هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
چهارشنبه، 24 مهر 1398
ساعت 07:17
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

چهارشنبه 16 شهريور 1390 ساعت 08:21 2011-9-7 08:21:03
شناسه خبر : 84618

یک سایت منسوب به حمایت از فتنه گران در یادداشتی به اصولگرایان هشدار داد: گول جبهه پایداری را نخورند چون جبهه پایداری متعلق به مشایی است.

به گزارش عصر امروز؛ یک سایت هتاک وابسته به فتنه که به خاطر مواضع افراطیش بارها فیلتر شده و با سو استفاده از برخی روابط خاص از فیلتر گریخته است در یادداشتی نوشت: رسانه های معتبر جریان اصولگرا با هوشیاری مراقب باشند در زمین جریان انحرافی بازی نكنند.

نویسنده مطلب که به شدت از طرح دوباره موضوع فتنه و اعتراض پایداریون به ساکتین اصولگرا احساس خطر کرده در ادامه مدعی می شود که: طرح این موضوع کار جریان انحرافی است که سعی دارد با برجسته کردن آن" از یك سو به زعم خود آتش فتنه را زنده نگه دارد تا خود را از برخوردهای نهادهای نظارتی به دلیل اتهامات مالی بی سابقه و هنگفت به دور نگه دارد و از سوی دیگر با زدن انگ فتنه گر و خواص مردود و خاموش به سایر جریانات اصولگرا، موقعیت جبهه پایداری كه توسط دوستان و نزدیكان قدیمی احمدی نژاد از جمله صادق محصولی تشكیل و پشتیبانی می شود را بهبود ببخشد."

ادعای وابستگی جبهه پایداری به مشایی و این همانی جریان انحرافی و جبهه پایداری در حالی است که افرادی که از دولت جدا شده و به این جبهه پیوسته اند از اولین نفراتی هستند که از جریان انحرافی و لیدر آن اعلام برائت کرده و اساسا به همین دلیل با دولت دچار مشکل شدند و نتوانستند به همکاری خود در کابینه ادامه دهند.

آیه الله مصباح نیز که در فضای سیاسی کشور به عنوان لیدر فکری جبهه پایداری و بنا بر برخی نقل قول ها "موسس" این تشکل معرفی شده است، شدیدترین انتقاد ها را از جریان انحرافی و لیدر آن تاکنون به نام خود ثبت کرده است.

چه طور است که آقایان از بخششی که پس از ابراز پشیمانی لفظی برخی فتنه گران شامل حال آنان شده ذوق زده می شوند و حتی پارا فراتر گذاشته و مدعی می شوند این اقدام نظام از موضع ضعف بوده و گویی که اتفاقی نیافتاده آنان را مستحق بخشش می دانند اما اگر کسانی در رسوا کردن یک انحراف و اعلام برائت از آن با همه وجود تلاش کنند از نظر این دوستان هنوز در مظان اتهامند؟

از این گذشته، دوستان از کجا به این نتیجه رسیده اند که قوه قضاییه اگر به پرونده فتنه گران ورود پیدا کند دیگر نمیتواند با انحرافات جریان انحرافی برخورد کند؟ آیا منظور دوستان این است که قوه قضائیه اگر به فتنه بپردازد سرش آنقدر شلوغ می شود که دیگر وقت نمی کند انحرافیون را مواخذه کند؟ آیا تا امروز که چندین نفر از سرشاخه های جریان انحرافی دستگیر شده اند پرونده فتنه گران مختومه شده است؟

روشن است که نه قوه قضائیه ما اینقدر فشل است که نتواند از پس دو پرونده همزمان برآید و نه انگیزه جبهه پایداری از مطرح کردن بحث ساکتین فتنه فراری دادن انحرافیون بوده است.

یک سایت اصلاح طلب دیگر نیز که از زمان اعلام رسمی تشکیل جبهه پایداری تاکنون سعی کرده است هیچ روز کاری را بدون هجمه به این تشکل نوپا به پایان نرساند چندی پیش از قول مطهری نماینده نو اصلاح طلب تهران جبهه پایداری را "مسجد ضرار" نامید و مدعی شد: پایداریون وصل به دولت هستند و از قدرت رسانه‌ای، مالی و سياسی خوبی برخوردارند

البته این همه ماجرا نیست و نمونه هایی از این دست که نشان دهد جبهه پایداری چگونه در ظرف مدت کوتاه تشکیلش به سیبل حملات اصلاح طلبان تبدیل شده به حدی فراوان است که تنها ذکر تیتر آنها مثنوی هفتاد من خواهد شد

آنچه مشخص است اینکه گفتمان جبهه پایداری طبق آنچه که رسما از سوی بانیان این تشکل نوپا اعلام شده این است که افرادی که در قبال فتنه 88 نتوانستند یا نخواستند حق را تشخیص داده و از آن دفاع کنند صلاحیت تصمیم گیری برای کلیتی به نام اصولگرایی را ندارند. و چنین هدف گذاری ای بیش از آنکه اعلام تقابل با اصلاح طلبان باشد اعلام تقابل با "اصولگرایان ساکت" است.

فقط یک سوال باقی می ماند و آن اینکه: چه شده که اصحاب فتنه و دمندگان در تنور آشوب دلسوز وحدت اصول گرایان شده اند؟

و از اینکه این جبهه "در روند وحدت اصولگرایان اخلال می‌کنند" نگران شده اند؟ دو دلیل مشخص در این باره وجود دارد:

یکم آنکه: این دلسوزی برای وحدت در واقع پوششی زیرکانه برای ایجاد افتراق است. روشن است که چسباندن انگ جریان انحرافی به پایداریون و پذیرفته شدن آن در جامعه اصول گرایان را از اجماع با این تشکل فراری خواهد داد و در مقابل، اگر این حقیقت روشن شود که اعضای این جبهه ربطی به انحرافیون ندارند مسیر وحدت هموار تر خواهد شد. نتیجه آنکه اصلاح طلبان به طور قطع خواهند کوشید شبهه این ارتباط هرچه بیشتر فراگیر شود و چه بسا خود اصولگرایان را هم به اشتباه بیاندازد تا وحدت عملا غیر ممکن گردد.

دوم آنکه: جریان فتنه در طول مدت کوتاه عرض اندام خود ، برای ادامه حیات از وجود "ساکتین اصولگرا" بهره ها برد و توانست با استفاده از این سکوت بذر شبهه افکنی و فتنه انگیزی خود را هر چه بیشتر در سطح افکار عمومی جامعه بپراکند چرا که به خوبی می دانست تفکر اصولگرایی مرجعیت فکری اکثریت جامعه را در دست دارد. لذا حفظ افرادی نظیر کاتوزیان که در ماجرای سعیده پور آقایی برای کروبی سنگ تمام گذاشت و با مطهری که با تئوری معروف "هم این محاکمه شود هم آن" نظام را تلویحا متهم به ناداوری و یک سویه نگری کرد و یا کسی که بعد از خطبه صریح مقام معظم رهبری در 29 خرداد هنوز از تردیدها سخن می گفت و یا دیگری که موسوی را "یک اصولگرای معتدل" می دانست یک موضوع راهبردی و حیاتی برای بدخواهان محسوب می شود که با خیال راحت به امکان بالقوه بازآفرینی پروژه های خود بیاندیشند. و جبهه پایداری دقیقا انگشت بر روی همین نقطه گذاشته است. یعنی حذف اصولگرایانی که در موقع نیاز پای "اصول" نایستادند. با چنین شرایطی روشن است که اصحاب فتنه پیکان حملات خود را متوجه کدام سو خواهد کرد و جالب و تاسف برانگیز آنکه بازیگران همین پروژه طراحی شده نیز باید همان اصولگرا نماها و طرفداران تئوری" هم این مقصر بود هم آن" باشند.

روشن است که اصلاح طلبان نگران وحدت اصول گرایان نیستند کما این که هیچ گاه نبوده اند اما؛ حال که بی تدبیری ها و فتنه انگیزی ها دست برخی را از رسیدن به صندلی های سبز کوتاه کرده است فرستادن دو زیست ها و "نو اصلاح طلبها" در لباس اصولگرایی به مجلس دستاوردی حداقلی است که چشم پوشیدن از آن برای اصلاح طلبان غیر ممکن است.