هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
يكشنبه، 1 ارديبهشت 1398
ساعت 23:50
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‎های اجتماعی دنبال کنید

 

يكشنبه 16 مرداد 1390 ساعت 12:23 2011-8-7 12:23:01
شناسه خبر : 81754
وقتي رهبر جامعه تلاش مي كند اقتدار خود را براي رسيدن به اهداف قيام حفظ كند، حتي از سوي خانواده اش متهم به قدرت طلبي مي شود. ايستادگي عمره زن دوم مختار و از سوي ديگر وادادگي ناريه همسر اول مختار انبوهي از رازهاي نگفته پيروزي باطل با تكيه بر اشتباهات خودي هاست. اشتباهاتي كه برآمده از ترس و تعلقات ساختگی دنیاست.

گروه فرهنگي - منصور حداد: عبرت آموزي از سرگذشت پيشنيان ارثيه طرد آدم ابوالبشر از بهشت است. قانون طبيعت و انسان را ذات ازلي حق نگاشته است. لشكر باطل نيز در سراسر تاريخ از سوي ابليس رجم سامان دهي شده است.

تطبيق ها و مشابه سازي هاي تاريخي نعل به نعل از منطق به دور است ولي بستن باب پندآموزي از تاريخ و نديدن به دام شيطان لغزيدن ها نيز دور از عقل و سبك مغزي است. البته منكرين عبرت آموزي از تاريخ كمتر سفاهت خود را پخش زنده كرده و علني مي نمايند. بخشي از اين جماعت با پيچيده دانستن شناخت حقيقت تاريخ و بخشي نيز با شرط بودن سطوح قياس از زير بار احكام بيّن و مبرهن تاريخي فرار مي كنند.

استاد ميرباقري در شاهكار مختارنامه اش شخصيت كمترخوشنام و مبهم تاريخ شيعه را زنده كرد. او ميراث گران بهایی از ذخيره عظيم بصيرت و شجاعت شيعه را در 40 شب مهمان سفره هاي عاشقان اهل بيت ساخت. به حق ميرباقري و همه همكارانش توانستند جايگاه ارزشمند مختار نزد اهل بيت(ع) را از زير بار خرافات و تهمت ها بيرون كشيده و براي روزهايي طلايي آينده به نسل آخرالزماني شيعه بشناساند.

قيام مختار قيامي بود كه مظلومانه به نتيجه رسيد و مظلومانه سر بريده شد ولي هم قاتلين كربلا را مجازات كرد و هم دليل سكوت و سكون ظاهري امام سجاد عليه السلام را عملا نشان داد.

سيد داود ميرباقري با درك عميق و دقيق خود حقايق و ظرايفي از تاريخ اسلام به نمايش گذاشت كه كمتر مورخ و محقق تاريخ توانسته بود آنها را در آثار خود به نمايش گذارد.

ميرباقري كه تمام تلاش خود را بر نشان دادن پيچيدگي هاي جنگ حق و باطل در آن دوره زماني گذاشته بود، ناخواسته چنان به وقايع جاري و روزمره سياسي ايران نزديك شد كه انگشت حيرت ناظران بر دهان‌شان نهاد و دندان غيظ حسودان را برهم ساباند.

فصل كناره گيري سليمان بن صرد خزاعي از همراهي مسلم بن عقيل، فصل مترسك و غرور كيسان ابوعمره، فصل قهر و خانه نشيني كيان، فصل هم سويي رفاعه (تواب باقي مانده از جنگ دومه الجندل) با شمربن ذي الجوشن عليه مختار، فصل برخورد با زن ابن حر (ياغي كوفي)، تهمت قدرت طلبي و ديكتاتوري از سوي نزديك ترين كسان مختار و در نهايت بيت الغزل سياسي مختار نامه يعني ترديد و كاهلي خواص اهل حق تا سربريده شدن خوبان روزگار درس هاي مختارنامه‌اند كه نبايد به فراموشي سپرده شوند.

جبهه حق در اين 40 فصل بيش از آن كه از ذكاوت و تدابير داهيانه ابن زياد و ابن زبير شكست بخورد، از تعلل خواص اهل حق در اتحاد بر مسير حق شكست خورد. خواصي كه با تكيه بر عصاي پوسيده بي بصيرتي نتوانستند به موقع خود را به  میدان کارزار علیه باطل برسانند. روزي مسلم بن عقيل را در مسلخ كوچه هاي كوفه كشيدند، سیاه روزی حسین بن علی علیه السلام و خانواده اش را در دشت نینوا تنها نهادند و در آخر مختار ثقفی را تنها به ميدان فرستادند. اين خواص دوست داشتني كه همگي سوابقي در مبارزه و جهاد و عبادت نيز دارند به دليل پابستگي ها و دودلي هيچ گاه در ميانه فتنه حاضر نشدند.

حتي شخصيت شجاع و دلاوري چون ابراهيم بن مالك اشتر نيز با ترجيح دادن شناخت خود بر شناخت رهبر خويش، عملاً در خون مختار سهيم شد. عبدالله بن شداد فرمانده اصلی مختار در دارالعماره کوفه فریب امان نامه مصعب بن زبیر را خورد و در آخر نسبت به حقیقت قیام مختار تردید کرد.

هر چند بايد گفت مختارنامه جور همه بصيرت افزايي هايي كه در فتنه 88 و بعد آن را به تنهايي به دوش كشيد ولي متأسفانه از سوي فعالان سياسي اجتماعي قلم به دست كمتر پرداخته و موشكافي شد. برنامه هنگام درنگ برنامه اي تخصصي تاريخي بود كه بيشتر شبيه جلسات مشاوره براي ساخت مختارنامه بود تا رمزگشايي از سريال مختار!

آن چه به نوعي از دست رفت موشكافي نشدن برخورد مختار با زن و خانواده ابن حر بود. آن چه به اندازه كافي بدان اشاره نشد، تنها ماندن مختار بعد از همه موفقيت ها در عبور از فتنه از سوي نزديك ترين خواص و ياران خود بود.

وقتي رهبر جامعه تلاش مي كند اقتدار خود را براي رسيدن به اهداف قيام حفظ كند، حتي از سوي خانواده اش متهم به قدرت طلبي مي شود. ايستادگي عمره زن دوم مختار و از سوي ديگر وادادگي ناريه همسر اول مختار انبوهي از رازهاي نگفته پيروزي باطل با تكيه بر اشتباهات خودي هاست. اشتباهاتي كه برآمده از ترس و تعلقات ساختگی دنیاست. و بسیاری درس ها و عبرت های دیگر!

مختارنامه گوشه اي از تاريخ خونين شيعه است كه به سادگي به دست نيامده است. مرز بندي داشتن با ابن زبير و بني اميه نتوانست ابراهيم بن مالك اشتر را نجات دهد. درگيري با جبهه تزوير پيچيدگي هاي ويژه اي دارد. در اين مبارزه ممكن است، حضور دوستاني كه سه ماه همراه تو در دارالعماره کوفه محاصره شده و استقامت كرده اند را باید وانهي.

وحدت با توابین  را چون روزگار مبارزه با ابن زیاد کنار گذاری  و در زير نگاه ملامت بار دوستان متهم به افراطی گری و خودکشی به دل دشمن بزني. مختار ملامت هم رزمان سابق را به جان خريد و تنها به دل معركه فرورفت تا خبث و خيانت دشمن علني شود.

اما آخرين سكانس فيلم «قتل عام بازماندگان از حركت استشهادي مختار» يكي از بزرگترين درس هاي تاريخ شيعه است كه در حديث شريف علوي صلوات الله عليه و آله فرموده باشد: هر کس از یاری [کردن] دوست خود [سستی کند و] بخوابد، با لگد دشمنش بیدار خواهد شد.