هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
دوشنبه، 30 فروردين 1400
ساعت 15:28
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

پنجشنبه 21 اسفند 1399 ساعت 13:13
پنجشنبه 21 اسفند 1399 12:03 ساعت
2021-3-11 13:13:43
شناسه خبر : 345473
این اقدام او مشروعیت بخشی به اسرائیل و امریکا و انحراف افکار عمومی از واقعیتی است که در منطقه می گذرد و تثبیت هدایت رسانه ای غرب به سمت تقلیل اهداف جنگ به "قومی گرایی" است.
این اقدام او مشروعیت بخشی به اسرائیل و امریکا و انحراف افکار عمومی از واقعیتی است که در منطقه می گذرد و تثبیت هدایت رسانه ای غرب به سمت تقلیل اهداف جنگ به "قومی گرایی" است.
رجانیوز-فائزه سادات یوسفی: سفر پاپ به کشورهای مسلمان و منطقه مورد توجه رسانه‌های داخلی و خارجی قرار گرفته و دارای ابعادی است که بیشتر از آن که به نفع آنها باشد، جنبه نمایشی برای برداشت محصول از پیش طراحی شده را دارد.
 
پاپ با پذیرفتن خطر به این سفر و سفرهای منطقه ای می پردازد و این موضوع برای پررنگ کردن اهداف سفر و همچنین نشان دهنده اهمیت زمانی و مکانی آن است. با بررسی وضعیت امریکا و اسرائیل در منطقه می توان این اضطرار را به خوبی دریافت کرد چرا که آنها در موقعیت حساس استیصال قرار گرفته و با پیروزی های متعدد نیروهای مقاومت در باتلاق یمن و تنگ شدن دایره امکان در عراق و سوریه در حال غرق شدن می باشند.
 
بطور خلاصه می توان اهداف این سفر را در موارد زیر یافت:
 
1- مصادره آرامش و صلح بدست آمده در منطقه به نام خود
محوری ترین علت سفر پاپ به عراق از قول خود او گفتگو برای صلح و هم زیستی بوده است. او به عنوان پدر معنوی و با این شعار خود را پیام آور صلح دانسته و قبل از سفر به عراق می گوید: " مردم عراق منتظر ما هستند". او سعی دارد با این سخنان و پیام های مشابه جایگاه رفیعی برای خود بسازد و با ژستی انسان دوستانه در تلاش است سطح نفوذ و اثرگذاری خود را در تراز علمای شیعه و یا حتی بالاتر از آن نشان دهد. 
 
او در صدد است صلحی که با مجاهدت ها و رشادت های نیروهای مقاومت منطقه تحت رهبری مراجع شیعی بر ضد داعش و قوای امریکایی و اسرائیلی به ثمر نشسته و در حال رسیدن به کمال است را به نام خود زده و یا سهمی از آن را به نام خود مصادره کند و نقشی در این پیروزی برای خود قائل شود. 
 
این بزرگترین خدمت سیاسی است که پاپ می تواند برای غرب به ارمغان بیاورد چرا که او در وهله اول اذهان ملت ها و نه سیاستمداران را نشانه گرفته است. 
 
خصوصا که در این برهه تاریخی "شیعه" با پیروزی در عراق و سوریه و یمن قدرت واقعی خود را به دنیا ثابت کرد و تبدیل به نیروی سیاسی مهم و تعیین کننده در منطقه و جهان گردید. این امر زنگ خطری برای غرب است و آنها خوب می دانند اگر در این زمان از این فرصت استفاده نکنند دیگر کاری از پیش نخواهند برد. 
 
2- زمینه سازی برای پیمان ابراهیم و یا همان عادی سازی روابط با اسرائیل:
قبل از سفر پاپ، واتیکان اعلام کرد که سند برادری انسانی را برای امضا توسط آیت الله سیستانی آماده کرده است. این سند برای اولین بار در سال 2019 توسط شیخ الازهر و پاپ در امارات با شعار تقویت صلح جهانی امضا شده بود و شیخ الازهر بابت این امضا جایزه ای را از امارات دریافت کرد.
 
بعد از این امضا، در سال 2020 پیمان ابراهیم در امارات توسط اسرائیل، امارات متحده عربی و امریکا امضا گردید و شیخ الازهر هم در مقابل آن موضع سکوت را اختیار کرد و تلویحا آن را پذیرفت . این پیمان که همان عادی سازی روابط با اسرائیل است معنای صلح را یدک می کشد و از نظر محتوای ظاهری چندان تفاوتی با پیمان برادری انسانی ندارد و با همان کلمات فریبنده ای چون صلح و هم زیستی ادیان آذین بندی شده است. بنابراین سند برادری انسانی به مضمونی زمینه ساز پیمان ابراهیم و نهایتا عادی سازی روابط با اسرائیل و به رسمیت شناختن آن است. 
 
واتیکان با تنظیم این سند قصد محک زدن و ظرفیت سنجی جامعه شیعی عراق برای پیمان بزرگتری داشته است. خصوصا که الکاظمی مسند نخست وزیری را در عراق در اختیار دارد و با امیدواری که امریکا و غرب نسبت به او دارد می توانست این زمینه را فراهم کند چنانچه او با اتخاد موضع بیطرفانه! در مورد عادی سازی روابط امارات با اسرائیل اظهار کرده بود" عادی سازی روابط اسرائیل و امارت، یک تصمیم اماراتی است و ما نباید هرگز در آن دخالت کنیم." 
 
اما آیت الله سیستانی با هوشمندی پیمان برادری انسانی را نپذیرفت و آن را امضا نکرد و واتیکان و نهایتا غرب را در این عرصه را ناکام گذاشت.
 
3- معنای صلح و کاربرد آن در منطقه
واژه "صلح" در ادبیات فرمایشی غرب یعنی تسلیم و خلع سلاح شدن در مجاورت پیروزی و به عنوان آخرین حربه هنگامی که فرد لب پرتگاه قرار گرفته مورد استفاده قرار می دهد تا طرف مقابل را متوقف کند. وضعیتی که اکنون امریکا در منطقه و عراق بدان مبتلا شده است و لازم است از این ادبیات برای خنثی سازی حملات پیروزمندانه نیروهای مقاومت عراقی استفاده کند. دقیقا همین عمل را دموکراتها با دیپلماسی خدعه خود سعی دارند در یمن برای توقف عملیاتهای فاتحانه در مارب توسط انصارالله و ارتش یمن ایجاد کنند.
 
پاپ با حمل این واژه سعی دارد راه برون رفتی برای امریکا رقم بزند و با شعاریزه کردن و قرار دادن واقعیت ها در لوای ظاهرسازیِ همنوع دوستی این راه را هموار کند.
 
همچنین می تواند ابزار مناسبی برای فشار به نیروهای مقاومت از سوی مردم سختی کشیده برای پیاده سازی این واژه فراهم آورد.
 
او چنین مقصودی را در نظر دارد زیرا اگر پاپ خواهان صلح واقعی است باید پیام صلح را به منبع خالق ناآرامی ببرد تا با انسداد اعمال قدرت، آرامش را به تبلور برساند. حمل پیام صلح برای مردم رنج دیده هیچ سودی ندارد مگر زمانی که حمایتگرایانه و در عمل قرار گرفته باشد. صلح واقعی وقتی مهیا می شود که متجاوزان از خاک عراق و منطقه بروند و تا هنگامی که امریکا و یا حتی نیروهای ناتو در آنجا حضور دارد صلح و آرامش معنایی ندارد.
 
4- تبرئه امریکا و اسرائیل از جنگ افروزی در منطقه 
او قبل از سفر در سخنانی ریشه جنایات در منطقه و عراق را در "فرقه گرایی" و "افراطی گری" بیان داشت. او با این الفاظ دقیقا هم راستا با جریان تبلیغاتی در غرب، شالوده اختلاف و جنگ را در "عقیده" معرفی کرد و مسببان و حامیان نظامی-سیاسی را زیر این دو کلمه پنهان کرد. او میخ تروریسم را تنها بنام تندروهایی بنام داعش محکم کرد و خشونت به نام خدا را کفر دانست.
 
این اقدام او مشروعیت بخشی به اسرائیل و امریکا و انحراف افکار عمومی از واقعیتی است که در منطقه می گذرد و تثبیت هدایت رسانه ای غرب به سمت تقلیل اهداف جنگ به "قومی گرایی" است.
 
اما آیت الله سیستانی با بیان مظلومیت، فقر و نبود آزادی اساسی و عدالت اجتماعی در فلسطین و اشاره به قدرت های بزرگ، به "عمل کردن" وظایف رهبران دینی برای کاهش این دردها پرداخت و از نقش امریکا و اسرائیل در درد و رنج مردم منطقه پرده برداشت.
 
5- تقویت مسیحیان و اقلیت های مذهبی و ترویج دین مسیح
همان طور که واتیکان اعلام داشت یکی از اهداف این سفر تقویت موقعیت مسیحیان در عراق بوده است و پاپ پیشتر نیز هدف خود را از این سفر دلجویی از مسیحیانی که رنج های فراوان دیده اند بیان کرده بود. 
 
جمعیت مسیحیان عراق قبل از حمله آمریکا که سبب سرنگونی صدام حسین شد، در مرز یک و نیم میلیون تن قرار داشت اما آنها بعد از تجاوز نیروهای داعش از محل زندگی خود مهاجرت کرده و تنها چند صد هزار مسیحی در نزدیکی مرزهای عراقی باقی مانده‌اند. این بدان معنی است که مسیحیت در عراق در حال نابودی است و باید برای استحکام و حتی ترویج آن اقداماتی انجام گیرد. 
 
در همین راستا پاپ بعد از دلجویی با مسیحیان قربانی جنگ به بازگشت آن ها به زادگاه خود تاکید کرد و همچنین برای حمایت از جامعه مسیحی و اقلیت های دینی اظهار داشت که "عراقی ها از هر دین و مذهبی شایسته برخورداری از حقوقی مشابه اکثریت مسلمان شیعه هستند و درجه دو محسوب نمی شوند".
 
بنابراین می توان گفت سفر پاپ که شعائری چون انسان دوستی و همزیستی مسالمت آمیز را با خود همراه کرده است دارای وزنه تبلیغاتی برای آیین مسیحیت است چرا که در چنین وضعی این باور به افکار عمومی تزریق می شود که مسیحیت در مقابل با "خشونت به نام خدا" مامنی برای آنهاست. خصوصا که زمینه گرایش به مسیحیت در میان کردهای ملی گرای عراقی و آنان که بی دین شده اند وجود دارد.
 
6- اختلاف افکنی میان ایران و عراق
با سفر پاپ به عراق و دیدار با آیت الله سیستانی رسانه های غربی با پوشش خبری کاملا هماهنگ شده این سفر را موفقیت بزرگی برای مرجعیت عراقی دانسته و از او به عنوان بزرگترین مرجع تقلید شیعیان نام بردند تا او را در مقابل مقام رهبری در ایران قرار دهند. هدف از این کار ایجاد دوقطبی مرجعیت سیاسی-دینی و نهایتا ایجاد اختلاف در بین دو ملت عراق و ایران بود. 
 
رسانه های غربی سالهای متمادی سعی دارند که بین دو ملت عراق و ایران در هر سطوح ممکنه تفرقه بیاندازند تا بتوانند با انشقاق در محور مقاومت به پیروزی دست یابند. به عنوان نمونه پیشتر مورگان اورتگاس، سخنگوی اسبق وزارت خارجه آمریکا در اظهاراتی بیان داشت که ایران قصد دارد عراق را به یک کشوری تبدیل کند که بر آن مسلط باشد و حمایت‌های ایران از شبه نظامیان در عراق باعث ایجاد بی‌ثباتی در این کشور شده است.
 
نمونه های دیگری چون سوژه کردن رفتار برخی از مسافران عراقی در مشهد مقدس و یا شیطنت رسانه ای در  مورد حضور حشدالشعبی در کمک به سیل زدگان اهوار و موارد دیگر نشان از استفاده از هر ابزاری برای تفرقه و اختلاف افکنی دارد. متاسفانه در داخل نیز برخی  به صورت خواسته و ناخواسته و کاملا غلط به این دوگانه دامن زدند و از تطابق های تاریخی و نظریات شخصی خود انتقادات نامناسبی ساخته و به جامعه گسیل کردند. با این تحرکات نه تنها هیچ طرفی در این دوگانه تقویت نمیشود بلکه با بازی کردن در زمین دشمن، همگرایی موجود بین دو ملت شیعه عراق و ایران را به سرازیری واگرایی سوق می دهند.
 
در انتها میتوان گفت که در هر صورت نمی توان ترازی یکسان بین مرجعیت دینی در شیعه و رهبریت دینی مسیحیان قرار داد. چرا که امر و اتخاذ تصمیمات مرجعیت دینی در بین شیعیان نافذ است و اعتبار آن در معادلات بین المللی بسیار زیاد و سازنده است ولی واتیکان و رهبریت دینی مسیحیت نقشی در کنش های جهانی نداشته و ندارند. در سفرهای آینده این شخصیت هم به لبنان و دیگر کشورها همانند سفرهای پیشین او عوایدی را متوجه مردم منطقه و مسلمانان نخواهد نکرد و پررنگ کردن آن چیزی را تغییر نمی دهد. رهبران دینی در زیر لوای غرب، قرن هاست یا مرده اند یا مهره اند.