هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

شنبه 15 آذر 1399 ساعت 13:08
شنبه 15 آذر 1399 12:53 ساعت
2020-12-5 13:08:17
شناسه خبر : 342357
باید گفت که قمار رسانه‌های اصلاح‌طلب بر این دست افراد که اظهارات غیرکارشناسی را به نام کارشناس و... به آنها میفروشند، سرانجام نامطلوبی برایشان خواهد داشت.
باید گفت که قمار رسانه‌های اصلاح‌طلب بر این دست افراد که اظهارات غیرکارشناسی را به نام کارشناس و... به آنها میفروشند، سرانجام نامطلوبی برایشان خواهد داشت.

گروه سیاسی-رجانیوز: طی روزهای گذشته رضا نصری - فردی که به ادعای رسانه‌های دولتی و اصلاح‌طلب حقوق‌دان خوانده می‌شود- برای مطرح کردن خود به انتقاد از صحبت‌های نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی پرداخت. برخی رسانه‌های اصلاح‌طلب نیز ادعاهای نصری را تحت عنوان «پاسخ رضا نصری، حقوقدان بین الملل به جلیلی» برجسته کردند.

 

به گزارش رجانیوز، اما بررسی دقیق‌تر مطالب منتشر شده نشان می‌دهد که ادعاهای نصری بیش از آن‌که حقوقی باشد، سیاسی است و نصری هم‌چنان نتوانسته در حد و اندازه‌های یک حقوق‌دان بین‌المللی ظاهر شود!

 

باید گفت که قمار رسانه‌های اصلاح‌طلب بر این دست افراد که اظهارات غیرکارشناسی را به نام کارشناس و... به آنها میفروشند، سرانجام نامطلوبی برایشان خواهد داشت. در ادامه خواهید دانست که ادعای آقای نصری کاملا غیرکارشناسی است.

 

«توقف اجرای پروتکل الحاقی از جانب ایران و پیامدهای آن» بنیان گفته‌های نصری را شکل می‌دهد؛ درحالی که در صحبت‌های دکتر جلیلی حتی یک‌بار هم به این موضوع اشاره نشده است!

 

احتمالاً نصری یا متن صحبت‌های نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی را مطالعه نکرده و یا اشتباهاً اظهارات شخص دیگری را پاسخ گفته است! اما چطور ممکن است فردی که حقوق‌دان بین‌المللی نامیده می‌شود این اشتباه عجیب و غریب را مرتکب شود؟!

 

نصری در توئیت خود نوشته که اقدامات ایران نباید به‌گونه‌ای باشد که دشمن آن را دستمایه هزینه‌تراشی علیه ایران قرار دهد؛ در حالی که از قضاء تمام اختلافات بر کم و کیف هزینه‌تراشی متمرکز است!

 

انصراف از 100 حق هسته‌ای، بتن‌ریزی در صنایع قدرت آفرین ایران، جمع‌آوری سانتریفیوژها و به زبان ساده‌تر تعلیق صنعت هسته‌ای در برجام – که حاصل خون دل دانشمندان هسته‌ای چون شهریاری، علی‌محمدی، احمدی روشن و رضایی‌نژاد بود - ،  همراه با وضع تحریم‌های بی‌سابقه در طول تاریخ علیه ایران کافی نبود، ترور دانشمند برجسته هسته‌ای و دفاعی آن هم در قلب ایران نیز به آن اضافه شد!

 

آقای نصری باید بفرمایند هزینه‌ای سنگین‌تر از این موارد را هم  مگر می‌شناسد؟!

 

آقای نصری مدعی شده که عدم اجرای پروتکل الحاقی در ایران اقدامی نمایشی و کم‌اثر است اما برای ادعای خود استدلال و دلیلی ارائه نکرده است.

 

نصری نوشته که توقف اجرای پروتکل الحاقی از جانب ایران می‌تواند منجر به تصویب قانونی در آمریکا شود که در نتیجه آن پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع شود؛ درحالی که مطالعه دقیق‌تر تاریخ نشان می‌دهد که دو سال و نیم اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی توسط ایران از 27 آذر 1382 مانع از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان نشد.

 

چنان‌که با بدعهدی اروپا و اقدامات خصمانه آمریکا نهایتا این اتفاق رخ داد تا ایران مجبور شود اجرای پروتکل را در 17 بهمن ماه 1384، متوقف کند. آقای نصری! با پروتکل الحاقی یا بدون آن بهانه‌ها همواره ساخته می‌شوند!

 

در زمان خروج آمریکا از برجام، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در 13 گزارش خود تاکید کرده بود که ایران به طور کامل تعهدات خود را اجرا کرده و حتی یک مورد هم برجام را نقض نکرده است.

 

اما پس از خروج آمریکا از برجام کشورهای اروپایی تنها به اظهار تأسفی اکتفا کردند و حتی حاضر نشدند خروج آمریکا را نقض برجام به شمار آورند. حتی فراتر از آن نیز 3 کشور اروپایی آلمان، فرانسه و انگلیس به‌عنوان اعضای باقی مانده برجام در بیانیه‌ای تحکم‌آمیز اعلام کردند ایران باید به الزامات خود ذیل برجام پایبند باشد، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در درازمدت توانایی راستی آزمایی و رصد برنامه‌های ایران بدون هیچ محدودیتی را برخوردار باشد و موضوعات اساسی نگران‌کننده مانند مسئله موشکی و اقدامات منطقه‌ای ایران نیز مورد گفت‌وگو قرار گیرد.

 

آقای نصری! ساده‌انگارانه نیست که فکر کنیم آمریکا و متحدان اروپائی‌اش برای هزینه‌تراشی و فضاسازی  علیه ایران به بهانه نیاز دارند!

 

آقای نصری پیش فرض خود را بر این قرار داده است که دولت بایدن بنا دارد تا تحریم‌ها علیه ایران را لغو کند؛ در حالی که اطلاعات آشکار و منتشر شده توسط بایدن و تیم نزدیک به وی کاملاً خلاف این مسئله را نشان می‌دهد.

 

در همین راستا بایدن در یادداشت اختصاصی خود در سی ان ان- 23 شهریور  1399 / 13 سپتامبر 2020 - ضمن برشمردن راه‌های هوشمندانه‌تر! برای سخت‌گیری، وعده تداوم استفاده از تحریم‌های هدفمند علیه ایران را می‌دهد. مقابله با محور مقاومت در منطقه، فعالیت‌های موشکی ایران، وضع تحریم‌های حقوق‌بشری نمونه‌های مشخصی از تحریم‌ها است که بایدن تحت عنوان "راه‌های هوشمند" افزایش سخت‌گیری در قبال  ایران مطرح کرده است.

 

در نمونه‌ای دیگر «ویلیام برنز» و «جک سالیوان»، دو دیپلمات کهنه‌کار آمریکایی که از چهره‌های نزدیک به بایدن به شمار می‌روند و احتمالاً عهده‌دار مسئولیت‌های مهمی در دولت پیش‌رو وی نیز باشند، 22 مهر 1398 (14 اکتبر 2019) در یادداشت مشترک خود در نیویورک تایمز  هر گونه انتظار از سوی ایران برای رفع تحریم‌ها بدون موافقت با نوعی «توافق تکمیلی» را «غیرعملی» توصیف کرده‌اند. این دو دیپلمات نوشته‌اند:

 

«لازم است ایرانی‌ها هم واقع‌بین‌تر شوند. تصور موافقت ایالات متحده با رفع تحریم‌ها، بدون ضمانت‌هایی از جانب ایران مبنی بر آغاز فوری مذاکرات بر سر یک توافق تکمیلی که در آن دست‌کم چارچوب‌های زمانی توافق تمدید شده و به مسائل راستی‌آزمایی و موشک‌های بالستیک ایران پرداخته می‌شود، غیرعملی است.»

 

بنابراین بهتر است پیش از سرخوردگی مجدد، ذهنیت خود را از "بایدن مودبی" که ساخته‌اید تغییر دهید!

 

برایتان سوال نشده که چرا بایدن و تیم نزدیک او اقدام اسرائیل در ترور شهید فخری‌زاده را محکوم نکرده‌اند؟ این‌که باوجود نمونه‌های آشکار این چنینی همچنان به "افسانه دموکرات خوب، جمهوری خواه بد" اعتقاد دارید نشان می‌دهد که تا چه اندازه بر سیاست بین‌الملل اشراف دارید!

 

در آخر نیز باید گفت، هدف از مذاکرات هسته‌ای ایران و 5+1 لغو تمامی تحریم‌ها بوده است. موضوعاتی چون مقابله با اجماع‌سازی بین‌المللی علیه ایران و یا ایجاد اختلاف بین اروپا و آمریکا از جمله مسائلی است که پس از ناتوانی تیم مذاکره کننده هسته‌ای در نیل به هدف اصلی مذاکرات در افکار عمومی طرح شده که در واقع باید آن را دستاورد تراشی خواند. رهبر انقلاب نیز بارها این ادعا را زیر سوال برده‌اند:

 

«خب، اگر چنانچه از این تجربه‌ها استفاده نکردیم، به چیزهای کم‌اهمّیّت دلمان را خوش کردیم [ضرر میکنیم]. همین‌طور که آقای رئیس‌جمهور گفتند واقعاً آمریکایی‌ها در این قضیّه از لحاظ اخلاقی، از لحاظ حقوقی، از لحاظ آبروی سیاسی در دنیا شکست خوردند؛ خب بله، آمریکا بی‌آبرو شد؛ این یک واقعیّتی است و در این تردیدی نیست امّا من میخواهم این را مطرح کنم که آیا ما مذاکره را شروع کردیم برای اینکه آمریکا بی‌آبرو بشود؟ هدف مذاکره‌ی ما این بود؟ ما مذاکره را شروع کردیم برای اینکه تحریمها برداشته بشود -و شما ملاحظه میکنید که بسیاری‌ از تحریمها برداشته نشده، حالا هم دارند تهدید میکنند که تحریمهای چنین‌وچنان را بر ایران تحمیل خواهیم کرد.

 

همان تحریم های ثانویّه‌ای را که با مصوّبه‌ی برجام و با قطعنامه‌ی شورای امنیّت سازمان ملل برداشته شد، همانها را دوباره میخواهند اینها برگردانند- هدف، این بود؟ یا گفته میشود مثلاً بین اروپا و آمریکا شکاف به ‌وجود آمد؛ خب بله، ممکن است یک شکاف ظاهریِ‌ کم‌اهمّیّتی هم بینشان [به ‌وجود آمده]، لکن ما برای این مذاکره نکردیم.

 

ما مگر مذاکره کردیم که بین آمریکا و اروپا شکراب به ‌وجود بیاید؟ ما مذاکره کردیم که تحریم برطرف بشود؛ شروع مذاکره برای این بود، ادامه‌ی مذاکره برای این بود؛ و این باید تأمین بشود؛ اگر این تأمین نشد، بقیّه‌ی چیزهایی که حاصل شده، ارزش زیادی را نخواهد داشت.»