هم اکنون عضو شبکه تلگرام رجانیوز شوید
پنجشنبه، 8 خرداد 1399
ساعت 01:57
به روز شده در :

 

 

 

رجانیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

 

چهارشنبه 25 دى 1387 ساعت 11:43
چهارشنبه 25 دى 1387 15:13 ساعت
2009-1-14 11:43:08
شناسه خبر : 8006
هنوز نظرسنجي ها عدد 2 درصد را

جعفر فرجی

برداشت اول: قدس کلید رمز آلود فرج

امروز همه‏ى دنياى اسلام بايد قضيه‏ى فلسطين را قضيه‏ى خود بداند؛

اين، كليد رمزآلودى است كه درهاى فرج را به روى امت اسلامى مى‏گشاید.

(بیانات مقام معظم رهبری در سومین کنفرانس بین المللی قدس)

برداشت دوم: 3 سؤال کلیدی

1- چرا دنیا و تمدن لیبرالی علی رغم وابستگی شدید خود به افکار عمومی و داشتن چهره ای مثبت برای پیشبرد اهداف خود، برای رژیم اسرائیل حاضر است این میزان هزینه نماید و پای همه جنایت ها و فجایع و.. این رژیم ایستاده تا آنجا که تمام حیثیت و فلسفه وجودی خود را قربانی این رژیم نموده است؟

2- چرا همه نگاه ها و توجه ها و بیش از 90 درصد اخبار دنیا و فعل و انفعالات عالم در نیم قرن اخیر به خاورمیانه و به خصوص فلسطین دوخته شده است؟ راز اهمیت قدس در چیست؟

3- راز اینهمه اتحاد و همدستی در دشمنی و کینه توزی کشورهای غربی و عربی و... علیه انقلاب اسلامی و محبین آن به چه باز می گردد؟

برداشت سوم: قدس از نگاه مکتب صهیونیست های مسیحی

یهودیان از نیمه های قرن گذشته توانسته اند عده ای از مسیحییان را به یک نقطه مهم مشترک در مفاهیم دینی، با خود برسانند. ظهور مجدد عیسی (ع) که تصور آن آتش به دل پیروان و شیفتگان او و هر انسان آزادیخواه و صلح طلب و با مهر و محبتی می زند با تفکر یهودی ظهور فردی به نام مسیح در آخرالزمان به عنوان منجی نهایی یهودیان و سروری بخش آنان در عالم، یکی خوانده شد و این نقطه ای بود برای نزدیک نمودن پیروان مسیح به خود و همدل نمودن آنان در انجام مقدمات ظهور او.

اما طبق اوراد دینی یهود بایستی برای ظهور مسیح دو اتفاق صورت پذیرد:

1- گرد هم آمدن یهودیان در ارض موعود و تشکیل حکومتی به پایتختی قدس شریف

2- تخریب مسجد بیت المقدس و تاسیس معبد سلیمان

مسیحییان بشارت داده می شوند که پس از حدوث این دو اتفاق علی رغم لزوم تحمل تمام سختیها و فشارها، مسیح به فاصله کوتاهی پس از آن ظهور خواهد نمود. امروزه وجود اسرائیل و حمایت از آن در میان سیاست مداران دنیای غرب، صورت یک مفهوم قدسی و آرمانی را بخود گرفته است. در این قسمت تنها به نقل دو جمله از سکاندار آینده آمریکا در این خصوص اکتفا می کنم.

"باراک اوباما": امنيت اسرائيل براي آمريکا امري مقدس است و اين کشور خود را متعهد به تامين آن به هر وسیله ای می داند. (20 سپتامبر2008 در جمع 900 خاخام یهودی)

"باراک اوباما": بیت‌المقدس متعلق به اسرائیل است و باید نام پایتخت این رژیم را به خود اختصاص دهد.(ژوئن 2008 در جمع لابی یهودیان ایالات متحده)

پس علی رغم همه تلاشها در ترویج فرهنگ اباحه گری و تظاهر و ادعای عدم دخالت مفاهیم دینی در سیاست در حوزه اندیشه لیبرالی، سیاستمداران غرب به شدت به مساله اسرائیل نگاهی دینی و عقیدتی داشته و در عمل خود را نسبت به آن متعهد می دانند.

برداشت چهارم: خاورمیانه و قدس پیش از ظهور

با نگاهی هر چند کوتاه به نشانه های ظهور در روایات و کتب دینی خود نیز پی خواهیم برد که در آن مقطع زمانی،خاورمیانه آبستن حوادث مهمی خواهد بود و عمده تحولات مهم دنیا در این منطقه رخ خواهد داد و شاید حساسیت غربی ها نسبت به این منطقه چندان هم بی دلیل نباشد.و یکی از مهمترین نبردها در آخرالزمان بر طبق کتب دینی مسلمانان توسط ایرانیان و جهت تصاحب قدس صورت خواهد گرفت.

بالاخره بیراه نخواهد بود اگر بگوییم تسلط غربی ها نسبت به احادیث و کتب دینی ما اگر از خود ما بیشتر نباشد، قطعاً کمتر نخواهد بود. برای قدرت طلبان و ظالمین، تردید در پایان عمرشان و همچنین ترس از ظهور منجی مسلمانان که مهدی(عج) خوانده می شود، باعث شده در این عرصه بسیار جدی تر از ما در عرصه سیاست بین الملل و برخلاف شعارهای مورد ادعای خود رفتار نمایند غافل از آنکه در پازل خدا در حال دوختن چشمها به لحظه برپایی نماز جماعتی هستند که امامش مهدی(عج) است و مامومش مسیح (ع).

برداشت پنجم: خرمشهر آمدیم، کربلا می آییم، قدس خواهیم آمد...

بر طبق روایات از سه جریان عمده پیش از ظهور که با نامهای قیامهای سید خراسانی و یمانی و خروج سفیانی نام برده می شود به طور قطع قیام سید خراسانی از ایران خواهد بود. این قیام با نامهای مختلفی خوانده شده است.

الف. طرفداران سلمان فارسى ب. اهل مشرق زمين ‌‌ج. اهل خراسان د. ياران درفشهاى سياه ه. فارسيان و. سرخ رويان ز. فرزندان سرخ‌‌رويان ح. اهل قم ط. اهل طالقان.

- جابر از امام باقر (ع)روايت مي کند: سيدی از خراسان با پرچم های سياه قيام مي کندکه در کف دست راست او خالی(خللی)است و پيشاپيش او مردی بنام شعيب بن صالح است که با لشکريان سفيانی می جنگد و آنها را شکست ميدهد. (بحار الانوارج 52 ص)

- پرچم های سياهی از خراسان به اهتراز در مي آيد که چيزی نمی تواند از پيشروی آنها جلوگيری به عمل آورد تا در بيت المقدس فرود آيد و استقرار يابد (ملاحم و الفت ص 43 – روزگار رهایی ص 1036)

- ظاهر شدن سيد خراسانی. شعيب بن صالح در ايران: روايات بيانگر آن است که اين دو از ياران مهدی (عج)خواهند بود و مقارن ظهور آن حضرت ازايران ظهور خواهند کرد.و در نهضت ظهورش شرکت مي کنند.سید خراسانی زمانی که رهبری ايرانيان را می پذیرد با ايجاد وحدت کلمه در صفوف نيرو ها، سردار رشيد خود شعيب بن صالح را به فرماندهی نيروهای خود تعيين ميکند. بدين ترتيب خراسانی و شعيب جنگ را در مرزهای ايران،عراق هدايت و اداره مينمايد و نيروهای مستقر خود شام را به پيش رانده و در همان زمان،آماده پيشروی بزرگ بسوی فلسطين و قدس عزيز می شوند. (بر گرفته از کتاب عصر ظهور-علی کورانی-ص269)

برداشت ششم: شعیب بن صالح فاتح قدس و فرماندهی کل لشگر امام زمان

از روایات آنطور که مشخص است قدس تا پیش از ظهور در اشغال می باشد و فردی که افتخار آزادی قدس عزیز را پیدا می نماید فرمانده سید خراسانی یعنی شعیب بن صالح است. زمانیکه سید خراسانی سپاه ایرانیان را تحویل امام زمان می نماید، حضرت مهدی (عج)، شعیب بن صالح را بسمت فرماندهی کل سپاه خود منصوب می کند.

با این انتصاب به نظر می رسد شعیب بن صالح بایستی چهره ای جهانی و مورد پذیرش و محبوب همه ملت ها می باشد. راجع به ویژگیهای شعیب بن صالح داریم:

شعيب بن صالح، جواني است نورس، زرد و گندمگون،كوسه و خفيف اللـّحيه،سفید پوش، كسي در برابرش نمي ايستد جز اينكه كشته مي شود. اهل ری است. اهل یقین است و هر گاه تصمیمی بگیرد آن را تغییر نخواهد داد. اگر با كوه ها درگير شود از بن بر مي كند تا وارد سرزمين قدس شود. او پرچمدار حضرت مهدي [عجـّـل الله تعالي فرجه الشّريف] خواهد بود.

در توضیح روایات آمده "سید خراسانی" نام فردی است که همه او را به این نام می شناسند اما "شعیب بن صالح" نام مستعار این فرد است برای حفظ جان او.

برداشت هفتم: پیش گوییهای رهبری معظم انقلاب در کلام سید حسن نصرالله

حجت الاسلام و المسلمین آقا تهرانی و آیت الله ناصری از قول آیت الله العظمی بهجت نقل می کردند که ایشان فرموده بودند:

"تاکنون به جوانان بشارت می دادید که منتظر باشید ظهور امام زمان(عج) را خواهید دید (ظهور آنقدر نزدیک است که) به سالخوردگان نیز بشارت دهید که منتظر باشید، ظهور آقا را خواهید دید."

البته ذکر این پیشگویی ها برای فهم تکلیف و همچنین درک مسئولیت سنگین ما می باشد و بدیهی است بدون جهد و کوشش مومنین و آمادگی آنان اتفاقی در عالم صورت نخواهد گرفت. و این پیشگوییها هیچ یک به معنای قطعیت ظهور در زمان کنونی نیست.بلکه طبق تکلیفی که ائمه نموده اند شیعیان همواره بایست ظهور را نزدیک دیده و برای زمینه سازی آن تلاش کنند.

با توجه به مجموعه مطالب گفته شده، آزادی قدس همزمان با ظهور حضرت اتفاق خواهد افتاد و آزادی قدس از دید ما نیز بدان سبب اهمیت دارد که به معنای ظهور حضرت خواهد بود.

صحبت های پیش رو سخنان سیدی اصالتا یمنی است که امروز در لبنان پرچمدار نهضتی بزرگ است. این صحبت ها در جمع عده ای از طلاب قم در لبنان صورت گرفت که در تاریخ 30 مرداد 85 در بازتاب انعکاس داده شد.

سید حسن نصرالله سخنان خود را اين گونه آغاز كرد: من فكر كردم چه بگويم، موضوعي كه نمي‌شود با رسانه‌هاي گروهي طرح كنيم كه مربوط به جمهوري اسلامي، امام(ره) و مقام معظم رهبري هم باشد. برگرديم به 21 سال قبل يا بيشتر، به سال پيروزي انقلاب اسلامي سال 1979. شيعيان لبنان (و اهل سنت) منفعل بودند اما توجه خوبي به امام شد و ايشان تأثير فراوان بر ملت لبنان داشتند، اقتصادي، فرهنگي و … مخصوصاً در سطح جوانان. جزء پيشگويي‌هايشان هم هست كه: «يهوديان كنار هم جمع مي‌شوند و نابودي آن‌ها زماني است كه انقلابي در شرق شود و يكي از فرزندان انبياء، هم‌نام يكي از انبياء بني اسرائيل قيام مي‌كند.».

قضيه اول، يك روز بعد از جنگ دوم خليج فارس در كنفرانس مادريد، عرب ها و اسرائيلي ها را جمع كردند براي صلح خاورميانه كه آقا هم يك پيام مهم عليه آن داد. همه رفته بودند، رئيس جمهور سوريه، لبنان و... پشتيبان بين‌المللي هم داشتند، مثل آمريكا و شوروي. صلح به نظر ما و همه صاحب‌نظران قطعي بود. رسيديم خدمت آقا و گفتيم كه ما تنها مانديم. فرمودند: «درست است كه همه دنيا جمع شده‌اند ولي من به شما مي‌گويم صلح نخواهد شد و كنفرانس موفق نخواهد بود.» در شرايطي بود كه تحليل‌گران مي‌گفتند كار تمام شد. حتي بعضي آقايان در ايران هم اين نظر را داشتند. اسحاق رابين و حافظ اسد با واسطه مذاكره مي‌كردند و نزديك به توافق بودند. بعد از حدود يك ماه انتفاضه اول آغاز شد و در كمال ناباوري همگان روند صلح شكست خورد.

قضيه دوم، در مورد عقب‌نشيني اسرائيل بود. همه معتقد بودند كه محال است عقب‌نشيني از مرزها آن‌هم بدون قيد و شرط. رفتيم خدمت آقا؛ فرمودند: «من تحليل شما را قبول ندارم.» ولي صريح نفرمودند. بعد از چند روز فرماندهان ما رفتند تهران خدمت آقا. عادتاً اين‌ها طول عمر مسؤوليتشان دو سال بود. لذا عده‌اي از اين‌ها براي جانشيني فرماندهان شهيد آماده شده بودند. ابتدا فقط براي نماز از آقا اجازه گرفته بوديم. بعد درخواست دست‌بوسي كرديم. بعد خودشان فرمودند كه كمي صحبت كنيم. فرمودند: «پيروزي شما خيلي نزديك است، نزديك‌تر از آنچه شما به ذهنتان برسد، همه شما با چشمان خود خواهيد ديد.» و بعد از چند روز ما ديديم اسرائيل فرار كرد.

قضيه سوم، مساله سوريه بود. به خاطر سيستم امنيتي بسيار بسته كسي نمي داند داخل سوريه چه مي‌گذرد و ما نمي‌دانستيم كه بعد از مرگ حافظ اسد چه مي‌شود. لذا هميشه نگران بوديم كه يك مخالف سر كار بيايد. يك بار كه حافظ اسد مريض شد، خدمت آقا رسيديم و گفتيم برايش دعا كنيد، فرمودند دعا مي‌كنم. بعد از مدتي خوب شد. گذشت تا اين كه بار ديگر حافظ مريض شد. دوباره خدمت آقا رسيديم كه دعا كنيد، فرمودند: «البته من دعا مي كنم ولي ناراحت نباشيد. چون كسي كه بعد از او مي‌آيد براي شما خيلي بهتر خواهد بود.» وزارت خارجه و اطلاعات كه هيچ CIA هم نمي دانست چه مي‌شود. به هر حال حافظ فوت كرد و بشار آمد. و جداً وضع ما بعد از فوت حافظ اسد خيلي بهتر شد. به طوري كه اسرائيلي‌ها مي گويند، نمي‌دانيم كدام از يك از اينها از ديگري اطاعت مي‌كنند؟ صميميت ما با سوريه، اكنون به صورتي است كه هر زمان بخواهم با بشار ديدار و تبادل نظر مي كنم.

و آخر اینکه، وقتي كه ما در جنوب لبنان پيروز شديم. خدمت آقا رسيديم و من با تأسف و نااميدي گفتم: «حضرت آقا هجده سال طول كشيد تا حزب‌الله جنوب لبنان را آزاد كرد، فلسطين چقدر طول خواهد كشيد؟!» آقا فرمودند: «حالا كه پرسيديد مي‌گويم كه اعتقاد دارم آزادي قدس كمتر از آن طول مي‌كشد.»

اين‏كه مى‏بينيد جنجال عليه جمهورى اسلامى زياد است، دليل اقتدار ماست. امام (رضوان‏اللَّه‏عليه) يك وقت فرموده بودند اگر جمهورى اسلامى چيزى نيست، چرا اين‏قدر عليه آن صف‏آرايى مى‏كنند؟ اگر اهميتى ندارد، چرا براى مقابله‏ى با آن، اين‏قدر خودكشان مى‏كنند؟

برداشت آخر: خاطره ای از دکتر احمدی نژاد

هنوز نظرسنجی ها عدد 2 درصد را نشان می دادند. مضطرب بودم و نگران. آقای احمدی نژاد گفتند که فلان روز بعد پاستور می بینمت. با یقین می گفت و نسبت به حرف خود شکی نداشت مثل همیشه...

انتخابات تمام شد. او را دیدم.

گفت یادت می آید با هم پاستور قرار گذاشتیم.گفتم مثل یک رویا بود.

گفت قرار بعدی را بگذاریم. گفتم ما پای کاریم ان شاءالله.

گفت ان شاءالله توی قدس همدیگر را خواهیم دید. دست داد ولی دستم شل شده بود محکم گرفت و گفت: "مطمئن باش آن روز را خواهیم دید."