هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

پنجشنبه 10 بهمن 1387 ساعت 14:18 2009-1-29 14:18:34
شناسه خبر : 8847

حميد رسايي

انتخابات دهم ریاست جمهوری از جهات مختلفی برای جریانات سیاسی کشور اهمیت یافته است و هر یک به شکلی در حال آماده سازی خود برای ورود در این میدان پرمخاطره هستند. برخی از تحلیگران سیاسی انتخابات سال آینده را چند قطبی می دانند و بسیاری از آنان اما این انتخابات را دو قطبی تفسیر می کنند و رقابت اصلی را بین خاتمی و احمدی نژاد می دانند، در حالی که به نظر می رسد انتخابات سال آینده دو قطبی، کاندیدای مقابل احمدی نژاد هم خاتمی است اما رقابت بین احمدی نژاد و صحنه گردان اصلی جریان مقابل اوست!

از نظر رقیب اصلی احمدی نژاد، تنها بر روی گزینه ای باید سرمایه گذاری کرد که 2 ویژگی عمده را داشته باشد؛ در درجه نخست، میزان رأی آوری او نسبت به گزینه های دیگر بیشتر باشد و به عبارتی از سقف رأی آوری در میان اصلاح طلبان برخوردار باشد و در درجه دوم این که شخصیتی قابل مدیریت و تأثیرپذیر باشد.

بر این اساس، گزینه هایی مانند عارف، نجفی، نوری و حتی کروبی به دلیل فقدان شرط اول برای مبارزه در برابر احمدی نژاد مفید نیستند، کروبی علاوه بر فقدان این شرط، شخصیتی تأثیرپذیر ندارد و در بزنگاه ها قابل اعتماد نیست، بنابر این نمی توان روی هیچ یک از آنها سرمایه گذاری کرد. میرحسین موسوی هم هر چند نسبت به گزینه های پیشین از احتمال رای آوری بیشتری برخوردار است اما نسبت به خاتمی از رأی آوری کمتری برخوردار است و به دلایل مختلف گزینه قابل اعتمادی برای سرمایه گذاری نیست، به ویژه که وی سال ها با حاشیه نشینی از مدیریت اجرایی کشور دور بوده و علامت سؤال های بسیاری را به دنبال خود کشانده است تا جایی که او را هندوانه سربسته می دانند.

بر اساس مدل طراحی شده از سوی رقیب اصلی احمدی نژاد، خاتمی بهترین گزینه برای رقابت در انتخابات دهم و شکست احمدی نژاد است. او نه تنها به زعم بسیاری از اصلاح طلبان از میزان رأی آوری بیشتری نسبت به گزینه های دیگر برخوردار است، بلکه به دلیل ویژگی شخصیتی اش، کاملا تاثیرپذیر و قابل مدیریت است. هرچند در دوره ریاست جمهوری اش بیش از آن که تحت مدیریت جریان تکنوکرات دوم خرداد باشد، تحت مدیریت جریان تندروی اصلاحات قرار گرفت، اما این بار با توجه به تجربه گذشته خاتمی، امید بیشتری به مدیریت وی هست و حتی در غیر این صورت از نظر رقیب احمدی نژاد، حاکم شدن اصلاح طلبان تندرو قابل تحمل تر است تا حاکمیت جریان فکری عدالت خواه و سازش ناپذیر و مقاوم در برابر جریان تکنوکرات.

با این همه، احمدی نژاد به دلیل روحیات انقلابی، مردمی، ساده زیستی، کار شبانه روزی و صادقانه از محبوبیت بیشتری نسبت به خاتمی در عامه مردم برخوردار است. اکنون دیگر شعارهای خاتمی در میان عامه رنگی ندارد و تنها بخشی از جریان روشنفکری و مخالفان نرم جامعه به آن دل خوش دارند. بنابر این باید از یک سو برای ریزش آرای احمدی نژاد کوشید و از سویی دیگر به جمع آوری آرای ریخته شده به نفع خاتمی همت گماشت.

برای این منظور، بهترین اقدام برای ریزش آرای احمدی نژاد، سرمایه گذاری روی شخصیت های اصولگرایی است که در انتخابات نهم ریاست جمهوری پس از پیروزی ناباورانه احمدی نژاد خود را شکست خورده یافتند و به همین جهت در این 4 سال از هیچ نیش و کنایه ای نسبت به وی دریغ نکردند و امروز یا در مسئولیت هایی تأثیرگذار حضور دارند و یا به دنبال آزمودن مجدد بخت ریاست جمهوری خود و طبعاً در انتظار توجه شخصیت ها هستند. بنابراین، با تشویق آنها و حتی گزینه هایی که در دولت احمدی نژاد حضور داشته و یا دارند و اختلاف نظرهایی با احمدی نژاد دارند، خواهد کوشید تا به هر شکل ممکن، از حضور انتخاباتی آنان بهره ببرد.

از سوی دیگر، میرحسین موسوی که در پرتو مدیریت حضرت امام و ریاست جمهوری رهبری انقلاب و فضای معنوی جنگ نامی نیک از خود به یادگار نهاده و امروز پس از خون دل خوردن های رهبر معظم انقلاب و به برکت تلاش شبانه روزی احمدی نژاد در غالب ساختن گفتمان مبارزه با فساد، عدالت محوری و مردم داری و استکبار ستیزی، میدان را برای پذیرش خود مستعد می بیند، نقش یاوری برای خاتمی را بازی می کند که قرار است آرای ریخته شده احمدی نژاد را به نفع خاتمی جمع کند.

اما آیا موسوی این نقش را ایفا خواهد کرد؟ از یاد نبریم که موسوی حتی در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری نهم با همه اختلاف سلیقه اش در شیوه مدیریتی و مبانی اقتصادی، با جریان تکنوکرات ساخت و برخلاف انتظار نزدیک ترین یارانش، حاضر به حمایت از رقیب احمدی نژاد شد. بعید به نظر می رسد که او حتی اگر بخواهد به میدان هم بیاید، جریان تکنوکرات اجازه این ورود را به او بدهد، همانطور که در چند روز گذشته با افزایش احتمال حضور موسوی، ادبیات حامیان خاتمی نیز تغییر کرده و از قوت یافتن حضور وی سخن گفته می شود.

به نظر می رسد برای تحلیل انتخابات دهم باید کمی دقیق تر به صحنه رقابت نگاه کرد. در حقیقت باید انتخابات ریاست جمهوری دهم را مرحله سوم انتخابات نهم در تیرماه سال 84 دانست، انتخاباتی دو قطبی، با کاندیداتوری خاتمی ولی رقابت احمدی نژاد با فرد سوم... و البته نتیجه انتخابات هم تکرار نتیجه مرحله دوم انتخابات در سوم تیر 84 است.