هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
چهارشنبه، 8 بهمن 1399
ساعت 01:14
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

يكشنبه 14 دى 1399 ساعت 12:45
يكشنبه 14 دى 1399 12:37 ساعت
2021-1-3 12:45:45
شناسه خبر : 343305
ما آنچه از حزب اللهی گری داریم مدیون علامه مصباح است، چه بدانیم و چه ندانیم یا نخواهیم که بدانیم، او قبل از آنکه معلم فلسفه و فقه و عرفان و اخلاق باشد، «معلم ولایت » بود، به گردن ما حق داشت و امیدواریم به شفاعت این فدایی ولایت.
ما آنچه از حزب اللهی گری داریم مدیون علامه مصباح است، چه بدانیم و چه ندانیم یا نخواهیم که بدانیم، او قبل از آنکه معلم فلسفه و فقه و عرفان و اخلاق باشد، «معلم ولایت » بود، به گردن ما حق داشت و امیدواریم به شفاعت این فدایی ولایت.
اگر یک مقداری فلسفه اسلامی خوانده باشی و با ادبیات حکمت متعالیه در حد مبتدیان هم آشنا باشی، وقتی بشنوی کسی سالیان سال جز حلقه خاص پنج نفره شاگردانی بود که با علامه طباطبایی هم مباحثه بوده اند و بعدتر جز حلقه سه نفره خاص الخاص علامه، طبعا با خودت می گویی که آن شخص می توانسته سال ها دکان فلسفی پر رونقی داشته باشد، پر از شاگرد و مراجعه کننده، محترم برای همه و مروج خوانش فلسفی از اسلام یعنی حکمت متعالیه.
 
اگر بشونی کسی همدم مدام با آیت الله بهجت بوده و اهل خلوت های دائمی با آن عارف واصل دوران در حدی که تجمع بزرگ مدرسه فیضیه در اعتراض به اهانت به او، اشاره آیت الله بهجت را هم با خود همراه داشته است و بعد از رحلت آیت الله بهجت از او بعنوان وصی اخلاقی مرحوم بهجت یاد می کنند، طبعا با خودت می گویی آن شخص می توانسته سال ها دکانی اخلاقی عرفانی برپا کند با هزاران شاگرد و مراجعه کننده، محترم برای همه و مقدس برای اهل سلوک اخلاقی.
 
اگر شخصی هیچ کدام از اینها را هم نداشته باشد اما در فقاهت صاحب نظر باشد و دارای مکتب و خوانش خاص، همین برای او بس است تا سالها درس و بحثی داشته باشد بدون هیاهو و محترم و موثر.
 
علامه مصباح یزدی همه اینها را داشت، اما آنقدری در سیر وسلوک پیش رفته بود که علم برایش حجاب اکبر نشود، چون او اگر به سراغ علم و مراتب عمل هم رفته بود، دنبال گمشده ای دیگر بود، او از حلقه خاص الخاص علامه بود، بسط دهنده حکمت در مکتب نو صدرائیان، وصی مرحوم بهجت می خواندنش، فقیه مبارز بود، نه الان، که سال 42 و 43 زمانی که نهضت امام (ره) شکل گرفت. همه این ها بود اما خودش را برای امر دیگری به آب و آتش می زد.
 
دال مرکزی برای علامه مصباح یزدی «ولایت» بود و برای آن همه داشته هایش را به میدان آورده بود. تا نه تنها از آن دفاع کند که امر ولایت را بسط دهد.
 
تمرکز علامه مصباح یزدی بر امر ولایت بود و اگر امروز مفهوم ولایت فقیه در دوران غیبت، بسط نظری و عملی پیدا کرده است، و اگر تصوری از آن در اذهان داریم، همه اش مدیون این مرد خداست.
 
علامه اگر به مسائل سیاسی هم ورود کرد، مبنا داشت و مبنایش نه کسب منصب و قدرت بود که اگر این بود پیش از همه این شیفتگان، به دولت هم رسیده بود، بلکه مبنایش کمک به ولی و بسط ید او بود.
 
علامه عزیز ما عقبه فکر و نظری اندیشه حزب اللهی و انقلابی در این دوران است و خسارت فقدانش را باید سال های بعد دید و چشید. این عقبه دغدغه مند که تا آخرین روزهای عمرش از هزینه کردن شخص خودش برای ولایت فقیه و امام خامنه ای کم نگذاشت و کوتاهی نکرد، حالا رفته است، آیا کسی به فکر عقبه فکری حزب الله هست؟
 
آن زمان که برای کسب منصب و قدرت، توپخانه ها به سمت این دریای بزرگ معرفت و حکمت هدف گرفته شد، کسی تصور نمی کرد که فقدان نعمت این گنجینه و کفران نعمت وجودش، جماعت حزب الله را مبتلا به سلبریتی های بی مایه به ظاهر حزب اللهی مجازی کند تا برایشان تئوری پردازی کنند و عقبه فکری بتراشند.
 
ما آنچه از حزب اللهی گری داریم مدیون علامه مصباح است، چه بدانیم و چه ندانیم یا نخواهیم که بدانیم، او قبل از آنکه معلم فلسفه و فقه و عرفان و اخلاق باشد، «معلم ولایت » بود، به گردن ما حق داشت و امیدواریم به شفاعت این فدایی ولایت.