يكشنبه، 10 اسفند 1393
ساعت 10:27
به روز شده در : 18 دقیقه 19 ثانیه قبل

توصیه شده‌ها

پربحث‌ها

چهارشنبه 22 تير 1390 ساعت 10:43 2011-7-13 10:43:27
شناسه خبر : 79159
چنانچه آقایان لاریجانی و قالیباف جزو جریان اصولگرایی تعریف می‌شوند، مانند انتخابات مجلس هشتم که نمایندگان اضلاع اصولگرایی در ترکیب تصمیم‌گیر حضور داشتند، می‌تواند همان مدل مجرب و موفق احیا شود و اصرار بر روی حضور مجزای این دو فرد بدون ارائه منطق روشن و مورد اجماع، تنها جمع‌بندی نهایی را به تأخیر می‌اندازد که موجب اختلاف اصولگرایان می‌شود.

مدل فعالیت انتخاباتی اصولگرایان که در انتخابات مجلس هشتم؛ موسوم به مدل 6+5 (شش نفر به نمایندگی از سه ضلع اصولگرایی + پنج نفر مرضی الطرفین) تجربه موفقی از وحدت را به نمایش گذاشت، در مورد انتخابات مجلس نهم هنوز نهایی نشده اما برخی اصرارها بر حضور نمایندگان لاریجانی و قالیباف علاوه بر نمایندگان اضلاع اصولگرایی به نوعی در جمع‌بندی و نهایی کردن این مدل اخلال ایجاد کرده است.

به گزارش رجانیوز، برخی از اصولگرایان در مخالفت با این پیشنهاد استدلال کرده‌اند که بنا بر نهی صریح رهبر معظم انقلاب از دخالت مسئولان عالی کشور در امر انتخابات، رؤسای قوا به طریق اولی مشمول این نهی خواهند بود و نباید در این حوزه ورود کنند، این در حالی است که حضور لاریجانی یا نماینده او در ترکیب نهایی صراحتاً به معنای دخالت وی در امر انتخابات است.

در انتخابات مجلس هشتم نیز که حدادعادل خود رئیس مجلس هفتم بود، بر اساس همین منطق در فرآیندهای انتخاباتی از جمله هسته مرکزی جبهه متحد اصولگرایان و 6+5 حضور نیافت.

همچنین رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار روز هشتم خرداد ماه سال جاری با نمایندگان مجلس نهی صریحی از نزدیک شدن نمایندگان به کانون‌های قدرت و ثروت بیان کردند. ایشان در این زمینه فرمودند: 

«يك مسئله‌ى ديگر هم نزديك شدن به صاحبان قدرت و ثروت است؛ اين را ما با شما بى‌رودربايستى عرض كنيم. بالاخره ما برادرانِ هم هستيم؛ هم‌ديگر را بايستى تواصى به حق و تواصى به خير كنيم. اين خيلى خطر بزرگى است كه كسى به خاطر تأمين نمايندگى در يك دوره، نزديك بشود به صاحبان ثروت يا به صاحبان قدرت؛ اين خيلى چيز بدى است؛ اين از آن چيزهایى است كه خداى متعال از آنها نمي‌گذرد و انتقام خواهد گرفت. اين چيزها روى شخص، روى عاقبت - عاقبت به خيرى كه اينقدر برايش اهميت قائليم - و روى جامعه اثر منفى مي‌گذارد.»

از سوی دیگر، مشخص نیست چرا باید شهردار تهران یک سهم ویژه در هسته مرکزی تصمیم‌ساز اصولگرایان در انتخابات داشته باشد و این سهم ما به‌ازای چیست و چه وجهی دارد؟ آیا آقای قالیباف که هنوز از فتنه به‌عنوان "کدورت" یاد می‌کند، در مقابله با این غائله کم‌نظیر ضد انقلاب داخلی و خارجی چه عملکرد درخشانی داشته که اکنون باید جایگاه مجزا و ویژه‌ای برای او تعریف کرد؟ آیا صرف شهردار بودن، دلیل کافی برای اختصاص یک سهم است و با این منطق آیا شهرداران شهرهای بزرگی مانند اصفهان، مشهد، شیراز و... نیز می‌توانند مدعی نماینده ویژه برای خود باشند؟

چنانچه آقایان لاریجانی و قالیباف جزو جریان اصولگرایی تعریف می‌شوند، مانند انتخابات مجلس هشتم که نمایندگان اضلاع اصولگرایی در ترکیب تصمیم‌گیر حضور داشتند، می‌تواند همان مدل مجرب و موفق احیا شود و اصرار بر روی حضور مجزای این دو فرد بدون ارائه منطق روشن و مورد اجماع، تنها جمع‌بندی نهایی را به تأخیر می‌اندازد که موجب اختلاف اصولگرایان می‌شود.

در عین حال، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز در این زمینه ابهام‌هایی داشته و برخی از اعضای آن در مورد علت حضور اشخاص به‌طور مجزا خارج از چارچوب اضلاع اصولگرایی مواردی را مطرح کرده‌اند. 

این در حالی است که وحدت اصولگرایان در انتخابات آینده به‌عنوان یک راهبرد کلیدی و اصل خدشه‌ناپذیر برلی حرکت رو به جلوی جریان اصولگرایی باید مد نظر باشد و ساز و کارهایی هم که برای رسیدن به این راهبرد تنظیم می‌شود، باید وحدت‌زا و برخوردار از چارچوب‌های منطقی و مورد اجماع باشد.

چنانچه بخش‌هایی از جریان اصولگرا قصد داشتند ساز جدایی بزنند، می‌توانستند با تکیه بر مواردی مانند بدنه اجتماعی و وزن‌کشی اقبال عمومی به هر یک از جریان‌های اصولگرا مدعی سهم بیشتر شوند اما راهبرد اساسی وحدت و کنار گذاشتن رویکردهای سهم‌خواهانه، موجب شده که حتی در جلسات داخلی به چنین بحث‌هایی دامن زده نشود و به‌نظر می‌رسد به‌عنوان ما به‌ازای حداقلی، باید سایر عقلا و بزرگان جریان اصولگرا نیز به ساز و کارهای اجماعی و به‌دور از شائبه جانبداری از یک شخص یا جریان خاص پایبند باشند.

اما آنچه که برای رسیدن به این وحدت موضوعیت ویژه دارد، چارچوب کلی یعنی "تبعیت از رهبری و مرزبندی شفاف با جریان‌های فتنه و انحرافی" است که مورد تأکید بزرگان جریان اصولگرا از جمله آیت‌الله مصباح یزدی نیز قرار گرفته است.

بر این اساس، در مورد افرادی که به جریان‌های انحرافی یا فتنه اظهار تمایل کرده و یا با تکیه‌گاه‌های آن‌ها سمپاتی دارند، باید با تأمل و وسواس برخورد کرد و از این افراد خواست هر چه زودتر تکلیف خود را با جریان برانداز و تکیه گاه‌های آن، ساکتین و خواص مردود روشن کنند نه اینکه با ترتیب دادن دیدارها و نشست‌هایی، از سویی این پیوستگی و تعلق خاطر را تقویت کنند و از سوی دیگر انتظار داشته باشند که وجدان افکار عمومی آن‌ها را در مجموعه اصولگرایان باور کند، نه اینکه در اتاق‌های دربسته تصمیم‌هایی گرفته شود و این توقع نادرست وجود داشته باشد که مردمی که آزمون سنگین فتنه 88 را با بصیرت و سرافرازی پشت سر گذاشته‌اند، برخی از موارد روشن را نادیده بگیرند یا فراموش کنند.

تبلیغات در رجانیوز

0919-7136882

 

تبلیغات متنی در رجانیوز

0919-7136882