتی علت حکمِ رهبری را می‏دانیم و خودشان بدان تصریح کرده‌‏اند، همان‏گونه که در فقه گاه از فهم علت یا قواعد حاکم بر احکام، به احکامی جدید دست می‏یازیم، در اینجا نیز به سادگی در می‏یابیم که رهبری دوقطبی و اساساً آن فضا و مناسبات را نمی‏خواهند؛ چه از سوی احمدی‏‌نژاد باشد چه غیر او. اساساً مسئله‌‏ی رهبری در اینجا فرد نیست؛ مسئله همان جریان هویتی است. آن جریان هویتی نباید به خطاهای گذشته‌‏اش ادامه دهد.
وقتی علت حکمِ رهبری را می‏دانیم و خودشان بدان تصریح کرده‌‏اند، همان‏گونه که در فقه گاه از فهم علت یا قواعد حاکم بر احکام، به احکامی جدید دست می‏یازیم، در اینجا نیز به سادگی در می‏یابیم که رهبری دوقطبی و اساساً آن فضا و مناسبات را نمی‏خواهند؛ چه از سوی احمدی‏‌نژاد باشد چه غیر او. اساساً مسئله‌‏ی رهبری در اینجا فرد نیست؛ مسئله همان جریان هویتی است. آن جریان هویتی نباید به خطاهای گذشته‌‏اش ادامه دهد.

محمدمهدی تهرانی- رجانیوز: اگر گمان کنیم فارغ از 15 سال گذشته، توصیه رهبری به احمدی‏‌نژاد را فهمیده‌‏ایم یا می‏توانیم بفهمیم، یقیناً راه به خطا برده‏‌ایم. مخاطب این توصیه بالواقع نه یک فرد که جریانی هویتی است که با پرچم عدالتخواهی در مقابل جریان محافظه‏‌کار و مسامحه‏‌گرا قبل از سوم‏‌تیر نزج می‏یابد و در طول این سال‏ها با آسیب‏‌های مختلف مواجه می‏شود. به عبارت دیگر مخاطب این توصیه همه‏‌ی ما هستیم. احمدی‏‌نژاد، تنها نماینده‌‏ای است برای این جریان و نظیر توصیه رهبری به او را در موارد متعدد می‏توان خطاب به جریانات مختلف انقلابی در حوزه، دانشگاه و سیاست در طول این سال‏ها مشاهده کرد. از این حیث توصیه معظم‌‏له را باید نقطه‏‌ی پایانی بر آسیب‏‌های جریان هویتی‏‌مان و نقطه شروعی برای تولد جریانی نو قلمداد کرد؛ جریانی که نه مسامحه‏‌گراست و نه عدالتخواهی را با شیوه‌‏ی پیشین جستجو می‏کند.

 

شرح و بسط این مسئله طبعاً ما را به بایسته‌‏های کاندیدای انتخابات آتی نیز رهنمون خواهد شد. در واقع وقتی روشن شد که حضور چه جریان هویتی‌‏ای در انتخابات به صلاح نیست، آن‏گاه است که نوبت به این پرسش می‏رسد که پس حضور چه جریان و رویکردی به صلاح و بایسته است و کدام جریان هویتی اکنون باید رخ بنماید.

 

تنها نکته‌‏ای که برای فهم این مهم باید مدنظر قرار گیرد، توجه به این معضل است که جریانات مختلف سیاسی عمدتاً خود را مطلق تلقی می‏کنند و بعد بیانات رهبری را می‏کوشند با رویکردی که مطلق انگاشته‌‏اند، تطبیق دهند. آنان حتی گاه تا آنجا پیش می‏روند که وقتی به عدم تطابقی برمی‏خورند، نه در رویکرد و باورهای خود که در رهبری شک می‏کنند. این نوشته را کسی می‏تواند بخواند که آمادگی نقد خویشتن را داشته باشد. در واقع ما بایست یک بار هم که شده خویش را هم به نقد بنشینیم و در عین حال بعد از کنار گذاشتن تمام آنچه مطلق می‏انگاشتیم، ببینیم واقعاً توقع رهبری از ما چیست و ایشان اکنون به سمت کدام جریان هویتی رهنمون می‏شوند. اگر ما این نقطه عطف تاریخی را به هر دلیلی نفهمیم یا نتوانیم هضم کنیم، یقیناً مثل بسیاری از گذشتگان که تنها تا مقطعی خاص در کشور واجد اثرِ جدی بودند، به تاریخ خواهیم پیوست.

 

تفصیل:

در سال‏های اصلاحات که از یکسو تجدیدنظرطلبی و تساهل و تسامح در همه‏‌ی امور میدان‏دار بود و نوعی شرمنده بودن نسبت به آرمان‏ها و ادبیات انقلابی سیطره داشت، با ریل‌‏گذاری‌‏های رهبر انقلاب جریانی نو متولد شد. معظم‏‌له سال 80 را سال "رفتار علوی" نامگذاری کردند تا سیره‌‏ی حکومتی امیرالمؤمنین(ع) از تریبون نماز جمعه تهران توسط ایشان بسط داده شود. ایشان به تفصیل از شاخصه‏‌های رفتار علوی گفتند و با نوعی افسوس تصریح کردند:«همه‌‏ی كسانى كه امیرالمؤمنین را در حدّ این رفتار حكومتى مى‌شناسند، از كوتاهى دوران حكومت آن بزرگوار تأسّف مى‌خورند، به خاطر این است كه اگر این روش در سال‏‌هاى متمادى ادامه پیدا مى‌كرد، شاید مسیر تاریخِ عالم عوض مى‌شد. اگر این الگو ادامه پیدا مى‌كرد و چند سالى در اختیار مردم قرار مى‌گرفت، شاید سرنوشت بشریت عوض مى‌شد و این قدرت‏هاى متّكى بر فساد و پول و شهوت و زورگویى و بى‌انصافى - كه در طول تاریخ در دنیا مشاهده شده و سرنوشت بشر را به تاریكى و سیاهى رقم زده‌اند - به وجود نمى‌آمدند. در حال حاضر این الگو در مقابل ماست.»

 

ایشان توضیح دادند که آنچه مطرح می‏کنند با بخشنامه کردن حل شدنی نیست و تبدیل شدن به مطالبه‏‌ی همگانی و گفتمانی نو را می‏‌طلبد. رهبر انقلاب از عدل علی(ع) گفتند و از اینکه "امیرالمؤمنین بین همه‌‏ی آحاد مردم در اعطاى بیت‌المال تساوى برقرار كرد." معظم‌‏له از ساده‏‌زیستی سخن به میان آوردند:«در آن نامه‌‏ی معروف به عثمان‌بن‌حنیف مى‌فرماید... أَلَا وَ إِنَّ إِمَامَكُمْ قَدِ اكْتَفَى مِنْ دُنْيَاهُ بِطِمْرَيْهِ‏ وَ مِنْ طُعْمِهِ‏ بِقُرْصَيْه‏. امیرالمؤمنین خوراك و لباس خود را كه شبیه فقیرترین مردم آن روزگار بود، مطرح فرمود و گفت: من كه امام شما هستم، این‌گونه زندگى مى‌كنم.»

 

این گفتمان‌‏سازی‌‏ها جریانی نو در کشور شکل داد که نه راست بود و محافظه‏‌کار و نه چپ بود و تجدیدنظرطلب. این جریان گفتمانی آرمان‏خواهی و عدالتخواهی را جستجو می‏کرد. وضعیت به گونه‌‏ای شد که حتی در میان تشکل‏‌های دانشجویی تشکل جداگانه‌‏ای با نام جنبش عدالتخواه تأسیس شد. رهبرانقلاب نیز خطاب به دانشجویان تصریح کردند که لبّ انتظارشان از آنان عدالتخواهی است. رهبر انقلاب در دیدار با شورای شهر و شهردارش تصریح کردند که هیچ امری فوری‏‌تر از خدمت به مردم نیست. در همان سال‌‏ها ماجرای کارتن‌‏خواب‌‏ها رخ داد که در کنار بی‏‌تفاوتی‏‌های مسئولین و در حالی که هر روز تعدادی از کارتن‌‏خواب‏ها در سرمای سخت آن روزها جان می‏باختند، دانشجویان عدالتخواه مثل یک کارتن‏‌خواب ساده در مقابل نهادهای مختلف خوابیدند و کمی بعد در مسجد هدایت با حضور رحیم‌‏پور ازغدی برای کارتن‏‌خواب‏ها مجلس ختم گرفتند. آن روز وضع به گونه‌‏ای بود که یک کارتن‏‌خواب در جمع شبانه‏‌ی دانشجویان و در سرمای آن روزها حاضر شد و با بیانی ساده یاد شهید رجایی را زنده كرد و گفت:«من به او رأی مثبت دادم. خدایش بیامرزد كه فقرا را درمی‌یافت و چه خالیست جای او.» آن روز گفتمان‏‌سازی بالواقع تا پایین‏‌ترین لایه‏‌های جامعه نیز رفته بود. دالّ کانونی دولت نهم را نیز در عرصه‌‏های مختلف سیاست داخلی، خارجی و اقتصاد باید عدالتخواهی تلقی کرد؛ از این رو سزاوار است دولت نهم را دولت عدالتخواه بنامیم.

 

این جریان هویتی در ادامه‌‏ی مسیرش دچار آسیب‏‌های جدی شد. عملکرد جنبش عدالتخواه به گونه‌‏ای بود که رهبرانقلاب در پیامی خطاب به این جنبش در سال 85 تصریح کردند:«همه‏‌ی تلاش‌‏ها و اقدام‌‏ها از راه درست و صحيح و متکي به اصول انجام گيرد و مصالح کلي نظام مدنظر باشد.» ایشان همچنین در پیام دیگری در سال 87 از دانشجویان خواستند تا مراقبت کنند "به نام عدالت‌طلبی، حرکتی غیر منصفانه از سر جهل یا غفلت انجام نگیرد."

 

رهبر انقلاب حتی پیشتر و در همان سال 84 به صراحت فرمودند:

 

«عدالت‌طلبی فقط این نیست که انسان شعار عدالت‌طلبی بدهد؛ نه، باید این را واقعاً بخواهد. عدالت‌طلبی به این نیست که انسان رودرروی کسی بایستد و بگوید تو عدالت‌طلب نیستی؛ نه، این، ساز و کار دارد. باید جامعه به نقطه‌ای برسد که سیاست‌های عدالت‌طلبانه در آن طراحی شود و دستگاه اجرایی طوری باشد که سیاست‌های عدالت‌طلبانه فرصت عملیاتی شدن و اجرایی شدن پیدا کند.»

 

 

در همین سال‏هاست که محمود احمدی‌‏نژاد از اینکه اسامی مفسدان اقتصادی را در اختیار دارد، سخن به میان می‏آورد و یک مطالبه‌‏ی جدی از او و سایر مسئولین کشور افشای این اسامی می‏شود. جریان انقلابی نیز به کلی در همین فضا سیر می‏کند.

 

کم‏‌کم پدیده‏ای به اسم پالیزدار در کشور پیدا می‏شود و این پدیده در فضای گفتمانیِ آن روز در ابتدا مورد استقبال دانشجویان و نه طرد از سوی آنان قرار می‏گیرد. این سال‏ها همچنین منازعه بر سر دانشگاه آزاد را نیز در خود ثبت کرده است. وقتی رهبر انقلاب خطاب به مسئولین قوه قضائیه از عدم لزوم افشاگری در بسیاری از موارد سخن گفتند، این مسئله برای دانشجویان قابل هضم نبود و درست از همین رو بود که نماینده جنبش عدالتخواه در دیدار دانشجویی با معظم‏‌له در این خصوص سؤال و به بیان دیگر اشکال کرد.

 

بیانات رهبرانقلاب بسیار مهم بود. ایشان در دیدار با مسئولین قوه قضائیه تصریح کردند:

 

«تا وقتی که از طریق قانونی جرم ثابت نشده است، نه در خود قوه، نه در بیرون قوه، نه در تریبون‏ها و منبرهای رسمی، نه در وسائل ارتباط جمعی، کسی حق ندارد آبروی یک مسلمانی را ببرد؛ این بسیار مسئله‌ی مهمی است. بعضی اوقات انسان می‏بیند روی قوه‌ی قضائیه فشار می‌آورند که آقا افشاء کنید. نه آقا، هیچ لزومی ندارد افشاء کردن... حتّی اگر چنانچه فرض کنیم یک نفری جرمی هم کرده است، این جرم در دادگاه صالح اثبات هم شده است، این شخص به مجازات محکوم هم شده است - فرض کنید رفته زندان - چه لزومی دارد ما اسم او را در روزنامه‌ها منتشر کنیم تا بچه‌ی این آدم که دارد مدرسه میرود، دیگر رویش نشود مدرسه برود؟ چه اشکال دارد که این مدتِ زندانش را بگذراند، بیاید بیرون، خودش و خانواده‌اش زندگی عادیشان را ادامه دهند؟ خب، جرمی کرد، مجازات شد، تمام شد دیگر. باید حتماً آبروریزی بشود؟» ایشان تأکید کردند:«البته مخاطب این حرف فقط قوه‌ی قضائیه نیست؛ مسئولان قوه، خارج قوه، رسانه‌ها مخاطبند.» رهبر انقلاب افشاگری را فقط در مصادیق خاصی جایز دانسته بودند.

 

رهبر انقلاب در پاسخ به سؤال نماینده جنبش عدالتخواه در سال 90 تصریح کردند:

 

«یکی از دوستان اشاره کردند که امیرالمؤمنین در فرمان خود به مالک اشتر فرموده‌اند که آدم‏های سوءاستفاده‌جو را رسوا کنید؛ شما گفته‌اید که افشاء نکنید. امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) نفرمودند موردی را که اثبات نشده، افشاء کنید. هیچ وقت چنین چیزی در بیان امیرالمؤمنین نیست، و این قطعاً از اسلام نیست. ما چطور چیزی را که اثبات نشده، به صرف اتهام، افشاء کنیم؟

 

ممکن است اینقدر حجم اتهام زیاد و وسیع باشد که یک عده‌ای به چشم یک امر قطعی و واقعی به آن نگاه کنند، اما هیچ پشتوانه‌ی استدلالی نداشته باشد، جائی ثابت نشده باشد. ما هیچ حجتی نداریم که این را بگوئیم. حتّی من در همان جلسه‌ای که اشاره کردند، از این بالاتر را گفتم. من گفتم حتّی جرمی که ثابت شد، اصل نباید بر افشای آن جرم باشد. بالاخره یک مجرمی است، یک غلطی کرده، مجازات هم میشود؛ خانواده‌ی او، فرزندان او، پدر و مادر او گناهی نکرده‌اند؛ ما چرا بی‏خود اینها را رسوا کنیم؟ مگر آنجائی که خود نفس افشاء کردن، یک مصلحت بزرگی داشته باشد. بله، یک جائی هست که نفس افشاگری در یک مسئله‌ی ثابت‌شده، مصلحتی دارد؛ آنجا ایرادی ندارد. این، منطق ماست. هیچ چیزی هم نه از امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) و نه از هیچیک از ائمه‌ی هدی (علیهم‌السّلام) برخلاف این وجود ندارد. ما واقعاً حق نداریم افراد را به صرف گمان، متهم کنیم، مشهور کنیم؛ واقعاً جایز نیست؛ نه در سایت، نه در روزنامه، نه در تریبون‏های گوناگون. حیثیت افراد را باید حفظ کرد.»

 

بیانات رهبری اگر چه کم‌‏کم خصوصاً با روندی که جریان عدالتخواه و دولت در پیش گرفته بود، فضای گفتمانی جامعه را تغییر داد اما هم‏چنان در سطح کنشگران سیاسی با همان مشی گذشته مواجه بودیم. نام بردن احمدی‏‌نژاد از ناطق‌‏نوری و هاشمی در جریان انتخابات 88 که مورد نهی رهبری قرار گرفت و نیز منازعه‏‌ی احمدی‏‌نژاد با لاریجانی در مجلس پرده‌‏های مختلفی از همین فضای هویتی و همین منش جریان عدالتخواه بود. در همان دولت نهم به هم خوردن جلسه هاشمی در قم، در سال‏های بعد به هم خوردن جلسه سید حسن خمینی در حرم امام و پس از آن به هم خوردن جلسه لاریجانی در قم رقم خورد؛ مسئله‌‏ای که باز هم مورد نهی رهبری قرار گرفت. طبیعتاً در بسیاری از این موارد همه‌‏ی جریان عدالتخواه حامی چنین حرکت‏‌هایی نبود؛ حتی کیهان در خصوص برخی از این موارد در سرمقاله‏‌اش نقدهایی صریح مطرح کرد. با این همه اما بالاخره این اتفاقات در سایه‏‌ی حکمرانی یک فضای هویتی بود که رخ می‏داد؛ آن فضای هویتی در اصل کاملاً دینی بود و ریل‏گذاری‌‏اش را نیز مدیون رهبر انقلاب می‏دانست اما در ادامه‏‌ی راه دچار آسیب‏های جدی شده بود.

 

ماجرای سفارت انگلیس و عربستان، ماجرای تجمع‏های مختلف دانشجویان مقابل مجلس در خصوص دانشگاه آزاد و برجام و... که بعضاً مانند تجمع دانشگاه آزاد مورد تذکر رهبری قرار گرفت، همه و همه همان رویکرد گذشته را به ذهن متبادر می‏کرد و تمام اینها واقعاً آن چیزی نبود که رهبرانقلاب می‏خواست.

 

جریان انقلابی واقعاً نور چشم رهبری بود و رهبری بارها و بارها به حمایت تمام قد از این جریان برخواستند تا مبادا این جریان خاموش شود. ایشان در عین حال مدام به زبان‏های مختلف به ما تذکر می‏دادند؛ تذکرهایی که به نظر می‏رسد هیچ‏گاه آن‏گونه که باید از سوی ما مورد توجه واقع نشد که اگر شده بود، زودتر از اینها با تحولی بنیادین مواجه می‏شدیم.

 

در همین سال‏ها مسئله‏‌ی مهم دیگری که مطرح می‏شود، دعوای معروف وحدت و خلوص است. رهبر انقلاب تصریح می‏کنند:

 

«یک سؤال دیگر این است که بعضی‌ها می‏گویند وحدت، بعضی‌ها می‏گویند خلوص؛ شما چه می‏گوئید؟ من می‏گویم هر دو. خلوص که شما مطرح می‏کنید - که ما بایست از فرصت استفاده کنیم و حالا که غربال شد، یک عده‌ای را که ناخالصی دارند، از دائره خارج کنیم - چیزی نیست که با دعوا و کشمکش و گریبان این و آن را گرفتن و با حرکت تند و فشارآلود به وجود بیاید؛ خلوص در یک مجموعه که اینجوری حاصل نمی‏شود؛ ما به این، مأمور هم نیستیم. در صدر اسلام، خوب، با پیغمبر اکرم یک عده بودند؛ سلمان بود، اباذر بود، ابیّ‌بن‌کعب بود، عمار بود، کی بود، کی بود؛ اینها درجه‌ی اول و خالص‌ترین‏ها بودند؛ عده‌ای دیگر از اینها یک مقداری متوسط‏‌تر بودند؛ یک عده‌ای بودند که گاهی اوقات پیغمبر حتّی به اینها تشر هم میزد. اگر فرض کنید پیغمبر در همان جامعه‌ی چند هزار نفری - که کار خالص‌سازی خیلی آسان‏تر بود از یک جامعه‌ی هفتاد میلیونی کشور ما – می‏خواست خالص‌سازی کند، چه کار می‏کرد؟ چی برایش می‏ماند؟ آن که یک گناهی کرده، باید می‏رفت؛ آن که یک تشری شنفته، باید میرفت؛ آن که در یک وقتی که نباید از پیغمبر اجازه‌ی مرخصی بگیرد، اجازه‌ی مرخصی گرفته، باید می‏رفت؛ آن که زکاتش را یک خرده دیر داده، باید می‏رفت؛ خُب، کسی نمی‏ماند. امروز هم همین جور است. اینجوری نیست که شما بیائید افراد ضعاف‌الایمان را از دائره خارج کنید، به بهانه‌ی اینکه می‏خواهیم خالص کنیم؛ نه، شما هرچه میتوانید، دائره‌ی خلّصین را توسعه بدهید؛ کاری کنید که افراد خالصی که میتوانند جامعه‌ی شما را خالص کنند، در جامعه بیشتر شوند؛ این خوب است. از خودتان شروع کنید؛ دور و بر خودتان، خانواده‌ی خودتان، دوستان خودتان، تشکل خودتان، بیرون از تشکل خودتان. هرچه میتوانید، در حوزه‌ی نفوذ تشکل خود، برای بالا آوردن میزان خلوص‏های فردی و جمعی تلاش کنید؛ که نتیجه‌ی آن، خلوص روزافزون جامعه‌ی شما خواهد شد. راه خالص کردن این است.»

 

رهبرانقلاب در دیدار با اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی که نام‌ه‏ای به رهبرانقلاب نوشته بودند نیز نکاتی مرتبط مطرح کردند. حتی به نظر می‏رسد در این سال‏ها مواجهه‌‏ی جریان انقلابی با دولت دهم نیز دچار این آسیب بود و در همان فضای هویتی معنا می‏شد. این البته الزاماً به معنای نادرست بودن تمام انتقادات مطرح در آن سال‏ها به دولتمردان نیست.

 

جالب آنکه بحث‏‌های رهبرانقلاب در خصوص جذب حداکثری از سال 86 است که آغاز می‏شود و به طور جدی بعد از سال 88 است که در چند نوبت مطرح می‏شود. نکته‏‌ی جالب دیگر اینکه هم در دیدارهای مختلف دانشجویان با رهبرانقلاب، ایشان از جنبش دانشجویی گفتمان‏‌سازی به جای قضاوت کردن در خصوص افراد را مطالبه می‏کنند هم در سال‏های اخیر از محمود احمدی‏‌نژاد می‏خواهند روی گفتمان امام و انقلاب کار کند.

 

این جریان بالواقع یک جریان است؛ آسیب‏هایی که با آن مواجه شده کاملاً یکی است، تذکرات رهبری بدان یکی است و حتی تجویزها و دستورات رهبری به آن نیز در مشابهت کامل به سر می‏برد.

 

رهبرانقلاب در سال 87 خطاب به دانشجویان شیراز که از برخوردهای قوه قضائیه گلایه داشتند، تصریح کردند:«شما زرنگی کنید، شما اسم نیاورید، شما روی مصداق تکیه نکنید؛ شما پرچم را بلند کنید. وقتی پرچم را بلند کردید، آن کسی که مجری است، آن کسی که در محیط اجراء می‏خواهد کار انجام دهد، همه حساب کار خودشان را می‏کنند.»

 

نکته کلیدی‏‌ای که در توصیه رهبرانقلاب به محمود احمدی‏‌نژاد مبنی بر مصلحت نبودن حضور او در انتخابات آتی مطرح می‏شود نیز شکل گرفتن دوقطبی در کشور است. به این ترتیب نه تنها محمود احمدی‏‌نژاد بلکه هر کسی بخواهد در آن پارادایم سابق و با آن مدل از سوی اصولگرایان به میدان بیاید و به مواجهه با رقیب برخیزد، از نظر رهبر انقلاب حضورش به صلاح نیست. وقتی علت حکمِ رهبری را می‏دانیم و خودشان بدان تصریح کرده‌‏اند، همان‏گونه که در فقه گاه از فهم علت یا قواعد حاکم بر احکام، به احکامی جدید دست می‏یازیم، در اینجا نیز به سادگی در می‏یابیم که رهبری دوقطبی و اساساً آن فضا و مناسبات را نمی‏خواهند؛ چه از سوی احمدی‏‌نژاد باشد چه غیر او. اساساً مسئله‌‏ی رهبری در اینجا فرد نیست؛ مسئله همان جریان هویتی است. آن جریان هویتی نباید به خطاهای گذشته‌‏اش ادامه دهد.

 

بعد از این نقد تفصیلی به خود، اکنون نوبت آن است که بپرسیم اگر این جریان هویتی نباید باشد، پس کدام جریان هویتی باید جایگزین شود؟ آیا باید عدالتخواهی را کنار گذاشت و به مسامحه‏‌کاری و محافظه‏‌کاری روی آورد و گفت اصلاً عدالتخواهان تا کنون اشتباه می‏کرده‌‏اند و جریان مقابلِ آنان راست می‏گفته؟! واضح است که پاسخ منفی است. همین جریان هویتی به واسطه‏‌ی زنده کردن گفتمان امام و انقلاب بارها و بارها مورد تمجید رهبری قرار گرفته.

 

پس راه‌‏حل، پشیمان شدن از اصل عدالتخواهی، دلسردی یا روی آوردن به مسامحه‏‌گرایی و محافظه‌‏کاری نیست. با این توضیح پرسش پیش‌‏گفته همچنان رخ می‏نمایاند:  راه‌‏حل بالواقع چه می‏تواند باشد؟

 

رهبرانقلاب در بعد ایجابی فرمایشاتی دارند که باید امروز مورد بازبینی دقیق قرار گیرد؛ خصوصاً آنجا که از ابعاد مکتب امام و پیوند اخلاق و عدالت سخن می‏گویند. ایشان همچنین در بیانات اخیر انقلابی‏گری را امری دارای تشکیک دانستند و شاخصه‌‏هایی برای آن برشمردند. رهبر انقلاب تمامی جریانات و احزاب داخل کشور را به عنوان پدری پیر در حکم فرزند خود تلقی می‏کنند؛ حتی اگر این جریانات، مذاکره‏‌کنندگان دولت یازدهم باشند که مورد نقد جریان انقلابی قرار دارند و نقدهای بسیاری نیز به آنان وارد است. رهبر انقلاب خود بیش از آنکه بخواهند به مواجهه با افراد برخیزند، می‏کوشند تا گفتمان را پیش ببرند و فضای گفتمانی را به گونه‏ای دنبال کنند که آن گفتمان میدان‏دار شود. در واقع توصیه‌‏ای که ایشان به جنبش دانشجویی داشتند را پیش از همه خود دارند اجرا می‏‌کنند و درصدد توسعه‌‏ی دایره‏‌ی خلّصین با همین اصول هستند.

 

وقتی از این منظر نگاه می‏کنیم، اصلی‏‌ترین رسالت ما هیچ‏گاه نقد رقیب نخواهد بود، بلکه همواره اصلی‏‌ترین رسالت خود را طرح گفتمان ایجابی و ادبیات رو به جلو تلقی خواهیم کرد. نقد باید در کشور باشد و هیچ‏کس ضرورت وجود نقد را انکار نمی‏کند اما اگر تمام رسالت خود در کشور را خرده‌‏گیری از جریان مقابل بدانیم و به جای گفتمان‏‌سازی، گفتمان@‏بازی کنیم، اگر هیچ حرف رو به جلو و نویی نداشته باشیم و مدام ایراد گرفتن از این و آن هنرمان باشد، باید باور کنیم آن چیزی که رهبر انقلاب می‏خواهند و مطالبه می‏کنند نبوده و نیستیم. در چنین حالتی باید بپذیریم مطالبه رهبری را نفهمیده‏ایم و حق ولایتمداری را آن‏گونه که آن عزیز طلب می‏کند، به جا نیاورده‏ایم؛ و چقدر دردناک است اینکه در این میان برخی دوستان سابق تا نظرشان را متفاوت از نظر معظم‏‌له می‏بینند، به جای آنکه خویشتن را کنار بگذارند و بکوشند آنچه او می‏خواهد را فهم کنند، به ایشان خرده می‏گیرند و انواع و اقسام نسبت‏ها را متوجه ایشان می‏نمایند. آیا این مظلومیت نیست؟

 

امروز نقطه عطفی هویتی را شاهدیم که سهم اخلاق و عدالتخواهی را یکجا ادا می‏کند. هویت جدید که باید پرچمدار انتخابات آتی باشد، سیاسی‏کار و سیاست‏زده نیست؛ اگر چه نقد برجام و اقتصاد می‏کند اما تمام دلخوشی و حرف‏هایش برای مردم هیچ‏گاه نقد برجام و نقد معضلات اقتصادی نیست؛ این جریان هویتی همه را سرباز انقلاب می‏خواهد و با منشی نو عدالتخواهی را بدون آسیب‏‌های گذشته‌‏اش بازتعریف خواهد کرد. این جریان هویتی مسامحه‏‌کار نخواهد بود.

 

رهبر انقلاب تصریح دارند:«بسیج بابصیرت است، اما ازخودراضی نیست؛ بسیج اهل جذب است - گفته‌ایم جذب حداکثری - اما اهل تسامح در اصول نیست؛ بسیج غیور است، پاسدار خطوط فاصل است؛ بسیج طرفدار علم است، اما علم‌زده نیست؛ بسیج متخلق به اخلاق اسلامی است، اما ریاکار نیست؛ بسیج در کار آبادکردن دنیاست، اما خود اهل دنیا نیست.»

 

تواضع و سیره‏‌ی پیامبرانه، منش این جریان هویتیِ جدید خواهد بود. نقدهای این جریان هویتی دلسوزانه و به قصد اصلاح است نه کینه‌‏توزانه و به قصد خانه‌‏خراب کردن! این جریان وحدت را می‏خواهد اما وحدت حول اصول و برنامه‌‏ها نه وحدت حول سهمیه‌‏ها که دست آخر بازگشتی به راست‏گرایی، محافظه‏‌کاری و مسامحه‌‏گرایی قلمداد شود. این جریان هویتی باید همان‏گونه که گوشش برای شنیدن تأییدها و حمایت‌‏های رهبری نسبت به خود و نقدها نسبت به طرح مقابل باز است، تذکرات رهبری را نیز با حساسیت بشنود تا بار دیگر دچار آسیب نشود.

 

این جریان هویتی، در این مقطع، کشور را به طور جدی یک گام بزرگ به سمت دولت اسلامی و جامعه اسلامی به پیش خواهد برد و این آن چیزی است که رهبر انقلاب می‏خواهند. هر کس که تا پیش از این جزو پرچمداران جریان هویتی سابق به شمار می‏آمده هم در صورتی می‏تواند نقش جدیدی در کشور ایفا کند که این تحول را فهم کند. مسئله اشخاص نیستند؛ مسئله گفتمان و رویکردهاست.

 

سخن آخر:

پس از این همه اکنون باید گفت رهبرانقلاب به راستی کشتی‏بانی صبور، اندیشمند و انقلابی برای کشور بوده‏‌اند. چنین رهبری را باید به راستی ارج نهاد و تدبیر عمیقش را به جدالی سطحی و سیاست‏زده فرونکاهید. ایشان، کشتی انقلاب را به مقصد تمدن بزرگ اسلامی و آمادگی برای عصر ظهور حضرت حجت(عج) پیش می‏برند. اگر ادعای سربازی داریم واقعاً باید سرباز باشیم. اینقدر خودمطلق‏‌انگاری در جریانات مختلف سیاسی و اضلاع گوناگون اصولگرایی اجازه‏‌ی فهم جایگاه والای تدبیر رهبری نمی‏دهد. چه غم‏‌انگیز است این روزها و حتی بعد از درس خارج رهبر انقلاب که هدف از آن پایان دادن به اختلافات و جدال‏‌ها بود، برخی باز به بهانه‌‏هایی نو در کوس اختلاف می‏دمند و بعد ادعای ولایتمداری نیز می‏کنند. چه خوب است به جای اینکه مدام از خود و رویکردمان دفاع کنیم، هر بار که سخنان جدیدی از ایشان منتشر می‏شود، خود را با آن سخنان عیار کنیم و به نقد بنشینیم؛ واقعاً ببینیم همان که ولیّ می‏خواهد هستیم یا در سیاست به جای توجه به خدای متعال و آرمان‏های انقلاب گرفتار بُتِ نفس خویش و حزب خویش و جریان و تشکل خویشیم.

 



دیدگاه کاربران

در همین سال‏هاست که محمود احمدی‌‏نژاد از اینکه اسامی مفسدان اقتصادی را در اختیار دارد، سخن به میان می‏آورد و یک مطالبه‌‏ی جدی از او و سایر مسئولین کشور افشای این اسامی می‏شود

و هنوز هم هیییییچ خبری از آن اسامی نیست که نیست که نیست ..اما شاید بتوان حدس زد با مرور اتفاقات سه سال گذشته لیست شامل چه کسانی است ؟؟!!!عنایت دارید که؟؟

احمدی نژاد مردی برای همیشه تاریخ این سرزمین
شما هم جمع کنید این اراجیف را
از احمدی نژاد نیامده هم مثل ... می ترسید بدبخت ها

کاش بفهمیم احمدینژاد اصل و هدف نبود و نیست

از طریقه صحبتت مشخصه منطق به شما حاکم نیست و مطمئنم اصلا نفهمیدی این مقاله چی میگه، یا حداقل نخوندی...
اقای احمدی نژاد شاید تو تاریخ ایران بمونه ولی در تاریخ اسلام و جهان اسلام که اینده دنیا به اسلام ختم میشه نخواهد ماند مگر مطیع نایب امام زمان باشه...تا ظهور حضرت حجه سلام الله علیه...

واقعا عالی بود. خواندن با دقت آن را به دوستانم توصیه میکنم.

خود رجانیوز هم ان شاءالله به این حرف ها عمل کند...

ولی پیام اخیر رهبر معظم انقلاب رسما گفت که مصرف احمدی نژاد تمام شده

مقاله خیلی خوبی بود. توی دوقطبی ها حقیقت گم میشه و البته کشف حقیقت برای آحاد جامعه هزینه سنگینی داره که داریم توی این سه سال میپردازیم! لیست مفسدان هم که دکتر احمدینژاد ازش حرف میزد ، الان دیگه معلومه قاطبشون از چه باند و جناحی هستن! یکی دوتا هم نیستن و خیلی زیادن! حقوق نجومی ها رو بگیر برو تا آخر!! این اختلاف در جبهه خودی که بعضیا هی بهش دامن میزنن هم فقط کار بدخواهان این مملکته. من خودم طرفدار احمدینژادم ولی دکتر جلیلی رو هم دوست دارم و معتقدم مرد تلاش خالصانه است و امیدوارم ایشان کاندید بشن و رای بالایی بیارن. امیدوارم شخص دکتر احمدینژاد هم از ایشان حمایت کنه و باز شاهد چند کاندیدایی توی این جبهه نباشیم . انشاا.................

من هم اقای جلیلی را دوست دارم ولی اخیرا ایشان هم سخنانشان تاکید بر نقد طرف مقابل دارد.دوستان انقلابی خیلی باید روی خودشان کار کنند تا بتوانند این مسیر را انچنان که مد نظر رهبری است طی کنند

عاشق رهبر امام زمان حاضر سید علی خامنه ای و فرزند رزمنده 8 سال دفاع مقدس هستم،چه شده عکس احمدی نژاد را ناپرهیزی کرد ه اید وزده اید البته برای کوبیدن آن و گرنه اینکار را هم نمیکردید شما خود عمار پندارها همان قرآن به نیزه کرده ها هستید چرا اینهمه دروغ اینهمه اراجیف که به دکتر احمدی نژاد و عملکرد دولتش نسبت داده اند واکنش نشان نداده اید در صورتی که خود رهبر عظیم الشان انقلاب در سال 84 گفتند قطار منحرف شده انقلاب به ریل اصلی بازگشت و در سال نود دو برای انتصاب ایشان در مجمع تشخیص مصلحت فرموده اند دکتر احمدی نژاد دامت تاییداته ولی شما بازیچه نفر اول فتنه هاشمی و خاندان اشرافی گر واختلاس گرش شدید،به خدا سوگند در سال 92 به دکتر جلیلی رای دادم ولی به خاطر امثال شما ها رجانیوز رای نه تنها من بلکه بسیاری اللهم عجل لولیک الفرج خواهد بود.

بسیار دقیق

به امید روزی که همه جبهه علمی ، فرهنگی انقلاب اسلامی در گفتمان ولایت نفس بکشند...

ارزش خواندن ندارد چون رجانیوز ثابت کرده در خط آمریکا قدم بر می دارد شک نکنید بزودی روشن می شود

وقتی میگی رجا نیوز در خط آمریکاست انگار گفته ای که حاج آقا خاطره تمام خاطراتش واقعیه....مگه داریم...مگه میشه.....

داداش درسته که رجا نیوز اصولگرای شش سیلندره و به هر قیمتی از اصولگراها دفاع میکنه حتی اگر حرف ناحق بزنن. ولی بالاخره جریان خائن نیستند.

بی تردید خط رجانیوز خط امریکاست چرا که به خاطر اشتباهاتی که در هر انسان غیر معصوم وجود دارد به ان مرد پشت کرده و فردی دیگر را در برابر او علم می کند ! این عین بی وفایی است و به خاطر همین در سال 92 شما و دستگاه رسانه ای وابسته تان چنان فضاحت بار در انتخابات شکست خوردید سه روز ان مرد در کشور چرخید ولوله در اردوگاه دشمن افتاد ! این خط ماست !

ارزش خواندن ندارد چون رجانیوز ثابت کرده در خط آمریکا قدم بر می دارد شک نکنید بزودی روشن می شود

دوست عزیز احساسم اینه که شما توانایی تحلیل و تجزیه مطالب رو نداری و ذهنتون خیلی منحرفه،حرفت مثله اینه که بگی روز رنگش سیاهه...تعصب بعضی از دوستان نسبت به اقای دکتر احمدی نژاد باعث میشه دهن باز بشه بدون اندیشه،دوست عزیز اقای احمدی نژاد خوبه نه عالی ولی رهبر انقلاب نایب امام زمانه...
این تحلیل عالمانه ترین تحلیل بود...که اگه جریان انقلابی اینطور عمل میکرد قطعا صف انقلاب اسلامی بسیار طویل تر میشد...و مردم علاقه مندتر به انقلاب در صندق ها فرد انقلابی رو انتخاب میکردند، به جای فقط نقد کردن باید بیشتر عمل کرد و در جای خود نقد....

لبيك يا خامنه اي لبيك يا حسين است ،‌اميدوارم مردم و خصوصا مسئولين از بيانات عالي ايشان پيروي عملي نمايند .

سلام جناب تهرانی ! شما تاحالا کجا بودی؟؟ به هرحال حالاکه هستی خیلی خوشحال شدم از بودنت واز گفته ات ؛دمت گرم برادر

به نظرم مقاله خوبي بود . همه بايد خودشون رو نقد کنند اما متاسفانه جريان اصولگرا که مطمئنا در ان نفوذي هايي وجود دارند در انتقاد از عملکرد احمدي نژاد افراط کرد و حتي جلوتر از رهبري حرکت کرد و کاسه داغتر از آش شد. تا زماني که در عمل ملازم رهبر نباشيم، يا جلوتر از ايشان و يا عقبتر از ايشان حرکت خواهيم کرد و به نتيجه اي که رضايت الهي را در پي داشته باشد ،نخواهيم رسيد.

لبيك يا خامنه اي لبيك يا حسين است ،‌اميدوارم مردم و خصوصا مسئولين از بيانات عالي ايشان پيروي عملي نمايند .

سلام
بسیار ارزشمند و عالی بود
امیدوارم خودخواهی ها کنار برود

حرف درستی زدید ولی سوال اینجاست که تا حالا چرا نگفتید

با سلام
از بچه حزب اللهی جز این انتظار نیست که اگر اشتباه هم کرد برگردد
واقعا نظرات خودتان را درباره احمدی نژاد با رهبری بسنجید.
یا علی

خسته نباشید.مطمئنأ آقای احمدی نژاد بدون اجازه از رهبر فرزانه و معظم انقلاب هیچ کاری نخواهد کرد!متأسفانه بعضی از روزنامه ها و خبرگزاری ها آنهم خیلی کم میخواستند چهره انقلابی آقای احمدی نژاد را وارونه نمایش دهند که خوشبختانه موفق نشدند.همین عکس خبری شما گواهی واقعیت است.....

مثل همیشه از خواندن یادداشت برادر تهرانی محظوظ شدم.
بنظرم این یادداشت دچار خطای هاله ای است نقاط مثبت و منفی احمدی نژاد و جریانات پانزده سال اخیر را نمی توان در عدالت طلبی خلاصه کرد.
از طرف دیگر مساله امروز انقلاب را هم نباید در این مقوله هرچند مهم، خلاصه کرد.
عدالت طلب با اخلاق بودن ملاک تعیین کننده برای رییس جمهور آتی نیست.

خیلی هم خوب...
یه نکته خیلی مهم امام خامنه ای قبل از انتخابات 92 فرمودند که به کسی رأی بدهید که مصداق ان الذین قالو ربنا الله ثم ...... و اینکه کسی باشد که ویژگی های مثبت رئیس جمهور سابق را داشته و منفی آن را نداشته باشد... که این یعنی حمایت از ویژگیهای مثبتی که بارها اونها رو ذکر فرمودند مثل سفرهای استانی، سیاست خارجی تهاجمی، مشی ساده زیستی، مردمی بودن...

بد نیست که حضرات آیات خود انقلابی پندار کاتب این مقال، تیترهای خودشون رو در همان مقاطع تاریخی فوق الذکر بازبینی کنند و ببینید خودشون کجای حرفای حضرت آقا تشریف دارن،
بدبختی مملکت ما اینه که همیشه انقلابیای ما سوزن و جوالدوز رو فقط تو تن آقای احمدی نژاد میکنن،
این الگوی ترسیم شده بسیار زیبا بود اما مثالش خود شما بودید بزرگواران نه احمدی نژاد.

سلام
استفاده کردیم.عالی بود

مطلب دقیقی بود مصداقش خود جلیلی هستش که هیچ وقت سمت دو قطبی نرفت و میخواد گفتمان سازی کنه

پس احتمال داره جبهه پایداری نمیتونه بخونه به نظرتون چقدر خودتون رو نقد کردید؟

گفتمان ایجابی داشته باشیم یعنی اینکه چند شعاری که رهبری میگن را تکرار کنیم. اجرا که دست همان یاران رهبری است که معلوم است. با این روند و این توصیه ها باخت در انتخابات پیش روست و فاتحه انقلاب خوانده میشود. احمدی نژاد بخاطر این رویکردها حذف نشد، بخاطر این حذف شد که حداقل 4 سال تمامی آنچه کاشته بود را از بین برد و زمینه ورود دولت نفوذ شد. مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود!!! بی بصیرتهایی که اشتباه خود را تئوریزه میکنند

داداش عزیزم
به نظر حقیر داری اشتباه می زنی
خیلی سازمان‌ها و افراد موجه و ... هزارجا خلاف مصالح عمل می‌کنند
کی گفته ترکوندن سفارت‌ها همسو با جریان احمدی نژاد بود؟
شما یادتون میاد رفیق‌هامون جلو سفارت خارجه ی متکی به سازشکار بودن سیاست‌هاش معترض بودند!!!

مطالب درستی است اما نکته اصلی در فهم سخن رهبری به شخصیت احمدی نژاد برمی گردد نه طیف انقلابی.ایشان ظرفیت ایجاد دو قطبی دارد که بهتر است امروز وفرداها از ورود به انتخابات پرهیز کند که هر زمانی اراده کند همان وقایع 88 به بعد رخ میدهد واختلاف جدی و اساسی در جامعه وتنش ها و کشمش های مختلف .این به شخصیت ماجراجوی ایشان برمیگردد.

تمام مشکل ما در فقدان تقوای الهی و فقدان اخلاق اسلامیه. امروز طیفی به نام جناح راست تنها نان خور انقلاب و ارزش ها شده و به اسم اصولگرایی تمامیت خواه و انحصار طلب است به نحوی که جز چند نفر مثل مصباحی مقدم و باهنر و لاریجانی و ابوترابی و امثالهم کسی دیگر را به عنوان انقلابی نمی شناسد. طیف مقابل که وضعش روشنه و امتحانش رو سال 88 پس داده، اما نباید از نقش ویران کننده محافظه کاران و جناح راست که در پوشش اصولگرایی نمود دارند غافل شد؛ شاید به جرات بتوان گفت بخش عمده ای از پسرفت های انقلابی جناح معتقد به ارزش های انقلاب زیر سر قیم مابان این جناح است. به نظر امروز باید با اصطلاحی که هوشیارانه از متن سخنان رهبر معظم انقلاب بیرون می آید به استقبال جریان نوین انقلابی رفت و آن اصطلاح «جناح مومن و انقلابی» است. این تعریف جامع و کامل است و شاخص های آن به نحوی است که سیاستبازان و سوءاستفاده کنندگان از نام انقلاب یعنی راست ها و محافظه کاران فاصله زیادی با آن دارند! باید در کنار نقد وضع موجود، جناح مومن و انقلابی نسبت به معرفی شاخص های اصیل انقلابی و اسلامی از جمله تقوای فردی و اجتماعی و سیاسی که ریشه همه مبانی اسلامی است بپردازد؛ گرفتاری ما در اداره حکومت توسط دولتمردان و مسئولان این است که تقوا را دست کم گرفته اند. اساسا به فرموده رهبر معظم انقلاب ریشه تمام تغییرات 180 درجه ای که در برخی به اصطلاح انقلابی های دوآتشه رخ داد و امروز با انتشار خاطره های متوهمانه اصل آرمان های انقلاب رو زیرسوال می برند، همین فقدان تقوا است. حتی رهبر معظم انقلاب در بیاناتی فرمودند که عدالت اصل نیست بلکه عدالت ابزار است برای رسیدن به هدف والاتر که همان تقوا و اعتلای کلمه توحید است. در حالی که برخی از همین به اصطلاح عدالت طلبانی که دیروز و امروز تمام قد از رئیس جمهور سابق حمایت می کنند (حتی با نهی رهبری از ورود وی به انتخابات)، در رعایت تقوا پایشان لنگ می زند!!
جناح مومن و انقلابی باید در کنار قدرت نقد، با قدرت گفتمان انقلابی و در راس آن تئوریزه کردن موضوع اخلاق و تقوای فردی و سیاسی وارد گود رقابتی شود وگرنه قیم مابان محافظه کار و زدو بندباز جناح راست، یک مجسمه تقلبی و کاریکاتوری از فرد انقلابی به نام اصولگرا غالب خواهند کرد که از توش هیچ کره ای در نخواهد آمد و فرصت جناح مومن و انقلابی را مجددا سال ها به پای قدرت طلبی های انحصارطلبانه خود خواهد سوزاند.

حرفاتون فقط به این معنیه که احمدی‌نژاد حرف نویی نداشت و دنبال دعوا بود!
همه میدونن نیازی به حرف نو نیس!
احمدی‌نژاد برای این محبوب شد که خواست اصل انقلاب یعنی عدالت رو زنده کنه!
گفتمانش هم حرف های تازه ای داشت ولی برخیها با منحرف نامیدن او، نذاشتن که مشکلات رو حل کنه و نسخه بعضیا رو بپیچه تا الان رهبر مجبور نشه بگه نیاد!
دلیلشو بهتر از من میدونید چرا ...
شما که ادعای گفتمان سازی دارید فقط چسبیدید به امثال جناب جلیلی!
ولی احمدی‌نژاد که شخص رهبری ، بازخوانی خط امام رو بهش محول کردند و در هیچ کدام از سخنرانی هاش کلمه ای سیاسی حرف نزده، به هیچ عنوان پوشش نمیدید!
اول بهتره به خودتون نگاه کنید!

دلائل توصیه حضرت آقا حفظه اله به آقای احمدی نژاد در مورد عدم ورود به اتنخابات آتی به ترتیب اهمیت موضوع:

1 دولت روحانی با سیا نمایی دولت قبل و برعکس جلوه دادن علت اصلی تحریمها،وعده های فراوان اقتصادی،سیاسی و اجتماعی،تبلیغات وسیع و جنجالی مثل تیم فوتبالی می ماند که با وعده ها و تبلیغات جنجالی به میدان بازی آمده و دقایق پایانی بازی است و نتیجه را واگذار کرده و ناکام در وعده هایی که به طرفداران خود داده است و برای انحراف افکار عمومی و ایجاد تشنج و هیاهو و به راه انداختن دعوا و زدن به زیر میز بازی و مقصر جلوه دادن داور احتیاج به بهانه هایی دارد و بدش هم نمی آید که با یک دعوای صوری بازی را به هم بزند...... حضرت آقا با این حرکت هوشمندانه و حکیمانه این بهانه را از انها سلب کرد.اگر آقای احمدی نژاد به انتخابات وارد می شد دولت روحانی و جریانها و باندهای قدرت و ثروت فضای انتخابات را به سمت دو قطبی شدید کاذب پیش می بردند و اهداف خود را در موج ایجاد شده پیگیری می کردند و مردم را مجدداً به اشتباه می انداختند که ما داشتیم کارها را درست می کردیم که فلانی آمد و همه چیز را خراب کرد و تمامی ناکامیها و خیانت های جریان های نفاق و تزویر را به گردن احمدی نژاد می انداختند.
2 مردم باید با گذر زمان به پوچی وعده ها و خیانت های باندهای قدرت و ثروتی که به خاطر دشمنی با یک شخص(احمدی نژاد) به کشور و مردم و انقلاب در راستای وضع تحریم های نابود کننده همسویی و هم پیمانی کردند پی ببرند و در تشخیص تزویر و نفاق زبیریان زمان خود بصیرت پیدا کنند
3 حضرت آقا در توصیه خود از اصطلاح دوقطبی شدن جامعه نام بردند، یعنی اینکه آقای احمدی نژاد در جامعه دارای مقبولیت و محبوبیت است و می تواند به راحتی در مقابل دولت آقای روحانی به عنوان رقیب سرسخت مطرح گردد.و از این فضا دشمنان خارجی و معاندان داخلی سوء استفاده های خود را ببرند
4 دغدغه های حضرت آقا برای ورود آقای احمدی نژاد به عرصه انتخابات هنوز برطرف نشده است که به ترتیب اولویت دلائل به شرح ذیل می باشد:
الف: اتحاد بین نیروهای انقلابی و حزب اللهی که بصیرت واقعی نسبت به جریانها و اشخاص داشته باشند و مسائل را اصلی فرعی کنند و جبهه خودی را با دشمن به اشتباه نگیرند
ب: معاندان و مخالفان داخلی شخص آقای احمدی نژآد که حاضرند کشور و مردم و نظام را به سمت چالش سیاسی و امنیتی پیش ببرند
ج: بصیرت پیدا کردن توده مردم و در نهایت هدایت آنها به سمت خیمه و جریان اصیل انقلابی
د: حفظ آقای احمدی نژآد در مقطع کنونی از گزند خناسان از طریق فشار به شورای نگهبان در راستای عدم صلاحیت

برای رجانیوز واقعا متاسفم. چه خوب بود رجانیوز این تبعیت احمدی نژاد از رهبری را کمی برجسته میکرد. رجانیوز بویی از ولایت مداری نبرده و فقط دنبال مطامع خویش است.

از نظرات بزرگواران استفاده کردم. فقط یک نکته عرض می کنم: ای کاش برخی دوستان بدون پیش فرض قبلی این مطلب را مطالعه می کردند و به جای نقد رجانیوز، نقدشان را به نگارنده با توجه به همین مطلب هدیه می دادند. به نظر می رسد برخی دوستان یا مطلب را کامل نخوانده یا با ذهنیت قبلی آن را خوانده اند و اگر بار دیگر و به گونه ای دیگر بخوانند نظری متفاوت پیدا می کنند.

-