هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
سه شنبه، 29 آبان 1397
ساعت 04:58
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

چهارشنبه 19 مرداد 1390 ساعت 14:02 2011-8-10 14:02:41
شناسه خبر : 82095

دكتر احمد فضائلي

مقدمه

از مواردی که در مقاطع مختلف غالباً مورد نقد قرار می‌گیرد، همانا فراوانی بیش از حد میزان تعطیلات در ایران اسلامی است.

از باب اهمیت کار در اسلام، و اینکه اصولاًٌ تعطیلی در طول عمر یک مسلمان برای رسیدن به اهداف الهی فردی و جمعی معنا و جایگاهی ندارد، می‌توان به میزان تعطیلات موجود در کشور ایراد جدی وارد نمود. و از این باب، می‌توان وضعیت مطلوب را درکاهش منطقی میزان تعطیلات رسمی کشور همت گماشت. اما وقتی جنبه‌های مقایسه‌ای مدنظر باشد، مطلب را باید به نوعی دیگر مورد کنکاش و تحلیل قرار داد. مطالعات تطبیقی در این باب گویای آن است که وضعیت تعطیلات موجود در کشور ما، نه تنها زیاد نیست که در بسیاری موارد، در سطح جهانی متعادل و مناسب و قابل اعتدال می‌باشد.

به همین دلیل، اگر این امر به درستی موجب تجزیه و تحلیل واقع نگردد موجب برداشت‌های غلط و خسارتهای مختلف می‌گردد. از جمله این خسارات که این عامل می‌تواند به عنوان زمینه و مکمل در برداشت ناصحیح از کلان رفتارهای اجتماعی بشود، تنبل انگاری کل جامعه در تن دادن به کار می‌باشد.

محاسبه تعطیلات از ابعاد گوناگون می‌تواند صورت پذیرد. در اینجا به عنوان نمونه فقط به بررسی تعطیلات رسمی کشور پرداخته شده است. می‌توان سایر جنبه‌ها را در مطالعات مستقلی مورد بررسی همه جانبه قرار داد.

تعطیلات رسمی کشور:

طبق آنچه که در تقویم رسمی کشور هر ساله منتشر می‌گردد، میزان تعطیلات رسمی کشور به قرار زیر می‌باشد:

تعداد کل جمعه‌ها: 52 روز

سایر تعطیلات: 24 روز

تبصره: هر ساله تعدادی از روزهای سایر تعطیلات با جمعه مقارنت میابد.

تجزیه و تحلیل:

معمولاً منظور از تعطیلات در جهان به عنوان وقت آزاد و یا « اوقات فراغت » است. اما با یک مطالعه دقیقتر و محتوایی درخواهیم یافت که جنس بسیاری از ایام به ظاهر تعطیل در ایران متفاوت است. یعنی نه تنها ایام فراغت محسوب نمی‌شود بلکه این تعطیلی برای انجام اموری عمومی در اجتماع است که بدون تعطیل شدن همگان از کارهای معمولی نمی‌توان آنها را به انجام رسانید.

نمونه بارز آن تعطیلی تاسوعا و عاشورا است که برای اکثر قریب به اتفاق ملت شریف ایران روزهاو شب‌های پرمشغله‌ایست که ضرورتاً باید به آن پرداخته شود. آیا چنین روزی در عرف بنام روز تعطیل محسوب می‌شود؟

روزهایی که به دلایل مختلف می‌توان آنها را روزهای کاری ویژه برای تمامی ملت قلمداد نمود عبارتند از:

تاسوعا و عاشورا= 2 روز
21 رمضان
22 بهمن
15 و 14 خرداد + 2 روز
شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)
اربعین حسینی
شهادت امام رضا
شهادت امام صادق
عید فطر
عیدقربان
این ایام در 12 روز از 24 روز را در بر می‌گیرد.

تعطیلات در کشور ما، معنای تعطیلات مانند بسیاری کشورهای دنیا را ندارد و به واقع جدا شدن از کارهای معمولی برای پرداختن همگانی به اموری است که برای کل اجتماع حیات بخش و ضروری است و غالباً برای انجام تکالیف بزرگ الهی است که تحت عنوان «تعظیم شعائرالله» شاید بتوان آنها را جای داد.

این موضوع برای یک تاسه ساعت کاری در کلیه روزهای جمعه سال برای بزرگی از جمعیت کشور که به نماز جمعه می‌روند نیز حاکم است ( هر چند مشابه این حرکت با درصد بسیار اندک و غیرقابل مقایسه با مسلمانان، در بین سایر ادیان هم وجود دارد)

اگر پرداختن به امور سیاسی عبادی جمعی، و تنظیم شعائر الله، از اصول توسعه فرهنگ صحیح کشور ما محسوب می‌گردد، نباید اقدامات لازمی که شرط تحقق آنهاست، من جمله تعطیل نمودن مشاغل عادی را به عنوان سهمی از بیکاری تلقی نمود.

واقعیتی دیگر

اگر مراجعه‌ای به آمار حضور جمعیت‌های میلیونی جامعه ایرانی را در اماکن مقدسه‌ای مانند مشهد، عتبات عالیات، عمره، و حج تمتع، قم، سوریه، و سایر زیارتگاه‌ها محاسبه نمائیم نیز به جهت دیگری از بهره‌برداری از تعطیلات دست خواهیم یافت. مهمترین هدف از این حرکت عظیم اجتماعی زیارت وکسب فیض از پیشگاه الهی به واسطه حضور در مضجع اولیاء او و یا خانه او است که یک هدف والای خودجودش برای ارتقاء فرهنگ جامعه است که آثار آن در کل حیات اجتماع به عنوان فعالیت هدفمند و توسعه‌ای محسوب می‌گردد. که نه تنها به عنوان یک حرکت خودجوش برخاسته از ایمان مردم و برای ارتقاء ریشه‌ها، پرداختن به آن مورد تشویق است، بلکه در بعضی موارد آن دستورات دینی داریم که اگر رفتن مردم کم رنگ شد حکومت دینی ملزم به هزینه کردن و ارسال آنها دارد ( مثل حج تمتع). این نوع اقدام، مشابهی را در کشورهایی که تعطیلات ما با آنها مقایسه می‌شود ندارد.

با یک محاسبه آماری، واقع بینانه، میزان تعطیلات واقعی که افراد از آن برای برنامه‌ریزی اوقات فراغت ( به معنای جهانی اوقات فراغت) بهره می‌جویند بسیار کاهش می‌یابد.

نگاهی به سایر کشورها

کشورهایی که در دنیای امروز عنوان «پیشرفته» را در پسوند خود دارند، مثل کشورهای اروپایی و آمریکایی، و بسیار دیگر از کشورهایی که فرهنگ این ملل را تعقیب می‌نماید در طول سال دارای تعطیلات رسمی متعددی به شرح زیر هستند.

شنبه‌ها: 52 روز
یکشنبه‌ها: 52 روز
عید سال نو: 3 روز
عید ایستر: یکروز
.....

جمعاً حداقل 108 روز از سال را تعطيل رسمي دارند كه به‌واقع تعطيل است و شامل انجام هيچگونه تكليف اجتماعي و ملي نيز نمي‌باشد.

مقايسه اين اعداد به‌سادگي نشان مي‌دهد كه در ظاهر امر:

32=76-108

و باتوجه به كاهش 12 روزه مي‌شود:

44=64-108

به‌عبارتي به‌طور ميانگين در هر سال روزهاي تعطيل به ميزان 32 الي 44 روز كمتر از كشورهايي است كه با آنها مقايسه صورت پذيرفت. اين درحالي است كه موارد ديگر توضيح داده شده در فوق را از آن كسر ننمائيم.

ممكن است در كشورهائي نظير كره و يا... ميزان تعطيلات پايين‌تر از آنچه باشد كه ما در ايران با آن مواجه هستيم، ليكن توجه به اين نكته ضروري است كه اين كاركردهاي تعطيلات است كه حرف نهائي را در اين زمينه بايد بزند.

تعطيلات غيررسمي

آنچه كه شايد محل سؤال باشد، ساير تعطيلات‌هائي است كه بعضي اقشار خاص از آن بهره مي‌گيرند. ازجمله بخش‌هائي از امور اداري دولتي، دانشگاه‌ها و مراكز علمي كشور كه معمولاً روزهاي پنجشنبه نيز تعطيل مي‌باشند. براي اينگونه امور، بررسي دقيق‌تر و عميق‌تر الزامي است.

تبصره: بايد توجه داشت كه وضعيت نسبتاً مشابهي از تعطيلات پنج‌شنبه‌ها در ايران را در جامعه غربي براي روز جمعه اعمال مي‌نمايند.

تحليل‌هاي اقتصادي

بر روي موضوع تعطيلات، تحليل‌هاي اقتصادي يك‌جانبه نبايد صورت پذيرد. زيرا اگر از جنبه‌اي خسارت محسوب مي‌گردد، از جوانب ديگر منفعت‌بار است. اگر روزِ كاري براي كشور در اقتصاد ساليانه سودآور است، روز تعطيل براي بازار و خريد و برپا ماندن مشاغل ديگر اجتماعي مفيد است. اگر تعطيلاتي در كار نباشد، گردش‌گري كه از سودآورترين مكاسب جهان معاصر است چگونه برپا مي‌گردد؟ اگر سال نو در كار نباشد، خريد لباس، كفش، آجيل، شيريني و وسائل نو و... كه موجب برقراري سود قشر عظيمي از جامعه است نيز تعطيل خواهد شد و... لذا نياز به تحليل اقتصادي هوشمندانه‌اي است تا بتوان به‌صورت جامع، همه ابعاد منفعت منفعت و زيان را برآورد نمايد.

تعطيلات آموزش و پرورش

تعطيلات آموزش و پروش (و به‌نوعي تعطيلات دانشگاه‌هاي كشور) در كشور، به غير از تعطيلات رسمي مندرج و مورد محاسبه فوق شامل:

تعطيلات نوروز:‌15 روز

تعطيلات تابستاني:‌ در مقاطع مختلف متفاوت است ولي حداكثر از 15 خرداد، الي اول مهر ماه، يعني به مدت حدود 105 روز واقع مي‌گردند (حدود 15 جمعه و به‌طور متوسط 6 روز از ساير ايام تعطيل يعني جمعاً ‌21 روز)

در حال حاضر اين نوع تعطيلي پي‌درپي به مدت بيش از سه ماه،‌در اكثر كشورهاي پيشرفته جهان عمل نمي‌شود  و به جاي آن تقسيم در بين چهار و يا سه دوره تحصيلي در يك سال را جايگزين نمواه و ميزان آن را نيز به حداكثر در مجموعه 75 روز تقليل داده‌اند.

انباشتگي فعلي تعطيلات تابستاني، هر چند داراي منافعي است ولي درمجموع و با مقايسه با ساير ملل به نظر مي‌رسد غيرمنطقي است و مي‌تواند در يك برنامه‌ريزي صحيح ملي موردبازنگري واقع گردد و مواهب آن براي مديريت بسياري از امور ديگر نيز مفيد واقع خواهد شد. آنچه كه به‌عنوان بهره‌گيري از اوقات فراغت در شرايط فعلي براي كشور مسئله شده است و ارگان‌هاي متعددي به آن مشغول گرديده‌اند برخاسته از همين انباشتگي تعطيلت براي حدود بيست ميليون نفر  از جمعيت كشور است. تبعاً خانواده‌هاي اين مجموعه و افراد جانبي ديگري نيز براي مفيد واقع‌شدن بهره از اين ايام فراغت درگير خواهند شد. هر چند بهره‌هاي ارزشمندي از اين ايام فراغت حاصل گرديده ولي به نسبت كل جمعيتي كه تعطيل هستند بسيار اندك‌اند و درصورتي كه مديريت كشور بخواهد براي تمامي اين جمعيت مشغوليت مفيد تعريف و اجرا نمايد، سهم عظيمي از سرمايه‌گذاري انساني، مالي را به‌خود اختصاص خواهد داد.

پيشنهادات مشخص

الف. تعريف جديد

به نظر مي‌رسد براي برخورد واقع‌بينانه با ايام سال در ايران بايد تقسيم‌بندي مرسوم دو وجهي ايام غيرتعطيل و ايام تعطيل را تغيير داد. بدين‌معنا كه تقسيم‌بندي جديد و نويني بايد ارائه داد. در اين زمينه يك پيشنهاد اين است كه روزهاي سال را به چهار قسمت زير تقسيم کنیم:

• روزهاي اداري (كار رسمي)

• روزهاي حركت ملي (يا روزهاي فرهنگي، روزهاي عبادي- سياسي و...) (كار غيررسمي)

• روزهاي خودسازي

• روزهاي غيركاري

دراين‌صورت؛

1. روزهائي كه در تقويم، به‌عنوان روزهاي غيرتعطيل هستند معادل با روزهاي اداري (كار رسمي)‌تلقي مي‌گردند،

2. روزهائي از سال كه راهپيمائي‌هاي سراسري، تجمعات سراسري، عبادات دسته جمعي سراسري در آن صورت مي‌گيرد (هر چند ممكن است بخشي از جامعه به‌طور طبيعي از آن غايب باشند)، نظير 22 بهمن، 14 و 15 خرداد، روز قدس، تاسوعا،‌ عاشورا و... به‌عنوان روزهاي كار غيررسمي تلقي شوند،

3. روزهائي نظير جمعه، (همچنين عيد فطر، عيد قربان و روزهاي قدر)‌تبليغ شود كه به‌عنوان روز خودسازي تلقي گردد. زيرا مطابق با سنت اسلامي و دستورات مؤكّد معصومين عليهم‌السلام احياي اين روزها (كه تعداد معتنابهي از جامعه ديني ما به آن اهتمام دارند براي انجام اعمال فراواني نظير نظافت، نمازجمعه، مطالعات ديني، جلسات بصيرت افزائي، صله ارحام و... را بايد در برنامه فرهنگ‌سازي جامعه بيش از پيش وجهه همت قرار داد.

4. روزهاي غيركاري؛ كه در آن ايام غالباً‌ مي‌توان با برنامه‌ريزي صحيح ملي و تقسيم‌بندي‌هاي زيركانه، به بسياري از جنبه‌هاي تربيتي و آگاهي بخش جامعه از جمله: رفتن به زيارت معصومين، عمره، گردشگري، ايرانگردي، جهانگردي، بسيج سازندگي، صله ارحام، ورزش، تفريحات سالم و... پرداخته شود.

ت: تغيير تعطيلات آموزش و پرورش

كشور ما به‌علت تبعيت از فرهنگ اسلام به خيرات فراوان خانواده آگاه و براي آن احساس مسئوليت مي‌نمايند. به‌همين دليل، برنامه زماني خانواده‌ها براي بهره‌برداري جمعي بيش از پيش اهميت مي‌يابد. تعطيلات فرزندان از مدرسه، يعني زماني كه پدر و مادر در فكر بهره‌برداري از آن براي كار جمعي خانوادگي هستند. بالعكس در زماني كه فرزندان مشغول تحصيل هستند،‌حتي اگر پدر و مادر تعطيل باشند به‌ندرت مايل به برنامه‌ريزي براي بهره‌برداري انفرادي خواهند بود. لذا با اين زيربنا، بايد تقسيم تعطيلات ساليانه را به‌نوعي براي دانش‌آموزان تنظيم نمود كه مورد استفاده جمعي خانواده‌ها نيز واقع گردد. ازطرفي،‌زمان‌هاي كوتاه شده قابليت مديريت ساده‌تري را توسط افراد زيادي از جامعه و حتي خود خانواده‌ها فراهم خواهد آورد. بدين ترتيب حجم سرمايه‌گذاري‌هاي دولتي براي برنامه‌ريزي اوقات فراغت كاهش جدي پيدا خواهد كرد و نوع آن تغيير مي‌كند. لذا پيشنهاد مي‌شود:

• تعطيلات آموزش و پرورش به چهار تعطيلات غيرمساوي در آغاز هر فصل تبديل شود.

• جمع اين تعطيلات از 75 روز تجاوز ننمايد.

• اختيارات منطقه‌اي (كشور به چهار الي پنج منطقه جغرافيايي و آب و هوايي تقسيم‌پذير است)‌براي توزيع و كم و زياد نمودن اجزاء‌ تعطيلات(عدد كل تعطيلت در سراسر كشور ثابت است) در نظر گرفته شود.

يكي از مزاياي اين تقسيم‌بندي، بهره‌برداري سازمان‌هائي نظير گردشگري و جهان‌گردي در توزيع اين تعطيلات به چند دوره در سال است كه موجب رونق بهينه اين امور خواهد شد. مخصوصاً‌با توسعه فرهنگ گردشگري در سال‌هاي اخير كه جمعيت بيشتري از كشور را در برگرفته است،‌مديريت صحيح زمان توزيع شده مي‌تواند با امكانات كمتر، بهره بيشتر را در پي داشته باشد. خستگي انباشته شده بيش از نه 9 ماهه تحصيلي نيز با اين استراحت‌هاي مقطع‌بندي شده مرتفع و نتيجه آن در پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان (طبق تحقيقات در كشورهاي كه وضع تععطيلات تحصيلي آنها اينگونه است)، انگيزه تحصيلي و علاقه به حضور در محيط آموزشي و... نيز به‌طور مشخص افزايش نشان مي‌دهد. جدائي طولاني مدت از تعليم و تربيت نيز خسارت ديگري است كه با اين طرح از آ ن ممانعت مي‌شود.



x